"چگونه در 12 ماه بیش از 12 سال گذشته درآمد کسب کنیم؟"

چگونه در 12 ماه بیش از 12 سال گذشته درآمد کسب کنیم؟

آیا واقعا ممکن است در ۱۲ ماه آینده درآمدی برابر با ۱۲ سال گذشته داشته باشید؟

از ابتدای زمان، سرعت ما را شیفته خودکرده است. از زمانی که انسان چرخ را اختراع کرد سعی کرد سرعت آن را بیشتر کند. در ارتباطات تجاری، از حمل نامه با اسب‌ به پست، فدکس، فکس، ایمیل و اکنون به پیامک رسیده‌ایم؛ پس چرا به موفقیت سریع دست نیابیم؟ آیا واقعاً ممکن است که در ۱۲ ماه آینده درآمدی برابر با ۱۲ سال گذشته داشته باشید؟ محدودیت‌های سرعت برای شکستن ساخته‌شده‌اند.
وقتی ارویل رایت اولین پرواز خود را در ۱۹۰۳ انجام داد، سرعتی برابر ۹ مایل در ساعت داشت. مرز ۱۰۰ مایل در ساعت در سال ۱۹۱۲ شکسته شد. فنّاوری هوایی به دلیل نیاز فوری در جنگ جهانی دوم به‌سرعت گسترش یافت. تا سال ۱۹۴۱ سرعت هواپیماها به بیش از ۶۰۰ مایل در ساعت رسید. در ۱۹۵۶ مرز ۱۰۰۰ مایل در ساعت شکسته شد. سرعت‌های امروزی فراتر از ۲۰۰۰ مایل در ساعت می‌باشند. محدودیت‌های سرعت برای شکستن ساخته‌شده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر بروید و زندگی تان را متحول کنید:

www.goodsite.4kia.ir

چگونه در جوانی ثروتمند شویم!

چگونه در جوانی ثروتمند شویم

در گذشته ثروتمندی معمولاً در بین افراد میانسال رایج بود. اما امروزه به نظر می‌رسد نسل جوان با داستانهای موفقیت معجزه‌آسای خود در صدر اخبار قرار دارد و این موضوع بخاطر نحوه گسترش علم و اطلاعات در این دوران مدرنیته است. اینترنت همواره همراه ما و در جیب ماست و نسل جدید این حقیقت را که باید همواره در حال یادگیری چیزهای جدید باشد پذیرفته است، و از این موضوع هم خشنود و راضی است. این حقیقت که آنها در حال آموختن چیزهای بیشتری بصورت خودآموز هستند باعث افزایش شانس‌شان برای موفقیت می‌شود.

بنابراین همین موضوع دلیل برتری‌شان در مقایسه با نسل قبل از خودشان است ولی آنها چطور می‌توانند از این برتری سود جویند؟ خوب، عوامل بسیار و روشهای متفاوتی در این رابطه وجود دارد. ما در اینجا تعدادی از این روشها و شیوه‌های مناسب را که به شما در رسیدن به استقلال مالی در زندگی کمک می‌کند مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱ . شبکه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کند

از این توصیه برداشت اشتباه نکنید. منظورم برقراری روابط اجتماعی با ثروتمندان نیست، اما شما باید سعی کنید با کسانی که اهدافی مشابه شما دارند تشکیل یک شبکه بدهید. شبکه‌ای از مردم که در تلاش برای رسیدن به یک هدف مشترک هستند در مقایسه با تلاش انفرادی شانس بیشتری برای موفقیت دارند.

راههای مختلفی برای ایجاد این شبکه وجود دارد، که یکی از راههای متداول استفاده از شبکه‌های اجتماعی در دنیای مجازی است ولی در دنیای حقیقی نیز این کار باید به همان شکل انجام پذیرد. پلهای پشت سرتان را هیچگاه خراب نکنید و با همکلاسیها، همکاران سابق و کنونی و نیز شرکای تجاری و مشتریان خود در ارتباط باشید و تلاش کنید با اکثر آنها ارتباط حرفه‌ای حساب شده برقرار کرده و حفظ کنید. حتی اگر یکی از این اشخاص در حال حاضر بی‌ربط با هدفتان به نظر برسد ولی چه کسی از آینده خبر دارد پس با همه آنها ارتباط خود را حفظ کنید.

۲ . نیازهای واقعی مشتریان را بیابید

والدین ما با شعار مشتری‌مداری تجارت می‌کردند و به تدریج آن را بعنوان یک اصل پذیرفتند. ولی نسل جدید کمی متفاوت به قضیه می‌نگرد. ما در جامعه‌ای با طیف گسترده و متفاوتی از مشتریان متولد شدیم و بخش اعظمی از این نسل حقیقتاً نحوه تعامل با آنها را نیاموخته‌اند. این مشتریان با تبلیغات رنگارنگ به داخل گود کشیده شده‌اند و در صورت برآورده نشدن خواسته‌های واقعی‌شان بشدت آزرده‌خاطر می‌شوند. ثروتمندان چیزهایی می‌خرند که با آن پول بیشتری بدست آورند در حالیکه مردم فقیر کالاهای مصرفی می‌خرند که باعث افزودن بر ثروت ثروتمندان می‌شود. همینقدر کافیست که که دریابید چگونه باید با مشتریان خود تعامل کنید.

۳ . پس‌انداز به منظور سرمایه‌گذاری

دورانی که در آن پولهایمان را خردخرد جمع می‌کردیم ودر یک حساب پس‌انداز ذخیره می‌کردیم تا بیشتر و بیشتر شود دیر زمانیست که سپری شد. امروزه این کار خیلی زمانبر است و حتی ممکن است مانع پیشرفت حرفه‌ای‌تان بشود. پیدا کردن شغل برای جوانها به نظر وظیفه دشواریست اما مشاغل خانگی زیادی در دسترس قرار دارد که جوانها می‌توانند با آن پس‌انداز خوبی بدست آورند. پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری تنها چیزیست که در واقع معقول به نظر می‌رسد. با سرمایه‌گذاری در چیزهای جدید باید کاری کنید که پولتان برای شما پول خلق کند.

البته در این کار عجله نکنید و پولتان را هوشمندانه سرمایه‌گذاری کنید. طرحهای سریع پولدار شدن، معمولاً بازپرداخت و عایدی ندارند و قاعدتاً باید از اینگونه طرحها دوری کنید خصوصاً اگر کسی تلاش کند این طرحها را به زور به شما بقبولاند. شما نیاز به بررسی خطرات و احتمالات موفقیت طرحهای سرمایه‌گذاری مورد نظر خودتان را دارید و باید اطمینان حاصل کنید که ریسک منطقی و کوچکی در پی دارد و سپس ژتونهای خود را روی میز بگذارید. با اینحال، هر سرمایه‌گذاری کمی قمار با خودش بهمراه دارد.

۴ . حرفه خود را هوشمندانه انتخاب کنید

بگذارید رک باشیم، گفتن این حرف راحتتر از عمل بدان است. هنگامیکه بدنبال حرفه مورد علاقه خودمان هستیم، معمولاًترکیبی از خواسته‌های درونی، تحقیق و مشاوره از کسانی که مورد اعتماد ما هستند را مدنظر قرار می‌دهیم. این موضوع باعث پیچیدگی در تصمیم‌گیری می‌شود اما نسل کنونی بخوبی می‌داند که اگر بدرستی تحقیق کرده و به صحبتهای عوام گوش نکند، می‌تواند هم حرفه مورد علاقه‌اش را یاد بگیرد و هم با آن به ثروت برسد.

امروزه منابع بیشماری وجود دارند که می‌توانید با استفاده از آن تصویر روشنی از وضعیت اقتصادی و چشم‌انداز بازار کار داشته باشید و با توجه به آن براحتی می‌توانید شغل مطلوبتان پیدا کنید. مطمئن باشید که تصمیم‌هایتان بر پایه درک درستی از وضعیت فعلی و آینده بنا شده و اجازه ندهید احساسات در انتخاب شغل آینده شما تاثیر منفی بگذارد.

۵ . از کسانی که این راه را رفته‌اند تحقیق کنید

همان طور که گفتیم، افراد زیادی هستند که در جوانی تصمیم گرفتند ثروتمند شوند، و حتی بالاتر از این، در جوانی به ثروت رسیدند. داستان موفقیت مارک زاکربرگ از همه معروفتر است بخاطر اینکه شبکه اجتماعی او بنام فیس‌بوک تأثیر شگرفی بر زندگی بسیاری از مردم جهان داشته است. امروز او با بیست میلیارد دلار ثروت خالص یکی از ثروتمندترین مردان جهان است.

داستان زاکربرگ یکی از چندین داستان موفقیت افراد جوان است که بزرگ فکر کردند. تحقیق کنید و ببینید چه افکاری آنها را به جایگاه کنونی رساند، چه چیزی الهام بخش آنان در یافتن ایده‌هایشان بود و چگونه این ایده‌های عظیم را محقق کردند. خلاقیت و الهام دو تا از بهترین دوستان شما در محیط کسب‌وکار است و کمک می‌کند در مواقع سختی و مشکلات انگیزه خود را حفظ کنید.

۶ . اهداف، شما را به جلو می‌برند

در مسیر پیشروی‌تان گاهی اوقات بسادگی لجام امور از دستتان در می‌رود و راهتان را گم می‌کنید. علاوه براین با گفتن "ای کاش میلیونر بشوم"، نمی‌توانید بگویید که من هدف دارم. این بیشتر شبیه افکار واهی و بدون پشتوانه است. بنابراین لازم است بدقت مشخص کنید از زندگی‌تان چه می‌خواهید و فقط و فقط در این صورت است که می‌توانید برنامه‌ای برای رسیدن به آن بریزید. با این حال، کافی نیست که به این اهداف بزرگ برای انگیزه‌بخشی در زندگی‌مان اعتماد کنیم. وقتیکه برنامه‌ریزی کردید اهداف کوتاه مدتی در نظر بگیرید که شما را به پیش براند و از مزایای رسیدن به آنها برخوردار شوید تا انگیزه شما حفظ شود اما همیشه مقصد و هدف نهایی را در ذهن تکرار کنید.

۷ . اینترنت طلاست

من مطمئنم که جوانان امروزی به عظمت و قدرت اینترنت آگاه هستند. اهداف تجاری‌تان هر چیزی که باشد، مطمئناً می‌توانید از اینترنت در راههای مختلفی کمک بگیرید. اگر به ارتباطهای وسیعی که اینترنت ایجاد کرده است بنگریم، شما هم می‌توانید به آسانی راهتان را در این بین پیدا کنید و بسیاری از جوانان از این امکانات بی‌نظیر استفاده می‌کنند.

شبکه و بازاریابی شبکه‌ای، فرصتهای تجاری، تامین مالی، تحقیقات بازاریابی، تحقیقات از رقبای تجاری و بسیاری از موارد دیگر توسط اینترنت قابل انجام است. بسیاری از مردم توانستند همه این موارد را با انتقال فعالیتهای تجاریشان به محیط آنلاین انجام دهند بدون اینکه تلاشی در محیط حقیقی بکار برند. با این حال از تماس مستقیم نهراسید، فرصتها به هر شکل و اندازه‌ای فراهم است.

۸ . بیشتر فعالیت کنید

فکر کردن در مورد آینده‌تان یک بخش کوچک ماجرا است و فعالیت برای رسیدن به اهدافی که برای خودتان تعیین نمودید بخش اصلی ماجرا است. اگر به جدول زمانی میلیونرهای جوان نگاهی بیندازید، متوجه خواهید شد که بیشتر آنها با رضایت و خوشحالی ۱۰ الی ۱۲ ساعت در روز را مشغول کار هستند. تنبلی مانع رسیدن به اهدافتان می‌شود و باید خودتان را برای انجام کارهای ضروری آماده نگه دارید. شما جوان هستید پس از جوانی‌تان برای اثبات خودتان استفاده کنید و نتایج لازم برای رشد و توسعه را بدست آورید.

۹ . تصمیم بگیرید تا جوان هستید به اهدافتان برسید

مطمئناً افراد جوان توسط تاجرین قدیمی و جاافتاده به سختی مورد پذیرش قرار می‌گیرند ولی این موضوع نباید باعث سرخوردگی و ناامیدی در شما شود. آنها تجربیات بیشتری نسبت به شما دارند اما شما ترتیبات دنیای جدید را خیلی بهتر از آنها می‌شناسید بعلاوه شما می‌توانید تا ۱۵ ساعت در روز هم کار کنید و ۵ الی ۶ ساعت بخوابید و سپس ۱۵ ساعت دیگر بهمین صورت ادامه دهید.

کارهای زیادی هست که جوانترها بهتر از مسن‌ترها می‌توانند انجام دهند، یکی از اینها داشتن استعداد بالاتر در تطبیق و فهم فناوریهای جدید است. با تکیه بر جوانی‌تان سعی کنید از تجربیاتشان درس بگیرید و ایده‌های جدید و درک بهتری از حرفه خود بدست آورید و به خودتان اجازه ندهید مرعوب این چیزها یا هر چیز دیگری در این رابطه شوید.

۱۰ . ترس دشمن است

چند چیز است که نابودکننده شانس ثروتمند شدن شماست و حتی مانع تلاش شما می‌شود. شایع‌ترین بهانه این است، "من خیلی جوان هستم. هنوز زوده." و این بدترین بهانه است. خیلی جوان بودن به این معنی نیست که شما نمی‌توانید ایده‌های بزرگ تجاری داشته باشید و افراد زیادی این موضوع را ثابت کردند. اگر خودتان را جدی نگیرید دیگران نیز شما را جدی نمی‌گیرند. از ترس خود برای محتاط بودن استفاده کنید اما بخاطر ترس غیرمنطقی فرصتها را از دست ندهید.

مطلب پایانی

جوانی سرشار از انرژی است و این انرژی باعث تسریع در تغییر و پیشرفت می‌شود. جوانان در راس ایده‌های انقلابی و تغییرات اساسی در دنیا قرار دارند و شما نباید فکر کنید که توانایی بدست آوردن چیزهای بزرگ را ندارید. موفق باشید و هیچوقت انگیزه خود را از دست ندهید!

منبع: lifehack.org

فلیم فتومتر

Graduated فلیم فتومتر

برای اندازه گیری Na K از دستگاه فلیم فوتومتر استفاده می شود که اساس کار این دستگاه بر اساس فرایند نشر اتمی می باشد.که نشر حاصل از انرژی هایی است که به صورت حرارتی از شعله دریافت می کند . حرارت شعله باعث برانگیخته شدن اتمها ، موکلولها و یونها می شود و وقتی این گونه های برانگیخته به حالت پایه انرژیشان بر می گردند مازاد انرژی خودشان را به صورت نشر از دست می دهند.

روش فلیم فوتومتری به این ترتیب است که نمونه مایع توسط یک مکنده موئین به سمت شعله با درجه حرارت بالا مه پاش می شود . ذرات کاملا پودر و ریز می شوند و سوختن و برانگیخته شدن ذرات سریعتر صورت می گیرد. اتمهای برانگیخته شده پس از اینکه نشر پیدا کرده از یک طول موج از آنها ساطع می شود . این طول موج ترکیبی از عناصر مختلف است که باید طیف مورد نظر خود را جدا کنیم از *****ی استفاده می کنیم که برای عنصر مورد نظر ساخته شده و طول موج همان عنصر را از خود عبور می دهد . طول موجی که از این ***** عبور کرده و دقت بالایی دارد و مربوط به عنصر مورد نظر است و برای اینکه این طول موج مورد نظر خود را جدا کنیم از *****ی استفاده کنیم که برای عناصر مختلف ساخته شده وطول موج مربوط به همان عنصر را از خود عبور دهد .طول موجی که از این ***** عبور کرده و دقت بالایی دارد و مربوط به عنصر مورد نظر است و برای اینکه این طول موج به جریان الکتریسیته تبدیل شود باید تقویت شود که بعد از ***** یک تقویت کننده وجود دارد و بعد از تقویت کننده یک ثبات یا نمایشگر وجود دارد که شما می توانید طیف ساخته شده را به صورت یک عدد مشاهده کنید بر حسب ppm منبع سوخت دستگاه flame اتان ، متان و استلین می تواند باشد در بین این سه منبع استلین انرژی دارد و درصد بیشتری از گونه ها را برانگیخته می کند و احتیاج به سیستم مجهز تر و پیشرفته است .

از استلین در بعضی از دستگاههای اتمیک استفاده می شود ولی برای عناصر قلیایی و قلیایی خاکی که مد نظر ما هستند استفاده نمی شود .بخش دیگر دستگاه تقویت کننده هوا برای بهتر سوختن شعله به شعله فرستاده می شود .دستگاه به طور خود به خود نمی تواند طول موج ها را به mg/lit و ppm تبدیل کند باید یک غلظت های برای آن باید تعریف کرد .بنابراین از یکسری محلول های استاندارد استفاده می کنیم . محلول های استاندارد دارای غلظت مشخص و تعریف شده هستند . و با این استاندارد ها دستگاه را کالیبره می کنیم . استاندارد هایی که می سازیم : 50 40 30 20 10 5 0

کالبیره کردن:غلظت 5/1 روی 100 تنظیم می کنیم استانداردها ر ا به دستگاه می دهیم وغلطت ها را قرائت می کنیم و نمودار غلظت استاندارد را رسم می کنیم و بهترین خط را رسم کرده معادله ی خط را تعیین می کنیم. اگر غلظت محلول از 50 بالاتر رفت باید محلول را رقیق کنیم

برای ساختن استاندارها دقت زیادی لازم است:چون دقیق بودن کار به استانداردها بستگی دارد.ظرفها باید کاملا استریل شود.اندازه گیری ها وهمچنین به حجم رسانی باید دقیق باشد.استانداردNaبا نمک Naclوپتاسیم با نمک kcl ساخته می شود.

برای ساختن محلول هایی که غلظتشان کم است ممکن است با مشکلاتی مواجه شویم از قبیل:دقت پایین دستگاه ها ،خطا در توزین... برای کم کردن خطا بهترین کار این است که از محلول مادر برای ساختن استانداردها استفاده شود.

* محلول مادر : محلول1000 ppm است بنابراین بهترین کار این است که از روی محلول مادر،استاندارهای دیگر را بسازیم به این ترتیب که:از محلول 1000ppmیک محلول 100ppm واز روی محلول 100ppmسایر استانداردها را می سازیم.

این روند درصد خطا را به شدت پایین می آورد که در واقع از فرمول زیر استفاده می شود .

N1 V1 = N2 V2

ساخت محلول 100PPM :

N1 V1 = N2 V2 1000 * V1 = 250 * 100 V1 = 25ML

ML25 از محلول مادر را برداریم و به حجم CC250 برسانیم

به همین صورت از محلول ppm100 محلول های استاندارد را می سازیم برای رقیق سازی معمولا برای 10/1 انجام می شود .

__________________

Graduated اسپکتروفتومتر

اسپکتوفتومتری جذبی Absorption Spectrophotometr

اندازه گیری کمی در این متدها به این ترتیب است که یک دسته اشعه نورانی را به نمونه تابانده و سپس مقدار نور جذب شده را به وسیله مقایسه شدت نور خارج شده از محلول و شدت نور اولیه اندازه گیری می کنند.

قانون کمی Absorptionmetry یا قانون لمبرت_بیر Lambert _Beer`s Law این قانون اساس تجزیه کمی را در Absorptiometry تشکیل می دهد.

هرگاه یک نور ساده monochromatic که با Io نشان داده می شود را عمد بر سطح تابش وارد یک محلول یکنواخت و شفاف و ضخامت L و غلظت مولکولی c گردد. یک قسمت از آن جذب شده ، یک قسمت دیگر از محلول عبور کرده و در امتداد شعاع تابش خارج می گردد.

 بنابراین : Io = Ir + It + Ia

Irبه دلیل اینکه نمونه در سل شیشه ای یا کوارتز و مقدار Irانعکاس داده شده در سطح جدایی شیشه و هوا حدود 4% است و همچنین با به کار بردن Blank می توان اثر آن را خنثی کرد. در نتیجه : Io = It + Ia

: Iaاندازه گیری Ia مشکل است . در صورتی که مقادیر It و Io قابل اندازه گیری هستند ، لذا از تفاوت آنها Ia حاصل می شود . ولی آنچه که عملا به وسیله دستگاه اندازه گیری نشان داده می شودLog Io/ It که با Irرمتناسب است : Ir~ Log Io/ It

الف) قانون لمبرت Lambert`s Law

هرگاه یک دسته شعاع نورانی مونوکروماتیک از یک محلول جاذب و شفاف به ضخامت dL کم شدن شدت نور آن یعنی dI متناسب است با شدت نور تابش ضرب در ضخامت محلول :

dI = I × dL

dI = - k .I . dL

k ضریبی است که پس از اینکه تناسب به تساوی تبدیل می شود ضریب k نیز به آن اضافه می گردد. که اینجا k ضریبی ثابت با علامت منفی که نماینده کم شدن شدت نور است. حال اگر از رابطه فوق انتگرال بگیریم در نهایت به دست می آید:

Log It/Io = - k.L / 2.3

ب) قانون بیر Beer`s Law

بیر ثابت کرد که نه تنها جذب نور جاذب موجود در یک محلول تابع ضخامت محلول است بلکه تابع غلظت مولکولی نیز می باشد. یعنی اگر L تابت باشد و غلظت را 2 برابر کنیم همان اثری را خواهد داشت که در غلظت ثابت L را 2 برابر کنیم :

Log It/Io ­= - k.C / 2.3

و در نهایت با ترکیب این 2 معادله این چنین به دست می آید:

Log It/Io­= -e.L.C

مقدارLog It/Io را با A نمایش می دهند Absorbance در رابطه کلی c: غلظت بر حسب mol/L

L : ضخامت سل بر حسب cm

e: بر حسب L/mol . cm که نماینده حساسیت اندازه گیری است یعنی هر چه مقدار آن بیشتر باشد حساسیت اندازه گیری بیشتر است. مقدار به درجه حرارت و جنس حلال و جنس جسم محلول و طول موج بستگی دارد و حداکثر مقدار آن [1]10 It/Io را با T نمایش می دهند و با عنوان Trnnsmitance نام می برند

A= -Log T or A=2-Log% T

گالوانومتر دستگاههای اندازه گیری جذب نور معمولا هم بر اساس A و هم بر اساس T درجه بندی شده و هر یک را می توان انتخاب کرد . ولی اندازه گیری A بیشتر معمول است ، زیرا منحنی C غلظت بر حسب A یک خط مستقیم با ضریب زاویه CLاست ولی منحنی C بر حسب T خط مستقیم نیست .

چرا استانداردها را کوچک در نظر می گیریم ؟ چون تا یک حدی منحنی خطی است و بعد از اینکه غلظت استانداردها از یک حدی زیاد شد نمودار خطی نیست . بهترین حالت این است که خط مستقیم باشد .

روش کار :

gr 5 از نمونه خاک را توزین کرده در این مایر ml250 ریخته همچنین 2 نمونه Blank به عنوان شاهد به نمونه اضافه کنیم.

سپس ml 100 از محلول عصاره گیری بی کربنات سدیم به آنها اضافه کرده و بعد از مدت نیم ساعت Shake نمائید بلافاصله آن را با کاغذ صافی صاف نمائید .

اگر عصاره رنگی بود معمولا به ازاء هر نمونه gr 1 کربن اکتیو به عصاره اضافه نیم ساعت Shake ، سپس صاف نمائید بعد از صاف شدن نمونه ها ml25 از عصاره و Blank و استانداردها را در این مایرهای ml125 ریخته و ml25 از محلول مخلوط به آن اضافه کنید . مدت 15 دقیقه Shake نموده و حداقل بعد از یک ساعت رنگ آبی کامل شده را با دستگاه اسپکتوفتومتر روی طول موج 880 یا 820 قرائت نمائید

 

احداث گلخانه

مقدمه

یک گلخانه ، وسیله‌ای برای تغییر محیط اطراف گیاهان و بهبود شرایط رشد می‌باشد. گلخانه‌ها در چند مورد قابل استفاده‌اند. بعضی از گلخانه‌ها برای عملیات سالیانه مورد استفاده قرار می‌گیرند، در حالیک ه بعضی از آنها فقط برای پرورش گیاهان در فصلهای بهار و پاییز ساخته می‌شوند. در بعضی از شرایط آب و هوایی ، برای پرورش تعدادی از گیاهان در تابستان (مانند گوجه فرنگی) ، که در شرایط بیرون قابل کشت نیستند، گلخانه مورد نیاز می‌باشد.


تصویر

 

ساختمان گلخانه

هزینه ساخت گلخانه بطور کلی به اندازه و ماده پوشش دهنده آن بستگی دارد. ساخت گلخانه با پوشش شیشه‌ای و قاب فلزی معمولا بیشترین هزینه را داراست. پوششهای دیگر مانند فایبرگلاس ، اکریلیک و پلی کربنات دارای هزینه متوسطی می‌باشند. پوشش پلی اتیلن با قاب چوبی دارای کمترین هزینه است. تجهیزات حرارتی و تهویه نیز هزینه‌ای با توجه به ساختمان گلخانه و اندازه آن دارند.

ساخت گلخانه‌های خورشیدی نیز امکان‌پذیر است اما به مهندسی خاصی نیازمند می‌باشد. اسکلت یا قاب گلخانه از فلز یا چوب ساخته می‌شود. فضای بین لایه‌های پوششی را می‌توان برای کمک به مقاومت در برابر وزش باد خالی از هوا نمود. گلخانه با اسکلت چوبی به آسانی ساخته می‌شود و انتخاب مناسبی برای سازنده است.

گرمایش

محیط گلخانه معمولا بوسیله هوای داغ ، آب داغ یا بخار گرم می‌شود. گاهی اوقات گرما به صورت تکمیلی توسط گرمکن‌های الکتریکی تامین می‌شود. انتخاب منبع حرارتی باید با توجه به هزینه اولیه تجهیزات و هزینه عملیاتی انجام گیرد. گرمکن‌های الکتریکی هزینه اولیه کمی داشته اما معمولا هزینه عملیاتی بسیار بالایی دارند. گرمایش بوسیله آب داغ یا بخار از لحاظ هزینه نصب گران است، اما هزینه عملیاتی کمی دارد. گرمایش بوسیله هوای داغ با استفاده از گاز طبیعی یا نفت به عنوان سوخت بطور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.

زغال سنگ و چوب هم می‌تواند به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گیرد. البته هر کدام به مدیریت دقیقی نیازمند است. هر نوع گرمکن احتراقی برای جلوگیری از انباشت گازهای نامطلوب ، که موجب از بین رفتن گیاهان می‌شود، دریچه‌ای به خارج گلخانه داشته باشد. بهترین گرمایش در حالتی انجام می‌شود که از کف صورت گیرد، چرا که بطور طبیعی هوای گرم به سمت بالا می‌رود. گیاهان اغلب دارای دمای مخصوص متوسطی برای رشد ایده‌آل می‌باشند. دمای شبانه دارای بیشترین اهمیت است. با این وجود دمای روزانه بالا می‌تواند موجب از بین رفتن محصولات گلخانه شود.

دی‌اکسید کربن و نور

دی‌اکسید کربن و نور برای رشد گیاهان ضروری می‌باشد. صبحگاهان با بالا آمدن آفتاب ، گیاهان فتوسنتز را آغاز می‌نمایند. میزان دی‌اکسید کربن در گلخانه ، به واسطه مصرف توسط گیاهان ، کاهش می‌یابد. با تجدید هوا می‌توان میزان دی‌اکسید کربن را به اندازه میزان آن در محیط بیرون بالا برد. از آنجا که دی‌اکسید کربن و نور در فرآیند فتوسنتز مکمل یکدیگر هستند، با تامین روشنایی تکمیلی و تزریق دی‌اکسید کربن می‌توان بازده سبزیجات و گلدهی محصولات را افزایش داد. دی‌اکسید کربن مایع ، یخ خشک و احتراق سوختهای بدون سولفور می‌تواند به عنوان منابع تامین دی‌اکسید کربن مورد استفاده قرار گیرد. شدت ، استمرار و پخش طیفی نور مرئی برای رشد گیاه ، مهم و حیاتی است. نور مورد نیاز معمولا توسط خورشید تامین می‌شود، مگر اینکه گلخانه در فصل زمستان فعال باشد.


تصویر

 

کنترل شرایط محیطی گلخانه

فعالیتهای شیمیایی صورت گرفته در فرآیند فتوسنتز گیاهان ، مستقیما متاثر از شرایط محیطی می‌باشد. فتوسنتز به عواملی مانند دما ، شدت نور و وجود آب و مواد غذایی وابسته است. تنفس گیاه نسبت به دما حساس می‌باشد. محدوده دمایی توصیه شده برای بیشتر گیاهان گلخانه‌ای که منجر به بالاترین بازده فتوسنتزی می‌شود، چیزی بین 50 تا 85 درجه فارنهایت می‌باشد. بنابراین بدون توجه به اینکه گلخانه برای چه کاری مورد استفاده قرار می‌گیرد، باید محیط آن کنترل شده باشد. این کار برای سلامت گیاهان گلخانه ضروری می‌باشد.

دما

دمای مناسب برای گلخانه توسط انرژی حاصل از تابش خورشید فراهم می‌شود و در صورتی که این انرژی کافی نباشد دما بوسیله حرارت تکمیلی تامین می‌گردد. گیاهان مختلف به محدوده دمایی متفاوتی نیاز دارند. برای مثال گیاهان گرمسیری به محدوده دمایی 70 تا 80 درجه فارنهایت نیازمند می‌باشند. دمای داخل گلخانه باید در روز در دمای موردنظر ثابت بماند؛ و درشب 10 درجه فارنهایت پایینتر باشد. چهار روش برای ثابت نگه داشتن دما در حد مطلوب وجود دارد:

  • جلوگیری از اتلاف حرارت
  • ذخیره گرما
  • اضافه کردن حرارت
  • خارج کردن حرارت اضافی

دما ، مهمترین فاکتور محیطی در نزد کشاورزان می‌باشد. تنظیم کردن دما ، تاثیر مستقیمی بر روی رطوبت نسبی و سطح دی‌اکسید کربن دارد. تهویه می‌تواند بیشتر یا همه کنترل دمای مورد نیاز برای گلخانه‌های کوچک فصلی را به انجام برساند. گلخانه‌های بزرگتر ممکن است به فن‌های الکتریکی (برای خنک کردن گلخانه در تابستان) و سیستمهای حرارتی برای شبهای سرد نیازمند باشند. با توجه به آنچه گفته شد، اغلب گیاهان دارای دمای مخصوص متوسطی برای رشد ایده‌آل می‌باشند.

رطوبت نسبی

رطوبت نسبی مقیاسی از مقدار آب موجود در هوا در یک دمای داده شده می‌باشد. میزان تنفس گیاهان متاثر از رطوبت نسبی هوای اطراف می‌باشد؛ زیرا که رطوبت نسبی ، اختلاف فشار بخار بین سطح برگها و هوای اطراف را تعیین می‌کند. رطوبت نسبی بین 25 تا 80 درصد ، تاثیر ناسازگاری برروی رشد اکثر گیاهان ندارد. رطوبت نسبی خارج از این محدوده می‌تواند مانع تنفس گیاه شده و به گسترش بیماریها کمک نماید. در ضمن رطوبت نسبی بالا موجب افزایش بیماریهای برگی در گلخانه می‌شود. رطوبت نسبی هوای داخل گلخانه بوسیله دمای سطوح داخلی تعیین می‌شود. کاهش جریان هوا و نیز کم شدن نرخ تعویض هوا ، منجر به افزایش رطوبت نسبی می‌شود.

یک گلخانه‌دار که دارای گلخانه‌ای کاملا بسته با پوشش دو لایه‌ای می‌باشد؛ باید از وجود امکانات تهویه کافی ، که برای کنترل رطوبت نسبی و نیز حداکثر دما لازم است، مطمئن باشد. رطوبت نسبی ایده‌آل برای گلخانه چیزی بین 50 تا 60 درصد است. اگر رطوبت نسبی خیلی بالا باشد، شرایط برای حمله بیماریها به گیاهان فراهم می‌شود. اگر رطوبت نسبی خیلی پایین باشد، گیاهان از تنش آبی در رنج خواهند بود. رطوبت نسبی را می‌توان با آبیاری کردن در صبح و بیرون راندن هوای مرطوب کنترل نمود. باید توجه داشت که هرگز نباید آبیاری را بعد از ظهر انجام داد.


تصویر

 

جریان هوا در گلخانه

گردش هوا در گلخانه ضروری است. وقتی که یک گیاه در معرض جریان هوای تازه خارج از گلخانه باشد، هوای تازه در نزدیکی برگها تامین شده و گیاه می‌تواند اکسیژن پس داده و از دی‌اکسید کربن تازه استفاده نماید. جریان هوا همچنین به پایین نگه داشتن رطوبت نسبی و کنترل دما در گلخانه کمک می‌نماید.

چشم انداز بحث

گلخانه‌های تجاری به همه نیازمندیهای اشاره شده در بالا و حتی بیشتر از آن وابسته‌اند. در یک گلخانه تجاری هدف اصلی سود دهی است، برای رسیدن به این هدف ، گلخانه باید از لحاظ تآمین شرایط محیطی مطلوب کارآمد باشد. نور و دمای گلخانه باید بطور سخت و جدی کنترل شود. اخیرا کامپیوترها برای چنین کنترلهایی بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته‌اند. همچنین وجود گازهای سمی و گرد و غبار در گلخانه ممکن است یک مشکل جدی باشد. این گازها شامل مونو‌اکسید کربن ، اکسید نیتروژن و دی‌اکسید نیتروژن می‌باشند،‌ که ممکن است از وسایل حرارتی متصاعد شوند.

 

 بسترهاي کشت، تکثير و پرورش گياهان زينتي
انواع محيط‌هاي كشت براي ريشه‌زايي- ماسه؛
- پرلايت؛
- ورميکولايت؛
- مخلوط ماسه و پرلايت.

ماسه
- محيط کشت معروف؛
- فاقد هر گونه عناصر؛
- ارزش آن به واسطه وجود تخلخل كافي، وجود اكسيژن و حفظ رطوبت.
اولين محيط كشت ماسه است كه براي ريشه‌دار کردن گياهان ارزشي خاص دارد، زيرا قلمه‌هاي جدا شده از پايه‌هاي مادري ذخيره غذايي به اندازه کافي دارند. اندازه ذرات ماسه و تخلخل بين اين ذرات بسته به نوع قلمه‌ها متفاوت است پس بهتر است که براي قلمه‌هاي مختلف اندازه معيني از محيط کشت را استفاده کنيم.
پرلايت- منشا آتشفشاني؛
- سفيد رنگ؛
- فاقد هرگونه ذخيره غذايي؛
- ارزش آن به واسطه ذخيره آب تا 4 برابر وزن خود.
دومين محيط کشت که براي تکثير قلمه‌ها استفاده مي‌کنيم پرلايت است. و به دليل خصوصيات ذكر شده، در ريشه‌دار شدن قلمه‌ها يا گياهاني که در غير محيط خاک پرورش مي‌يابند بسيار مفيد و مناسب است. اندازه ذرات پرلايت بين 4- 2/1 ميلي‌متر است و بسته به نوع مصرف و نوع قلمه براي تکثير از پرلايت‌هاي نرم و نسبتاً درشت استفاده مي‌کنيم. معمولاً مخلوطي از پرلايت‌هاي خيلي نرم و نسبتاً درشت به نسبت مساوي ترکيب مي‌کنيم و بعنوان يک بستر ريشه‌زايي از آن استفاده مي‌شود.
ورميكولايت- ماده معدني از نوع ميكا؛
- حاوي سيليکات منيزيم، آلومينيم و آهن است.
در حقيقت يک رس حرارت ديده است که مي‌تواند مقدار زيادي آب را جذب کند. ورميکولايت بدليل قيمت نسبتاً بالايي که دارد مصرف چنداني ندارد. بعلاوه بعلت جذب آب حجمش زياد مي‌شود و نبايد تحت فشار قرار گيرد، زيرا تخلخلش را از دست مي‌دهد. فقط در موارد خاص براي سازگاري دادن يک گياه حاصل از کشت بافت در محيط جديد از اين ماده استفاده مي‌شود. بنابر اين براي تکثير معمول و متداول گياهان عمدتاً ماده مورد مصرف پرلايت يا ماسه است.
مخلوط ماسه و پرلايت
- به نسبت مساوي مخلوط مي‌شوند؛
- در سطح كاربردي مصرف زيادي دارد.
چهارمين محيط كشت، مخلوط ماسه و پرلايت است. به نسبت مساوي يک حجمي از پرلايت و ماسه نرم (همان چيزي که در اصطلاح باغباني ماسه بادي مي‌گويند) را با هم مخلوط مي‌کنند و قلمه‌ها را در آن قرار مي‌دهند. بعد از ريشه‌دار شدن قلمه‌ها و اطمينان از حجم ريشه، قلمه‌ها به محل مناسب ديگر انتقال مي‌يابند.
محيط‌هاي کشت قلمه‌ها فاقد هر گونه ذخيره غذايي بوده و بدليل آنکه فوق‌العاده سبک هستند تخلخل زيادي دارند و نمي‌توانند مواد غذايي را به مدت زيادي در خود نگه دارند. بعد از ريشه‌دار شدن گياهان چون نياز به عناصر معدني در گياه خيلي بالا مي‌رود، در يک خاک مناسب که ذخيره کافي اين مواد را دارند کشت مي‌شوند.
محيط‌هاي پرورشي گياهان – كشت خاكي
- متداولترين محيط کشت شناخته شده خاک يا
Soilاست. تعريف خاک و انتظاري که از خاک براي نگهداري طولاني يک گياه مي‌رود، بسته به نوع گياه و نياز خاص غذايي آن گياه متفاوت است. گياهان علفي و آپارتماني نياز به يک بافت بسيار سبک دارند، بافتي که تخلخل کافي دارد و آب را به اندازه مناسب در خود نگهداري مي‌کند و ريشه‌ها در آن بخوبي تنفس مي‌کنند.
- ترکيبي با نسبت مساوي از خاک برگ، ماسه بادي و خاک زارعي و داراي يک بافت خوب و مناسب براي پرورش گياهان آپارتماني اصطلاحاً خاک سبک ناميده مي‌شود.
- خاک سنگين در باغباني کاربرد خيلي زيادي ندارد، فقط گياهاني که ساختمان ريشه‌اي بسيار قطور و قوي دارند مثل گل كاغذي و هم‌چنين شاه‌پسند درختي و درختچه ختمي چيني در خاک‌هاي سنگين بهتر رشد و نمو مي‌کنند.
- غير از خاك تركيبات مصنوعي ديگر مثل پيت هم استفاده مي‌شود.
Peatخاكي است كه از بقاياي در حال تخمير اندام‌هاي مختلف گياهي بوجود آمده است. پيت‌هاي طبيعي حاصل تخمير خزه‌ها هستند. دو خزه معروف بنام‌هاي Sphagnum و Hyponum در اروپاي شمالي به وفور يافت مي‌شوند و معادني که از اين خزه‌ها در اروپاي شمالي بدست آمده تحت عنوان تورب يا پيت خالص به بازار عرضه مي‌شوند. پيتPH بسيار پاييني دارد و براي گياهان اسيد پسند و آن‌هايي که نياز به PH پايين دارند بسيار مناسب و ايده‌آل است.
هيدروپونيك – كشت بدون خاك گياهان- پرلايت؛ - ورميكولايت؛
- پشم سنگ؛
- پوكه معدني.
البته اين مواد فاقد هر گونه ذخيره غذايي هستند و مواد غذايي بطور مصنوعي به اين سيستم‌ها بايد اضافه شوند. پرلايتي كه مواد غذايي لازم به آن اضافه شده باشد بحث محيط كشت هيدروپونيک
Hydroponic را به ميان مي‌آورد. معادن خاك پيت در چند ناحيه (عمدتاً در شمال ايران) شناسايي شده‌اند ولي اين معادن دقيقاً حاصل تخمير دو خزه معروف هاپونوم Hyponum و اسفاگنوم Sphagnum نيستند. پيت يا تورب ايران رنگ روشن‌تري دارد در حاليکه پيت اروپا داراي رنگ قهوه‌اي بسيار تيره است. PH پيت در معادن ايران خيلي زياد و گاهي بيش از 7 مي‌باشد (يعني از حد خنثي کمي بالاتر است) ولي PH پيت‌هاي اروپايي حدود 5/4 است. هم‌چنين معادن كشف شده در ايران قابل توسعه در سطح وسيع نمي‌باشند.
رشد و نمو
مهم‌ترين عامل بعد از بستر رشد، عوامل موثر در رشد و نمو گياه مي‌باشند. ابتدا تفاوت بين رشد و نمو را يادآور مي‌شويم (البته اين تفاوت در فرهنگ نامه انگليسي بيشتر نمايان است).
رشد يا
Growthبزرگ شدن سلول‌ها و افزايش تعداد سلول‌ها را گويند. به عبارت ديگر منظور از رشد افزايش تعداد و حجم سلول‌هاست.
نمو يا
Developmentبه مفهوم اختصاصي شدن و تمايز سلول‌هاست. ممكن است سلولي رشد زيادي داشته باشد ولي نمو نكرده باشد. هر وقت گياه از مرحله‌اي وارد مرحله‌ي ديگر شود نمو يافته است. مثلاً گياه گلخانه‌اي را در نظر بگيريد كه چند سالي رشد رويشي داشته ولي تا زماني كه وارد فاز گل‌دهي نشده باشد نمو نداشته است. به معناي ديگر نمو پديده‌ي تخصصي شدن سلول‌هاست.

 

بیماری ملانوز مرکبات

بیماری ملانوز مرکبات (citrus melanose disease )

بیماری ملانوز یکی از بیماریهای مرکبات می باشد  که در آب و هوای گرم و مرطوب بروز می کند .این بیماری بر روی برگهای جوان و میوه های در حال رشد گونه ها ویا واریته های مشخصی از مرکبات اثر می گذارد. علائم این بیماری بصورت خال های کوچک و یا زخم های شبیه جرب که الگویی از خسارت می باشد و بنام کیک قارچی و ملانوز ستاره ای مشهور است می باشد .

 

میزبان

عامل بیماری به پرتقال (Citrus sinensis)،گریپ فروت(C.paradisi)و دارابی (بتابی :C.grandis)حمله می کند . این بیماری در شهرستان دشتستان بر روی درخت پرتقال موجود در منازل و باغات مرکبات  مشاهده شده است .

 

عامل بیماری

Diaporthe citriبیماری ملانوز در اثر یک عامل بیماریزای قارچی بنام

ایجاد می شود. که مرحله جنسی یا تلومورف را ایجاد کرده  و یک مرحله غیر جنسی یا آنامورف که در اثر

Phomopsis citri  صورت می گیرد. نام مترادف   D.citri ،D.medusaea   می باشد.

 

پاتوژن اغلب به برگ و میوه سرایت می کند . اما ممکن است باعث پوسیدگی دم میوه نیز شود . که بصورت ساپروفیت بر روی شاخه های مرده باقی می ماند . فاز غیر جنسی شامل دو نوع اسپور غیر جنسی که که کنیدی آلفا و بتا خوانده می شود. آنها به شکل پیکنید هایی با دیواره ضخیم از سطح میزبان به بیرون می زندو بر روی شاخه های مرده مرکبات رشد می کند . کنیدی آلفا (که اندازه آن 9-5 در 4-5/2میکرو.مترمی باشد) تک سلولی وشفاف می باشد. کنیدی بتا (اندازه آن 30-20 در 5/1 -7/0میکرومتر می باشد.)

 

در شرایط مرطوب کنیدی ها از پیکنید ها خارج شده وبصورت یک توده چسبناک و یا بصورت یک پیچک می باشند . بیشتر اسپور ها به شرایط خشکی مقاوم هستندو تا زمانی که بوسیله آب پراکنده شوند زنده باقی می مانند . مرحله تلومورف شامل پریتیکای کروی می باشد که روی شاخه های مرده تشکیل شده و شامل اسکوسپور های جنسی تولید شده می باشد.

 

سیکل بیماری

در دمای 25 درجه سانتیگراد حدود 12 ساعت رطوبت برای آلودگی نیاز می باشد .ودر دمای 15 درجه حدود 24-18 ساعت رطوبت نیاز می باشد.در دمای 25 – 18 درجه علائم پس از 7-4 روز پس از آلودگی مشاهده می شود.  بارش های باران و یا آبپاشی بیش از حد ، اسپور های آنامورف رادر فواصل کوتاه به بافت های مستعد در سطح کانوپی مرکبات پراکنده می کند . آسکوسپور ها بوسیله باد به فواصل دور تر پراکنده می شود و در چوب های مرده ای که خارج از کانوپی وجود داردتعداد اسکوسپور های بیشتری را تولید خواهند کرد بیشترین آلودگی های دیگری که بوسیله کنیدی ایجاد می شوند ،می باشد .

 

علائم بیماری

آلودگی ابتدا بر روی برگهایی که رشد کامل نکرده اند ، ایجاد می شود. جوش های چروکیده ، برجسته و برنگ تیره ایجاد شده و ممکن است بوسیله هاله زرد رنگی احاطه شده باشند که این هاله در مراحل پیشرفته تر به رنگ سبز  تغییر می یابد. در اثر آلودگی های شدید شاخه های انتهایی کج و بد شکل شده و از بین می رود.

در اثر الودگی میوه ، ظاهر میوه برنگ تیره در می آید و جوش های برجسته ای در اندازه های مختلفی بر روی آن ایجاد می شود . این جوش ها ممکن است به داخل میوه نفوذ پیدا نمی کند  اما می تواند به هم پیوسته و ترکهایی را در پوست میوه ایجاد کندکه به نام ملانوز کیک قارچی مشهور است .و یا ممکن است بافت سختی بر روی میوه که بشکل وجود یک جریان آب بر روی میوه به نظر می رسد . این بیماری بر روی کیفیت درون میوه (پالپها)تاثیری ندارد اما بازار پسندی آنها را کم می کند.

 

مبارزه

1-هرس:: جهت مبارزه زراعی با این بیماری هرس شاخه های مرده بصورت دوره ای باید تکرار شود . که بدینوسیله هم بقای پاتوژن کاهش می یابد و هم بوسیله عبور جریان هوا سطح شاخساره کمتر مرطوب باقی مانده و همچنین اثر پوششی و نفوذی سموم قارچ کش را افزایش میدهد.

 2- انتخاب واریته های مناسب :: از کشت گونه و یا ارقام خیلی حساس مرکبات مثل پرتقال ، گریپ فروت و دارابی (بتابی) در مناطق مرطوب جلوگیری نمایید.

 3-انتخاب مکان کاشت  :مرکبات را می بایست در نواحی آفتابی با باران کم کاشت .

 4-اقدامات بهداشتی  :تمام قطعات گیاهی که بر روی زمین افتاده اند را می بایست جمع آوری و منهدم نمود.

 5- سموم قارچ کش جهت مدیریت این بیماری محلول پاشی با سموم قارچ کش مسی بر روی میوه و برگهای جوان ضروری می باشد . هنگامی که بیماری شدیدتر می باشد . ممکن است نیاز باشد که این کار بصورت مکرر تکرار گردد . 

تصاویر آفات مرکبات3

۹.سپردار بنفش زيتون

Parlatoria oleae

اين حشره اگرچه براي اولين بار از روي درختان زيتون جمع‌آوري شده است ولي به عده زيادي از درختان ميوه دانه‌دار، هسته‌دار، گياهان زينتي و جنگلي حمله مي‌نمايد. اين سپردار روي برگ، شاخه، تنه و ميوه زندگي مي‌کند و در محلي که خرطوم خود را در بافت گياه فرو مي‌نمايد، کلروفيل گياه ميزبان از بين رفته و به جاي آن لکه گرد و قرمز ارغواني رنگي به وجود مي‌آيد. در روي تنه و سرشاخه محل تجمع شپشک‌ها، لکه‌هاي قهوه‌اي رنگ مشاهده مي‌شود که تصور مي‌رود يک نوع بيماري فيزيولوژيک باشد. اين وضعيت روي ميوه‌هاي مختلف نيز مشاهده مي‌شود و اغلب ممکن است با علائم بيماريهاي گياهي خاص اشتباه شود. حمله و تغذيه اين شپشک باعث ضعف درختان ميوه و آماده شدن آنها براي حمله سوسکهاي پوستخوار و ساير آفات درجه دوم مي‌شود.

زيست‌شناسي و مشخصات

در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحي گرمتر به صورت حشرات کامل نابالغ در روي شاخه‌ها و تنه درختان به سر مي‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تيره، فاقد بال، پا و شاخک مي‌باشند. بدن حشره را پولک خاکستري رنگي پوشانده است و جلد لاروي به رنگ قرمز در کنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردين ماه و اوايل ارديبهشت ماه شروع به تخم‌ريزي مي‌کنند. دوره نشو و نماي جنيني حدود 20 روز مي‌باشد. پس از آن پورهايي به رنگ ارغواني روشن از تخم خارج مي‌شوند که داراي شش پا و يک جفت شاخک مودار مي‌باشند. سطح بدن نيز از موهاي پراکنده پوشيده است. پوره‌ها به آساني بوسيله باد منتقل مي‌شوند. دوره زندگي بسته به شرايط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.

کنترل:

کفشدوزکهاي شکارگر  Coccinelidae:Coleoptera

1- Chilocorus bipustulatus

2- Exochomus quadripustulatus

زنبورهاي پارازيتوئيد  Aphelinidae:Hymenoptera

1- Fiscus testaceus

2- Aphytis proclia

3- Aphytis mytilaspidis

4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica

5- Aphytis maculicornis

کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

 

 

تصاویر آفات مرکبات2

۵.سپردار قرمز مرکبات

 

۶.سپردار شرقی مرکبات

Aonidiella orientalis

این گونه فقط در نواحی مرکبات خیر جنوب ایران از اهواز تا چاه بهار دیده می شود به خصوص در جیرفت تراکم آن قابل توجه است.در کشور های درگیر این آفت از عراق ، عربستان سعودی ، هندوستان ، سیلان ، استرالیا ، کوبا و فلوریدا گزارش شده است.

در اکثر این مناطق جمعیت آن زیر سطح زیان اقتصادی است و به خوبی به وسیله عوامل طبیعی کنترل کننده اعم از پرداتور ها و پارازیت ها از خسارت اقتصادی آن جلوگیری می شود.

لازم به تذکر است که ضمن بازید از باغات مرکبات جیرفت بیش از 80 درصد سپردار ها در این نواحی پارازیته بودند احتمالا " هیپرپارازیت هایی هم در این منطقه هستند که مانع تاثیر کافی این پارازیت ها در حد کنترل قطعی این آفت می شوند.سپردار شرقی بیشتر در باغاتی که درختان هرس مرتب ندارند و شاخ و برگ آنها انبوه است ایجاد خسارت میکند.

مشخصات و بیولوژی :

این حشره از نظر شکل ظاهری به سپردار قهواه ای مرکبات شباهت بسیار دارد به نحویکه سابقاً در جنسchrysomphalus طبقه بندی شده بود.سپرحشره ماده گرد ، نسبتاً ضخیم و به رنگ سفید تا قهوه ای خیلی روشن دیده می شود.جلد لاروی قهوه ای رنگ است.سپر حشره نر بیضی کشیده و جلد لاروی زرد رنگ و کناریست.

بدن حشره ماده کامل ، نارنجی و تقریباً گرد است ولی در قسمت عقبی (ناحیه شکمی) فرورفتگی دارد.قسمت سرسینه در قسمت پشتی و شکمی به شدت اسکلروتینه است.

بندهای آول، دوم و سوم در قسمت پهلویی کاملاً مشخص و نسبت به سر سینه فرو رفتگی نشان می دهند.پیجیدیممثلی شکل و به سمت خارج بیرون زده است و بدین ترتیب از نظر فرم شکم تا حدودی شبیه سایر گونه های جنس Aonidiella  به نظر می رسد. لب های L1 ، L3 ، L2 شباهت زیادی به لب های نظیر در A.Aurantii دارد ولی انتهای شانه ها و تعداد پارافیز ها با گونه مذکور متفاوت است .غده شاخکی مخروطی شکل و از سپردار قهوه ای و سپردار قرمز کاملاً متمایز است.

سپردار شرقی دوستدار شرایط آب و هوایی نیمه گرم سیری و نسبتا خشک است و رطوبت خیلی زیاد را تحمل نمی کند به علاوه به درجه حرارت نزدیک به صفر حساس است . بهمین دلیل نتوانسته است در شرایط اب و هوایی شمال ایران مستقر شود .با وجود این ، سپردار شرقی در نواحی جنوبی بیشتر در باغات انبوه و روی درختانی که هرس منطم در آنها انجام نمی گیرد شدت دارد.سپردار شرقی در قسمت های داخلی یک درخت و نزدیک سطح زمین مستقر می شود. به همین لحاظ هرس شاخه های نزدیک به سطح زمین و  تنک کردن شاخه های درخت در تقلیل انبوهی این آفت بسیار موثر است.این حشره نیز در زمستان اکثراً به صورت پوره سن 2 دیده می شود . حداقل دو گونه از زنبور های پارازیت یکی Comperiella bifasrata و دیگری Prospaltella Sp از روی این آفت در میناب و بندرعباس جمع آوری شده است.در آکثر موارد تعداد سپر های پارازیته در نواحی مرکبات خیزقابل توجه می باشد .به همین لحاظ هر گونه مبارزه شیمیای برروی این آفت باید در نهایت دقت و با در نظر گرفتن اثرات منفی آن روی عوامل طبیعی کننده این حشره انجام شود.

کنترل:

کفشدوزکهاي شکارگر  Coccinelidae:Coleoptera

1- Chilocorus bipustulatus

2- Exochomus quadripustulatus

زنبورهاي پارازيتوئيد  Aphelinidae:Hymenoptera

1- Fiscus testaceus

2- Aphytis proclia

3- Aphytis mytilaspidis

4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica

5- Aphytis maculicornis

کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

ادامه نوشته

تصویر آفات مرکبات

 ۱.شژشک استرالیایی

 

 

۲.سپردار قهوه ای مرکبات

Chrysomphalus dictyospermi

این حشره از مهمترین آفات مرکبات در ایران است و علاوه بر انواع مرکبات به عده زیادی از گیاهان همیشه سبز از جمله چای ، شمشاد ، نخل ، برگ نو و حتی توت هم خسارت وارد می کنند.با توجه به سابقه درختان شمشاد در شمال ایران ، به نظر می رسد که این آفت از قرن ها پیش در ایران وجود  داشته است. این آفت همراه با میوه و نهال های مرکبات به سایر نقاط کشور از جمله به تهران نیز راه یافته است . ولی فقط در گل خانه ها توانسته است مستقر گردد و در  محیط آزاد ظاهراً به دلیل خشکی هوا و کمبود رطوبت نسبی نمی تواند بطور مدام فعال باشد.در سواحل دریای خزر این حشره در اکثر مناطق حتی گرگان دیده می شود.

مشخصات و بیولوژی :

سپر حشره ماده کامل ، بقطر 2 میلی متر ، مدور و در وسط کمی برجسته است ، رنگ سپر قهوه ای و در حاشیه خاکستری به نظر می رسد.

جلد لاروی مرکزی و به رنگ قهوه ای روشن است.سپر پوره ها تیره تیره به نظر می رسند.سپر حشرات کوچک ، بیضی شکل و جلد لاروی کناریست ، حشره ماده کامل زرد رنگ و گلابی شکل است . L1 و L2 کاملاً مشخص و در قسمت خارج دارای یک دندانه کوچک می باشند.بین L1 ها و نیز بین L2L1 دو شانه نسبتاً بلند و با دندانه های مشخص دیده می شود.پارافیز ها به تعداد پنج جفت کیتینی و کشیده می باشند.روی L2 و L4 زائده های برگی شکل و دندانه دار به تعداد دو جفت در هر طرف دیده می شود.غده شاخکی در انتها دارای یک فرورفتگی است و یک موی حسی نسبتاً بلند در کنار آن دیده می شود.

معمولاً این حشره از نظر مشابهت ممکن است با سپردار زرد یا قرمز اشتباه شود.ولی فرم گلابی شکل بدن حشره ماده در مقایسه با فرم قلوه ای شکل گونه های فوق الذکر تشخیص را آسان می سازد.سپردار قهوه ای مرکبات زمستان را به صورت پوره های سن 1 و 2 به سر میبرد.حشرات ماده  در بهار به فعالیت خود ادامه داده  و در اردیبهشت ماه شروع به تخم ریزی می کنند.گفته می شود این آفت هم به صورت پارتنوژنز و هم به صورت دو جنسی تولید مثل میکند.هر حشره ماده ممکن است تا 200 تخم بگذارد.تخم ها نارنجی رنگ ، کشیده و بطور مجتمع در زیر سپر حشره ماده دیده می شود.دوره انکوباسیون نسبتاً کوتاه و بندرت از یک یا دو روز تجاوز میکند.پوره ها زرد  روشن ، پولک مانند و بیضی کشیده هستند که دارای شاخک وسه جفت پا می باشند.به علاوه سطح بدن آنها از موهای پراکنده پوشیده شده است.این حشرات پس از خروج از تخم در جستجوی محل مناسب برای تغذیه در سطح میوه و برگ حرکت میکنند و در اولین فرصت خرطوم خود را در نسج برگ فرو کرده و برای همیشه ثابت می مانند.پورها در این مرحله به سادگی به وسیله جریان هوا و یا به وسیله چسبیدن به بدن پرندگان و احیاناً حشرات گرده افشان بر روی درختان دیگر انتقال پیدا می کنند و گاهی به مسافت های خیلی دور برده می شوند.بدیهی است که میوه های آلوده ، پیوندک و نهال های پیوندی نیز در انتشار این آفت اثر قابل توجهی دارند.

سپردار قهوهای مرکبات بیشتر بر روی برگ و میوه تمرکز دارد ولی روی سرشاخه ها و تنه به ندرت دیده می شود.در شرایط شمال ایران دوره زندگی یک نسل از این آفت 65 تا 70 روز است و قادر است 3 تا 4 نسل ایجاد کند.عمده خسارت این آفت مربوط به نسل های دوم و سوم می باشد.سپردار قهوه ای مرکبات نسبت به کمبود رطوبت و سرما به شدت حساس است و به همین لحاظ به ندرت در خارج از مناطق نیمه  گرمسیری مرطوب می تواند بطور طبیعی زندگی کند.

دشمنان طبیعی :

کفشدوزک نقاب دار دولکه ای Chilocorus bipustulatus از پرداتور های مفید و موثر در کاهش جمعیت این آفت می باشند.حشرات کامل این کفشدوزک به فراوانی از حالات مختلف سپردار قهوه ای و سایر سپردار ها تغذیه می کنند.

در بین حشرات انگل ، زنبور های خانواده Eulophidae از اهمیت قابل توجه ای برخوردارند.Aphythis chrysomphali  ، به خصوص زیر گونه mazandranica  در کنترل جمعیت این آفت بسیار موثراند.بغیر از گونه مذکور A.maculicornis  ، Prospaltella  ، Aspidiotiphagus citrina  در تقلیل جمعیت این آفت دارای اهمیت قابل توجه ای می باشند.بعلاوه Fusuriume juruanum  از میکروارگانیسم هایی است که این حشزه را پارازیته می کند.گونه دیگری که در غرب هندوستان و ایالات متحده آمریکا و بعضی دیگر از مناطق دنیا انتشار دارد Selenaspidus aticulatus می باشد که به سپردار قهوه ای بسیار شباهت دارد.در این گونه سر سینه از شکم به نحوه بارزی جداست.گفته می شود که منشاء آن از آفریقا بوده است .این گونه در ایران وجود ندارد.

کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

1) آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

2) اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

3) اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

4) کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

5) روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

۳.سپردار شرقی مرکبات

Aonidiella orientalis

این گونه فقط در نواحی مرکبات خیر جنوب ایران از اهواز تا چاه بهار دیده می شود به خصوص در جیرفت تراکم آن قابل توجه است.در کشور های درگیر این آفت از عراق ، عربستان سعودی ، هندوستان ، سیلان ، استرالیا ، کوبا و فلوریدا گزارش شده است.

در اکثر این مناطق جمعیت آن زیر سطح زیان اقتصادی است و به خوبی به وسیله عوامل طبیعی کنترل کننده اعم از پرداتور ها و پارازیت ها از خسارت اقتصادی آن جلوگیری می شود.

لازم به تذکر است که ضمن بازید از باغات مرکبات جیرفت بیش از 80 درصد سپردار ها در این نواحی پارازیته بودند احتمالا " هیپرپارازیت هایی هم در این منطقه هستند که مانع تاثیر کافی این پارازیت ها در حد کنترل قطعی این آفت می شوند.سپردار شرقی بیشتر در باغاتی که درختان هرس مرتب ندارند و شاخ و برگ آنها انبوه است ایجاد خسارت میکند.

مشخصات و بیولوژی :

این حشره از نظر شکل ظاهری به سپردار قهواه ای مرکبات شباهت بسیار دارد به نحویکه سابقاً در جنسchrysomphalus طبقه بندی شده بود.سپرحشره ماده گرد ، نسبتاً ضخیم و به رنگ سفید تا قهوه ای خیلی روشن دیده می شود.جلد لاروی قهوه ای رنگ است.سپر حشره نر بیضی کشیده و جلد لاروی زرد رنگ و کناریست.

بدن حشره ماده کامل ، نارنجی و تقریباً گرد است ولی در قسمت عقبی (ناحیه شکمی) فرورفتگی دارد.قسمت سرسینه در قسمت پشتی و شکمی به شدت اسکلروتینه است.

بندهای آول، دوم و سوم در قسمت پهلویی کاملاً مشخص و نسبت به سر سینه فرو رفتگی نشان می دهند.پیجیدیممثلی شکل و به سمت خارج بیرون زده است و بدین ترتیب از نظر فرم شکم تا حدودی شبیه سایر گونه های جنس Aonidiella  به نظر می رسد. لب های L1 ، L3 ، L2 شباهت زیادی به لب های نظیر در A.Aurantii دارد ولی انتهای شانه ها و تعداد پارافیز ها با گونه مذکور متفاوت است .غده شاخکی مخروطی شکل و از سپردار قهوه ای و سپردار قرمز کاملاً متمایز است.

سپردار شرقی دوستدار شرایط آب و هوایی نیمه گرم سیری و نسبتا خشک است و رطوبت خیلی زیاد را تحمل نمی کند به علاوه به درجه حرارت نزدیک به صفر حساس است . بهمین دلیل نتوانسته است در شرایط اب و هوایی شمال ایران مستقر شود .با وجود این ، سپردار شرقی در نواحی جنوبی بیشتر در باغات انبوه و روی درختانی که هرس منطم در آنها انجام نمی گیرد شدت دارد.سپردار شرقی در قسمت های داخلی یک درخت و نزدیک سطح زمین مستقر می شود. به همین لحاظ هرس شاخه های نزدیک به سطح زمین و  تنک کردن شاخه های درخت در تقلیل انبوهی این آفت بسیار موثر است.این حشره نیز در زمستان اکثراً به صورت پوره سن 2 دیده می شود . حداقل دو گونه از زنبور های پارازیت یکی Comperiella bifasrata و دیگری Prospaltella Sp از روی این آفت در میناب و بندرعباس جمع آوری شده است.در آکثر موارد تعداد سپر های پارازیته در نواحی مرکبات خیزقابل توجه می باشد .به همین لحاظ هر گونه مبارزه شیمیای برروی این آفت باید در نهایت دقت و با در نظر گرفتن اثرات منفی آن روی عوامل طبیعی کننده این حشره انجام شود.

کنترل:

کفشدوزکهاي شکارگر  Coccinelidae:Coleoptera

1- Chilocorus bipustulatus

2- Exochomus quadripustulatus

زنبورهاي پارازيتوئيد  Aphelinidae:Hymenoptera

1- Fiscus testaceus

2- Aphytis proclia

3- Aphytis mytilaspidis

4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica

5- Aphytis maculicornis

کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

۴.سپردار واوی مرکبات

Lepidosaphes beckii

در ایران این سپردار تنها روی درختان مرکبات و بعضی از درختان مرکبات و بعضی از درختان جنگلی مشاهده شده است .

خسارت :

این آفت برگ ، میوه ، شاخه های جوان ، و حتی شاخه های مسن ، تنه درختان مرکبات را مورد حمله قرار داده ، باعث خشک شدن شدید برگ ها و شاخه های جوان می شود ، به طوری که قسمت آفت زده درخت منظره سوختگی از حرارت آتش را پیدا می کند . شدت حمله این آفت در قسمت های داخلی و سایه دار درخت بیشتر و اغلب روی میوه ها یک ورقه از سپردار پوشیده شده است .

زیست شناسی :

سپردار واوی مرکبات زمستان را اغلب به صورت تخم یا ماده های کامل می گذراند . تخم ها تا اواخر بهار باز شده و پوره های آفت در قسمت های مختلف گیاه میزبان پراکنده می شوند . هر حشره ماده معمولا 40 تا 70 عدد و حداکثر تا 300 عدد تخم می گذارند . سپردار واقعی مرکبات در شرایط شمال 2 تا 3 نسل دارد . پوره های نسل اول اواخر خرداد ، پوره های نسل دوم اواخر مرداد و اوایل شهریور و در بعضی سال ها پوره های نسل سوم در اواخر آبان ماه از تخم خارج و ظاهر می شوند .

پوره ها خیلی ریز و به رنگ زرد بوده و به محض آنکه محل مناسبی برای تغذیه پیدا کردند با خرطوم از شیره تغذیه کرده و پاهای آن ها قطع می شود .

روش های کنترل : بهترین موقع سمپاشی علیه این سپردار از اواسط بهار به بعد و هنگامی است که حداقل 50 الی 60 درصد پوره ها خارج شده باشند برای سم پاشی نیز می توان از سموم فسفره استفاده کرد .

مبارزه:

همانند بقیه سپردار ها

عوامل محيطي مؤثر بر رشد گياه

عوامل محيطي مؤثر بر رشد گياه / خاک محيطي طبيعي رشد و تغذيه گياه



  مقدمه

در اين جلسه، پيرامون عوامل محيطي ضروري براي رشد گياه، مطالبي را بيان مي‌کنيم.  



  عوامل محيطي ضروري

 

عوامل ضروري موثر بر رشد گياه متنوع و متعدد هستند ولي از مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به عواملي مانند نور، دما، رطوبت، تهويه و عناصر غذايي اشاره کرد. هر كدام از اين عوامل جداگانه توضيح داده مي‌شوند.  



  عامل رطوبت (يا آب):

 

گياه نيز مانند ساير موجودات زنده براي رشد مناسب نياز به آب دارد، با به عبارت ديگر آب مايه‌ي حيات تمام موجودات زنده از جمله گياه است. در محيط رشد گياه، آب بايد به مقدار کافي و با کيفيت مناسب وجود داشته باشد زيرا رشد گياه را تحت تأثير قرار مي‌دهد و باعث مي‌شود عناصر غذايي موجود در محيط رشد گياه از جمله خاک در آن حل شده و جذب عناصر غذايي صورت بگيرد. نقش مهم ديگر آب شركت در عمل فتوسنتز است. فتوسنتز واکنشي است که اساس توليد گياهي بر آن استوار است. به عبارت ديگر فقدان فتوسنتز فقدان رشد در گياه محسوب مي‌شود. نقش ديگر آب تنظيم دماي برگ و گياه مي‌باشد. گياه از طريق انجام عمل تعرق، دماي خودش را پائين مي‌آورد و به مقدار قابل تحمل مي‌رساند، و اگر عمل تعرق آب از گياه نبود، گياه بر اثر افزايش دما مي‌سوخت.

براي رشد گياه، هر دو رطوبت کم و زياد زيان آور خواهد بود زيرا اگر رطوبت خاک زياد باشد گياه بدليل کمبود اکسيژن و تهويه نامناسب دچار مشکل مي‌شود و چنانچه رطوبت خاک کم باشد بدليل کمبود آب، خاک گياه دچار خشکي و پژمردگي مي‌شود، بنابراين هدف تأمين رطوبت در حد مناسب است. معمولاً رطوبت مناسب را رطوبت افسي تعريف مي‌کنند.
رطوبت افسي، رطوبتي است که مقدار آب اضافي را بعد از انجام عمل آبياري، از خاک خارج نموده و شرايطي را فراهم مي‌كند تا گياه بتواند از آب و اکسيژن کافي بهره‌مند شود.
نکته‌اي که در بحث آب مدنظر قرار مي‌گيرد اينست که:
معمولاً نياز آبي گياه زياد مي‌باشد و گياه براي هر يك كيلوگرم توليد ماده خشك ۵۰۰ کيلوگرم آب را از خاک جذب مي‌کند. يا بعبارت ديگر گياه مانند تلمبه‌اي است که بطور مرتب آب را از خاک مي‌گيرد و از طريق عمل تعرق، آنرا وارد اتمسفر و هواي بيرون مي‌کند و از کل آبي که گياه جذب مي‌کند %۹۹ به مصرف تعرق مي‌رسد و يک درصد از آن (% ۱) در ساختمان گياه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
 



  عامل نور :

 

نور در عمل فتوسنتز نقش مهمي دارد. يعني گياهان سبز بدليل داشتن کلروفيل مي‌توانند انرژي خورشيدي را جذب بکنند و در طي عمل فتوسنتز، گلوکز و ساير مواد مورد نيازشان را بسازند. در درجه‌ي اول نور بايد مناسب باشد، نور مناسب نوري است که از لحاظ کيفيت و شدت و طول مدت خوب و مناسب باشد.  



  از نظر طول دوره نوري، گياهان را به سه گروه تقسيم مي‌کنيم:

 

۱) گياهان روز بلند
۲) گياهان روز کوتاه
۳) گياهان بي تفاوت
 



  گياهان روز بلند

 

گياهاني هستند که به طول روز بالايي نياز دارند و چنانچه در شرايط طول روز کوتاه کشت شوند نمي‌توانند گل‌دهي خوبي داشته باشند.  



  گياهان روز کوتاه

گياهان روز کوتاه چنانچه در شرايط روز بلند کشت شوند به مرحله گل دهي نمي‌رسند.  



  عامل دما :

 

دما مي‌تواند بطور مستقيم و غير مستقيم رشد گياه را تحت تاثير قرار بدهد. بذري که در خاک کشت مي‌شود به يک حداقل دمايي نياز دارد تا جوانه بزند و اصطلاحاً آنرا صفر گياه مي‌گويند. دما در جذب آب و عناصر غذايي توسط گياه نقش مهمي دارد. همچنين دماي مناسب در مراحل مختلف رشد سني متفاوت است يعني در مرحله استقرار گياهچه، رشد سريع و گل دهي متفاوت مي‌باشد.  



  عامل تهويه :

 

اکسيژن کافي براي رشد بهتر گياه بايد در خاک وجود داشته باشد. معمولاً در خاک بدليل تنفس ريشه، و فعاليت موجودات ذره‌بيني و تجزيه مواد آلي توليد CO2 زياد است پس اين CO2 توليد شده بايد از خاک خارج شود و بجاي آن اکسيژن وارد خاک بشود.
در بعضي شرايط خاك داراي تهويه ضعيف است اما چه عواملي باعث تهويه نامناسب در خاک مي‌شوند؟ تهويه نامناسب مي‌تواند دو عامل داشته باشد.

۱)زيادي رطوبت خاک، يعني خاک از آب اشباع شده جايي براي هوا و اکسيژن باقي نمانده است؛
۲) تراکم و فشردگي خاک، يعني اکسيژن کافي در خاک نگهداري نمي‌شود.
 



 

جلسه چهارم
خاک محيطي طبيعي رشد و تغذيه گياه

مقدمه

 

در جلسه چهارم، خاک را بعنوان بستر طبيعي رشد و نمو گياه مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
بستر کشت گياه، مي‌تواند محيط جامد يا مايع باشد. هر کدام از اين دو محيط مشتمل بر دو محيط طبيعي و مصنوعي است. محيط جامد طبيعي رشد گياه خاک، و محيط مايع طبيعي بستر آب رودخانه‌ها و درياچه‌ها است که يکسري گياهان آبزي بر روي آن رشد و نمود دارند. کشت هايدروفونيک (Hydrophonic) يا محلول‌هاي کشت از جمله محيط‌هاي مصنوعي مي‌باشند.
 



  خاک

 

بطور کلي خاک از تجزيه و تخريب سنگها و کاني‌هاي تشکيل دهنده پوسته زمين بوجود مي‌آيد و اجزاء مختلفي دارد. يک بخش جامد با فضايي که در بين ذرات خاک قرار گرفته است.  



  نسبت تناسب اجزاي تشكيل دهنده خاك

 

خاک مناسب از نظر رشد و نمو گياه خاکي است که %۵۰ بخش جامد و %۵۰ فضاي بين ذرات يا منافذ خاک را تشکيل بدهد. لذا از %۵۰ بخش جامد معمولاً %۴۵ بايد مواد معدني و %۵ ماده آلي را تشکيل بدهند و %۵۰ فضاي بين ذرات بايد بطور مساوي بين آب و هوا تقسيم بشود.
خاک تامين کننده آب، اکسيژن و عناصر غذايي مورد نياز گياه است. گياه از خاك بعنوان لنگرگاه محل استقرار خود استفاده مي‌كند. خاک بايد از نظر خصوصيات فيزيکي، شيميايي و بيولوژيك محيط مناسبي براي رشد گياه باشد. خصوصيات فيزيکي خاک مانند بافت، ساختمان و منافذ، دما و تهويه خاک بايد مناسب و خوب باشد. بعنوان مثال اگر بافت خاک سنگين باشد در هنگام آبياري، آب در خاک مي‌ماند و بدي تهويه بوجود مي‌آيد و يا چنانچه خاک شني يا سبک باشد هيچ آبي در خودش نگه نمي‌دارد و کود اضافه شده به خاک، شسته مي‌شود. بافت خوب، بافتي است متوسط باشد (نه سنگين و نه سبك) يعني آب و هواي مناسبي براي رشد گياه داشته باشد. خاک از نظر خصوصيات شيميايي نيز بايد وضعيت خوبي داشته باشد يعني خاک نبايد شور يا داراي ترکيبات شيميايي مسموم کننده براي رشد گياه باشد. خاک بايد داراي PH مناسب باشد به عبارت ديگر نبايد PH کم و زياد شود.
 



  PH چيست؟

 

PHغلظت يون هيدروژن در محلول خاک را مشخص مي‌کند و اين غلظت در محلول خاک بسيار کم بوده و معمولاً بصورت اعداد اعشاري و مقياس لگاريتمي بيان مي‌شود. لگاريتم منفي غلظت يون هيدروژن در محلول خاک را اصطلاحاً PH مي‌گويند.
PH دامنه‌اي بين صفر و چهارده در محلولها دارد که معمولاً PH 7 را PHخنثي مي‌گويند و PH کوچکتر از ۷، PH اسيدي و بزرگتر از ۷ را، PH قليايي مي‌گويند. دامنه PH معمولاً در خاک بين ۳ تا ۱۰ متغير است.
 



  اهميت PHدر تغذيه گياه

 

۱) PHکمتر از ۵ و ۵ /۵ باعث اسيدي شدن خاک و حلاليت زياد بعضي ازعناصر غذايي و در نتيجه مسموميت گياه مي‌شود. عناصري مانند آهن، آلومينيوم و منگنز و ... ؛
۲) PH خيلي زياد خاك، باعث کمبود بعضي از عناصر خاك مي‌شود؛
۳) PH خاک بر رشد و فعاليت موجودات زنده تاثير مي‌گذارد؛
۴) PH خاک بر حلاليت عناصر غذايي تاثير مي‌گذارد؛
۵) PH خاک بطور مستقيم يا غير مستقيم رشد گياه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

خاک نبايد شور باشد و موجودات ذره‌بيني مفيد به تعداد کافي در خاک وجود داشته باشند مانند باکتري‌ها و قارچها. علاوه بر آن بايستي به مقدار کافي عناصر غذايي داشته باشد، يعني از لحاظ بيولوژيكي متناسب باشد يا به عبارت ديگر حاصلخيز باشد.
عناصر غذايي موجود در خاک معمولاً بصورت کاتيون يا آنيون توسط گياه جذب مي‌شود و نسبت مناسبي بايد بين عناصر غذايي وجود داشته باشد در غير اينصورت گياه دچار مشکل مي‌شود. جدول صفحه بعد خصوصيات خاك حاصل‌خيز را بيان مي‌كند.
واقعاً اگر خاک خصوصيات مناسبي داشته باشد مي تواند بطور مستقيم يا غيرمستقيم رشد گياه را تحت تاثير قرار بدهد و اگر عوامل مضر و زيان آور در خاک وجود داشته باشند باعث محدود شدن رشد گياه مي‌شوند.
گاهي خاك را بطور طبيعي در اختيار داريم و گاهي مجبوريم در بعضي شرايط، خاک را با اضافه يا کم کردن موادي بطور مصنوعي آن را مناسب کنيم. بعنوان مثال در باغباني معمولاً براي پرورش گل بايد مواد آلي خاک زياد باشد در غير اينصورت بايستي از طريق اضافه کردن کود حيواني يا ماده ديگر، ماده آلي خاك را افزايش بدهيم. اگر بافت خاک مناسب نباشد مي‌توانيم مقداري ماسه يا خاک اضافه کنيم و خاکي که بافتش سنگين است تعديل شود و بافتي مناسب بوجود آيد.
 



  خواص خاك و حاصلخيزي آن

خواص خاك

مشخصات يك خاك حاصلخيز

1- عمق خاك عمق زياد نيمرخ خاك كه به اين ترتيب منطقه ريشه‌دواني آن كافي گرديده و حجم بزرگي از خاك براي جذب مواد غذايي را فراهم مي‌آورد.
2- الف) باعث (دانه‌بندي) texture ب) ساختstructure بافت متناسب و ساخت خوب (نظم موضعي ذرات) بعنوان عامل مهمي براي تقسيم متناسب خلل و فرج در خاك به حساب مي‌آيد كه قابليت ريشه‌دواني و قابليت نفوذ آب و ذخيره آن و همچنين وضع تهويه خاك را افزايش و بهبود مي‌بخشد. علاوه بر اين عوامل مزبور نيز بعنوان وسيله تغيير شكل خاك حايز اهميت هستند. بافت خاك براي سنجش مواد غذايي ذخيره موجود در خاك نيز مي‌تواند معيار خوبي شناخته شود.
3- واكنش خاك درجه PH حد اعتدال بعنوان شاخص خوبي از وضع آهك خاك است كه به اين ترتيب در ساخت خاك و قابليت جذب بسياري از مواد غذايي موثر مي‌باشد.
4- مقدار مواد غذايي زيادي مواد غذايي ذخيره و مطلوب بودن وضع تحرك آن‌ها در خاك موجب تدارك خوب مواد غذايي قابل جذب براي گياهان مي‌شود.
5- مقدار هوموس و تركيبات آن مقدار نسبتاً زياد مواد هوموسي غني از عناصر غذايي بعلت خاصيت جذب‌كنندگي زيادش اثر مناسبي بر روي ساخت، عمل جذب مواد غذايي و موجودات زنده خاك دارد.
6- خواص جذب كنندگي قابليت خوب فراوان خاك موجب ذخيره زياد مواد غذايي با اتصال سستي مي‌شود كه ايجاد قدرت تامپوني خوبي در مقابل افزايش فوق‌العاده مواد غذايي و محافظت آن‌ها در مقابل آبشويي از ويژگي‌هاي آنست.
7- مقدار مواد مضر عاري از مواد سمي (آلي و معدني)

 

 

 

جذب عناصر غذايي توسط گياه

جذب عناصر غذايي توسط گياه / جذب برگي يا تغذيه برگي عناصر غذايي



  مقدمه

در اين جلسه جذب عناصر غذايي توسط گياه را توضيح مي‌دهيم.  



  جذب عناصر غذايي

 

عناصر غذايي از طريق ريشه و برگ گياه جذب مي‌شوند. ابتدا در خصوص جذب عناصر غذايي توسط ريشه، مطالبي عنوان خواهد شد. سه مکانيسم مهم در انتقال عناصر غذايي از خاک به سطح ريشه دخالت دارند.  



  انتقال عناصر غذايي از خاك به ريشه

 

- جريان انبوه يا حركت توده‌اي Mass Flow
- انتشار يا پخشيدگي Diffusion
- تبادل تماسي
 



  جريان انبوه يا حرکت توده‌اي Mass Flow

 

حركت توده‌اي عبارت است از جريان آب به طرف ريشه بر اثر تعرق گياه كه همراه آن عناصر حل شده نيز انتقال مي‌يابند. حركت توده‌آي براي عناصري که غلظت زيادي در محلول خاک دارند و در شرايطي که تعريق گياه شدت بالايي دارد، مکانيسم غالبي است. بعنوان مثال عنصر کلسيم و نيترات عمدتاً از طريق جريان انبوه به سطح ريشه مي‌رسند.  



  انتشار يا پخشيدگي Diffusion

 

مکانيسم دوم انتشار يا پخشيدگي است. بدليل شيب غلظتي بين خاک و سطح ريشه عناصر از خاک به سطح ريشه انتقال مي‌يابند.  



  تبادل تماسي

 

بر اثر تماس بين خاک و سطح ريشه، عناصر از خاک به ريشه منتقل مي‌شوند. چون خاک و سطح ريشه داراي CEC يا ظرفيت تبادل کاتيوني هستند، عناصر به سطح ريشه جذب مي‌شوند. جذب يا Uptake اصطلاحاً به عبور يون از غشاء سلولي گفته مي‌شود. وقتي يون از غشاء سلولي عبور کرده و وارد سلول مي‌شود عمل جذب صورت ‌گرفته، به عبارت ديگر در عمل جذب غشاء سلولي داراي اهميت خاصي است. غشاء سلول عمدتاً از دو جزء پروتئين و چربي ساخته شده است: (Transmembrane Protein & Lipid bilayer) . شکل خاص ساختمان سلولي يا غشاء سلولي باعث مي‌شود که يون‌ها از غشاء سلولي عبور كنند. در داخل ساختمان غشاء مولكول‌هايي وجود دارد به نام حامل يا ناقل كه در جذب يون‌ها دخالت دارند. و هم‌چنين يون كلسيم در ساختمان غشاء سلولي وجود دارد كه باعث مي‌شود غشاء سلولي خاصيت نفوذ پذيري انتخابي خودش را حفظ کند.  



  مکانيسم‌هاي جذب يون

 

- جذب فعال Active
- جذب غيرفعال Passive

جذب فعال نياز به انرژي دارد ولي جذب غير فعال يا اصطلاحاً جذب فيزيکي مستقيماً نياز به مصرف انرژي ندارد.
 



  منبع انرژي براي جذب عناصر غذايي

 

بطور کلي منبع تامين انرژي در گياهATP است . ATP در حقيقت کار ذخيره و انتقال انرژي را بعهده دارد. ATP يا آدنوزين‌تري‌فسفات طي عمل فتوسنتز و تنفس در گياه توليد مي‌شود. در جاهايي که نياز به مصرف انرژي است ATP توسط آنزيمي بنام ATP آسْم شکسته و تجزيه مي‌شود و انرژي خود را براي عمل جذب آزاد مي‌کند.
يون‌ها در هنگام عمل جذب بر روي هم اثر متقابل يا بَرهَم‌کُنش دارند. به عبارت ديگر جذب يک يون در جذب يک يون ديگر دخالت دارد و تداخل ايجاد مي‌كند. بَرهَم‌کُنش يا اثر متقابل ممکن است مثبت يا منفي باشد. بَرهَم ‌کُنش مثبت يا اصطلاحاً Synergism به حالتي گفته مي‌شود که جذب يک يون باعث افزايش جذب يون ديگر ‌شود. بعنوان مثال بين ازت N و فسفر P حالت بَرهَم‌کُنش مثبت وجود دارد، يعني جذب ازت N باعث مي‌شود که جذب فسفر P توسط گياه افزايش پيدا بکند.
بَرهَم ‌کُنش منفي را اصطلاحاً َAntagonism يا حالت ضديت مي‌گويند. منظور از بَرهَم‌کُنش منفي اينست که جذب يک يون باعث کاهش جذب يون ديگر در گياه مي‌شود. بعنوان مثال مصرف زياد کود فسفر P باعث کاهش جذب عناصري مثال روي Zn، آهن Fe و منگنز Mn توسط گياه مي‌شود.
بين روي Zn و فسفر P، آهن Fe و روي Zn و همچنين بين پتاسيم K و کلسيم Ca، پتاسيم K و منيزيم Mn بَرهَم‌کُنش منفي وجود دارد که اين مسئله مهمي در عمل جذب است.
بدليل آنکه يون‌ها در عمل جذب داراي بَرهَم‌کُنش هستند، نسبت بين يون‌ها در خاک به طريقي بايد حفظ شود. به عبارت ديگر يك ماده غذايي زياد مصرف نشود چرا که باعث ايجاد مشکل و تداخل در جذب ساير عناصر غذايي مي‌شود. پس عناصر بايد بشکل قابل جذب وجود داشته و بين آن‌ها هم يک نسبت مناسبي برقرار باشد تا گياه بتواند تمامي عناصر غذايي مورد نياز خود را به مقدار کافي جذب کند.
برهم ‌کنش‌هاي عناصر غذايي در چهار مرحله‌ي مختلف بوجود مي‌آيد.
 



  تداخل عناصر غذايي ممکن است

 

- در خاک باشد؛
- در مرحله جذب يون باشد؛
- در مرحله انتقال باشد؛
- در محل مصرف در گياه باشد.

منظور از محل مصرف در گياه محلي است که يون وارد فيزيولوژي گياه مي‌‌شود و در متابوليسم گياه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
 



 

جلسه دوازدهم
جذب برگي يا تغذيه برگي عناصر غذايي


مقدمه

 

در جلسه‌ي گذشته درباره‌ي جذب عناصر غذايي توسط ريشه و با دو مكانيسم جذب فعال و جذب غيرفعال توضيح داده شد. در اين جلسه پيرامون جذب برگي يا جذب از طريق برگ توضيحاتي ارائه داده خواهد شد.  



  راه‌هاي جذب برگي

 

- روزنه‌ها؛
- كوتيكول برگ.

تبادلات گازي روزنه‌اي براي ورود بعضي از عناصر به داخل گياه مهم مي‌باشند. ترکيباتي مثل NO2, NH3, SO2 و گاز HF که در هوا وجود دارند بخصوص در حوالي مناطق صنعتي و شهرهاي بزرگ معمولاً از طريق روزنه‌ها وارد گياه مي‌شوند. بخشي از اين عناصر در تامين نياز گياه، مؤثر مي‌باشند.
بعنوان مثال SO2 موجود در هوا تا حدودي نياز گياه به گوگرد را تامين مي‌کند. ولي اگر غلظت اين عناصر در هوا زياد باشد موجب مسموميت در گياه مي‌شود که آثار منفي در رشد گياه دارد. آثار زيانبار منفي و سوختگي که در گياهان مشاهده مي‌شود ناشي از غلظت زياد اين ترکيبات در هوا، بخصوص در مناطق صنعتي و شهرهاي بزرگ است.
 



  جذب برگي

 

- فعال؛
- غيرفعال

علاوه بر تبادلات گازي روزنه‌اي، جذب از طريق کوتيكول هم وجود دارد. همانند جذب از طريق ريشه، جذب برگي هم از طريق دو مكانيسم جذب فعال و جذب غيرفعال صورت مي‌گيرد. جذب فعال، جذبي است که نياز به مصرف انرژي دارد ولي در جذب غيرفعال انرژي مستقيماً مصرف نمي‌شود.
 



  محلول ‌پاشي

 

محلول‌پاشي روي گياهان که اصطلاحاً تغذيه برگي نيز ناميده مي‌شود در برخي موارد از مصرف عناصر در خاک بهتر و مفيدتر است.  



  محلول‌ پاشي

 

- شرايط نامناسب خاك؛
- بروز علايم كمبود

زماني که شرايط خاک نامساعد باشد، بدين صورت كه به علت بالا بودن PH خاک يا آهكي بودن خاك، کود مصرفي در خاك تثبيت شده و غير قابل استفاده براي گياه مي‌گردد. لذا در اين زمان است كه محلول‌پاشي بهترين روش مي‌باشد. مثلاً سولفات آهن را در خاک‌هاي قليايي نمي‌توان مصرف کرد زيرا بسرعت تثبيت و غيرقابل استفاده مي‌شود. پس در شرايط نامناسب خاک مي‌توان به روش محلول‌پاشي سولفات آهن را به گياه اضافه كرد. همچنين روش محلول‌پاشي، براي برطرف کردن سريع علايم کمبود در روي گياه روشي مؤثر و مفيد است.

محدوديت محلول‌پاشي

- همه عناصر را نمي‌توان استفاده كرد؛ - كل نياز گياه را نمي‌توان تامين كرد.

ولي گاهي همه عناصر را نمي‌توان از طريق محلول‌پاشي به گياه اضافه كرد. مثلاً كود اوره را مي‌توان از روش محلول‌پاشي به گياه اضافه كرد ولي کودهاي فسفر و پتاسيم در محلول‌پاشي استفاده نمي‌شوند. معمولاً عناصر کم مصرف از طريق محلول‌پاشي براي گياه استفاده مي‌شوند.

محدوديت ديگري که در مورد عناصر پرمصرف وجود دارد بالا بودن نياز گياه است. به عبارت ديگر نمي‌توان كل نياز گياه را از طريق محلول‌پاشي تامين کرد. براي اين منظور يا بايد غلظت عنصر را خيلي بالا گرفت، که موجب سوختگي گياه مي‌شود يا اينکه دفعات محلول‌پاشي را زياد کرد که از نظر اقتصادي زيان‌آور و مشکل‌آفرين مي‌باشد. در مجموع، در بعضي موارد محلول‌پاشي بهتر بوده و در موارد ديگر مصرف عناصر در خاک ثمربخش مي‌باشد. اما كلاً مصرف توأم، محلول‌پاشي و تغذيه از خاك نتيجه بهتري دارد.

نكات مهم در محلول‌پاشي يا تغذيه برگي
- غلظت عنصر غذايي؛ بعنوان مثال محلول کودي اوره را با غلظت ۵ در هزار تهيه (5 گرم كود اوره در 1000 گرم آب) و روي گياه مي‌پاشيم و در صورتيکه غلظت آبي زياد باشد برگ‌هاي گياه مي‌سوزند. عناصر کم مصرف مانند کود آهن و سکوسترين آهن با غلظت يک در هزار تهيه مي‌‌شوند. قابل ذکر است که غلظت مناسب، غلظت يک در هزار است .

- افزودن ماده خيس ‌کننده در سطح برگ؛ معمولاً به محلول کودي تهيه شده ماده‌اي بنام مويان به غلظت يک دهم تا يک در هزار اضافه مي‌شود. تا محلول کودي سطح برگ را خيس کرده و عمل جذب صورت گيرد.
- زمان محلول‌پاشي؛ نبايد محلول پاشي را در ظهر يا مواقعي که هوا خيلي گرم است انجام داد زيرا به دليل گرماي زياد محلول کودي تبخير شده و غلظت آن افزايش پيدا مي‌کند و ايجاد سوختگي مي‌كند. بهترين زمان براي محلول‌پاشي، صبح زود يا غروب است يعني زماني که دماي محيط بالا نيست.
- در بارندگي انجام نشود؛ بارش باران باعث شسته شدن محلول پاشيده شده مي‌شود و فايده‌اي نخواهد داشت.
 

 

 

ارزيابي نياز کودي گل‌ها و گياهان زينتي

ارزيابي نياز کودي گل‌ها و گياهان زينتي



  مقدمه

در اين جلسه در مورد ارزيابي نياز کودي گل‌ها و گياهان زينتي بحث مي‌کنيم. بطور کلي براي مديريت صحيح تغذيه گياه، آگاهي از دو عامل ضروري است.  



  مديريت صحيح تغذيه گياه

 

- مقدار عناصر غذايي در خاك
- مقدار جذب توسط گياه
مقدار برداشت يا جذب نيز تابع دو عامل است ديگر مي‌باشد.
 



  مقدار جذب گياه

 

- مقدار ماده خشک توليد شده؛
- غلظت عناصر غذايي در ماده خشک.
 



  رابطه بدين صورت است

 

 

NF = ازت کودي مورد نياز
N S = ازت موجود در خاک
NP = برداشت ازت توسط گياه
EF = بازده کود مصرفي
براي ارزيابي وضعيت عناصر غذايي در خاک روش‌هاي مختلفي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه به مهم‌ترين آن‌ها اشاره مي‌كنيم:
 



  ارزيابي عناصر غذايي در خاک

 

- مشاهده علايم ظاهري کمبود؛
- آزمون خاک (Soil testing)؛
- تجزيه گياه؛
- آزمايش‌هاي کودي در گلخانه و مزرعه؛
 



  روش مشاهده علايم ظاهري کمبود

 

بطور کلي وقتي که مقدار يک عنصر غذايي در خاک، کافي نباشد اختلالاتي در گياه ايجاد مي‌شود.
- رشد و توسعه ريشه محدود مي‌شود؛
- کاهش توليد گياه؛
- کاهش كيفيت محصول توليدي؛
- بروز علايم کمبود؛
- توقف رشد گياه.

کمبود هر عنصر غذايي در خاک مورد استفاده روي گياه علائم خاصي را ايجاد مي‌کند. بعنوان مثال کمبود ازت در گياه باعث مي‌شود که برگ‌هاي پائيني بوته، زرد و خشک شوند. يا اينکه بر اثر کمبود پتاسيم، حاشيه يا نوك برگ دچار سوختگي و نكروزه و خشكيدگي مي‌شود. و نيز بر اثر کمبود آهن، برگ‌ها از حالت سبز به زردي تمايل پيدا کرده و رگ‌برگ‌هاي گياه سبز باقي مي‌مانند. خشكيدگي و نكروز برگ‌ها نيز در اثر كمبود پتاسيم در گياهان ديده مي‌شود.
 



  روش مشاهده در عين سادگي اشکالات متعددي دارد که به شرح ذيل است :

 

1– علائم کمبود در گياهان مختلف متفاوت است. مثلاً ممکن است كمبود عنصر خاصي در يك گياه يکنوع علامت بروز دهد و در گياه ديگر علامت ديگري نشان دهد.
2– گاهي کمبود چند عنصر تواماً در گياه ظاهر مي‌شود. يعني گياه كشت شده کمبود آهن، ازت و فسفر دارد. لذا علائم چند تا کمبود، مشکل و تشخيص را پيچيده مي‌کند.
3– برخي عوامل محيطي زيان‌آور ممکن است علايمي شبيه علايم کمبود در گياه ايجاد کنند، مثل خشکي، شوري، سرمازدگي، گرماي زياد كه عمل تشخيص را مشکل مي‌سازند.
4– برخي از بيماري‌ها نيز علائمي شبيه علايم کمبود ايجاد مي‌كنند.
5– گاهي زيادي يا مسموميت يک عنصر غذايي علائمي شبيه علائم کمبود ايجاد مي کند.
6– در برخي شرايط گياه دچار کمبود است ولي علايم کمبود مشاهده نمي‌شود، و اصطلاحاً گفته مي‌شود که گياه دچار گرسنگي پنهان است يعني فقر مواد غذايي در گياه وجود دارد ولي علائم کمبودي در روي گياه مشاهده نمي‌شود.
 



  کارآيي روش مشاهده علائم ظاهري کمبود

 

با توجه به اشکالات برشمرده، شايد تشخيص صحيح کمبود ممكن نباشد. لذا در اينجا تجربه و مهارت کافي ضروري به نظر مي‌رسد. لازم به ذكر است كه با اين روش هيچگاه به تنهايي نمي‌توان به تشخيص واقعي رسيد. بلكه روش مشاهده توام با روش‌هاي ديگر كارآيي خوبي خواهد داشت. به عبارت ديگر ابتدا با مشاهده علائم کمبود را در گياه حدس زده سپس براي اطمينان از روش آزمايشگاهي تجزيه خاك و گياه استفاده مي‌شود.  



  مهم‌ترين مزايا

 

- سرعت عمل؛
- هزينه بسيار کم. در اين روش هيچ کاري انجام نمي‌گيرد بلکه با نگاهي دقيق بيماري را حدس زده و درستي اين حدس بستگي به مهارت و تجربه زياد دارد.
جدول‌هاي 1 و 2 و 3 راه‌هاي تشخيص كمبود عناصري چون ازت، فسفر و پتاسيم را نشان مي‌دهند.
 



  جدول 1- راه‌هاي تشخيص كمبود ازت در گياهان زينتي

 

گياهان زينتي علايم اصلي براي تشخيص كمبود
1- گل سرخ برگ‌ها سبز روشن و سپس زرد مي‌شوند – غنچه‌ها خيلي کوچک و کم ‌رنگ مي‌‌باشند.
2- بگونيا برگ‌ها برنگ قرمز آجري درمي‌آيند - گياه کوتاه و تعداد گل محدود است.
3- ميخک برگ‌ها کوچک، ساقه کوتاه با ميان گره کوتاه - تعداد غنچه و گل‌ محدود است.
4- مينا برگ‌ها زرد، برگ‌هاي پير خشك مي‌شوند - ساقه چوبي با ميان گره‌هاي کوتاه.
5- سينه رز برگ‌ها زرد با ظاهر زنگ زده – برگ‌ها پس از خشک شدن همچنان روي ساقه باقي مي‌مانند. غنچه‌ها کوچک بوده و خيلي به کندي رشد مي‌کنند.
6- شمعداني برگ‌ها سبز روشن با حلقه مشخص قرمز برنزي نزديک وسط برگ، برگ‌هاي پير به رنگ قرمز خوشرنگ با حلقه قرمز مايل به زرد نزديک دمبرگ، برگ‌ها پس از خشک شدن مدتي روي ساقه باقي مي‌مانند و گل نمي‌دهند.
7- ميمون برگ‌ها سبز روشن، زرد بين رگبرگ‌ها، برگ‌هاي پير رنگ زرد مايل به آجري درآمده و سپس خشک مي‌شوند.

 



  جدول 2- راه‌هاي تشخيص كمبود فسفر در گياهان زينتي

 

گياهان زينتي علايم اصلي براي تشخيص كمبود
1- گل سرخ برگ‌ها قبل از زرد شدن خزان مي‌کنند. ساقه‌ها ضعيف و تشکيل غنچه به علت عدم رشد ريشه به کندي انجام مي‌شود.
2- بگونيا برگ‌ها برنگ طبيعي – گياه کوچک و تعداد انشعاب شاخه‌ها محدود مي‌باشد.
3- ميخک برگ‌هاي پائيني به رنگ قهوه‌اي درآمده و مي‌ميرند. ساقه ضعيف و باريک و نرم و انعطاف‌پذير است. ميان گره‌ها کوتاه گل‌ها و قسمت جوان گل تنک مي‌باشد.
4- مينا برگ‌ها به رنگ خاکستري مايل به سبز و نزديک دمبرگ تيره است و در نوك و اطراف برگ زردتر است - برگ‌هاي پائيني خزان مي‌کنند.
5- سينه رز برگ‌هاي پاييني آن سبز تيره – برگ‌هاي رسيده کمي زرد شده و قبل از زرد شدن کامل مي‌ريزند.
6- شمعداني برگ‌هاي جوان سبز تيره بوده و حلقه قهوه‌اي شکلاتي نزديک مرکز – برگ‌هاي پير از حاشيه بطرف دمبرگ به رنگ قرمز کثيف در مي‌آيند- گل دادن عادي است.
7- ميمون برگ‌ها بطرز غير طبيعي سبز تيره هستند- برگ‌هاي پير برنگ سبز مايل به برنزي تيره، و زير برگ بنفش است، برگ‌ها خشک شده مي‌ريزند.

 



  جدول 3- راه‌هاي تشخيص كمبود پتاسيم در گياهان زينتي

 

گياهان زينتي علايم اصلي براي تشخيص كمبود
1- گل سرخ حاشيه برگ‌هاي پائيني قهوه‌اي مي‌شود و برگ‌ها بندرت ارغواني مي‌گردند. ساقه‌ها لاغر و رنگ گل‌ها گرفته مي‌باشد.
2- بگونيا حاشيه برگ‌هاي پائيني داراي نقاط نكروزي است که بعداً قهوه‌اي رنگ شده و برگ خزان مي‌کند.
3- ميخک برگ‌هاي پائيني بوته قهوه‌اي شده و مي‌ميرند. ساقه‌ها سست و نبات حساسيت زيادي براي بيماري دارد.
4- مينا برگ‌ها به رنگ سبز مايل به خاکستري بوده و روي آن‌ها حالت ابلقي خفيفي ديده مي‌شود. لب سوختگي و بالاخره خزان در حالت شديد بيماري عادي است.
5- سينه رز برگ‌هاي پير در بين رگبرگ‌ها و حاشيه داراي لکه‌هاي زرد مايل به سفيد بوده و حالت ابلقي دارند، حاشيه برگ‌ها قهوه‌اي شده و خزان مي‌کند.
6- شمعداني برگ‌هاي جوان رنگ پريده، سبز مايل به زرد با رگبرگ‌هاي سبز تيره – برگ‌هاي پير زرد مايل به خاكستري، بخصوص در بين رگبرگ‌ها و حاشيه برگ‌ها مي‌باشند. حالت ابلقي، قهوه‌اي و زرد بين رگبرگ‌ها و حلقه مشخص قرمز آجري يا بنفش دور تا دور برگ نيز ديده مي‌شود.
7- ميمون برگ‌هاي جوان سبز مايل به زرد با رگبرگ‌هاي سبز تيره و ته رنگ قرمز در حاشيه دارند. برگ‌هاي پير سبز مايل به ارغواني فقط بر روي پهنه برگ مي‌باشند. نقاط نکروز در حاشيه و نقاط قهوه‌اي پراکنده در تمام نبات ديده مي‌شود.

محاسبات لازم در سيستم كود آبيارى

محاسبات لازم در سيستم كود آبيارى / آشنايي با روش تزريق محلول كودي به داخل گياه



  مقدمه

در اين جلسه درباره محاسبات لازم در سيستم كود آبيارى با فرمول‌ها و روابط مورد استفاده توضيحاتي داده مي‌شود.  



  دستگاه‌هاي تزريق كننده كود

 

- تانك‌هاي تزريق كود؛
- پمپ‌هاي تزريق كود.

در تانك‌هاي تزريق‌كننده كود با ايجاد اختلاف فشار بين آب ورودي و خروجي به تانك، محلول كودي داخل تانك به سيستم آبياري وارد و تزريق مي‌شود. براي يك سيستم آبياري خوب بايد عواملي مانند
 



 

1) ظرفيت تانك كودي؛
2) غلظت محلول كودى؛
3) سرعت ورودي محلول كودي به سيستم آبياري را در نظر داشت.

هر كدام از اين سه فاكتور با روش جداگانه‌اى اندازه‌گيرى مىشوند.  



  تعيين ظرفيت مخزن كود
با فرمول زير محاسبه مىشوند:

 

V= ظرفيت تانك كود بر حسب ليتر
M = وزن كودي كه در هر آبياري بايد مصرف شود (كيلوگرم در هكتار)
A = مساحت سطح زمين مورد آبياري (هكتار)
C = غلظت كود مايع يا محلول كودي (كيلوگرم در ليتر)
تانك‌هاي تزريق كود به صورت استاندارد ساخته مي‌شوند و داراي ظرفيتي بين 120-90 ليتر و حتي 2000 ليتر مىباشند.
 



  پمپ‌هاي تزريق كننده

 

پمپ‌هاي تزريق كننده كود، پمپ‌هاي كوچكي هستند كه با نيروي برق و يا با انرژي آب موجود در لوله واحد كنترل مركزي كار مي‌كنند، و كود را از مخزن مكيده و در سيستم تزريق مي‌كنند. ميزان تزريق كود در فرمولي كه در ذيل آمده است قابل محاسبه است:
Q= ميزان تزريق كود مايع بر حسب ليتر در ساعت
M= وزن كودي كه در هر آبياري بايد مصرف شود (كيلوگرم در هكتار)
A= مساحت زمين بر حسب هكتار
C= غلظت ماده مغذي در كود مايع بر حسب كيلوگرم در ليتر
Tr = نسبت زمان تزريق كود به زمان آبياري (برابر 8/0)
It = زمان آبياري بر حسب ساعت
 



  غلظت كود آبياري

 

از طريق فرمول محاسبه مي‌شود.

Mc = غلظت كود مايع در آب آبياري بر حسب ميلىگرم در ليتر يا پي پي ام است
M = وزن كود است كه بايد در هر آبياري مصرف شود (كيلوگرم در هكتار)
Tr = نسبت زمان تزريق كود به زمان آبياري (برابر 8/0)
Ig = عمق ناخالص آب آبياري بر حسب ميلىمتر
 



  حداقل ظرفيت مخزن كود
در پمپ‌هاى تزريقي از طريق رابطه ذيل محاسبه مي‌شود:

 

v= حداقل ظرفيت تانك كود (ليتر)
q = ميزان تزريق كود مايع بر حسب ليتر در ساعت
Tr = نسبت زمان تزريق كود به زمان آبياري (برابر 8/0)
It = زمان آبياري بر حسب ساعت
در يك سيستم كوددهي موفق معمولاً اين محاسبات قبل از كود دهي صورت مي‌گيرد، در غير اين صورت توزيع كود غلط خواهد بود. با توجه به اينكه تمامي نياز گياه در فصل رشد از طريق كود آبياري برطرف مي‌شود بنابراين غلظت بالا يا پايين كود ايجاد مشكل مي‌نمايد. پس انجام محاسبات براى تعيين غلظت كود و تعداد دفعات آبياري لازم و ضروري به نظر مىرسد.
 



 

جلسه بيست و دوم
آشنايي با روش تزريق محلول كودي به داخل گياه

مقدمه

 

در اين جلسه روش‌ تزريق محلول كودي به داخل تنه درخت توضيح داده مي‌شود.
روش تزريق كود مايع از قديم‌الايام مرسوم بوده و به كمك اين روش علاوه بر عناصر غذايي برخي سموم، آنتي‌بيوتيك‌ها و اسانس‌ها را مي‌توان به داخل تنه درخت تزريق كرد. اين روش در امر مبارزه با آفات و تأمين نيازهاي غذايي مفيد است. در اين روش با استفاده از تزريق اسانس‌ها كيفيت محصول افزايش يافته و يك راه مقابله با كلروز آهن و كمبود ناشي از آهن مي‌باشد.
شرايط خاك در ايجاد كلروز تاثير بسيار زيادي دارد. به عنوان مثال اگر خاك آهكي باشد و PH خاك بالا باشد و هم‌چنين وضعيت تهويه نامناسب باشد شرايط براي تشديد كمبود آهن و بروز آن فراهم است، به عبارت ديگر درخت به شدت رو به زردي و كلروز مي‌رود. در اين شرايط نامناسب اگر كود به خاك داده شود، روش مؤثر نخواهد بود، لذا به همين دليل توصيه مي‌شود كه روش تزريق كود مايع به داخل تنه درخت را به كار بريم. اين روش به طور موفقيت آميز در آمريكا در باغ‌هاي ”كولورادو“ مورد استفاده قرار گرفته و كمبود آهن در آن مزارع را برطرف كرده است. در سال‌هاي اخير اين روش به كمك كارشناسان مؤسسه تحقيقات خاك و آب در ايران انجام شده و موفقيت‌هاي خوبي به همراه داشته است.
براي انجام روش تزريق، به كمك مته برقي چند سوراخ به عمق 5 سانتي‌متر و به قطر نيم سانتي‌متر در اطراف تنه درخت ايجاد كرده تا به محل آوندها برسد. معمولاً سوراخ‌ها به طور مايل ايجاد مي‌شوند تا كود مايع اضافه شده خارج نشود.
اگر مواد تزريقي كم باشد لازم است چند بار عمل تزريق تكرار شود تا كل نياز گياه برطرف شود.
 



  وسايل مختلف تزريق

 

- سرنگ تزريقي دامپزشكي؛
- سرنگ‌هاي فنر دار؛
- تزريق كننده‌هاي بادي؛
- تزريق كننده‌هاي هيدروليكي؛
- گريس پمپ.
 



  راهنماي تزريق سيترات آهن به تنه درخت

 

خصوصيت درخت مقدار محلول (ميلي‌ليتر) حداقل تعداد سوراخ در اطراف تنه
درخت خيلي بزرگ با شاخ و برگ زياد
(قطر تنه بيش از 60 سانتي‌متر)
20 4
درخت بزرگ با قطر تنه 45 سانتي‌متر 5/7 4
درخت بزرگ با شاخ و برگ متوسط
(قطر تنه 30 سانتي‌متر)
5/5 4
درخت متوسط با قطر تنه 20 سانتي‌متر 2 2
درخت كوچك با شاخ و برگ كامل
(قطر تنه 10 سانتي‌متر)
5/1 2



به عنوان مثال براي استفاده از سيترات آهن كه يكي از كودهاي مايع براي مقابله با كمبود آهن مي‌باشد، بايد تعداد سوراخ‌هاي ايجاد شده و مقدار محلول تزريقي درهر بار مشخص باشد. حجم محلول تزريقي و تعداد سوراخ‌هاي ايجاد شده در تنه بستگي به قطر تنه درخت و سن درخت دارد. به عنوان مثال اگر قطر تنه درخت بيش از 60 سانتي‌متر باشد 20 ميلي متر كود مايع لازم است و در شرايطي كه قطر تنه درخت 45 سانتي‌متر بوده حداقل 4 سوراخ در تنه و 5/7 ميلي متر كود مايع ضروري است.
زمان تزريق بايد يك زمان مناسب باشد معمولاً بهترين زمان اوايل فصل بهار يا پاييز است.
 



  رعايت نكات احتياطي در روش تزريق محلول‌هاي كودي
در روش تزريق محلول‌هاي كودي به تنه درخت رعايت نكات زير الزامي مي‌باشد:

 

1) غلظت مناسب- غلظت محلول كودي بايد مناسب باشد يعني غلظت زياد باعث مسموميت و گياه سوزي و غلظت كم موجب نرسيدن مقدار ماده كودي لازم به تنه درخت است؛

2) ضدعفوني محل تزريق - بعد از هر بار مصرف محلول كودي بايد محل سوراخ‌ها با الكل ضد عفوني شود؛

3) پوشانيدن محل تزريق - محل سوراخ‌ها بعد از هر بار استفاده از محلول كودي بايد با چوب خود درخت يا چسب پيوند پوشانده شود تا محلي براي حمله آفات و بيماري‌ها نباشد.

روش‌هاي كود پاشى / روش كود آبيارى در تغذيه گياه



  مقدمه

 

موضوع درس روش‌هاي كودپاشي مي‌باشد. مطلب مورد بحث استفاده از روش‌هاي كودپاشي با بهترين بازده براي گياه مي‌باشد.  



  روش‌هاي كودپاشي
كود را به روش‌هاي مختلف مي‌توان استفاده كرد و انتخاب روش بستگي به سه عامل زير دارد:

 

- نوع كود؛
- خصوصيات خاك؛
- نوع گياه و سيستم كاشت.

1- پخش كود در تمام سطح زمين؛ يكي از روش‌هاي كودپاشي است كه اين روش قبل از كشت و در مرحله آماده‌سازي به كار مي‌رود. لذا با استفاده از ماشين كودپاشي يا كارگر (با استفاده از دست)، كود توصيه شده را به طور يكنواخت در تمام سطح زمين پخش مي‌كنند.
مزيت روش در اين است كه تمامي زمين به طور يكسان و يكنواخت كود دهي مي‌شود. اما در اين روش مصرف كود زياد است و گياهان ديگري غير از گياه اصلي نيز كودپاشي مي‌شوند. مي‌توان كود مصرفي را در طول فصل رشد به همين صورت استفاده گردد كه اصطلاحاً مصرف كود به صورت سَرَك گفته مي‌شود. لازم به ذكر است كه در اين روش، حتماً بايد با ديسك يا شخم، كود با خاك مخلوط شود و اين مخلوط كردن براي كودهاي فسفري و پتاسيمي ضروري است. يعني در جايي كه قرار است بذر جوانه بزند كود ريخته شود. كودهاي ازتي اگر با خاك مخلوط نشوند بر اثر گرماي زياد تصعيد شده و تلفات آمونياكي زيادي خواهند داشت.

2- روش نواري و خطي؛ روش دوم اصطلاحاً روش نواري يا شياركش گفته مي‌شود در اين روش كودپاشي با استفاده از ماشين شياركش در شيارهاي 2 تا 5 سانتي‌متري انجام مي‌شود.
 



  مزاياي روش نواري و خطي

 

- تثبيت و غيرقابل استفاده شدن كود كمتر است؛
- علف‌هاي هرز كمتر از كود استفاده مي‌كنند؛
- مواد غذايي در نزديكي ريشه است.
 



  معايب روش نواري و خطي

 

- ايجاد سوختگي در گياه به علت نزديكي محل كودپاشي به ريشه‌؛
- فعاليت ريشه‌ها در محل شيارها محدود است.

3- روش كوپه‌اي؛ در اين روش با ايجاد حفره در پاي بوته، كود مورد نياز داخل حفره ريخته مي‌شود.

4- روش چالكود؛ از ديگر روش‌هاي كودپاشي است كه عمدتاً براي درختان و درختچه‌هاي مثمر و غير مثمر از جمله درختچه‌هاي زينتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در زير سايه انداز (حد فاصل تاج و تنه) درخت گودالي حفر كرده و با كود دامي پوسيده به همراه ساير كودهاي توصيه شده و مقداري گوگرد پر مي‌شود.
 



  مزاياي روش چالكود

 

- PH مناسب؛
- رشد و توسعه ريشه بخوبي صورت مي‌گيرد؛
- ظرفيت خوبي براي نگهداري آب داشته و در نتيجه باعث تقويت رشد گياه مي‌شود.

5- روش تزريق محلول كودي به داخل تنه؛ معمولاً اين روش براي درختان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

6- روش كود آبياري يكي ديگر از اين روش‌هاست؛ كود همراه با آب آبياري استفاده مي‌شود.

7- روش محلول‌پاشي؛ با استفاده از كودهاي محلول، محلول كودي تهيه و روي سطح خاك يا بر روي گياه ريخته مي‌شود.

8- روش تزريق كود به داخل خاك؛ معمولاً تزريق كود آمونياك به داخل خاك با سرنگ مخصوص صورت مي‌گيرد كه در كشور ما مرسوم نيست.
 



 

جلسه بيستم
روش كود آبيارى در تغذيه گياه

مقدمه

در اين قسمت در مورد روش كود آبيارى توضيحاتي ارائه داده مى‌‌شود.  



  كودآبياري (Fertigation)

 

كودآبياري عبارتست از مصرف كودهاي شيميايي همراه با آب آبياري. در اين روش محلول كودي (كود محلول)، در داخل آب آبياري تزريق و در سطح مزرعه پخش مي‌شود.  



  كودآبياري در سيستم‌هاي مختلف آبياري

 

- آبياري سطحي؛
- آبياري باراني؛
- آبياري قطره‌اي.

معمولاً سيستم‌هاي آبياري تحت فشار كه تأسيسات مجهز دارند براي كودآبياري مناسب‌تر هستند.
علاوه بر كود مي‌توان از مواد ديگري همراه با آب آبياري استفاده كرد. كه اصطلاح شيمي آبياري را بكار مي‌برند.
 



  شيمي آبياري مصرف مواد شيميايي به همراه آب آبياري است همچون:

 

- كود؛
- سموم؛
- مواد تنظيم كننده رشد.

البته در بعضي از كشورها به دليل خطراتي كه سموم شيميايي براي محيط زيست دارد، محدوديتي در استفاده از سموم شيميايي وضع كرده‌اند و بر توليد كنندگان واجب است كه اين محدوديت‌ها را رعايت كنند.
كود آبياري زماني بهترين نتيجه را خواهد داشت كه از طريق انتخاب سيستم آبياري، توزيع يكنواخت آب را در مزرعه يا باغ داشته باشد. و اين شرط اصلي در بحث كودآبياري است. اگر توزيع آب در مزرعه بطور يكنواخت نباشد ممكن است بخش‌‌هايي از مزرعه از كود كمتري برخوردار و در نتيجه با كمبود عناصر غذايي مواجه شوند، و بخش‌هاي ديگر كود بيشتري دريافت كنند و مشكل سوختگي و غلظت زياد عناصر غذايي مطرح شود.
 



  يكنواختي توزيع آب آبياري بستگي به

 

- طراحي سيستم آبياري؛
- تجهيزات بكار رفته؛
- شرايط و مديريت آبياري دارد.
 



  پس يك سيستم آبياري بايد به گونه‌اي طراحي شود كه آب را به طور يكنواخت در تمام سطح مزرعه پخش كند. مزاياي توزيع يكنواخت آب عبارتند از:

 

1) افزايش توليد؛
2) ‎افزايش كيفيت محصول؛
3) كاهش هزينه اقتصادي؛
4) كنترل بهتر شوري خاك؛
5) عدم تجمع عناصر غذايي
 



  محاسن كودآبياري يا مصرف كود همراه آب آبياري
مهمترين محاسن روش كودآبياري

 

1) استفاده اقتصادي از آب و كود؛ در اين روش بازده كود مصرفي بيشتر است و در مجموع مصرف كود كاهش پيدا مي‌كند و هزينه كمتري صرف خريد كود مي‌شود.

2) شست و شوي مواد غذايي كمتر اتفاق مي‌افتد؛ زيرا توزيع آب يكنواخت بوده و به اندازه نياز گياه آب به خاك داده مي‌شود و در نهايت شست و شوي عناصر غذايي به خصوص نيترات در خاك كمتر مي‌باشد. اين مسأله از نقطه نظر آلودگي آب‌هاي زير زميني و اثرات زيست محيطي حائز اهميت است. يون نيترات براي سلامتي انسان زيان‌آور است و اگر غلظت نيترات در آب آبياري از يك حد معيني بيشتر باشد، سلامتي انسان را تهديد مي‌كند.

3) رشد گياهان بهتر و منظم‌تر صورت مي‌گيرد؛ زيرا تمام مزرعه به طور يكنواخت توأم با هم كود و آب دريافت كرده‌اند.
در روش كودآبياري از مخازني براي توزيع كود استفاده مي‌كنند. از جمله اين مخازن مي‌توان از تانك‌هاي تزريق كود تحت فشار يا پمپ‌هاي تزريق كننده كود نام برد.
 



  به طور كلي موفقيت روش كودآبياري بستگي به چند عامل دارد كه در ذيل به آن‌ها اشاره مي‌شود:

 

1) طراحي دقيق سيستم آبياري ( و تزريق مواد شيميايي به داخل آب) ؛
2) طبقه‌بندي مواد شيميايي كه با سيستم طراحي شده سازگاري دارند؛
3) تهيه لوازم و تجهيزات سالم؛
4) در نظر گرفتن شرايط محيطي. 

 

ادامه نوشته

عوامل تشديد كننده كمبود آهن

  عوامل تشديد كننده كمبود آهن

عواملي كه موجب مي‌شود كمبود آهن تشديد شود عبارتند از:
1) آهكي بودن خاك‌ها؛ PH قليايي - به ازاء هر يك واحد افزايش PH، حلاليت تركيبات آهن هزار مرتبه كاهش پيدا مي‌كند. يعني در PH بالاتر از 7 حلاليت آهن، براي تأمين آهن مورد نياز گياه كافي نيست؛
2) تهويه نامناسب خاك؛
3) كمي مواد آلي در خاك؛
4) كيفيت نامناسب آب آبياري؛ به خصوص غلظت زياد يون بي‌كربنات، كه در جذب آهن و انتقال آن در داخل گياه ايجاد مشكل مي‌كند؛
5) مصرف زياد كودهاي فسفري؛ در شرايط مصرف زياد فسفر جذب آهن توسط گياه كاهش مي‌يابد.
ارزيابي آهن قابل جذب در خاك به روش عصاره گيري و با DTPA انجام مي‌شود. (DTPA) يك عصاره‌گيري است كه براي عصاره‌گيري عناصر كم مصرف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين روش معمولاً اگر مقدار آهن قابل جذب كمتر از 2.5 ميلي گرم در كيلوگرم باشد كمبود آهن وجود دارد. همچنين بين 2.5 تا 4.5 ميلي گرم نيز در بعضي از گياهان كمبود آهن مشاهده مي‌شود كه غلظت بحراني آهن نيز گفته مي‌شود. غلظت بيش از حد 4.5 غلظت مناسب آهن را نشان مي‌دهد. آهن به صورت Fe+2 ، Fe+3 و كِلات‌ آهن (كلات‌هاي طبيعي و كلات‌هاي مصنوعي) توسط گياه جذب مي‌شود.
گياهان و ارقام آن‌ها نسبت به كمبود آهن حساسيت متفاوتي دارند. واريته‌هاي گياهي از نظر حساسيت به كمبود آهن به دو گروه Fe افيشنت كوتي‌وا و Fe اين‌افيشنت كوتي وا تقسيم‌بندي مي‌شوند. گياهان Fe افيشنت Fe-efficient يا آهن‌كارا (يا مقاوم به كمبود آهن) گياهاني هستند كه با مكانيسم‌هاي مختلف قابليت جذب آهن را در خاك افزايش مي‌دهند و در نتيجه دچار كمبود آهن نمي‌شوند. اين گياهان با دو مكانيسم مشهور به استراتژي 1 و استراتژي 2 قابليت جذب آهن را در خاك افزايش مي‌دهند. استراتژي 1 در اكثر گياهان ديده شده و به صورت‌هاي مختلفي قابليت جذب آهن را بالا مي‌برد. از جمله اينكه دفع +H در محيط ريشه باعث اسيدي شدن PH خاك مي‌شود و حلاليت آهن را افزايش مي‌دهد.
 



  روش‌هاي استراتژي 1

- دفع يون +H در محيط ريشه؛
- دفع تركيبات احيا كننده (فنل)؛
- ساخت اسيد سيتريك؛
- افزايش ظرفيت‌ احياي آهن Fe+2 ---> Fe+3 .

اما استراتژي 2 فقط در گياهان خانواده غلات مشاهده مي‌شود. در اين گياهان ريشه گياه مواد كامپلكس كننده مانند فيتو سيتوروفور ترشح مي‌كند. اين فيتوسيتوروفورها مي‌توانند با آهن موجود در خاك تشكيل كلات يا كامپلكس Complex دهند و در نتيجه مانع از رسوب آهن در خاك شوند و به عبارت ديگر قابليت جذب آهن توسط گياه را بدين طريق افزايش دهند.
فيتو سيتروفورها به عنوان كلات كننده‌هاي طبيعي شناخته شده‌اند. علاوه بر فيتو سيتروفورها ترشح سيتروفورهاي ميكروبي توسط بعضي از ميكرو ارگانيزم‌هاي خاك باعث افزايش جذب آهن مي‌شود.
 



  علائم كمبود آهن در گياه

علائم كمبود آهن در گياه نسبتاً مشخص و واضح است،
الف) برگ‌ها زرد مي‌شوند؛
ب) رگبرگ‌ها سبز باقي مي‌مانند. براي رفع آن راه‌هايي نيز وجود دارد.
 



  رفع كمبود

1) پيشگيري از بروز كمبود آهن؛ براي اين منظور بايد شرايط تهويه خاك مناسب باشد كه اين امر از طريق چند عامل صورت مي‌گيرد:
الف) بيل زدن در پاي درخت؛
ب) اضافه كردن مواد آلي به خاك؛
ج) كيفيت مناسب آب؛
د) مصرف متعادل كود حيواني و كود فسفري تا قابليت جذب آهن بالا رود.

2) كاشت ارقام و گونه‌هاي مقاوم به كمبود آهن؛

3) مديريت آبياري صحيح؛ مصرف زياد آب باعث تغذيه نامناسب و تشديد بروز كمبود آهن مي‌شود؛
 



  درمان

مصرف كود آهن به صورت محلول‌پاشي روي گياه و تزريق دارو بر روي تنه درخت درمان خوبي است. براي مصرف كود در خاك، كود كلات آهن بهترين كود است، كلات‌هاي آهن كودهاي گران‌ قيمتي هستند. بهترين كلات آهن براي خاك‌هاي ايران كود كلات سكوسترين آهن 138(سكوسترين Fe EDDHA - هيدروژن فريك اتيلن بيس (آلفا آمينو – 2 – هيدروكسي فنيل استيك اسيد)) است. كه داراي يك بنيان كلات كننده است و آهن را در خودش نگهداري مي‌كند. از آنجا كه سولفات آهن در خاك رسوب مي‌كند بصورت محلول‌پاشي روي گياه استفاده مي‌شود. سولفات آهن نسبت به كلات آهن ارزان‌تر است. در سال‌هاي اخير در داخل كشور كلات‌هايي ساخته شده‌اند كه بعضي از آن‌ها در مقايسه با كلات خارجي جواب خوبي داده‌اند ولي بعضي ديگر قابليت كلات آهن خارجي را نداشته‌اند.  



 

جلسه سي و دوم
تاثير آلاينده هاي زيست محيطي در تغذيه گل‌ها و گياهان زينتي


مقدمه

در جلسه قبل در مورد تغذيه آهن مطالبي عنوان شد. در اين جلسه درباره اثرات آلاينده‌هاي زيست محيطي در تغذيه گياه توضيحاتي ارائه خواهد شد.
آلودگي‌هاي زيست‌محيطي يكي از مشكلاتي است كه در اراضي حاشيه مناطق صنعتي و شهرهاي بزرگ مطرح بوده و عوامل به وجود آورنده آن‌ها ناشي از فعاليت‌هاي صنعتي، كشاورزي و شهرنشيني است. از مهم‌ترين اين آلاينده‌ها در تغذيه گياهان، فلزات سنگين مي‌باشند Heavy metals كه براي گياه ايجاد مسموميت مي‌كنند، كه در تغذيه گياه عناصري نامطلوب شناخته شده‌اند.
 



  سرب

يكي از مهم‌ترين فلزات عنصر سرب است. كه مسموميت آن براي حيوان، انسان و گياه شناخته شده است. اين مسموميت در اثر احتراق بنزين خودروها بوجود مي‌آيد. بدين صورت كه تترا اتيل سرب و تترا متيل سرب موجود در بنزين پس از احتراق بصورت سرب معدني خارج شده و آلودگي ايجاد مي‌كند. سرب از طريق آلودگي هوا در سطح خاك تجمع پيدا مي‌كند.  



  مقدار آلودگي خاك به سرب بستگي به

- فاصله تا بزرگراه‌ها و جاده؛
- ميزان ترافيك جاده؛
- جهت باد.

عامل دوم آلودگي‌هاي زيست محيطي ميزان ترافيك جاده‌هاست. هر چه ميزان خودروهايي كه در خيابان‌ها رفت و آمد مي‌كنند بيشتر باشد آلودگي ناشي از سرب هم بيشتر است.
عامل سوم جهت باد است. به دليل وجود ذرات سرب در هوا سرعت و جهت باد مي‌تواند در انتقال سرب و آلوده كردن اراضي خيلي مؤثر باشد.
سرب بعد از جذب توسط گياه براي آن ايجاد مسموميت مي‌كند و مسموميت ناشي از سرب علائمي مشابه علائم كمبود آهن ايجاد مي‌كند (زردي و كلروز). بنابراين براي غلبه بر اين كمبود بايد آلودگي ناشي از مصرف سرب كم شود. لذا امروزه تصميماتي در اين زمينه اتخاذ شده است مثلاً مصرف بنزين بدون سرب و گازسوز كردن اتومبيل‌ها و تغييراتي در سيستم سوخت اتومبيل از آن جمله است.
گياهان كنار خيابان‌هاي تهران حالت زردي داشته و شادابي در آن‌ها ديده نمي‌شود كه اين بدليل مسموميت ناشي از سرب است.
اما سرب براي انسان نيز زيان‌آور است. افراد در شهرهاي بزرگ در معرض آلودگي ناشي از سرب بوده و ضريب هوشي(IQ) آن‌ها كم مي‌شود. اُفت تحصيلي دانش آموزان در مدارس و رفتارهاي تهاجمي و بي‌ مورد كه در بعضي از افراد مشاهده مي‌شود ناشي از آلودگي‌ سربي است. هم‌چنين افسردگي، بيماري‌هاي قلبي و عروقي و .... همگي از اين جمله‌اند.
گياهان نسبت به آلودگي‌هاي سرب حساسيت‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند. بعضي از آن‌ها سرب بيشتري جذب كرده و بعضي ديگر جذب سرب‌شان كمتر است. هر چه پهنك برگ گياه بزرگتر باشد، جذب سرب بيشتر است.
 



  كادميوم

عنصر ديگري كه مسموميت آن مطرح بوده كادميوم است كه همانند سرب براي گياه، انسان و حيوان زيان‌آور است. مشكل آلودگي كادميوم ناشي از همان مصرف سوخت است.  



  منابع مسموميت ناشي از كادميوم

- سوخت؛
- آلودگي آب‌ها با پس‌آب‌هاي صنعتي؛
- مصرف زياد كود فسفره.
بر طبق تحقيقاتي كه مؤسسه خاك‌ها انجام داده است، كادميوم به صورت ناخالصي در كودهاي فسفري وجود دارد.
كودهايي كه بيش از ppm 100- 7 كادميوم دارند در سال‌هاي اخير در كشور ما مصرف شده‌اند كه باعث افزايش آلودگي‌هاي خاك مي‌شوند.
كادميوم از نظر شيميايي خيلي شبيه عنصر روي است. روي بعنوان يك عنصر كم مصرف و ضروري در تغذيه گياه شناخته شده است و نقش بسيار مهم و سودمندي در تغذيه گياه و در كميت و كيفيت محصول دارد. كادميوم به دليل تشابه شيميايي با روي جذب و وظايف متابوليسمي روي را در گياه تقليد مي‌كند. يعني جايگزين عنصر روي در فيزيولوژي و متابوليسم گياه است.
 



  علائم

- لروز؛
- كاهش كلروفيل؛
- كاهش فعاليت‌هاي فتوسنتزي گياه؛
- كاهش فعاليت‌هاي آنزيمي.
 



  توضيحاتي پيرامون دو تركيب ديگري كه در شهرهاي بزرگ مشكل‌آفرين مي‌باشند:

1) زيادي غلظت SO2 در هواي شهرهاي بزرگ؛ SO2 در حين اينكه به عنوان يك تركيب گوگردي مي‌تواند در تغذيه گياه مؤثر باشد، بخشي از نياز گوگردي گياه را تأمين مي‌كند. غلظت زياد SO2 باعث سوختگي و مسموميت در گياه مي‌شود.
2) گاز HF؛ اين گاز در حوالي مناطق صنعتي غلظت زيادي دارد و حتي در غلظت‌هاي بسيار كم براي گياه مي‌تواند ايجاد مسموميت كند. علائم مسموميت گاز HF مثل زردي و سوختگي نوك برگ‌ها مي‌باشد.
 

 

 

ادامه نوشته

   آسیب خشکی مرکبات

            آسیب خشکی

 یکی از نخستین نشانه های تنش آب در درختان مرکبات کاهش میزان رشد برگ و شاخه است . در درختان تحت تنش خشکی بروز پژمردگی برگ ها در شاخه ای نورسته به هنگام نیمروز و در شرایطی که بادها بوزد یا رطوبت نسبی کم باشد ، معمول است .

 وقتی تنش کم آبی شدید باشد برگ درختان دچار پیچیدگی و پژمردگی می شود . در این حالت اگر درختان آبیاری شوند برگ ها به حالت طبیعی برمیگردند . خشکی های طولانی مدت موجب برگ ریزی و سرخشکیدگی شاخه می شود . اگر تنش رطوبت خاک با گرمی هوا و باد خشک همراه شود ممکن است برگ ها ، همچنان که روی درخت هستند ، کاملا خشک شوند و نشانه هایی شبیه به سوختگی با آتش در آنها به وجود آید .

                       



خشکی خاک همچنین می تواند موجب نشانه هایی در برگ شود که به آن (( تخریب مزوفیل )) گفته می شود . در این حالت معمولا وقتی در برگ بروز می کند که تغییر ناگهانی در رطوبت خاک همراه با کاهش رطوبت نسبی هوا روی دهد . تخریب ریشه های سطحی موقع روتوری زدن یا دیسک یا شخم زدن زمین ، هنگامی که رطوبت خاک کم باشد نیز زمینه مساعدی برای بروز عارضه ی تخریب مزوفیل ایجاد می کند .

آلودگی های شدید درختان به کنه های تارتن ، که افزایش تبخیر از کوتیکول برگ را به دنبال دارد ، خطر بروز تخریب مزوفیل را افزایش می دهد . در حالتی که کنه به درخت حمله می کند نشانه هایی به صورت نواحی سبزرد در پهنک برگ ، بین رگبرگ اصلی و لبه های برگ ، به وجود می آید که بعدا به رنگ خاکستری تا قهوه ای روشن درمی آید . مرگ سلول ناشی از نخریب مزوفیل از بافت اسفجی شروع می شود .

آسیب غرقاب

آسیب غرقاب مزمن در باغهایی بروز می کند که سطح ایستابی آن ها به طور مستمر بالاست . چنین شرایطی در اراضی تخت ، پست ، اراضی نزدیک به برکه ها ، زمین های تسطیح شده و ایجاد شده روی برکه ها ، محل های دارای لایه های رسی نفوذ ناپذیر و دامنه های تپه هایی به وجود می آید که رخ نمونه های رسی دارند و حفره های آبی تشکیل می دهند .

از نشانه های آسیب غرقاب مزمن ، کوتاه تر بودن درختان از اندازه عادی و تنک بودن تاج پوشش آنهاست . این درختان ریشه های سطحی دارند و اگر سطح ایستابی پایین افتد و سیستم ریشه های کم پشت آن ها با کم آبی مواجه شود ، درخت دچار پژمردگی برگ یا ریزش برگ و سرخشکیدگی می شود . نشانه های مذکور ممکن است با نشانه هایی که بر اثر عوامل دیگر زوال درختان ایجاد می شود اشتباه شود . به همین جهت برای تشخیص علل آسیب های وارد شده به درخت لازم است که در درجه اول و قبل از بررسی دیگر عوامل ایجاد کننده زوال درختان ، به عامل سطح ایستابی یا زهکشی نامطلوب خاک توجه شود .

آسیب غرقابی در مناطقی که مشکل سطح ایستابی ندارند ممکن است به طور اتفاقی و در دوره هایی بروز کند که باران به طور غیر معمول فراوان ببارد . بالا آمدن ناگهانی سطح آب زیرزمینی با افزایش روان های سطحی ممکن است برای درختان مرکبات فاجعه انگیز باشد . اما طول دوره ی غرقابی که موجب آسیب ریشه می شود ، متفاوت است .

اگر فرآورده های بی هوازی مانند هیدروژن سولفید در محیط نباشد ریشه مرکبات می تواند کمبود اکسیژن را به مدت چند هفته تحمل کند . خنک بودن خاک ممکن است آسیب غرقاب را با کند کردن فرآیند کاهش بی هوازی ، به تاخیر اندازد .در یک مشاهده علمی مشاهده شد که در تابستان درختان فقط به مدت 4 روز توانستند غرقاب را تحمل کنند ولی در زمستان درختان مرکبات توانستند این حالت را تا 2 هفته تحمل کنند . آب زیادی و حالت غرقابی نه تنها اثر مستقیم تخریبی دارند بلکه موجب افزایش بروز پوسیدگی طوقه و ریشه بر اثر فیتوفتورا می شود .

 استشمام بوی ناخوشایند ، مخصوصاً بوی هیدروژن سولفید به هنگام کندن خاک اطراف ریشه ، نشانه آسیب غرقاب است که ممکن است موجب از بین رفتن ریشه های بزرگ و ریشه های مویی و در نهایت موجب مرگ درختان می شود . جدا شدن پوست ریشه نیز از نشانه های بارز چنین آسیبی است .

جلوگیری از خطر آسیب غرقاب به مراتب آسان تر از درمان آن است . محل هایی که زهکشی خوبی ندارند نباید برای احداث باغ مرکبات انتخاب شوند . استفاده از زهکش های سفالی می تواند خطر غرقاب را کاهش دهد . آب سطحی باید به جویچه ها هدایت شود و لوله هایی تعبیه شوند که آب سطحی را به داخل کانال های فرعی انتقال دهند . استفاده از چاه مشاهده ای ، برای مشاهده ی سطح ایستابی تنها روش موجه برای ارزیابی محل هایی است که در معرض آسیب بالا بودن آب قرار دارند . چنانچه در باغ های مرکبات سیل جاری شود و یا حالت غرقابی روی دهد آب اضافی را به سرعت باید خارج کرد .

 

سرمازدگی مرکبات

درختان مرکبات چندان به یخبندان مقاوم نیستند و در دو دهه گذشته با فواصل هر 4-5 سال باغ های شمال و جنوب ایران دچار سرمازدگی می شوند . برای مثال 2 سال پیش سرمازدگی بسیاری از باغ ها دچار خسارت حتی تا 100 درصد هم شدند .

 
بافت های گیاهان در مواجهه با یخبندان مقاومت یکسانی نشان نمی دهند . معمولاً گل ها حساس ترین اندام و بافت های چوبی مقاوم ترین اندام ها به یخبندان می باشند .

به طور کلی در اثر یخبندان تغییراتی در گیاه مثل بی رنگی برگ ها یا شاخه ها در مراحل اولیه و متمایل به قهوه ای تا تیره شدن برگ ها همراه با خیس شدن ، مرگ سرشاخه ها و خشکیدگی آن ها و افزایش گل های نر می گردد .


            



مهمترین کشورهای مرکبات خیز جهان که باغ های مرکبات آن ها در معرض آسیب یخبندان و سرمازدگی هستند عبارتند از : آمریکا ، ژاپن ، اسپانیا ، ترکیه و ایران .


تحمل ارقام مرکبات نسبت به یخبندان متفاوت است . انواع لیمو نسبت به یخبندان بسیار حساس اند ، پرتقال و گریپ فروت به طور متوسط حساس و نارنگی نسبت به سرما مقاوم هستند زیرا نارنگی ها در برابر سرما وارد دوره خواب سبک زمستانی می شوند لذا کمتر دچار سرمازدگی می شوند . بعضی از پایه های مرکبات مانند نارنج ، نارنگی کلئوپاترا ، نارنج سه برگچه ای و سیتروملو نسبت به سرما مقاوم اند و استفاده از آن ها موجب کاهش آسیب یخبندان می شود .


آسیب سرما بر اثر سرکازدگی های تابشی و یخبندان های همرفتی ایجاد می شود . در خلال سرمازدگی تابشی ، شرایط آرام است و گرما از طریق تشعشع به سرعت از دست می رود . در یخبندان های همرفتی یا بادی ، باد توده ای از هوای سرد را جابه جا می کند . خسارت یخبندان های همرفتی در باغ های مرکبات بیشتر از سرمازدگی تابشی است و علت آن از دست رفتن سریع گرمای درختان در فرآیند سرمازدگی تابشی است .


موقعی که دمای هوا بیش از چهار ساعت از 2.2- پایین تر برود میوه دچار خسارت سرمازدگی می شود . میوه سرمازده در بیشتر اوقات نشانه های خارجی از خود نشان نمی دهد ولی آسیب یخبندان موجب از دست رفتن زیاد آب میوه ، خشک شدن کیسه های عصاره و جدا شدن برچه ها از همدیگر می شود . در دیواره و گوشت میوه های مرکبات یخ زده بلور های گلوکوزیدی سفید به وجود می آید .


یخبندان های ملایم موجب آبگز شدن برگ ها یا پیچیدگی موقت می شود . در مواردی که یخبندان شدید نباشد که موجب مرگ کامل برگ ها شود ، ممکن است لکه های بافت مرده ی کوچکی در پهنک برگ ظاهر شود . این نواحی اغلب مورد حمله Colletotrichum gloeosporioides قرار می گیرند و نشانه های ایجاد شده با علائم بیماری انگلی اشتباه می شود . چنانچه دما پایین تر و یا دوره یخبندان طولانی تر شود ، نشانه های پیش رونده آسیب سرما از جمله ریزش برگ ، مرگ سرشاخه ها و شاخه ها و حتی مرگ تنه ی درخت ممکن است روی دهد .

            
هرگاه به فاصله ی کمی بعد از یخبندان برگ ها خزان کنند ، شاخه ای که برگ هایش ریخته است از بین نمی رود و برگ های نورسته جدید روی شاخه ای که چوب آن از بین نرفته است می روید . هرگاه چوب شاخه از بین رفته باشد ، در بیشتر موارد برگ ها می خشکند و به مدت چند هفته – قبل از اینکه سرانجام بریزند – روی شاخه ها باقی می مانند . پوست شاخه چه های بی برگ و سرشاخه های کوچک بدون برگ ، ترک می خورد . زوایای شاخه های اصلی و سطوح بالایی شاخه های فرعی مخصوصاً مستعد آسیب یخبندان هستند .


هرگاه زخم ها و لکه های ایجاد شده بر اثر یخبندان شدید نباشد که منجر به مرگ شاخه ها شود ، بافت پینه ای در محل زخم ها تشکیل می شود و شاخه های اصلی به حیات خود ادامه می دهند .


در بیشتر موارد تنه و شاخه های اصلی آسیب دیده از یخبندان مورد تهاجم عوامل درجه دوم پوسیدگی قرار می گیرند و پوسیدگی چوب در آن ها گسترش می یابد و شاخه های اصلی ممکن است به طور کامل بخشکد .
بعد از یخبندان معولاً جست های نورسته ای به وجود می آیند که طبیعی به نظر می رسند ولی بعد از مدتی دچار زوال می شوند و سرانجام می میرند زیرا زخم های و آسیب های ایجاد شده بر اثر یخبندان ، گرداگرد قسمت های پایین تر از شاخه های اصلی را فرا می گیرد .


وجود تعداد زیادی از سر شاخه های خشکیده روی درختان آسیب دیده از یخبندان ، بستر مناسبی برای حمله بسیاری از قارچ هاست که موجب خسارت شدید ملانوز و دیگر بیماری های قارچی به سرشاخه ها می شود .
خسارات سرما را می توان به روش های زیر کاهش داد :


1 ) غرس نهال در زمین های مرتفع که در این حالت هوای سرد از محیط خارج می شود
2) استفاده از پایه و پیوندک های مقاوم به سرما
3) ایجاد باغ نزدیک به دریاچه ها یا منابع اب گرم
4) از بین بردن علف های هرز در زمستان تا هوای سرد خارج و خاک با تابش خورشید گرم شود
5) تامین رطوبت به حد کفایت
6) نگهداری تاج پوشش به طور فشرده با عمیات مناسب باغداری
7) پوشش تنه درختان به خصوص درختان جوان
8) ریختن خاک سبک در اطراف تنه درخت
در این روش های ذکر شده روش 1و2و4و6 جزو اصلی ترین و روش 6 اصلی ترین راه برای کاهش خسارت سرمازدگی است .


همچنین در بعضی از مناطق مرکبات خیز از بخاری های باغی استفاده می شود که با سوخت فسیلی کار می کنند . استفاده از این نوع بخاری ها به دلیل افزایش روز افزون قیمت سوخت و قوانین زیست محیطی روز به روز کمتر می شود. در بعضی از مناطق که یخ زدگی بر تابش غلبه دارد و وارونگی دمایی معمول است از روش ریز بارانی زیر درختی استفاده می کنند که درختان جوان را از یخ زدگی همرفتی به خوبی و درختان مسن را تا حدودی محافظت می کند .

سم شناسی آفتکشها و طبقه بندی آنها

تاریخچه ی سم شناسی

 در طول تاريخ بعضي از بندپايان بعنوان دشمن انسان در جهت كاهش محصولات كشاورزي و ناقل بيماري ها شناخته شدهاند و انسان از بدو پيدايش و بويژه از آغاز متمدّن شدن، همواره بدنبال روش هاي مقابله با اين دشمنان بوده است. در زمان هاي قديم انسان از مواد طبيعي موجود مانند مواد معدني و گياهي براي مبارزه استفاده مينمود، لازم به ذكر است كه تا قبل از شروع جنگ جهاني دوّم اكثر مواد شيميايي استفاده شده بر عليه آفات از مواد معدني چون آرسنيك و گوگرد بودند, و به طور همزمان، استفاده از گياهاني همچون گل پيرتروم, نيكوتين و روتنون نيز مرسوم بود. دهة 1940 آغازي بود كه در آن «انقلاب حشرهكش ها» بوقوع پيوست.

در آن زماني سم DDT در سطح وسيعي بعنوان حشرهكش مورد استفاده قرار گرفت. خاصيت حشرهكشي اين ماده توسط Paul Muller در سال 1939 كشف شد و بخاطر اين كشف و استفاده از آن در كنترل بسياري از بيماري ها جايزه صلح نوبل در سال 1948 را از آن خود ساخت و متعاقباً سم DDT در سطح وسيعتري توليد و مصرف گرديد و توليد صنعتي ساير سموم نيز ادامه يافت.

با كشف سم DDT و استفاده از آن در از بين بردن حشرات, سازمان جهاني بهداشت اين ماده را بنام (گلولة سحرآميز) , ناميد و ادعا نمود با در دست داشتن آن قادر به ريشهكني بسياري از بيماري ها و ازجمله بيماري مالاريا خواهد بود.كه اين موضوع با بروز مقاومت به سموم در حشرات با شكست مواجه شد.

طبقهبندي سموم

سموم را بر اساس منشأ و مواد شيميايي موجود ميتوان به گروه هاي زير طبقه بندي نمود:

1 ـ سموم كلره (Organochlorine compounds)

اين گروه از سموم در طيف وسيعي بر عليه آفات و حشرات موذي، مورد استفاده قرار گرفته است. از مهمترين سمومي كه در اين گروه قرار دارد ميتوان به سموم ذيل اشاره نمود : ددت, ديلدرين, BHC, ديكوفول, آلدرين, كلردان, هپتاكلر و اندوسولفان. از مهمترين خصوصيات اين سموم ميشود به پايداري طولاني آنها در محيط و طيف وسيع حشرهكشي آنها اشاره نمود.

2 ـ سموم فسفره (Organophosphate insecticides)

حشره كش هاي فسفره مصنوعي، مولكول هاي آلي حاوي فسفر ميباشند. همزمان با جنگ جهاني دوّم اين گروه از سموم بعنوان گازهاي جنگي توسط آلمانيها سنتز شدند و سپس به خاصيت حشرهكشي آنها پي برده شد. تا كنون بيش از 100 تركيب از اين سموم به بازار آمده است و از راه هاي مختلف بر روي حشرات اثر ميگذارند.

از مهمترين سموم در اين گروه ميتوان به مالاتيون, پاراتيون, ديازينون, سيستوكس, متاسيستوكس, تمفوس, كلروپيروفوس متيل , پيريميفوس متيل, فنتيون و فنيتروتيون اشاره نمود. خاصيت ابقايي اين سموم در مقايسه با سموم كلره كمتر ميباشد.

3 ـ كارباماتها (Carbamates)

اين گروه از سموم از نظر مكانيسم عمل بر روي حشرات شبيه سموم فسفره هستند. از مهمترين سمومي كه در اين گروه قرار دارند ميتوان كارباريل, پروپوكسور, فورادان آلديكارپ را نام برد.

4 ـ سموم پايروتروئيد (Pyrethroid insecticides)

اين گروه از سموم نسل جديدي از حشرهكش ها را بوجود آورده است. منشاء اين گروه از سموم از گل پيرتر بوده است كه مبدأ آن ايران ميباشد. از نظر ساختمان شيميايي, استر يك اسيد و الكل ميباشند. در دهة 1950 اين گروه بصورت مصنوعي سنتز شدند. اوّلين گروه از اين سموم كه به بازار عرضه شدند در مقابل نور سريعاً تجزيه ميشدند. متعاقباً بر روي فرمول شيميايي آنها كارهاي فراواني انجام پذيرفت و سمومي به بازار عرضه گرديد كه خاصيت ابقائي بيشتري در طبيعت داشتند. هم اكنون بيشترين استفاده را در كنترل حشرات خانگي و آفات كشاورزي به خود اختصاص دادهاند. مهمترين پايروتروئيدها عبارتند از : آلترين, بيوآلترين, رزمترين, بيورزمترين, پرمترين, سايفلوترين, دلتامترين, سايپرمترين, لمبداسيهالوترين و فنترين. هماكنون سموم فوق را در كنترل ناقلين مالاريا به صورت هاي سمپاشي ابقايي داخل منازل, سمپاشي فضايي و استفاده از پشهبندهاي آغشته به سموم، به كار ميبرند.

5 ـ  سموم جديد

علاوه بر چهار گروه اصلي كه قبلاً توضيح داده شد, هم اكنون انواع و اقسام سموم از گروه هاي مختلف به بازار عرضه شده است كه مكانيسم عمل آنها ممكن است با گروه هاي قبلي متفاوت باشد. ازجمله ميتوان به Biopesticides اشاره نمود كه از سم حاصل از باكتري Bacillus thuringiensis بر عليه آفات استفاده ميشود. گروه ديگري بنام هاي تنظيم كننده رشد حشرات (ICR’s) به بازار عرضه شده است كه مكانيسم عمل آنها بر روي حشرات همانند هورمون هاي جلداندازي و جواني حشرات است. از مهمترين نمونههاي اين گوه ميتوان به متوپرن و ديفلوبنزورون اشاره نمود. تركيبات جلب كننده حشرات, تركيبات دوركننده حشرات, عقيم كنندههاي شيميايي و فرمونهاي حشرات نيز جهت كنترل به بازار عرضه شدهاند كه تا كنون مقدمات انجام طرح هاي تحقيقاتي خود را پشت سر ميگذارند.

مكانيسم عمل سموم بر روي حشرات (Mode of action of insecticides)

           اكثر سموم، كه در چهار گروه اصلي توضيح داده شد بر روي سلول و سيستم عصبي اثر ميگذارند. (Cytotoxic and neurotoxic)، بطور كلي ميتوان گفت كه سموم كلره و پايروتروئيد از گروه Axonic هستند و بر روي كانال هاي يوني سيستم عصبي (K+ و Na+) اثر سوء داشته و باعث اختلالات در ورود و خروج اين يون ها به داخل و خارج سيستم عصبي ميشوند, سموم فسفره و كاربامات از گروهSynaptic  بوده و بر روي آنزيم استيل كولين استراز، اثر ميگذارند. لازم به توضيح است كه براساس اطلاعات جديد، اين قاعده كلي نبوده و ممكن است مكانيسم هاي اثر جديدی نيز روي حشرات اعمال گردد.

اندازه گیری بافت خاک

بافت خاک
 

بافت خاک:
پخش جامد خاک مجموعه بسیار پیچیده أی از مواد معدنی و آلی بوده و ترتیب قرار گرفتن ذرات کمیت و کیفیت ویژگیهایی از قبیل تخلخل ، ساختمان و وزن مخصوص ظاهری خاک را تعیین می کند اندازه ذرات جامد در خاک از چند انگسترم تا چند دسی متر نوسان دارد.
مواد آلی خاک از بقایای جانوری و گیاهی در مراحل مختلف تجزیه و کون و فساد و میکرو ارگانیسم هائی که مسئول این تجزیه هستند مرکب است. مواد آلی تأثیر غیر قابل انکاری در خواص فیزیکی خاک داشته و فراوانی یا کمبود آن در نفوذ آب به خاک ظرفیت نگهداری رطوبت و کیفیت آب در خاک و ایجاد خاکدانه ها مؤثر است. از تجزیه مواد آلی ، ترکیبات حاصل می شوند که مانند ملاتی ذرات خاک را به یکدیگر می چسبانند. برخی از اجزاء متشکله مواد آلی لیگنن ، سلولز، چربیها و انواع مومها نباتی تجزیه شده و به تدریج که برخی تجزیه پذیر به عناصر ساده‌أی تبدیل می شوند اجزاء دیگر مواد آلی که به سهولت تجزیه پذیر نیستند در خاک تراکم حاصل می نمایند این مواد از نظر ازت و پروتئین بسیار فقیر بوده و شاید همین کمبود دلیلی بر مقاومت آن است مقدار هوموس در خاک بین 1/. تا 5 درصد متغیر است و به رغم اندازه های گوناگونی که دارد یک کلوئید محسوب می شود( صفحه 1 فیزیک خاک).
 
 
 
 
 
نیروی جاذبه بین ذرات خاک:
انواع مختلفی از نیروها در حد فاصل بین ذرات خاک یا سطوح ذرات رسی اعمال می شود. به عبارت دیگر منشاء این نیروها متفاوت است ولی همة آنها الکتریکی است قویترین این نیروها، نیروی یونی یا کوکب می باشد که بین دو اتم با بار الکتریکی
متفاوت به وجود می‌آید این نیرو با عکس العمل مجذور فاصله بین دو اتم کاهش می یابد و ما قوا اتم ها از شبکه در تبلور است.
نیروی جاذبه بین ملکولهائی که از نظر الکتریکی خنثی است ، با نیروی Vandedwaal و London که به اختصار (V-L) نامیده می شود مشخص می گردد. این ملکول‌ها دو قطبی نبوده لذا مقداری نیروی جاذبه تابع بار الکتریکی آنها نیست این نیرو با توان هفتم فاصله بین دو ملکولی نسبت معکوس دارد و دامنه نفوذ آن فوق العاده کوچک می باشد بدیهی است این نکته را باید به خاطر داشت که گر چه ملکول هایی که نیروی (V-L) در آ“ها مؤثر است ذاتاً دو قطبی نمی باشند ولی حرکت سریع الکترون ها سبب می شود که در توجیه خاصی از ملکول ها ، یک حالت دو قطبی موقتی به وجود آید. چنین محاسبه شده است که از فاصله بیش از صد انگسترم ، یک اتم نمی تواند اتم دیگری را دو قطبی کند (ص 59 روابط آب و خاک).
 
تجزیه مکانیکی خاک:
منظور از تجزیه مکانیکی خاک تفکیک ذرات خاک از روی وزن آنهاست و بدین منظور تا حصول نتیجه نهایی، مراحلی باید طی شود. از مرحله اول توده خاک کوبیده می شود تا
بتوان آن را از الک هائی عبور داد جداسازی کلیه ذراتی که قطر  آنها از 74 میلی متر بزرگتر با یک ردیف الک امکان پذیر می باشد.
برای ذرات کوچک تز ار 74% میلی متر به روشی که در آن سرعت ترتیب ذرات در آب اندازه گیری می شود اساس این روش ، استفاده از قانون استوکز است که بعداً شرح داده خواهد شد. با این روش ، مقدار ذرات شن و سلیت در نمونه خاک تعیین می شوند ولی برای تعیین ذرات رسی که اغلب کلوتیدی بوده و قطر آن کمتر از 0002/0 میلیمتر
است لازم است که چند هفته‌أی در یک درجه حرارت ثابت ، آزمایش ترشیب و ته نشینی ذرات ادامه یابد تا ذرات رس نیز ته نشین شوند. چون این امر از نظر عملی دشوار و بی مورد است لذا برای تسریع در ته نشینی از سانترفیوژ استفاده می کنیم. (ص12 کتاب فیزیک خاک)
 
قانون استوکز:
اگر مقداری خاک را در استوانه پر از آب رها سازیم ذرات خاک بسته به شکل و اندازه أی که دارند شروع به ته نشینی می کنند. استوکز (0850) Stokes فیزیکدان انگلیسی برای چنین پدیده‌أی معادله‌أی یافته است که در تعیین بافت خاک مورد استفاده قرار می‌گیرد.
          اگر یک ذره کروی جامد به شعاع r وزن مخصوصی p و جرم m را در مایعی که در حال سقوط است در نظر بگیریم نیروی ثقل که بر آن اعمال می شود عبارتست از:
 


F1 = mg =  (               r p ) g
 
 
 
که در آن g  شتاب ثقل است. این نیروی رو به پایین با نیروی دیگری که مساوی وزن آب جابجا شده است ، در مصاف بوده و می‌خواهد مانع افتادن ذره به سطوح پایین تر شود.
 معادله استوکز:
این نیرو عبارتست از F2 = - (                r p f)g
که در فرمول فوق pf وزن مخصوص مایع یا آب است.
از طرفی چون ذره در حرکت است پس نیروئی مناسب با سرعت ذره نیز مقاومتی در برابر سقوط آزاد آن ایجاد می‌کند تا مقدار آن از رابطه ذیل محاسبه شود.
F3 = - 6      r n V
در این معادله V سرعت یکنواخت ذره و n گرانروی مایع است پس از حصوص سرعت یکنواخت ، شتابی در کار نبوده و نتیجه این نیروها بر روی هم مساوی صفر می‌شود.

پس  f2 + f2 + f3 = 0
 
و یا   r (p-p f) g – 6      r n V =02
3
3
اگر از رابطه فوق سرعت V را پیدا کنیم نتیجه ذیل عبارت خواهد بود
V=                     - ( p – p f)
 
معادله فوق نیز از خاکشناسی تیتیر مرد استفاده قرار می گیرد لذا این معادله نیز به نام استوکز نامیده می شود ( صفحه 13 فیزیک خاک).
 
 
محدودیت های مورد نظر در کاربرد معادله استوکز
الف): ذرات بایستی کروی و سخت و جامد باشند ذرات غیر کروی با سرعت کمتر یا بیشتر از ذرات کروی سقوط می کنند ذرات غیر کلوئیدی از قبیل شن و سلیت شکل کم و بیش کروی دارند ولی ذرات کلوئیدی بویژه رس ها پولک مانند بوده و نسبت به ذرات کروی با وزن مشابه ، کندتر ته نشین می‌شوند.
ب): اندازه ذرات نسبت به اندازة ملکول های مایع بایستی بزرگ باشند تا بتوان محیط را یک محیط همگن تلقی کرد. به عبارت دیگر ذرات نباید بعد از خود حرکت براوانی که از ویژگیهای کلوئید هاست نشان دهند. معمولاً ذرات کوچکتر از 002/0 میلی متر این پدیده
را ظاهرمی سازند و در نتیجه با معداله استوکز می توان فراوانی ذرات را از Sandvery fine تا Co arseclay تعیین کرد.
ج): سقوط ذرات بایستی آزاد باشد و در این سقوط ، ذرات مزاحم یکدیگر نگردیده و ذرات بزرگتر مانند قیمی ذرات کوچکتر را با خود انتقال ندهند. اگر غلظت ذرات در حدود 3 تا 5 درصد بوده و قطر استوانه محتوی مایع اقلا ده برابر بزرگترین ذره خاک باشد امکان سقوط ازاد تأمین خواهد بود. (صفحه 14 فیزیک خاک)
 
ترکیب مکانیکی خاک:
منظور از ترکیب مکانیکی خاک ، چگونگی کمی و کیفی ذرات آلی و معدنی در خاک می باشد.
 
 
معمولاً مواد بزرگتر از دو سانتی متر به سنگ Ston موسوم بوده و قطعاتی که قطر آنها بین دو سانتی متر و دو میلی متر نوسان می نماید سنگ ریزه  ( Gdavel) نامیده می شود اصطلاح خاک نرم  Fine Earth نیز به ذرات کوچک تر از هر میلی اطلاق می شود.
تجزیه های فیزیکی و شیمیایی که در خاک شناسی متداول است بر روی خاک نرم صورت می گیرد اجزا متشکله خاک نرم رس ( Clay) سیلت (Silt) و شن ( Sand) می باشد.
شکل ذرات شن Sand و سیلت معمولاً کروی یا مکعبی بوده و در واقع کانی هایی هستند که پس از تبلور سنگهای مختلفی را بودجود آورده اند ذرات رسی Clay به ندرت شکل کروی داشته و اغلب پولک مانند می باشند بعضی از کوچکترین ذرات خاک نیز شکل مشخصی ندارند (صفحه 30 کتاب روابط آب و خاک).
رس های خاک:
واژة رس یا Clay برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد ولی آنچه در خاکشناسی مورد نظر است ذارتی هستند که قطر یا اندازه آنها از دو هزارم میلی متر کوچکتر است این ذرات شامل بلورهای مطبق آلومینیوسیلیک ، اکسیدهای آهن و آلومینیوم و سیلیسیم و همچنین هر ذره از کانی های دیگر که واجد شرایط ابعاد باشد می شود.
          بخش اعظم خاک رس خاک به حالت کلوئیدی است و به همین جهت از یک سطح ویژه قابل توجه برخوردار است حد بین رس کلوئیدی و رس غیر کلوئیدی تصنعی بوده و به طور دلخواه در 0002/0 میلی متر قرار دارد. ذرات کلوئیدی که در حالت تعلیق می باشند از خود حرکت Brownian ظاهری می سازند بدین معنی که ملکولهای محیط تعلیق ذرات را از این سو به آن سو می رانند در مورد ذرات بزرگترین ضربات ملکولها در جهات مختلف ، همدیگر را دفع می کنند و جسم یا ذره در حالت سکون باقی می ماند
(صفحه 37 کتاب روابط آب و خاک)
 
ساختمان خاک ( Soilstructure)
منظور از ساختمان خاک ، ترتیب قرار گرفتن ، توجیه و سازمان ذرات شن و سیلت و رس در خاک می باشد گاهی این اصطلاح برای تعریف شکل هندسی خلل و خرج خاک نیز استفاده می شود و چون ترتیب قرار گرفتن ذرات به نحوی است که به آسانی نمی توان آنرا با شکل هندسی معینی مشخص کرد ، لذا روش مستقیمی برای اندازه‌گیری ساختمان خاکموجود نیست و مفهوم ساختمان خاک بیشتر جنبة کیفی دارد روشهای متداول برای مشخص کردن خاک نیز در واقع روشهای غیر مستقیمی هستند که خواصی از خاک را که تابع ساختمان خاک است اندازه گیری می‌کنند.
به طور کلی سه نوع ساختمان امکان پذیر است اول ساختمان تک دانه‌أی که در آن ذرات خاک هیچ ارتباط و پیوستگی با هم ندارند. دوم ساختمان توده‌أی یا حجیم که در آن ذرات خاک به هم پیوسته و تودة بزرگ و یکپارچه أی را تشکیل می دهند . سوم ساختمان خاکدانه‌أی که حد واسط بین  دو نوع ساختمان فوق الذکر بوده و از الحاظ کشاورزی فوق العاده مطلق می باشد. ( ص 47 روابط خاک و آب).
 
عوامل پایداری ساختمان خاک:
پایداری ساختمان خاک خصوصاً خاکدانه ها به عوامل چندی بستگی دارد که به شرح زیر است:
1ـ نیروی Gohesio ـ این نیرو از بار منفی ذرات رسی مشتق می‌شود و در نتیجه هنگامی جالب توجه است که ذرات از سطح ویژه بزرگی برخوردار بوده و این سطوح در تماس
باشند بنابراین تاثیر جذب ملکولی در خاک خشک حداکثر و در خاک مربوط حداقل خواهد بود.
2ـ نیروی Adhesion ـ برای اینکه بتواند ذرات خاک را به هم بپیوندد به آب و هوا هر دو نیاز است هر چه هلال حد و فاصل آب و هوا داری انحنای بیشتر باشد کشش سطحی در واحد سطح افزایش می یابد از طرفی با ازدیاد رطوبت در خاک ، سطح تماس آب با ذرات خاک بیشتر می‌شود ولی کاهش کشش سطحی در واحد سطح چندان چشمگیر نمی باشد بدین جهت در خاک خشک و اشباع تاثیر نیروی Adhesion  کمترین و در حالت مرطوب بیشترین خواهد بود ضمناً بایستی توجه داشت که ساختمان خاک هنگامی تشکیل می شود که مقدار نیروی Gohesion از Adhesion بزرگتر است. (ص 48 کتاب روابط خاک و آب)
3 ـ کانی های رس:
رس ها به عنوان ملتی ذرات خاک را به هم متصل می کنند و از طرفی در اثر انقباض و انبساط تودة خاک را به قطعات کوچک تر تبدیل می نمایند معمولاً پیوسته‌أی از کانی های رسی دور ذرات خاک را احاطه کرده و خاکدانه هایی به وجود می‌اورد که پایدار بوده و در طبقه بندی خاک ها نیز مورد استفاده قرار می گیرد مثلاً در خاک های لاتوسول یالا تریتی ، پیوسته رسی مشاهده نمی شود نوع یون های تبادلی نیز اهمیت داشته و کلیسم ، منیزیم و پتالیم موجب بهبود وضع ساختمان خاک وهیدروژن و سدیم تخریب انرا فراهم می سازند.
4 ـ مواد آلی ـ مواد الی هنگامی در تشکیل خاکدانه موثر است که فعال باشد و فعالیت آن از موجودات زنده خاک سرچشمه گیرد. از طرفی ریشه گیاهان با تشریح ترکیبات ژلاتینی ذرات را به هم پیوند می دهد رشد وتوسعه ریشه گیاهان نیز سبب متلاشی شدن توده
خاک و ایجاد خاکدانه می گردد ترکیبات آلی نیز بسته به نوع خود می توانند در خاکدانه بند و تثبیت آن موثر واقع شوند اخیراً بعضی از این ترکیبات برای تثبیت خاک Soilconditioning  استفاده می شود و این ترکیبات در حقیقت یک رشته طولانی از حلقه کربن است که جذب سطحی ذرات رس گردیده و مانند تسبیحی ذرات خاک را به یکدیگر متصل می سازد (ص 48 کتاب روابط خاک و آب).
 
هوا:
هوا از نظر فیزیکی به دو طریق در ساختمان خاک موثر است یکی اینکه تولید کشش سطحی می نماید و دیگر اینکه هنگام مرطوب شدن خاک خشک ، مقداری هوای محبوس در خاک حاصل می شود که اگر راه گریزی نداشته باشد به متلاشی شدن تودة خاک منجر می گردد.
از نظر شیمیایی وجود هوا رسوب کلوئیدهای آهن و آلومینیوم را تسهیل کرده و توام با گاز کربنیک هوای خاک موجبات حلالیت کلسیم و سایر یون های موثر در دانه بندی خاک را فراهم می سازد از نظر بیولوژیکی نیز هوا برای تنفس ریشه ها و موجودات زنده ضروری است و اگر خاکی به مدت طولانی غرقاب شود ساختمان آن تخریب حاصل کرده ، سیر قهقرائی می پیماید. در شرایط بی هوایی ترکیبات آلی که مانند ملاتی ذرات خاک را به هم وصل می کند، تشکیل نمی شود و آنچه که موجودات تجزیه می یابد به طور کلی ، ساختمان خاک در انتقال و جذب و هدایت آب ، نقش مهمتری از بافت خاک را داشته و در بعضی اراضی ، ایجاد درز و ترک در خاک سبب می شود که بخش عمده آب آبیاری از ایم معابر عبور نموده و مورد استفاده گیاه قرار نگیرد. (ص 49 کتاب اصول روابط خاک)
 
مواد آلی خاک:
مواد آلی خاک بالنفسه یک کیفیت قابل مطالعه در روابط آب و خاک نیست ولی چون جزء لاینفک هر خاک بوده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن را تا حد قابل توجهی تغییر می دهد لذا بحث دربارة آن ضروری به نظر می رسد.
          کلیه اجسام الی در خاک ، زنده یا مرده ، تازه تا کهنه ، ساده یا پیچیده و مرکب ، مواد الی خاک را تشکیل می دهند. مواد آلی خاک شامل بقایای گیاهی و حیوانی در مراحل مختلف تجزیه ، هوموس ، میکرب ها و هر ترکیب آلی دیگری می باشد.
در تعریف مواد آلی حیوانات منظور نمی گردند ولی باکتریها ، قارچها و سایر میکرب ها به علت اینکه جداسازی آنها از سایر مواد آلی تقریباً غیر ممکن است جزو مواد آلی محسوب می شوند.
مواد آلی خاک در حد نهایی می توان به هوموس و سایر بقایا ، طبقه بندی کرد. منظور از بقایا ، انساج مرده گیاهی و حیوانی و مدفوعات حیوانی در مراحل مختلف فساد و تجزیه است. هوموس نیز  ماده آلی سیاه رنگی است که خواص فیزیکی و شیمیایی معینی داشته و شدت تجزیه آن مانند بقایا نیست. اگر چه انواع متفاوتی از هوموس بسته به نوع آب و هوا وگیاهان در خاک تشکیل می شود. (ص 49 کتاب آب و خاک).
 
 
منابع و مآخذ:
 
کتاب های:
          1ـ فیزیک خاک                                 دکتر محمد بای بوردی
          2ـ روابط آب و خاک                          دکرت محمد بای بوردی

مراحل ایجاد زنبورداری

مقدمه

زنبور عسل یکی ازحشراتمفید برای انسان است که متعلق به رده دوبالان می‌باشد. زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین بوجود آمده و زندگی می‌کرده است. زنبور عسل حدود 150 میلیون سال قبل وجود داشته و مشغول زاد و ولد بوده است. منتها با این تفاوت که در آن فاقد یک زندگی اجتماعی بوده و مثل خیلی از زنبورهای غیر عسلی امروزی ، زندگی انفرادی داشته و هر زنبور لانه مخصوص بخود را داشته و در آن زندگی می‌کرده است. کندو محلی است که زنبورها در آن تولد یافته ، کار کرده ، خواهران و برادران خود را پرورش داده و مواد غذایی لازمه را در آن انبار و ذخیره می‌کنند. زنبور عسل دارای نژادهای مختلف است و ساختمان بدنی پیچیده‌ای دارند.

ساختار بدن
زنبور عسل
سر

در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیله‌ای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی می‌تواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم می‌رسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمی‌رسند. کار آنتنها ، لمس کردن و بوییدن است. زنبور به کمک خرطوم ، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی می‌فرستد.

سینه

از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفره‌هایی به نام سبد می‌باشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گرده‌های گل در آن پر و با خود به کندو حمل می‌کند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.

شکم

در قسمت انتهایی بدن قرار داشته، از 6 حلقه کیتینی پشتی و 6 قطعه شکمی تشکیل شده است. در انتهای شکم مخرج برای دفع مدفوعات دیده می‌شود. از راه همین مخرج ، زنبور قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور نر نمی‌تواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.


غده های مهم

  • در داخلا دو طرف سر کارگر یک جفت غده‌ای به نام غده‌های شیری وجود دارد که از خود ماده‌ای به نام شیر یا ژله شاهانه ترشح می‌کند و با آن ملکه و لاروهای خیلی جوان را تغذیه می‌نمایند.

  • غده‌های بزاقی همراه با یک جفت غده سینه‌ای بوسیله یک کانال مشترک ، ترشحاتشان را به داخل دهان زنبور می‌ریزند. ترشحات این غده‌ها در موقع لارو بودن صرف تنیدن به دور خود شده و پس از رشد و تبدیل به یک زنبور کامل ، نقش غده بزاق دهان را در زندگیشان بازی می‌کنند.

  • غدد زیر آرواره‌ای که در کارگران خیلی کوچک و غیرفعال بوده و در ملکه بسیار بزرگ و فعال است. ماده‌ای بوسیله این غده ترشح می‌شود که با بوی مخصوصش باعث تمیز ملکه از سایر زنبورها می‌شود.

  • در زیر شکم زنبورها 4 جفت غده‌هایمومی وجود دارد که سه جفتش فعال هستند و موم ترشح می‌کنند و بکار ساختن سلولها و شان می‌خورند.

  • غده‌های بویایی: در پشت زنبورها غده‌ای به نام غده بویایی دیده می‌شود که کارش تشخیص بوهاست.

  • غده‌های مخزنی: سه عدد غده در مخزن به نام غده‌های مخزنی ، مدفوعاتی را که در آنجا ذخیره شده‌اند، مرتب ضد عفونی می‌کنند

سر و تفاوت های آن در زنبور کارگر نر و ملکه


الف:سر یک زنبور کارگر
سر هر زنبور کارگر از قسمتهای مختلف زیر تشکیل شده است:

۱.چشمهای نقطه ای به تعداد سه عدد و در قسمت بالای پیشانی
قرار دارد.

۲.پیشانی در جلو سر.

۳.چشمهای مرکب در طرفین سر به تعداد دو عدد.

۴.شاخکها یا آنتن به تعداد دو عدد در طرفین سر زنبور قرار داشته که در ملکه و کارگران 12بند و در زنبور نر 13 بند دارد.

۵.پوششی در جلو سر.

۶.لب جلو.

۷. آرواره های جلویی: که در ملکه و کارگران قوی و در زنبور نر نسبتا ضعیف است. ۸.اعضای لامسه وسطی آرواره ای.

۹.آرواره وسطی.

۱۰.اعضای لامسه انتهای آرواره ای

۱۱.خرطوم یا زبان که از موهای بسیار ریز و ظریف پوشیده شده است.

۱۲.قاشق: برای جمع آوری شهد از روی گلها.


ب:سر یک ملکه

سر ملکه از لحاظ شکل و ساختمان ظاهری درست همانند سر یک زنبور کارگر است. تفاوت بین این دو تنها در کوتاه تر بودن خرطوم ملکه می باشد.

ملکه به خرطوم درازی هم نیاز ندارد زیرا نمی خواهد با خرطومش شهد را از روی گلها جمع آوری کند بلکه در داخل کندو دائما بوسیله کارگران تغذیه می شود و حال آنکه کارگران باید اغلب شهد را در پایین ترین و عمیق ترین نقطه گلها جستجو کنند.در خیلی از موارد شهد در عمیق ترین نقطه لوله های نسبتا دراز گلها قرار دارد و زنبور عسل برای جمع کردنش ناچار است که خرطوم را بداخل آن تا عمق فرو برده و آن را بمکد.بنابراین داشتن خرطوم دراز در زندگی و فعالیتهایش نه تنها بسیار موثر بلکه حتی لازم هم است
.

ج:سر یک زنبور نر

سر زنبور ملکه و کارگر با هم شباهت دارند و تشخیص آنها مشکل است ولی سر زنبور نر با هر دو تفاوت زیادی نشان می دهد بطوری که تمیزش از آنها حتی با چشم هم ساده است و با چند بار تمرین از عهده همه برمی آید.مهمترین اختلافها بین آنها عبارتند از:در حالی که چشمهای مرکب ملکه و زنبور کارگر از دو طرف سر به هم نمی رسند،چشمهای مرکب زنبور نر خیلی بزرگ بوده و از پشت سر از دو طرف به یکدیگر می رسند.این واضح ترین و مهمترین فرق بین آنهاست و به کمک آن می توان زنبور نر را حتی در حال پروازش شناخت.

زنبودرارها هم با استفاده از همین موضوع آنها را می شناسند.شناخت سایر اختلافات که در زیر شرحشان می آید تنها پس از گرفتن زنبور و دقت زیاد و یا حتی اغلب در آزمایشگاه امکان پذیر است.


۱.تعداد بندهای هر یک از شاخکها در ملکه و زنبوران کارگر 12عدد و در زنبور نر 13 عدد است.

۲.خرطوم زنبور نر کوتاه تر از زنبور کارگر است دلیلش هم مثل آنچه در مورد ملکه گفته شد دراین است که زنبور نر ازآن در جمع آوری شهد استفاده نمی کند.چون زنبور نر هم مانند ملکه بوسیله کارگران تغذیه میشود.

۳.آرواره های جلوی زنبور نر ضعیف تر از آرواره های جلوی کارگران است.

۴.سه چشم نقطه ای زنبور نر در جلو پیشانی ولی در ملکه و زنبور کارگر در بالای پیشانی قرار دارند

ملکه

ملکه مادر کندو بوده و جنسیت آن ماده می‌باشد. طول بدن ملکه هیجده میلی مترمی‌باشد. بال‌های آن کوچک بوده و خرطوم آن توانایی جمع آوری شهد گلها را نداشته ودرعوض دارای شکمی بزرگ‌تر از ماده‌های کارگر بوده و دو تا شش سال می‌تواند زندهبماند. ولی در زنبورداری تجاری بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمی‌شود. ملکه عسلو گرده نمی‌خورد و بجای آن ژله رویال مصرف می‌کند.
نیش ملکه همانند شمشیر تازی بوده و بدون خار می‌باشد .

زنبور نر

زنبورهای نر در کندو تنها وظیفه بارور نمودن ملکه را دارند و دارای نیشنمی‌باشند. دارای سر و بالهای بزرگ می‌باشند. توانایی جمع‌آوری شهد و گردملکه
ملکه مادر کندو بوده و جنسیت آن ماده می‌باشد. طول بدن ملکه هیجده میلی مترمی‌باشد. بال‌های آن کوچک بوده و خرطوم آن توانایی جمع آوری شهد گلها را نداشته ودرعوض دارای شکمی بزرگ‌تر از ماده‌های کارگر بوده و دو تا شش سال می‌تواند زندهبماند. ولی در زنبورداری تجاری بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمی‌شود. ملکه عسلو گرده نمی‌خورد و بجای آن ژله رویال مصرف می‌کند.
نیش ملکه همانند شمشیر تازی بوده و بدون خار می‌باشد .

زنبور نر

نبورهای نر در کندو تنها وظیفه بارور نمودن ملکه را دارند و دارای نیشنمی‌باشند. دارای سر و بالهای بزرگ می‌باشند. توانایی جمع‌آوری شهد و گرده رانداشته و ۲۴ روز زنده می‌مانند.
زنبور نر در حجره‌های بزرگ‌تری نسبت‌به زنبورهای کارگر پرورش می‌یابند. تخمهایبارورنشده ملکه به زنبور نر تبدیل می‌شوند.

زنبور کارگر

جنسیت زنبورهای کارگر ماده بوده. طول بدن آنها ۹ میلیمتر می‌باد. در یک کندویقوی با تعداد ۱۰قاب ۷۰هزار زنبورکارگر وجود دارد. زنبورهای کارگر با اینکه ماده هستند توانایی بارور شدن ندارند. ولی در صورت نبودن ملکه در کندو می‌توانند تخم ریزی کنند. که در زنبوردار29ماده تخم‌گذار گفته می‌شود. نیش زنبورهای ماده خاردار بوده و طول آن در حدود ۱ میلیمتر می‌باشد. به خاطر وجود همین خارها پس از نیش زدن و ورود زهر به بدن موجوداتی که ساختار گوشتی دارد نیش در پوست گیر کرده و موجب جدا شدن کیسهزهر از زنبور می‌شود. و پس از چند دقیقه زنبوری که نیش زده خواهد مرد .

وظایف زنبورکارگر

جمع آوری شهد آب بره موم- پاسبانی از کندو - تولید عسل - رسیدگی به ملکه - پرورش نوزادان - رسیدگی به کندو و پاکیزه‌گی آن از بیشترین وظایف زنبورهای کارگر می‌باشد . منبع :پرورشزنبورعسل دکتر نعمت الله شهرستانیه را نداشته و ۲۴ روز زنده می‌مانند.
زنبور نر در حجره‌های بزرگ‌تری نسبت‌به زنبورهای کارگر پرورش می‌یابند. تخمهایبارورنشده ملکه به زنبور نر تبدیل می‌شوند.

زنبور کارگر

جنسیت زنبورهای کارگر ماده بوده. طول بدن آنها ۹ میلیمتر می‌باد. در یک کندویقوی با تعداد ۱۰[قاب] ۷۰هزار زنبورکارگر وجود دارد. زنبورهای کارگر با اینکه ماده هستند توانایی بارور شدن ندارند. ولی در صورت نبودن ملکه در کندو می‌توانند تخم ریزی کنند. که در زنبورداری تخم‌گذار گفته می‌شود. نیش زنبورهای ماده خاردار بوده و طول آن در حدود ۱ میلیمتر می‌باشد. به خاطر وجود همین خارها پس از نیش زدن و ورود زهر به بدن موجوداتی که ساختار گوشتی دارد نیش در پوست گیر کرده و موجب جدا شدن کیسهزهر از زنبور می‌شود. و پس از چند دقیقه زنبوری که نیش زده خواهد مرد .

وظایف زنبورکارگر

جمع آوری شهد موم پاسبانی از کندو - تولید عسل - رسیدگی به ملکه - پرورش نوزادان - رسیدگیبه کندو و پاکیزه‌گی آن از بیشترین وظایف زنبورهای کارگر می‌باشد

نژادهای زنبور




زنبور هندی Aspis Indica

 

کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده ، قدر کارگرش 13 میلیمتر می‌باشد.

سلولهایی را که با موم در روی شانها درست می‌نماید از سلولهای زنبور عسل

کوچکتر هستند.

زنبور درشت Apis Dorsata
 

در هندوستان و چین زندگی نموده و بزرگترین نوع زنبور عسلی است که تاکنون شناخته شده است.

به حالت وحشی زندگی کرده و در زیر شاخه‌های درخت شانش را می‌چسبانند.

سالانه چند بار از نقطه‌ای به نقطه دیگر کوچ می‌نمایند.


زنبور ریزApis Florea

 

از همه زنبورها کوچکتر بوده و فقط یک شان درست می‌کنند

که مثل زنبورهای درشت به زیر شاخه درخت می‌چسباند

به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران یافت می‌شوند.


زنبور عسل معمولیApis Meaifica

 

همان زنبور عسل معمولی است که فقط آنها را در دهات و شهرها

برای تولید عسل در کندوها نگهداری می‌کنند.

خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از:

آرام باشند و نیش نزنند،

پر محصول باشند،

بچه به اندازه لازم بدهند،

گلهای شهددار را به سرعت پیدا کنند،

در مقابل امراض مقاوم باشند،

مصرف عسل زمستانی آنها کم باشد،

رشد سالانه‌شان را هر چه زودتر شروع کرده

و سریع به حداکثر رشدشان برسند.

از مهمترین نژادهای این زنبور می‌توان به

زنبور عسل اروپای مرکزی ،
زنبور سیاه ،
زنبور ایتالیایی قفقازی
و زنبور نژاد ایرانی نام برد.

آفات و بیماریهای زنبور عسل
 

از مهمترین بیماریها می‌توان به
لوک آمریکایی ،
لوک اروپایی ،
نوزما ،
کنه دونی
، یبوست ،
شپشک زنبور عسل
و کرم موم خوار اشاره کرد
 

مراحل ایجاد زنبورداری

1-باید ابتدا خود را برای زنبور داری آماده ساخت و این کار را باید در فصل زمستان که زنبور ها در کندو هستند انجام داد برای این کار بایستی در این فصل (زمستان) به مطالعه و تحقیق در مورد زنبورداری پرداخت و با نحوه زندگی و کار با زنبور عسل آشنا شد

 

2-خرید کندو در بهمن و اسفند و عدم خرید کندو در فصل پاییز زیرا کندویی کندوی خوبست که در بهمن و اسفند دارای جمعیتی قوی باشد در صورتی که در فصل پاییز اقدام به خرید کندو نمایید امکان شکست بسیار بالاست چون زنبورهای پیر و ضعیف در فصل زمستان از بین می روند و می میرند و جمعیتی که در پاییز در کندو دیده می شود یک جمعیت حقیقی نیست

 

3-توجه شود که کندو ها دارای ملکه باشند چون کندوهای بی ملکه در فصل بهار که شروع تولید نسل و تکثیر کندوست افزایش جمعیتی نداشته و از بین می رود در صورتی که با کندویی بی ملکه مواجه شدید سریعا بایستی اقدام به ادغام کندو با یک کندوی قوی نمود

 

4-زنبورداری را با سه کندو شروع کنید چون در صورتی که یکی از کندو ها از بین رفت مایوس نشوید بهتر است که تعداد کندو ها در ابتدا سه تا شش عدد باشد

5-همیشه جمعیت قوی و سالم خریداری کنید منظور از جمعیت قوی در بهمن ماه این است که دو طرف شش تا هشت عدد از کادر ها را زنبور پوشانیده باشد

6-مخیط مناسبی برای نگهداری در نظر گرفته شود چون در محیطی که عاری از گل و گیاه مناسب باشد جمعیت بهره دهی نخواهد داشت

انتخاب محل زنبورستان

یکی از مهمترین نکات مدیریتی در پرورش زنبور عسل انتخاب صحیح محلاستقرار زنبورستان است.
شرایط مطلوب برای محل استقرار یک زنبورستان و محل استقرارکندوها

1- شرایط آب و هوایی :

به طور کلیشرایطی چون گرما یا سرمای بیش از حد تحمل زنبورها ، بارندگی پیوسته و زیاد ، هوایابری در بیشتر اوقات سال یا فصل مورد نظر ، بادهای شدید ، هوای شرجی یا هوای غالبامه آلود ، افزایش یا کاهش ناگهانی درجه حرارت هوا و آلودگی غیر تحمل هوا ممکن استچنان منطقه ای را برای استقرار زنبورستان نا مطلوب کند .

2 - پوشش گیاهی منطقه :

به طور کلی گیاهانی چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، یونجه ، شبدر ،اسپرس ، بیدمشک ، گوَ ن ، آویشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبیا ، نعنا ، سیب ،گلابی ، مرکبات ، اقاقیا ، کاج ، گیاهان زینتی و طیف بسیار وسیعی از دیگر گیاهانزراعی ، باغی ، جنگلی و مرتعی منابع شهد وگرده برای زنبورعسل محسوب می شوند.

3- اهمیت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان :

زنبور نیز مانند سایر جانداران بهآب به عنوان حیاتی ترین نیاز خود احتیج دارد.

4- بهداشت منطقه زنبورستان و اهمیت آن :

زنبور عسل نیز مانندسایر حیوانات به برخی از بیماری ها حساس است و متاسفانه بیشتر بیماری ها باعثانهدام بخش مهم یا تمامی کلنی های زنبور دار می شودویا ضمنخسارت به زنبور دار معالجه می شوند . بنابراین اقتصادی ترین اقدام برای جلوگیری ازابتلای زنبورها به بیماری توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است .

5 - آلودگیهای صوتی و بوهای نامطلوب :

مکان استقرار زنبورستان باید دست کم2کیلومتر از دامداری ها ، مرغ داری ها ، کارخانه های دباغی و دیگرمجتمع های تولیدی که بوی ناخوشایند در آن ها تولید می شود دور باشد . زیرا بوی بدزنبوران را فراری می دهد . زنبورستان ها هم چنین باید از نقاط پر سرو صدا مثل جاده های پر رفت وآمد ، کارخانه های پر سروصدا و غیره به اندازه کافی دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراری شدنآنها نشود .

6- اهمیت دور بودن کافی زنبورستان ازنقاط مسکونی :

زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا 12 کیلومتر ازمحل زنبورستان دور شوند . نزیک بودن زنبورستان به مناطقمسکونی ممکن است باعث مشکلاتی برای زنبور دار شود.

7- اهمیت رعایت فاصله زنبورستان هااز هم :

حداقل فاصله لازم به رعایت زنبورستان ها از یکدیگر در هر منطقه 6کیلومتر است . چنانچه این فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گیاهی چندان خوبینداشته باشد چند مشکل اساسی پیش خواهد آمد .
1- تولید عسلکمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد وگرده 2- به علت گرده افشانی بیش از حد مورد نیاز بیشتر گل ها بهمیوه یا بذر تبدیل شده و تمام میوه ها قادر به دریافت مواد غذایی کافی نمی شوند واز کیفیت محصول کاسته شده 3- امکان رفتن اشتباهی زنبورهای یک زنبورستان بهزنبورستان های دیگر و شیوع بیماری و غارت وجود دارد.

8- نیاز زنبورستان به حصار

9- میزان نزدیکی زنبورستان به جاده

برای دسترسی به وسایل نقلیه برای حمل ونقل ،بارگیری و تخلیه کندوها

10- بهترین مناطق استقرار یک زنبورستان :

بی تردید بهترین مکان استقرار یک زنبورستان در یک باغ یا مزرعهبزرگی است که محصول آن باید توسط زنبور عسل گرده افشانی شود. در این صورت علاوه برتولید عسل برای زنبوردار محصولات کشاورز یا باغ دار هم به قدر کافی گرده افشانی میشود.

11- استقرار زنبورستان در کنار دریا یارودخانه :

چنانچه زنبورستان در ساحل دریا یا رودخانهمستقر شود زنبورها برای نوشیدنو جمع آوری آب بطرف آنها رفتهو معمولا جریان آب رودخانه یا امواج دریا بیشتر زنبورها را غرق می کند و به اینترتیب خسارت سنگینی به جمعیت کلنی ها وارد می شود.

12-سطحزنبورستان و استقرار کندوها روی پایه یا سکو :

سطحزمین زنبورستان باید دست کم 30 سانتی متر بالاتر از زمین های اطراف باشد.

13-فاصله کندوها از هم در یک زنبورستان :

در یک زنبورستان رعایت فاصله 5/2 متر بین دو کندو ضروری است.

14-مکان زنبورستان در رابطه باسمپاشی باغ ها و مزارع

15- جهت استقرار کندوها درزنبورستان

چنانکه منطقه ای که زنبورستان در آن مستقراست بادخیز نباشد می توان کندوها را به گونه ای در زنبورستان مستقر کرد که سوراخپرواز آنها به سمت مشرق یا جنوب باشد در این صورت با طلوع خورشید نور به سمت جلویکندوها می تابد و زنبورها زودتر فعالیت روزانه را آغاز می کنند.در مناطق بادخیزسوراخپرواز باید در جهت مخالف وزش باد باشد تا بخصوص درزمستان باد سرد به داخل کندوها وزیده نشود و در سایر مواقع نیز موجب ناراحتیزنبورها نشود.

16-محافظت کندوها از عوامل نامساعد جوی و محیطی

17-مسافت مکان جدید زنبورستان تا مکان قبلی

شعاع پرواز مفید زنبور عسل به 2 کیلومتر و شعاعپرواز دور آن به 6 کیلومتر و گاهی به 12 الی 5/13 کیلومتر میرسد. برای جلوگیری از مراجعت زنبورها به مکان زنبورستان قبلی مکان زنبورستانجدید تا قبلی باید بیش از 6 کیلومتر فاصله داشته باشد.

18-رابطه کندو و مساحت زنبورستان :

دیوارها نباید از 2 متر مرتفع تر و فواصل بین کندوها به میزانحداقل 5/2 متر از هم باید رعایت شود.

19- نحوهاستقرار کندوها در زنبورستان :

محل استقرار کندوها درزنبورستان باید به گونه ای طراحی شود که زنبورهای پرواز کننده از کندوهای مختلفمانعی در جلوی زنبورهای دیگر نباشد به همین جهت در استقرار کندوها طرح هایی چون زیگزاگ - مربع - گروهی - موازی و غیره ممکن است عملی گردد.

20-زنبورستان در مناطق گرمسیری:
زنبور عسل در حرارت 16 تا 32 درجه سانتیگراد در حداکثر فعالیت است و 34 تا 39 درجه سانتی گراد و 16 تا 8 درجه سانتی گرادبه تدریج از فعالیت آنها کاسته می شود و در دمای کمتر از 8 درجه سانتی گراد و بیشتراز 39 درجه سانتی گراد از کندو خارج نمی شوند

بهترین زمان خرید جمعیتها در ایران به استثنا در مناطق گرم جنوبی بهمن ماه و اسفند است

همه جمعیت ها یک قدرت دروغی در پائیز نشان میدن ولی تا بهم ماه زنبور های اضافه از بین رفته وقدرت واقعی جمعیت مشخص می گردد بنابر این خرید جمعیت در پائیز اشتباه است این توصیه اول من به زنبور دار تازه کاره است

 

توصیه دوم من :مطالعه کتب زنبور داری قابل اعتماد در زمستان است

 

توصیه سوم: هنگام خرید دقت شود که جمعیت حتما ملکه داشته باشد. جمعیت بی ملکه آنهم در بهمن ماه فاقد ارزش بوده و محکوم به مرگ است

 

توصیه چهارم: به کسانی که زنبور داری شروع نموده اند یا می خواهند شروع کنند این است که تجربه آموزی را هرگز با یک کندو شروع ننمایند حد اقل لازم برای زنبور داری سه کندوی پر از زنبور و قوی پیشنهاد میکنم به تعداد بیش از این نیز باعث خستگی شما در اوایل کار می شود.

ادامه نوشته

لیست سموم رایج در ایران

لیست سموم رایج در ایران و مقدار مصرف آنها

مقدار مصرف سموم زیر کلی می باشد بنابراین دوز مصرفی صحیح را با توجه به برچسب و نظر کارشناس استفاده نمایید

 

 

نام عمومی قارچ کش

 

نام تجاری قارچ کش

 

فرمولاسیون

 

مقدار مصرف

 

موارد توصیه

 

ادیفنفوس

 

هینوزان

 

EC 50%

 

 

1لیتر

 

بلاست برنج

 

 

 

 

 

 

 

اکسی کلرورمس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوپراویت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

WP 35%

 

 

 

 

 

 

5-2درهزار

 

 

 

 

 

 

 

 

1-2 Kg درهکتار

 

 

ü            آتشک سیب و گلابی

ü            لب شتری هلو

ü            بلایت گردو

ü            بیماری دارخور

ü            غربالی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی هسته دارها

ü            لکه آجری بادام

ü            آنتراکنوز گردو

ü            سفیدک دروغی سیب زمینی و گوجه فرنگی

ü            سفیدک پودری گوجه فرنگی

ü            ناتراسیا مرکبات(سرخشکیدگی)

ü            گموز پسته

ü            پوسیدگی گل آذین خرما

ü            سفیدک داخلی جالیز وسبزی

 

ایپرودیون+کاربندازیم

 

رورال- تی اس

 

WP 52.5%

یک در هزار

1 کیلو گرم در هکتار

دو در هزار

ü            لکه قهوه ای نواری جــــــو

ü            شیت بلایت

ü            زردی نخود

 

ایمازالیل

 

فونگافلور

 

LS 5%

 

یک در هزار

 

لکه قهوه ای نواری جــــــــــو

 

 

 

 

بنومیل

 

 

 

 

 

بنلیت

 

 

 

 

 

WP 50%

 

 

 

نیم تا یک در هزار

 

 

 

 

 

1 Kg

1-1.5 Kg

ü            لکه قهوه ای برنج

ü            پوسیدگی ژیبرلای طوقه برنج

ü            لکه سیاه سیب

ü            سفیدک پودری سیب و هلو

ü            شانکر سیتوسپورایی

ü            پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه

ü            پوسیدگی سفید ریشه

ü            زردی نخود

ü            خشکیدگی سرشاخه توت

ü            سفیدک سطحی چغندر قند

ü            لکه برگی سکوسپورایی چغندر

 

بیترتانول

 

بایکور

 

WP 25%

 

.75 در هزار

 

لکه سیاه سیب

 

پروپیکنازول

 

تیلت

 

EC 25%

 

0.5 - 1

لیتر در هکتار

ü            سیاهک هندی

ü            زنگهای غلات

ü            فوزاریم ریشه و خوشه غلات

ü            سپتوریوز گندم

ü            شیت بلایت برنج

ü            سیاهک آشکار نیشکر

 

پنکونازول

 

توپاز

 

EW 20%

 

0.125 درهزار

 

سفیدک حقیقی مــــــو

 

تبوکونازول

 

فولیکور

 

EW 25%

 

یک لیتر در هکتار

 

سیاهک هندی و زنگهای غلات

 

تبوکونازول

 

راکسیل

 

DS 2%

 

یک و نیم در هزار

 

سیاهک آشکار گندم و جـــــــو

 

تبوکونازول

 

راکسیل

 

FS 6%

 

نیم در هزار

 

سیاهک پنهان گنــــــــدم

 

تریادیمنول

 

بایتان

 

DS 7.5%

 

دو در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

تری تیکونازول

 

رئال

 

FS 20%

 

 

0.2 درهزار

 

سیاهک پنهان گنــدم

 

تری دیمورف

 

کالکسین

 

EC 75%

 

0.75 لیتر

 

سفیدک حقیقی چغندر قند

 

تری سیکلازول

 

بیم

 

WP 75%

 

نیم کیلوگرم

 

بلاست برنــــج

 

تیابندازول

 

تکتو

 

WP 60%

 

 

2 در هزار

ü            مرگ گیاهچه سیب زمینی

ü            سیاهک پاکوتاه گندم

ü            مرگ گیاهچه حبوبات

ü            برق زدگی نخود

 

تیابندازول+فلوتریافول

 

وینسیت پی

 

DS 5%

 

2 در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

تیوفانات متیل

 

توپسین ام

 

WP 70%

 

نیم در هزار

ü            شانکر سیتوسپورایی

ü            پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه

ü            پوسیدگی سفید ریشه

 

تیوفانات متیل تیرام

 

همای کت

 

WP 80%

 

3 در هزار

 

پوسیدگی طوقه و ریشه برنج (ژیبرلا)

 

دودین

 

ملپرکس

 

WP 65%

 

1در هزار

 

لکه سیاه سیــب

 

دیفنوکونازول

 

دیویدند

 

DS 3%

 

1-2 در هزار

 

ü            سیاهک پنهان گندم

ü            سیاهک پاکوتاه گندم

 

دیفنوکونازول

 

دیویدند

 

FS 3%

 

1 در هزار

 

سیاهک پنهان گندم

 

دینوکاپ

 

کاراتانLC

 

EC 35%

 

یک در هزار

ü            سفیدک حقیقی هلو

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک سطحی رز

 

 

 

 

دینوکاپ

 

 

 

 

کاراتانFN-57

 

 

 

 

Wp18.25%

 

 

 

 

یک الی دو در هزار

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک حقیقی هلو

ü            سفیدک حقیقی مـــو

ü            سفیدک حقیقی جالیز

ü            سفیدک سطحی یونجه

ü            سفیدک پــــودری توتون

ü            سفیدک پودری انبـــه

ü            سفیدک سطحی چغندر

ü            کنه حنایـی گوجه فرنگی

 

 

دینیکونازول

 

سومی ایت

 

WP 2%

 

دو در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

دینیکونازول

 

سومی ایت

 

FS 2%

 

یک در هزار

 

سیاهک پنهان گندم

 

 

زینب

 

 

 

دیتانZ-78

 

 

 

WP 80%

 

 

 

2 - 3 در هزار

ü            آنتراکنوز گردو

ü            لکه شکلاتی باقلا

ü            سفیدک داخلی مــو

ü            سفیدک دروغی چغندر

ü            سفیدک دروغی توتون

ü            کنه نقره ای مرکبات

 

سایپروکونازول

 

آلتو

 

SL 10%

 

0.5 - 1 لیتر در هکتار

ü            سیاهک هندی

ü            زنگهای غلات

ü            سپتوریوز گندم

ü            سرکوسپورای برگ چغندر

 

سایپروکونازول+کاربندازیم

 

آلتوکمبی

 

SC 46%

 

0.6 لیتر

 

ü            پوسیدگی فوزاریمی ریشه گندم

ü            فوزاریم خوشه گندم

ادامه نوشته

تاثیر عناصر مختلف بر مرکبات تو علایم کمبود آنها

تاثیر عناصر مختلف بر مرکبات تو علایم کمبود آنها :

ازت (N) : باعث تسریع ظهور گلها و شکوفه دادن درختان در برابر شده و نقش مهمی در باز شدن جوانه های برگی و بارور شدن تخمدان دارد ، در صورت کمبود برگها سبز روشن شده و پس از مدتی شروع به ریختن کرده و شاخه ها کوتاه می شوند . میوه ها کوچک و رنگ پریده باقی می مانند .

فسفر (p)  : ضخامت پوسته را کاهش می دهد ، باعث شیرینتر شدن میوه و افزایش بازار پسندی آن می گردد . اگر گیاه با کمبود فسفر مواجه شود ، برگهای پیر سبز تیره شده و سرشاخه ها خشک می گردد ، تعداد شکوفه ها و میوه ها نیز کاهش می یابد و پوست میوه ها ضخیم می شود .

پتاسیم (K) : عمدتاً بر رنگ یموه اثر داشته و باعث نارنجی شدن آن می گردد . مقدار ویتامین C را افزایش داده و ریزیش میوه ها را از درخت کاهش می دهد و اگرگیاه کمبود پتاسیم داشته باشد ، نقاط صمغی روی برگ ظاهر می شود که به تدریج بزرگ شده و سیاه یا قهوه ای می گردد . و میوه ها خشن ، بدرنگ و کم آب می شود.

منگنز (Mn) :‌در واکنشهای آنزیمی گیاه نقش داشته و به فتوسنتز نیز کمک می کند . در صورت کمبود کمبود منگنز حاشیه برگهای جوان سبز روشن شده و اطراف رگبرگها سبز تیره باقی می ماند . با شدیدتر شدن علایم کمبود نواحی سبز کم رنگ روی برگ گسترش یافته و لکه های سفید رنگی روی آنها پدید می آید .

بر (B) :‌به عنوان تنظیم کننده عمل می کند ، اثرات ناشی از کمبود کلسیم را به تاخیر می اندازد ولی نمی تواند جایگزین آن شود . اگر گیاه با کمبود بر مواجه شود لکه های آبگز روی برگهای جوان ظاهر می شود که بعداً قهوا ای یا خشک می شود . رگبرگها ضخیم و شکافدار ،‌میوه ها کوچک و چروکیده شده و ماده صمغ مانندی داخل آن جمع می شود.

روی (zn) : بر رشد شاخه های جوان تاثیر داشته و جوانه های برگ و گل را افزایش می دهد . در صورت کمبود روی جوانه های برگی باد کرده ولی باز نمی شوند ، برگها باریک ، نازک و روشن تا سفید هستند . این مجموعه به شاخه ها حالت مشعلی و لختی خاصی می دهد که اصطلاحاً به آن کچلی درخت گفته می شود پوست میوه ها کلفت ، سفید ، ضخیم و میوه غیر قابل فروش می شود .

نحوه پیوند زدن در درختان

پیوند از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی

پیوند زدن که در حقیقت عبارت از زخم کردن و قطع مقدار زیادی از شاخ و برگ گیاه و بعداً مجبور کردن دو نبات مختلف به زندگانی با یکدیگر است، تغییرات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی مخصوصی در گیاه پیوندی جدید به وجود می آورد.

جوش خوردن پیوندک و پایه

برای اینکه فسمت های مختلف دو گیاه بتواند با یکدیگر زندگانی کرده  و تولید نهال جدید کند و بهره کافی دهد باید اتصال این دو قسمت با یکدیگر کامل باشد یعنی باهم جوش خورده  یکی شود.این موضوع ممکن نیست مگر آنکه پایه و پیوندک با یکدیگر نمو نموده و سلولهای محل اتصال با یکدیگر شروع به فعالیت کرده نسج جوانی به وجود آورد.برای حصول این مقصود، باید دو طبقه مولده پایه و پیوندک با یکدیگر منطبق شده به یکدیگر بچسبند یعنی هیچ قسم مانع از مایع  یا جامد  و یا بخار بین آنها قرار نگیرد.

در نباتات علفی تقریباً تمام سلولهای پایه و پیوندک نمو کرده یک نوع سنجش پارانشیمی تولید می کند که فضای بین پایه و پیوندک را پر می نماید.در نباتات خشبی این عمل تقریباً فقط بوسیله سلولهای طبقه مولده انجام می گیرد.پس از آنکه فضای بین پایه و پیوند به وسیله این نسج پر شد یک طبقه از سلولهای آن تبدیل به طبقه مولده شده و شبیه پلی رابط بین طبقه مولده پایه  و این طبقه در پیوندک می شود که من بعد مانند کامبیوم معمولی درخت  در داخل  تولید آوندهای چوبی نموده  و در خارج تشکیل آوندهای آبکشی می دهدو بدین ترتیب اتصال و یکسره شدن آوندها از پایه به پیوند عملی می شود.

در نباتات دو لپه اگر مانع تجانس پایه و پیوندک در بین نباشد جوش خوردن  دو قسمت درخت پیوندی حتمی است ولی در نباتات یک لپه این امر غیر ممکن است و اگر هم پایه با پیوندک جوش بخورد دوام آن حداکثر یک سال خواهد بود.( بنا بر تجربیات شوبرت در کتاب مولیش) علت عدم موفقیت درپیوند کردن  نباتات یک لپه مانند درخت خرما ، فقدان ساختمان ثانوی  و عدم وجود طبقه مولده متصل  به هم می باشد.

قرابت پیوندک با پایه

جوش خوردن پایه و پیوندک تابع دقت  در عمل قرار دادن پیوندک روی پایه می باشد ، یعنی دو طبقه مولده باید حتماً با یکدیگر تماس حاصل کنند ولی برای منظور مورد بحث یعنی جوش خوردن  دو قسمت  با یکدیگر  این شرط کافی نیست زیرا علاوه بر لزوم تطبیق دو طبقه مولده طبیعت دو گیاه  مورد عمل نیز باید با یکدیگر وفق دهد و یا به عبارت دیگر  تجانس و قرابتی  نیز بین انها برقرار باشد.تا عمر درخت پیوندی زیاد شده  و بهره کافی دهد.در پاره ای از نباتات مشاهده می شود که دو نوع گیاه مختلف مانند درخت گلابی و درخت به کاملاً با یکدیگر جوش خورده تولید درختی پر بهره و نسبتاً قوی می نماید.در بعضی از درختان دیگر حتی افراد یک جنس را که ژانر می نامند نمی توان با یکدیگر پیوند نمود مثلاً  سیب و گلابی که هر دو از یک جنس ولی جور مختلف می باشند اغلب با یکدیگر جوش نمی خورند و اگر هم اتفاقاً پایه .و پیوندک با یکدیگر جوش خورد عمر درخت پیوندی خیلی کوتاه می باشد و از نظر اقتصادی کم بهره خواهد بود.این قرابت و تجانس که امری است طبیعی  گاهی به اندازه کار پیوند زدن را مشک می کند که  پاره ای از درخت های سیب  را نمی توان با یکدیگر پیوند نمود.مثلاً درخت سیبی که دارای چوب نرم است و درخت سیبی که چوب آن سخت می باشد با یکدیگر قابل پیوند نیست.

موضوع تجانس بین پایه و پیوند که از مسائل مهم پیوند زدن  و یکی از شرایط  لازم موفقیت در عمل پیوند می باشد کاملاً تجربی است .یعنی فقط عمل و ازمایش نشان می دهد که چه نوع گیاهی  یانبات دیگر  قابل پیوند کردن است.

در قاعده عمومی و بطور کلی می توان گفت  که گونه های مختلف یک جنس با یکدیگر قابل پیوند کردن می باشد.موفقیت در پیوند دو جنس مختلف مشکل و به طور استثناء   حاصل می شود ودر چنین مواقع درخت پیوندی ضعیف  و یا کم عمر است و پیوند افراد و خانواده مختلف با یکدیگر غیر ممکن است.

اثر متقابل پیوندک  و پایه روی یکدیگر و نتایج آن

عده ای از دانشمندان ( من جمله مولیش) معتقد هستند که پایه و پیوندک در یکدیگر تاثیر ندارند زیرا هیچ  یک از تغییرات حاصله ارثی نیست  و با بذر قابل تکثیر  و تولید مجدد نمی باشد.دسته ای دیگر مانند دانیل و بوف عقیده دارند که تاثیر متقابل دو قسمتی که با یکدیگر  زندگانی می کنند زیاد است  و این  تغییرات ارثی می باشد  و حتی ممکن است  منجر به ایجاد  گونه جدیدی بشود مانند بذری که  از پیوند کلم معمولی روی ریشه شلغم به دست می آید.

1- در پاره ای از درختان رنگ میوه  و یا رنگ برگ  و گل در اثر انتخاب پیوند مناسب تغییر می کند مثلاً اگر یک گوجه فرنگی را که دارای برگهای قرمز رنگ است روی گوجه آمریکایی پیوند کنند  رنگ برگ آن تیره تر می شود تا آنکه همان گونه را روی گوجه معمولی پیوند بزنند.

2- نتیجه دیگر اثر متقابل پایه و پیوندک  مقاومت بیشتر درخت پیوندی به بیماریها و سرمای زیاد می باشد.

3- یکی دیگر از تاثیرات پیوند کردن درختی کم شدن  عمر بعضی از درختان پیوندی است.هر گاه پسته معمولی را روی درختی از گونه خود و یا از گونه آتلانتیکا پیوند کنند درخت پیوندی در حدود دویست سال عمر می کند ولی درخت پسته ای که در آن پیوندک پسته معمولی و پایه درخت بنه با چاتلانقوش باشد بیش از 60 یال عمر نمی کند

فواید پیوند

1- در گیاهانی که نمی توان آنها را با قلمه  و یا پا جوش ازدیاد نمود برای حفظ مشخصات خارجی و داخلی یعنی ژنتیکی  پایه مادری از پیوند استفاده می نماید به عبارت دیگر پیوند  کردن  تغییری  در خواص ظاهری و یا باطنی پیوندک نمی دهد.

2- درختان کهن که به علتی قسمت  هوایی ان از بین  رفته  و یا فرسوده شده باشد ولی ریشه آن قوی  و فعال است  می توان ان درخت را به وسیله پیوند جوان کرد و این عمل را نسبت به نوع درخت  تا حداکثر 5 مرتبه تکرار نمود.

3- در درختان ضعیف که مقدار ریشه در آنها کم بوده  و یا طبیعاتاً قادر به جذب شیره خام به اندازه کافی نمی باشند با پیوند  کردن شاخه  ریشه داری به تنه ان جبران کمبود شیره خام را نموده  قسمت هوایی چنین درختی قوی می گردد.این کاملاً کاملا شبیه به تزریق خون در بدن بیماری است که مقدار زیادی از خون خود را  از دست داده باشد با این تفاوت که نزد انسان پس از یک یا چند مرتبه تزریق کمبود خون تامین شده  و تکرار عمل لازم نیست ولی در درختان این تزریق شیره خام اضافی باید همیشگی باشد  و به این جهت است که با پیوند کردن پایه ریشه داری که در نزدیکی درخت مورد عمل  کاشته شده  برای همیشه  منبع شیره خامی در دسترس آن قرار می دهند.

4- اغلب اتفاق می افتد که در زمستان  جانوران جونده  مانند خرگوش  به باغ  آمده پوست درختان را می جوند و از این را ه اغلب  باعث خشک شدن درخت می گردند.برای نجات درخت از مرگ حتمی کافی است دو سر شاخه جوان را در بالا و زیر خم  حاصله  از دندان جانور  به طوری که بعداً شرح خواهیم داد پیوند کنند.

پس از دو یا سه سال شاخه های جوان پیوند شده قوی گردیده  و علاوه بر رساندن مقدار کافی  شیره خام  به درخت  وزن قسمت هوایی آن را نیز تحمل نموده  تاج درختبر جا می ماند و در این موقع اگر شدت آسیب زیاد باشد  به حدی که نتوان باقی مانده تنه زخمی درخت را یعنی قسمتس که بین دو محل پیوند قرار گرفته  نگاه داشت  آن را قطع می کنند و درخت به جای یک تنه دارای چهار پایه خواهد شد.

5- هر گاه درختی در محل معینی نتواند به وسیله ریشه  خود تهیه مواد غذایی کند از پیوند استفاده  نموده  درخت مطلوب را روی پایه دیگری که قرابت  و تجانس با درخت مورد بحث داشته باشد  پیوند می نمایند مانند بادام  که در اراضی  مرطوب نمی توانند زندگانی کنند و یا رازقی در خاکهای آهکی  در این صورت بادام را روی گوجه و رازقی را روی یاس  معمولی که قادربه زندگانی در خاک آهکی می باشد پیوند می کنند.

6- در درختانی که روی ریشه خود  ضعیف و یا زیادتر از حد معمول  و لازم قوی می شوندباغبان با پیوند نمودن این نوع درختان  روی پایه مناسب دیگر قدرت و یا ضعف قسمت هوایی درخت مورد عمل را بنابر میل خود تغییر می دهد.مانند پیوند درخت گلابی روی پایه به.درخت به طبیعتاً کوتاه و تقریباً درختچه است و ریشه آن نیز کم و سطحی می باشد.پیوند درخت گلابی روی درخت به از این ضعف  و کمی ریشه استفاده نموده کوتاه و کم رشد می شود ولی در عوض دارای میوه شیرین تر و کمی مرغوب تر می گردد.

7- در پاره ای از درختان مانندپسته گل نر و ماده  از یکدیگر مجزا و روی دو درخت جدا قرار دارد به نحوی که اگر تمام درختان پسته در باغی به تنهایی  از درخت نر یا ماده تشکیل شده باشند آن باغ هیچگاه بهره نخواهد داد.و لازم است حتماً هر دو نوع درخت را نزدیک یکدیگر کاشت.معمولاً در بدر تاسیس باغ پسته برای هر 9 عدد درخت پسته ماده یک درخت نر به منظور تامین مقدار لازم پلن یا گرده برای تلقیح می کارند ولی در اغلب باغات کهنه مانند باغات پسته دامغان مشاهده می شود که تمام درختان باغ از نوع  ماده می باشندو مقدار حصول باغ پسته بسته به وزش باد یا وجود یک درخت یا چند درخت نر در باغات مجاور می باشد و بنابراین اولاً درختان هر سال میوه نمی دهندو یا اگر میوه دار شوند، مقدار آن سیار کم می باشد.برای رفع این عیب و اصلاح  باغ کهنه باید از پیوند استفاده نمود.به این طریق که روی پاره ای از درختان ماده که به فاسله منظمی از یکدیگر قرار دارند یک شاخه را باجوانه درخت نر پیوند می نمایند تا هر سال مقدار کافی گرده برای بارور کردن گلهای ماده موجود باشد و بهره برداری از باغ هر سال منظم و مرتب گردد.

8- معمولاً گیاهانی که از بذر یا هر وسیله غیر تناسلی به غیر از پیوند به وجود می آیند پس از مدتی زندگانی و رسیدن به حد بلوغ که بطور متوسط 6تا 7 سال به طول می انجامد شروع به میوه دادن  و یا گل کردن می نماید.در صورتی که اگر همین درختان بوسیله پیوند زیاد شوند پس از مدت کوتاهی که حداکثر از 2تا3 و یا 4 سال تجاوز نمی کند  شروع به گل کردن و میوه دادن  می نماید. بنابراین یکی دیگر از فواید پیوند تسریع در بهره برداری می باشد.

9- در آزمایشگاه ها مخصوصاً در مورد اصلاح میوه و یا ایجاد انواع جدید بوسیله دو رگ گیری لازم است که قبلاً نوع میوه حاصله مورد آزمایش قرار گیرد و کاشتن بذر همیشه حصول  مقصود را  به تاخیر می اندازد  در صورتی که پیوند دوره آزمایش را کوتاه می کند.

10- در پاره ای درختان پیوند قدرت بار دادن درخت پیوندی را زیاد می کند.

11- معمولاً تکثیر مکرر گیاهی در مدت طولانی با تقسیم ریشه یا بذر خالص نیکو و جلب توجه گیاه را از بین برده و محصول نامرغوبی جایگزین  میوه یا گل مرغوب آن می گردد و این خاصیت  در اصطلاح  علمی انحطاط یا دژنرسانس  نام دارد .مثلاً  گل کوب  را هر گاه به وسیله تقسیم غده ریشه  ازدیاد نمایند پس از مدتی گلها کوچک و نامرغوب می شود.برای جلوگیری از انحطاط و یا اقلاً به تاخیر انداختن آن  می توان از قلمه و یا پیوند استفاده نمود.

12- بعضی از درختان تولید پاجوش فراوان می کنند. پاجوش زیاد باعث ضعف درخت  می شود  و قطع و بر طرف کردن آنها نیز دشوار  و مستلزم مراقبت دائمی و هزینه می باشد.مانند انواع یاس درختی و پاره ای از گل های سرخ و نسترن  برای رفع این زحمت اغلب گل یا میوه مطلوب را روی پایه ای که طبیعتاً پاجوش نمی دهد پیوند می نمایند.

13- اغلب مشاهده می شود که درختی با دارا بودن  تمام شرایط  لازم برای میوه دادن مانند سن بلوغ قدرت کافی و عدم شاخ و برگ زیاد معهذا میوه نمی دهد.علت این امر هنوز کاملا روشن نیست ولی تجربه نشان داده است که هر گاه چند جوانه گل از درخت همجنس روی یکی از شاخه های آن پیوند کنند درخت مورد عمل در سالهای بعد مرتباً  میوه خواهد داد.

فصل پیوند

بنابر آنچه بیان شد موقع پیوند زدن زمانی است که گیاه در دوره فعالیت یعنی شیره نباتی در جریان باشد.بنابراین از نظر علمی در هر موقع از ستال به استثنای موقعی که گیاه در دوره استراحت به سر می برد و شیره نباتی راکد گردیده می توان عمل پیوند را انجام داد.

این نظریه در عمل به اشکالاتی بر می خورد که عملا موقع پیوند زدن را محدود می کند.

1- مقدار زیاد شیره نباتی مانع ایجاد تماس بین پیوندک و پایه  در ناحیه  طبقه مولده  و جوش خوردن آنها با یکدیگر می شود و به اصطلاح باغبانان پیوندک در شیره نباتی مایع مانع ایجاد تماس بین پیوندک  و پایه در ناحیه طبقه مولده  و جوش خوردن  آنها با یکدیگر  می شود و به اصطلاح  باغبانان پیوندک در شیره نباتی  خفه می گردد.

2- حرارت زیاد باعث تبخیر فوق العاده پیوندک شده  و قبل از آنکه سلولهای طبقه مولده یکی شوند  و شیره نباتی کافی به پیوندک برسد، گرما پیوندک را خشک نموده از بین می برد.

3- سرمای زمستان و یخبندان  و بطور کلی حرارت کمتر از 10 درجه در هوای اطراف پیوندک نیز مانع فعالیت سلولهای نامبرده گردیده جوش خوردن پیوند را غیر ممکن می سازد.

بنابر آنچه گفته شد عملاً در دو فصل بطور حتم می توان گیاهان را پیوند کرد .یکی در فصل بهارپس از بیدار شدن پایه و قبل از انکه شدت جریان شیره نباتی زیاد شود و یا انکه سرمای اول بهار مانع فعالیت سلولهای قسمت هوایی گیاه گردد و دیگری در اواخر تابستان و یا ائایل پائیز (بنا بر نوع درخت ) که جریان شیره نباتی تا اندازه ای کند شده و سرمای زمستان هنوز فرا نرسیده است.بدیهی است که هر گاه ممکن شود با وسایل مناسبی از اثر سوء گرمای تابستان جلوگیری به عمل آید و یا آنکه گرمای هوای محل اجازه دهد  می توان درفصل نامبرده نیزعمل پیوند را انجام داد.

 

وسایل و لوازم پیوند زدن

این ادوات عبارتند از : اره بزرگ و کوچک – داسک – قیچی باغبانی – چاقوی پیوند زنی – داس مخصوص جهت تهیه پایه در پیوند اسکنه – ریسمان و چسب پیوند می باشد.

ریسمانی که در پیوند زدن به کار می رود باید دارای شرایط زیر باشد :

1- در مقابل آفتاب و رطوبت زود نپوسد.

2- ریسمان باید به اندازه کافی قابل کشش باشد تا مانع نمو قطری پایه در محل پیوند نگرددزیرا اگر ریسمان فاقد این خاصیت باشد پیوندک از بالای محل پیوند نمو زیاد نموده و متورم می گردد در صورتی که پایه در آن نقطه نازک و ضعیف می ماند  و این امر ممکن است در آتیه باعث سستی درخت پیوندی گردیده  و در اثر جزیی حادثه و یا وزش باد نسبتاً شدیدی قسمت پیوندی درخت از پایه جدا شود.

3- ریسمانی که برای بستن به کار می رود نباید در اثر رطوبت کوتاه شود و یا به اصطلاح معروف « آب برود» زیرا در این صورت ریسمان کوتاه شده به پایه و پیوندک فشار وارد آورده مانع نمو و رشد قطری شاخه می گردد.در عین حال رطوبت و حرارت نباید موجب طویل شدن  ریسمان گردد چه در این جالت ریسمان از دو شاخه باز شده و نتیجه مطلوب ازبستن پیوندک  و پایه حاصل نمی شود.هر اندازه درخت قوی و ضخیم تر است ریسمان نیز باید کلفت تر و محکم تر باشد.

4- ریسمان باید به اندازه کافی محکم باشد تا در اثر قطور شدن شاخه ریسمان قبل از موقع مناسب پاره نشود.

انواع ریسمان

ریسمانهای مختلفی که برای بستن پیوندک به کار برده می شود عبارت است از : ریسمان پشمی – پنبه ای – علفی و یا پوست پاره ای از درختان  مانند پوست درخت بید و غیره.

برای بستن انواع پیوند های نازک و متوسط ریسمان پشمی وسیله خوبی است .رطوبت در این نوع ریسمانها  تاثیر ندارد.مخصوصا اگر در موقع تهیه آنها شم مورد استفاده را مدتی در روغن گذارده باشند.قوه کشش پشم نیز به اندازه کافی می باشد.

در رسمان پنبه ای نیز تغییرات جوی مخصوصا رطوبت تاثیر نداردولی قوه کشش آن کم است  و در بستن درختان سریع الرشد مانع نمو قطری  محل پیوند می شود .ریسمان پنبه ای بیشتر برای بستن درختان ضخیم  و آنهایی که نمو و رشد قطری کمی دارند مورد استفاده قرار می گیرد.

ماده ای که برای این منظور مورد استفاده قرار می گیرد ، چسب پیوند نام دارد و باید دارای خواص زیر باشد:

1- چسب پیوند باید در مقابل گرمای خورشید اب نشود زیرا در این صورت جوانه هایی که زیر محل پیوند قرار گرفته است ، در اثر ذوب چسب پوشیده شده  و از فعالیت و نمو باز می ماند.

2- چسب پیوند باید به نحوی ترکیب شود که در مقابل سرمای اتفاقی ترک نخورد و منفذی بزای تبخیر پیوند و دخول آب و هوا زیر پیوند  و پوست درخت ایجاد نشود.

3- چسب پیوند باید به اندازه کافی نرم باشد  تا بتوان آنرا به آسانی روی شکافها و درخت مالید .

4- چسب پیوند باید غیر قابل نفوذ به آب و هوا باشد.

5- چسب پیوند باید از موادی ترکیب شده باشد که مضر برای سلامتی درخت نباشد ، یعنی پوست درخت را نسوزاند  و سلولهای جوان را نکشد.

چسب پیوند  از مخلوط کردن اجسام مختلف که هر کدام دارای چند یا یکی از خواص نامبرده می باشد  به دست می آید  و این اجسام عبارت است از : صمغ –سقز – قیر- زفت – موم – پیه- روغن کتان – پارافین – دوده – گل افرا – و در بعضی موارد الکل و تربانتین .در عمل تعداد معینی از اجسام نامبرده را به نسبت معین با یکدیگر  مخلوط نموده  مورد استفاده قرار می دهند.

ترکیب و تهیه چند نوع چسب

مخلوط اول : زفت 300 گرم – رزین 100 گرم – موم 50 گرم – پیه 25 گرم – گل افرا 25 گرم.

کلیه مواد نامبرده به غیر از گل افرا را بعد ازخرد کردن باهم ذوب نموده پس از ان گل افرا را اضافه می کنند.بعد از آنکه در اثر بهم زدن ملوط یکنواختی تهیه شد ، ان را در آب سرد ریخته آنقدر مالش می دهند تا یک جسم کروی و سفتی به دست اید.

مخلوط دوم: رزین 250 گرم – زفت 750 گرم – پیه 250 گرم – و گل افرا 500 گرم .رزین و زفت از طرفی و پیه از طرف دیگر علیحده ذوب و بعداً مخلوط شده به مجموع مواد مذاب نامبرده گل افرا را اضافه می کنند.

مخلوط سوم : رزین 5 قسمت – زفت 3 قسمت – پیه 1 قسمت – گل افرا 2 قسمت.

دو جسم اول را علیحده و پیه را جداگانه ذوب نموده باهم مخلوط می کنند و بعد گل افرا را اضافه می نمایند.

مخلوط چهارم : موم 2 قسمت – صمغ (رزین ) 4 قسمت – پیه 1 قسمت.

مخلوط پنجم:موم 400 گرم – پیه 150 گرم – سقز 100 گرم.

مخلوط ششم : موم 5 قسمت صمغ (رزین ) 16 قسمت -روغن کتان 1 قسمت – دوده یا افرا 2 قسمت.

به طوریکه ملاحظه می شود انواع چسب و طرز تهیه آن متفاوت استو هر باغبان باید مطابق آب و هوای منطقه خود با مواد نامبرده چسب مناسبی تهیه کند.

چسب سرد

مخلوط اول : رزین 1000 گرم – موم 500 گرم – الکل 180 سانتی متر مکعب

مخلوط دوم: زفت 5000 گرم – گچ نرم 1200 گرم – اکل صنعتی 900 گرم - تربانتین 600 گرم موم 100 گرم.

زفت و موم را جداگانه ذوب نموده مخلوط می کنند سپس الکل  و تربانتین را با هم در مخلوط بالا  ریخته مدتی هم می زنند  بعد گچ را به تدریج اضافه می کنند و آنقر هم می زنند تا محلول یک دستی به دست آید.این چسب مانند کلیه چسب های سرد باید پس از سرد شدن مورد استفاده قرار گیرد.

مخلوط سوم : زفت 1100 گرم – پیه 500 گرم – موم 250 گرم – الکل صنعتی 250 گرم.

برای نگهداری چسب سرد باید مقدار کمی از آن را در جعبه فلزی که در آن کاملاً بسته شود و هیچ منفذی برای تبخیر الکل یا تربانتین نداشته باشد قرار دهند.

طرزاستعمال چسب پیوند

هنگام استعمال چسب نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

1- کلیه زخمهای درخت و محل پیوند را باید فوراً و بدون وقت پس از انجام عمل پیوند با چسب بپوشانند.

2- در مصرف چسب نباید صرفه جویی کرد یعنی با ید به مقدار زیاد آن را روی زخمهای درخت قرار داد.تا از نفوذ آب و هوا زیر پوست گیاه به حداکثر و به طور موثری جلوگیری به عمل آید.

3- در انتهای پیوندک اگر بریدگی وجود داشته باشد باید آن را نیز زیر چسب پیوند پوشانید.

4- در صورتی که چسب گرم مورد استفاده قرار گیرد درجه حرارت آن باید به اندازه ای باشد که انگشتان بتوانند تحمل آنرا بنمایند زیرا در غیر اینصورت گرمای زیاد چسب باعث سوختن پوست و کشته شدن سلولهای زنده طبقه مولد و بطور کلی تمام سلولهای نبات که با چسب تماس دارند می گردد.

انتخاب پایه و پیوندک

پایه و پیوندک باید هر کدام دارای خواص و صفاتی باشد تا پیوند زدن ممکن  و یا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه گردد.

1- انتخاب پایه: بهترین پایه باید دارای شرایط زیر باشد:

مقاومت به سرما-این موضوع در نواحی گرمسیر و یا نقاطی که دارای آب و هوای معتدل می باشندچندان دارای اهمیت نیست ولی در مناطث سردسیر برای دوام درخت پیوندی و برداشت بهره کافی باید پایه هایی انتخاب نمود که در مقابل سرمای سردترین زمستان محل مقاومت کند و مخصوصاً این نکته را باید در نظر گرفت که مقاوت پایه به این عمل باید بیشتر از مقاومت پیوندک باشد چه اگر پایه به سرما حیای تر از پیوندک باشد در سالهای خیلی سرد و فوق العاده درخت پیوندی به کلی از ریشه خشک می شود در صورتی که اگر مقاومت آن زیادتر شد.در چنین سالی هر وقت پیوندک در اثز سرما ازبین رفت می توان ازریشه قوی یا زیاد پایه که د مقابل سرما اثتقامت کرده استفاده نموده مجدداً آن را پیوند کرد.در این صورت نمو پیوندک  سریع بوده زودتر از درختی که پایه آن جوان و ضعیف است میوه خواهد داد.

 2-ازدیاد پایه: برای پایه نوعی را باید انتخاب نمود که تکثیر آن به آسانی و با هزینه کم میسر باشد و مخصوصاً تا جایی که ممکن است باید پایه را بوسیله غیر تناسلی ازدیاد کرد زیرا فقط در این صورت است که پایه ها یکنواخت و از یک جنس بوده و با در نظر گرفتن اثر متقابل پایه و پیوندک در یکدیگر باغ یکنواخت به دست می آید و بهره برداری از آن آسانتر و کم هزینه تر می شود.

3- مقاومت به بیماریها: یکی از شرایط مهم در انتخاب پایه مقاومت آن به انواع مختلف بیماریها  و آفات می باشد .مثلا درباره انواع مو که از نظر علمی به ویتیس وینفرا معروف است ( کلیه موهای ایران از این نوع است ) مورد حمله حشره زیر زمینی واقع می گردد که فیلکسر نام دارد.این آفت روی ریشه مو زندگانی می کند  و در مدت نسبتاً کمی درخت را خشک نموده  از بین می برد.در مقابل موهای محلی ایران یک نوع دیگردرخت انگور یافت می شود که اصل آن از آمریکا بوده  و این حشره به ریشه آن صدمه نمی زند.

خوشبختانه این آفت در ایران مشاهده نشده ولی هر گاه در ناحیه شیوع یافت باید موی ایرانی را روی پایه آمریکایی پیوند نمود.تا بوته انگور از گزند فلیکسر در امان بماند.

4- آسانی عمل پیوند زدن:پوست پاره ای از گیاهان به سختی از چوب جدا می شود ودر بعضی دیگر پوست به اندازه ای نازک است که جدا کردن آن از چوب غیر مقدور می باشد.و این موضوع در پیوند تاجی و شکمی دارای اهمیت فراوان است.بنابراین در مورد پیوند کردن باید نوعی از گیاه به عنوان پایه انتخاب شودکه به آسانی بتوان پوست آن را از چوب جدا نمود.

5- مقدار و نوع ریشه:نباتاتی که دارا یریشه سطحی و قوی می با شند بر گیاهانی که دارای ریشه عمودی و ضعیف می باشند از نظر پایه ترجیح دارند چه تغییر مکان دادن درختانیکه ریشه سطخی دارند به مراتب آسانتر و موفقیت در گرفتن آنها در محل اصلی بیشتر از درختانی است کا دارای ریشه عمودی هستند.

6- پا جوش دادن پایه:درختانی که پاجوش زیاد تولید می نمایند صلاحیت آن را ندارند که به عنوان  پایه مورد استفاده قرار گیرند زیرا پاجوش باعث ضعف درخت پیوندو درنتیجه نامرغوبی میوه آن می شود و از بین بردن یعنی کندن آنها نیز مستلزم صرف وقت و هزینه زائد است.مثلاً برای ازدیاد و انتشار انواع یاس  درختی یا خوشه ا ی اصلاح شده  بهتر است از برگ نوبه عنوان پایه استفاده شود تا یاس درختی معمولی  و نرک زیرا نوع اخیر بنابر طبیعت  تولید پاجوش زیاد می نماید در صورتی که برگ نو کمتر پاجوش می دهد.

7- توافق پایه با انواع مختلف خاک:هر چند یک نوع معین از گیاه را نمی توان در خاکهای مختلف کاشت و از نظر علمی یک نوعمعین از نبات در نوع معینی از خاک بهترین  نتیجه را می دهد ، معهذا از نظر اقتصادی  و تهیه نهال پیوندی برای فروش باید سعی نمود که پایه انتخاب شده در بیشتر از انواع خاک ها زندگانی کرده و بهره کافی بدهد.

انتخاب پیوند- پیوندک نیز مانند پایه دارای صفاتی می باشد که ذیلاً به شرح آن می پردازیم :

1- فرابت و تجانس آن با پایه به قسمی که شرح آن گذشت.

2- پیوندک باید یکساله بیاشد.در پیوند پائیزه می توان از شاخه های همان سال یعنی از شاخه هایی که در بهار ظاهر شده اند استفاده نمود.سن پیوندک نباید از یکسال تجاوز نماید ولی باید کاملاً رسیده باشد .یعنی چ.ب آن به اندازه کافی سفت گردیده . مواد ذخیره کافی در آن جمع باشد.

3- پیوندک باید از شاخه های گل یا میوه دهنده پایه مادر تهیه شود.پیوندی که از شاخه نرک  برداشت شود معمولاً میوه نخواهد داد.

4- بهتر است پیوندک را از قسمت وسطی شاخه تهیه نمایند زیرا جوانه های قسمت فوقانی خیلی جوان و ضعیف هستند و جوانه های تحتانی شاخه کم محصول می باشند.

5- در درختانی که دوره استراحت کامل دارند برای پیوند بهاره باید پیوندک را بعد از شروع دوره استراحت و قبل از بیدار شدن پایه مادری از خواب زمستانه تهیه نمود.هر گاه خطر یخبندان و سرمای شدید در بین باشد قطع پیوندک از درخت مادر قبل از یخبندان باید انجام گیرد زیرا سرمای شدید شاخه ها را خشکانیده و از بین می برد.

در نگهداری پیوندک هایی که قبل از موعد پیوند کردن از شاخه مادری جدا می کنند باید دقت زیاد نمود و آنها را در محلی نگه داشت که سرما به یه پیوندک صدمه نزند و گرمای بی موقع نیز باعث بیدار شدن و در نتیجه تبخیر و خشک کردن انها نشود . برای این منظورشاخه ها را در خزه و یا در خاک اره مرطوب در مکانی که حد اکثر 5 تا 6 درجه حرارت داشته باشد نگاه می دارند.برای حفظ پیوندک از سرما و یا گرما ممکن است آنها را در نقطه ای از باغ زیر خاک کرد.

6- پیوندک و پایه در یک درجه ار فعالیت حیاتی باشد و اگر این امر ممکن نشود پایه نسبت به پیوندک جلو باشد یعنی دارای فعالیت بیشتر باشد.به عبارت دیگر پایه باید قبل از پیوندک از خواب زمستانی بیدار شده شروع به فعالیت نماید ( در پیوند بهاره ) زیرا در غیر این صورت پیوندک قبل از جوش خوردن با پایه  شروع به فعالیت کرده  در اثر تبخیر و از دست دادن جزیی ذخیره غذایی که با خود همراه دارد  و نرسیدن مواد غذایی از پایه قبل از جوش خوردن خشک می شود.

تهیه پیوندک

در پیوند اسکنه تهیه پیوندک خیلی ساده و آسانتر از تهیه پایه است.یعنی شاخه ای که حداکثر به ارتفاع 10 سانتی متر و دارای دو یا سه جوانه در انتهای فوقانی باشد انتخاب نموده قسمت تحتانی آن را در طول 4 تا 5 سانتی متر از دو طرف متقابل به طور مورب می تراشند یعنی دو سطح تراش نسبت به یکدیگر مایل می با شند.

قرار دادن پیوندک روی پایه

بر نصب پیوندک روی پایه باید دو لب شکاف انتهایی آن را به وسیله چاقوی پیوند زنی ( اگر پایه نازک باشد) و یا دستگاه مخصوص پیوند اسکنه از یکدیگر باز نموده پیوندک را در داخل آن قرار داد.

یکی از موارد استعمال پیوند اسکنه در درختان خانواده سوزنی برگها مانند انواع کاج می باشد . درباره این دسته از درختان و پاره ای از گیاهان دیگر مانند گردو باید پیوند اسکنه ای را در جوانه انتهایی زد.یعنی بدون اینکه قبلاً انتهای پایه  را قطع کنند جوانه انتهایی آن را که نسبتاً درشت است از وسط ودر طول شاخه شکاف داده و پیوندک را نیز که دارای جوانه انتهایی می باشد یعنی از انتهای شاخه باید انتخاب شود پس از تراشیدن و تیهه آن در شکاف پایه قرار داده می بندند.

در پاره ای از نباتات دیگر مانند آزاله و بعضی از جور های خانواده تیغی ها( کاکتاسه) به جای اینکه پایه را شکاف دهند و پیوندک را بترشاند عمل بر عکس انجام می دهند.یعنی انتهای پایه را تراشیده و قسمت  تحتانی پیوندک را شکاف می دهند.در این پیوند نیز پیوندک باید دارای جوانه انتهایی باشد.یعنی نوک آنرا نباید قطع کرد.

2- پیوند تاجی: در این پیوند نیز شاخه را از درخت جدا کرده روی انتهای پایه که به طور افقی قطع گردیده زیر پوست ساقه آن را قرار می دهند.

تهیه پایه: اگر پایه جوان باشد پس از قطع انتهای آن در محلی که پیوندک باید نصب شود با چاقوی پیوندزنی پوست پایه را از چوب جدا می نمایند به نحوی که پوست شکاف نخورد.الین امر در پایه های جوان که پوست انها نازک می باشد و نرمی خود را از دست نداده اند ممکن است ولی در پایه های کهن که پوست درخت چوب پنبه ای شده و سفت شده این طرز عمل مقدور نیست.برای اجرای پیوند تاجی در پایه های نوع اخیر شکافی عمودی به عمق چند میلیمتر و طول 4تا 5 سانتیمتر در پوست درخت و در محل پیوند ایجاد نموده و با نوک چاق5وی پیوند زنی پوست درخت را از چوب جدا می کنند به قسمی که پوست از پایه جدا شود ولی قطع نگردد و بعد پیوندک را زیر پوست قرار می دهند .در طرز اول بستن پیوند لازم نیست ولی در طریقه دوم باید پیوندک را به وسیله ریسمان در محل مناسب خود ثابت نگه داشت.

تهیه پیوندک

در پیوند تاجی قسمتی از پیوندک که باید زیر پوست پایه قرار گیرد دارای ضخامتی خواهد بود که بتوان آن را به آسانی زیر پوست پایه قرار داد.برای این منظور در پیوندک های نازک انتهای تحتانی آن را بطور مورب قطع می کنند ولی در شاخه های ضخیم پیوندک باید به اصطلاح معروف شانه دار باشد.یعنی اول قسمت بالای تراش پیوندک را افقی قطع نموده ( تقریباً تا مرکز یعنی وسط ضخامت پیوندک) و سپس بقیه را در امتداد سطح موربی که طول آن تقریباً در حدود 3تا 4 سانتی متر می شود از پیوندک جدا نماید.

3- پیوند نیمانیم: پیوند انگلیسی یا نیمانیم که در سایر ممالک خیلی مرسوم است و در هوای آزاد مورد استفاده قرار می گیرد در ایران فقط در گلخانه برای پیوند درختچه های تزئینی از قبیل گل سرخ – یاس درختی – درخت برف یا زبان گنجشک- گل نارون مجنون – موچسب و غیره مورد استعمال دارد.در این پیوند تا جایی که ممکن است  باید پایه و پیوندک دارای  یک قطر باشند در این صورت تهیه پایه و پیوندک یکسان بوده هیچ تفاوتی  بین انها نیست ولی هر گاه پایه قطورتر از پیوندک باشد طرز تهیه انها متفاوت خواهد بود.

انواع پیوند نیمانیم: پیوند نیمانیم را به دو طریق می توان انجام داد.یکی ساده و دیگری شکاف دار.در پیوند نیمانیم ساده اگر پایه و پیوندک دارای یک قطر باشد انتهای هر دو آنها را به طور مورب به قسمی که سطح مقطع در حدود 2تا3 سانتی متر باشد قطع می کنند پس از تراشیدن پایه و پیوندک  دو مقطع را با یکدیگر منطبق کرده یعنی روی هم قرار داده با ریسمان می بندند و چسب می زنند.

در پیوند نیمانیم  شکاف دار پایه و پیوند را به طور عمودی شکاف می دهند.در موقع نصب پیوندک روی پایه لبه شکاف یکی از دو قسمت به شکل زبانه داخل شکاف دیگری قرار گرفته و بدین طریق باعث استحکام پیوند می شود.طول شکاف مساوی ثلث طول سطح مورب مقطع می باشد و ابتدای ان در آخر ثلث اول مقطع ووانتهای آن اول ثلث سوم سطح نامیرده قرار دارد.

پیوند رو میزی: پیوند رومیزی پیوند نیمانیمی است که پایه قلمه بدون ریشه و محل خارج از زمین در مکان سر پوشیده ای می باشد و چون عمل پیوند کردن روی میز انجام می گیرد این نوع پیوند را رومیزی نام نهاده اند.

طرز نصب کردن پیوندک روی پایه با پیوند نیمانیم ساده یا شماف دار هیچ تفاوت ندارد ولی برای جوش خوردن پایه باید محیط مناسبی به ترتیب که ذیلاً شرح می دهیم ایجاد نمود.قلمه ای که به عنوان  پایه مورد استفاده قرار می گیرد  20 تا 30 سانتی متر طول دارد  و پیوندک دارای 2 تا 3 جوانه می باشد.

پس از آنکه پیوندک روی پایه قرار داده شد و اطراف ان را با ریسمان بستند و با چسب پوشاندند قلمه های پیوند شده را دسته کرده هر 30 تا 50 عدد آن را با هم می بندند.از طرف دیگر در جعبه چوبی که ابعاد آن متناسب با مقدار قلمه پیوند شده است مقداری خاک اره یا خزه به ارتفاع تقریبی 5 سانتی متر می ریزند و دسته قلمه را بطور عمودی  پهلوی یکدیگر روی خاک اره ته جعبه بطور مرتب قرار می دهندو روی این قلمه ها را  با خاک اره به ارتفاع 5 سانتی متر می پوشانند و طبقه دیگری از قلمه پیوند شده روی آن قرار می دهند و این عمل را تکرار می کنند تا جعبه پر شود و بتوان روی ان را با قشری از خاک اره به ضخامت 5 تا 10 سانتی متر پو شاند.پس از آنکه جعبه پر شد، مقدار ریادی آب روی قلمه ها  می ریزند تا خاک اره و یا خزه بین ردیف ها کاملاً خیس شود.در این موقع در جعبه را بسته در محلی که اقلاً 30 درجه و حد اکثر 35 درجه حرارت داشته باشد  قرار می دهند بعد از 15 تا 20 روز پیوندها جوش خورده باید انها از جعیه خارج نمود و در خاک برای ریشه دار شضدن قلمه ها ( یعنی پایه پیوند شده ) کاشت.

4- پیوند ترصیعی: این نوع پیوند شبیه به پیوند اسکنه است با این تفاوت که در پیوند ترصیعی تنها به ایجاد شکاف در پایه اکتفا نمی شود بلکه قطعه ای از چوب و پوست پایه را که مقطع آن دارای شکل مثلثی می باشد از داخل پایه طبق  بیرون می آورند.

برای تهیه پیوندک دو طرف انتهای تحتانی ان را به نحوی می تراشند که بتوان آن را در قسمت خالی پایه قرار داد.

اشکال اجرایی این طرز پیوند که محکم ترین انواع پیوند انتهایی می باشد در این است مه تراش پیوندک و تهیه جای ان در پایه باید به قسمی باشد که این دو قسمت کاملاً در یکدیگر قرار گیرند و در موقع اتصال آنها به یکدیگر فضای خالی و هوا بین جدارهای آنها نباشد یعنی پایه و پیوندک کاملاً به یکدیگر بچسبندند.بستن پیوندک و پوشاندن آن با چسب در پیوند ترصیعی نیز لازم است.

ب)- پیوند جانبی: در پیوند جانبی بدون قطع انتهای پایه پیوندک را در منطقه ای از سطح جانبی آن نصب می نمایند.

پیوند قاشی

 از این پیوند زمانی استفاده می شود که درخت پوست نمی دهد  و پایه و پیوندک در حالت خواب هستند.روش کار بداین ترتیب است : 1- برای آماده کردن پیوندک شاخه ای که قطر آن 1 تا 5/2 سانتی متر است انتختاب کرده برش با زاویه 45 درجه در زیر جوانه ، سپس از 5/2 سانتیمتری بالای جوانه یک برش مورب  به طرف پائین در داخل ساقه زده می شود تا به برش اول برسد.در پا یه نیز برشهایی کاملاً مشابه پیوندک ایجاد کرده پس از حذف قسمت زائد آن ایه و پیوندک را با هم جفت می کنند و می کوشند تا لایه های زاینده کاملاً در تماس با یکدیگر قرار گیرند .در محل پیوند جوانه را باید با نوارهای پلاستیکی  ویپه پیوند جوانه یا مواد مشابه محکم نگه داشت.پوشاندن پیوندگاه با چسب پیوند ضروری است  ولی باید متوجه بود که روی جوانه چسب زده نشود ممکن است اطراف محل پیوند را با خاک پوشانده اند تا از خشک شدن محل پیوند جلوگیری شود.

پیوند مهاری: گاهی روی درخت شاخه های بزرگی وجود دارند که زاویه آنها با تنه اصلی کم  است و خطر شکسته شدن دارند برای جلوگیری از این مشکل یک شاخه کوچک مناسب  (پیوندک) در نزدیکی شاخه بزرگی که قرار است. بر روی آن پیوند زده شود( پایه) برگزیده به اندازه ای که لازم است کوتاه می گردد. وبه روشی مشابه پیوند اتصالی به شاخه اصلی پیوند زده می شود.

انواع مختلف پیوندهای مجاورتی:

در عمل سه نوع پیوند مجاورتی تشخیص می دهندکه عبارت است از پیوند مجاورتی انتهائی ، جانبی و شکمی ( کمانی)

پیوند مجاورتی انتهائی: در این پیوند انتهای پایه را قطع نموده مانند انتهای پایه در پیوند نیمانیم تراش می دهند.برای تهیه پیوندک پوست نقطه از شاخه را برداشته تا جایگاهی برای انتهای پایه ایجاد شود.پس از قرار دادن پیوندک روی پایه این دو را محکم با یکدیگر بسیه و اطراف آن را با چسب پیوند می پوشانند.

پیوند مجاورتی جانبی: در این قسم پیوند انتهای شاخه پیوندک و پایه را قطع نمی کنند بلکه در نقطه از طول ساقه هر کدام از دو قسمت نامبرده مقداری از پوست درخت را با چاقوی پیوند زنی می تراشند بنحوی که چوب پیوندک و پایه در سطح آنها از یک قشر سلولهای طبقه مولده پوشیده شده ظاهر گردد.پس از قرار دادن پیوندک و پایه پهلوی یکدیگر انها را محکم بسته و با چسب اطراف پیوندک و پایه را می پوشانند.

پیوند مجاورتی کمانی ( شکمی) : این طرز پیوند شباهت نام به پیوند شکمی دارد و طرز عمل طبق طرز اجرای پیوند شکمی است.یعنی در نقطه مناسبی روی پایه دو شکاف عمود به یکدیگر که نسبت به شاخه یکی عرضی و دیگری در امتداد طول ساقه قرار گرفته است ایجاد می نماید.در پیوند مجاورتی شکمی باید توجه نمود که شکاف عرضی در قسمت پائین شاخه یعنی نسبت به جوانه انتهایی زیر شکاف طولی قرار گیرد.

در موقع تهیه پیوندک باید دقت کرد که تراش انتهایی ان از 5 تا 10 میلی متر بالاتر و در طرف مقابل یک جوانه شروع شود زیرا این جوانه است که بعداً یعنی پس از جوش خوردن پیوندک و قطع آن از درخت مادری شاخه مطلوب را ایجاد خواهد نمود.

پیوند نباتات تیغی: نباتات تیغی که کاکته نیز نامیده می شوند گیاهانی هستند که بنابر مقتضیات محل رویش که دارای هوای گرم و خشک می باشد برگهای خود را از دست داده اند و دارا یتیغهای  زیاد گردیده اند و علاوه بر این ساقه ها انها سبز و گوشتی یعنی نرم مانده است و مقدار زیادی اب در خود ذخیره نموده است .این گیاهان که اغلب دارای شکلهای غیر عادی و قابل توجه می باشند در اثر پیوند تغییر شکل داده بیشتر موجب اعجاب می شود.

در نباتات تیغی پیوند فصل گل دادن گیاه را تغییر داده و موجب بقای انواعی که در شرایط گلخانه ها نمی توانند روی ریشه خود زندگانی کنند می گردد.

طرز عمل : از نظر پیوند انواع نباتات تیغی را به دو دسته تقسیم می کنند یکی گیاهان تیغی پهن و نازک و دیگری تیغهای گرد و استوانه ای (کروی شکل )

برای پیوند کردن دسته اول شکافی در انتهایفوقانی پایه و یا روی سطح جانبی آن ایجاد نموده پیوندک را پس از آنکه پوست قسمتی که باید با پایه جوش بخورد یعنی انتهای تحتانی آن برداشته شد این قسمت را در پایه داخل می کنند و سپس پیوندک را به وسیله دو یا سه تیغ از همان پایه در محل ثابت نگاه می دارند.جهت بستن پیوند ریسمان احتیاج نیست.

در دسته دوم انتهای فوقانی پایه را کاملاً افقی قطع نموده و پس از آنکه پیوندک را نیز به همین ترتیبق حاضر کردند ، پیوند را روی پایه قرار داده ریسمانی که از روی پیوندک عبور کرده و از زیر گلدان هم می گذرد به یکدیگر می بندند تا در اثر تکان خوردن گلدان یا وزش بادی پیوندک از جای خود تکان نخورد.( قبل از ریسمان می توانیم پنبه ، پشم و یا پارچه را روی پیوندک قرار دهیم )

پیوند شکافی جانبی

در پیوند شکافی جانبی طرز عمل کاملاً شبیه به طریقه پیوند ترصیعی است با این تفاوت که در پیوند جانبی به جای انکه قسمتی از پایه را به طور عمودی در آورند انم را بطور مایل به نحوی شکاف می وهند که شکاف به مرکز یعنی وسط ساقه پایه نرسد.در غیر این صورت علاوه بر دشوار شدن ، علاج زخم حاصله استقامت تنه پایه را نیز کم می کند و در اثر جزیی ضربت این قسمت فوقانی آن در محل پیوند از بقیه ساقه جدا می شود.

پیوند جانبی زیر پوست

در پیوند تاجی پوست پایه را به وسیله چاقوی پیوند زنی جدا کرده بدون اینکه پوست شکافی بخورد ( در پایه هی جوان ) پیوندک را زیر پوست یعنی بین پوست و چوب پایه قرار می دادند.در پیوند جانبی زیر پوست نیز این عمل اجرا می شود ولی از آنجایی که انتهای پایه قطع نشده باید از سه طرف یعنی بالا و دو طرف چپ و راست به وسیله یک شکاف افقی و عمودی پوست پایه را به طول 4 تا 5 سانتی متر قطع و از بدنه پایه جدا نمود.پیوندک را که مانند پیوندک در پیوند تاجی تراشیده اند روی چوب لخت یعنی بدون پوست پایه قرار می دهند و پوست پایه را که قبلاً جدا کرده بودند ولی هنوز از یک طرف به پایه متصل است روی پیوندک قرار داده با ریسمان محکم می بندند.

پیوند نیمانیم جانبی

در این پیوند پیوندک را مانند پیوند نیمانیم ساده یا شکاف دار تهیه می نمایند و قسمتی از پوست پایه را به طول 2 تا 3 سانتی متر یعنی به اندازه طول مقطع پیوندک برداشته و شکافی در چوب پایه ایجاد می نمایند.( در پیوند انگلیسی جانبی شکاف دار) مانند پیوند نیمانیم معمولی و یا انتهای پیوندک و پایه را به یکدیگر متصل می کنند.

پیوند پلی

در میان فواید پیوند گفتیم که برای  حفظ درختانی که در زمستان از حیوانات جونده صدمه دیده اند و محکوم به خشک شدن و از بین رفتن هستند از پیوند پلی استفاده می کنند.نوع پیوندی که موردئ استفاده قرار می گیرد تقریباً پیوند نیمانیم جانبی ساده می باشد.

تهیه پایه : برای تهبیه پایه به طریق زیر عمل  می کنند:

1- بالای قسمتی از پایه که صدمه دیده و به فاصله 10 تا 15 سانتیمتر از زخم تنه پوست درخت را در چند نقطه می تراشند به قسمی که قسمتهای تراشیده شده به فواصل مساوی و مرتب درز اطراف تنه قرار گیرد.تعداد این نقاط نسبت به ضخامت تنه درخت از 3 تا 5 و گاهی بیشتر تفاوت نمی کند.

4- خاک پای درخت را بر می دارند تا قسمت تحتانی کله یا یقه درخت و یا چند ریشه ضخیم ظاهر گردد.روی این قسمت اخیر و در مقابل تراشهای تنه درخت پوست چند نقطه را بر می دارند.تعداد تراشهای بالا و زیر زخم باید مساوی و محلشان مقابل یکدیگر باشد.بدین قسم عمل تهیه پایه خاتمه می یابد.

تهیه پیوندک

شاخه هایی که طول آنها مساوی فاصله بین دو قسمت متقابل و تراشیده تنه و ریشه است از پایه مادری جدا نموده و دو انتهای آن را بطور مورب یعنی مانند پیوند نیمانیم ساده قطع می کنند.

اتصال پیوندک و پایه

دو سر پیوندک را روی قسمتهای تراشیده تنه و ریشه درخت قرار داده به وسیله میخ مفتولی به طول 2 تا 3 سانتی متر در جای خود ثابت نگه می دارند.( زیرا ریسمان استحکام و قدرت مافی برای نگه داشتن پیوندک را در جای خود ندارد) و اطراف زخمهای پیوند را با مقدار زیادی چسب می پوشانند

پیوند جوانه

در عمل دو نوع پیوند جوانه مشاهده می شود.یکی پیوند جوانه زیر پوست که نزد باغبانان به پیوند شکمی معروف است و دیگری پیوند لوله.

1) – پیوند شکمی : در این پیوند ، پیوندک فقط از یک جوانه تشکیل شده و آنرا در نقطه اختیاری از طول ساقه پایه زیر پوست قرار مسی دهندذ.

تهیه پایه : برای اینکه نتوان جوانه پیوندک را زیر پوست ساقه قرار داد لازم است که پوست پایه به آسانی  از چوب آن جدا شود و این امر ممکن نیست مگر اینکه شیره نباتی در جریان باشد یعنی پایه تا اندازه ای دارای فعالیت حیاتی باشد و به اصطلاح معروف پایه آب دار بوده پوست بدهد و این امر فقط در بهار و پائیز میسر است زیرا در زمستان شیره نباتی راکد بوده  و در تابستان نیز گرمای هوا تا اندازه ای پوست پایه را خشک نموده مانع از جدا شدن آن از چوب می گردد.

برای تهیه پایه به طرق مختلف عمل می نمایند.بطور معمول دو شکاف کم عمق بوده و عمود بر یکدیگر یکی کوتاه و افقی و دیگری طویل ( در حدود 2 تا 3 سانتی مت ) و عمودی روی ساقه پایه انجام می گیرد.در صورتیکه پایه حاضر برای پیوند کردن باشد به آسانی می توان با نوک چاقوی پیوند زنی پوست دو طرف عمودی پایه را از چوب جدا نمود و پس از قرار دادن پیوندک زیر پوست عمل پیوند کردنه را انجام داد.

در بعضی از درختان مانند درخت پسته که دارای شیره می باشد پس از خراش دادن پوست آنها را از محل زخم شیره جاری شده و اگر جوانه پیوندک زیر شکاف باشد این شیره روی آنرا پوشانده و مانع جوش خوردن پیوند می گردد.برای رفع این مانع کافی است که شکاف افقی را پائین یعنی زیر شکاف عمودی قرار دهند.در این صورت جوانه پیوند بالای شکاف افقی واقع شده شیره درخت از زیر آن جاری می گردد و صدمه دای به پیوندک نمی زند.

بعضی از باغبانان برای دو شکاف 3 شکاف روی پایه می دهند.دو شکاف عمودی به فاصله تقریبی 5 تا 10 میلیمتر و یک شکاف افقی که وسط دو شکاف عمود را به یکدیگر متصل نماید.

در این طرز تهیه پایه قطعات پوست پایه را به طرف بالا و پائین برگردانده جوانه پیوندک را روی چوب می گذارند و پس از قرار دادن مجدد پوست پایه را روی پیوندک آنرا با ریسمان می بندند.

اگر پایه جوان باشد به یک شکاف عمودی اکتفا می کنند. این طرز عمل در اصفهان انجام می شود و بتوان تا اندازه ای آن را خم کرد زیرا برای قرار دادن پیوندک باید درخت را بطرفی که شکاف واقع شده خم کرد تا در اثر این عمل دو لب شکاف از هم دور شده پوست پایه از چوب جدا شود.در این موقع جوانه یعنی پیوندک را زیر پوست پایه جای داده درخت را رها می کنند تا بحال اول خود برگردد.

تهیه پیوندک : روی شاخه کاملاً رسیده جوانه انتخاب می کنند و برای جدا کردن آن از شاخه دو شکاف افقی یکی  بالا و دیگر یپائین ئ جوانه روی پوست شاخه جدا می نمایند تا هوا نتواند طبقه مولده زیر پوست پایه  و پیوندک را خشک نماید.معمولاً برای جلوگیری از هر پیش امد اول پیوندک را تهیه نموده در مقداری آب یا محل مرطوبی مانند دهان نگاه می دارند و پس از آن اقدام به تهیه پایه می کنند.

قرار دادن پیوندک روی پایه : برای انجام این عمل با چاقوی پیوند زنی دو لب پوست پایه را در طول شکاف عمودی بلند کرده و انتهای تحتانی آن پیوندک را زیر پوست پایه قرار داده بطور ملایم به طرف پائین فشار می دهندتا تمام پیوندک زیر پوست قرار گیرد.بعد بالا و پائین پیوندک را با ریسمان می بندند.در پیوند شکمی احتیاج به چسب پیوند نیست زیرا در این نوع پیوند پوست پایه تمام قسمتها را می پوشاند و محلی برای هوا کشیدن و یا دخول اجسام نامناسب زیر پیوندک وجود ندارد.

2- پیوند لوله: در این نوع پیوند بجای اینکه فقط یک جوانه  با مقداری از پوست پایه را بعنوان پیوندک مورد استفاده قرار دهند پوست درخت را به شکل استوانه یا لوله که طول ان در حدود 3 تا 4 سانتی متر می باشد و فقط یک جوانه روی آن قرار دارد جدا نموده و به همان شکل دور ساقه پایه قرار می دهند. در این صورت طرز تهیه پایه بنابر اینکه آنرا قطع می کنند و با انتهای پایه پس از جوش خوردن پیوند از بقیه پایه جدا می شود فرق می کند.

تهیه پیوندک : پس از آنکه انتهای فوقانی شاخه حامل پیوندک را به 2 سانتیمتر بالاتر از محل جوانه قطع کردند از دو سانتیمتری زیر جوانه نامبرده با شکافی افقی پوست شاخه را بطور استوانه یعنی دور تا دور از چوب پیوندک جدا می نمایند.

تهیه پایه : بطور معمول پیوند لوله ای را روی شاخه های جوان که قطر آنها تقریباً به اندازه یک مداد یعنی کمتر از یک سانتیمتر است می زنند.برای این کار نوک پایه را نیز قطع کرده و پوست آنرا به شکل نوارهایی تا محلی که پیوندک باید قرار گیرد جدا می نمایند یدون اینکه نوارهای پوست از پایه بریده شود.

برای نصب پیوندک روی پایه انتهای پایه را که پوست آن برداشته شده داخل استوانه پیوندک نموده قسمت اخیر را در طول پایه می لغزانند تا به محلی که قطر پایه و پیوندک یکی باشد برسد.در این محل دو طبقه مولده با یکدیگر کاملاً تماس حاصل می نماید و بدون اینکه محتاج به بستن باشیم پیوند و پایه به هم می چسبند.

در موقع اجرای عمل دو حالت پیدا می شود؛ ممکن است پیوندک قطورتر از پایه باشد یعنی مقدار پوست لوله پیوندک که به شکل سطح مربع مستطیل در آمده زیادتر از یکدور پایه باشد. در این صورت نوار باریکی از کنار سطح مستطیل قطع می کنند و عرض نواز حذف شده به اندازه ای است که پس از قرار دادن پیوندک به دور پایه دو لب پوستی که حاصل جوانه می باشد کاملاً با یکدیگر جفت شود این نوع پیوند را بایستی با ریسمان بست.

ممکن است پایه قطور تر از لوله پیوندک باشد در این صورت نیز لوله پیوندک را شکاف می دهند ولی عرض مستطیلی که لوله پیوندک را نشمیل می دهد کافی نخواهد بود که تمام اطراف قسمت  بی پوست پایه را بپوشاند.بنابراین پس از آنکه پیوندک را به دور پایه پیچیدند قسمتی از آن که بی پوست و لخت می ماند بایدبا پوست خود پایه که در موقع تهیه ان از چوب جدا کرده بودند ولی هنوز به پایه آویزان بود پر و پوشیده شود بعد از قرار دادن پیوند روی پایه اطراف آنرا با ریسمان می بندند و زخمها را با چسب پیوند می پوشانند .این طرز اخیراً در استعمال زیاد درخت گردو است.

پیوند شاخه قبل از جدا کردن پیوندک از پایه مادر( پیوند مجاورتی)

پیوند مجاورتی تنها پیوندی است که ممکن است بدون دخالت انسان انجام گیرد ودر طبیعت زیاد دیده می شود.این طرز پیوند از ازمنه قدیم مرسوم بوده است.در چنکلها و باغات دو تنه درخت یا شاخه انها در اثر تماس دائم و سائیده شدن به یکدیگر پوست بین انها از بین رفته دو طبقه مولده با یکدیگر جوش می خورد.

 

احتیاط های لازم در موقع پیوند کردن نباتات تیغی:

1- سطح مقطع در پیوندک و پایه کاملاً صاف باشد.2- عمل باید به سرعت انجام گیرد تا رطوبت دو مقطع خشک نشود.3- در موقع اتصال دو قسمت پیوند باید مقطع پیوندک را چند مرتبه روی انتهای پایه بمالند تا حباب هوا بین پایه و پیوندک باقی نماند.4- موقع پیوند نباتات تیغی از اواخر بهار تا اول ماه سوم تابستان می باشد. 5- در تمام مدتی که پیوند جوش نخورده است گلدان را باید در آفتاب قرار داد.

مواظبت نهال پیوند شده : معمولاً در نواحی سردسیر که شدت سرما و یخبندان زیاد است ، بهتر است پیوندهای بهاره و پیوند آخر تابستان را با پوشش سبکی مانند کاه بلند( کلش ) و یا انباشتن برگ خشک در اطراف پیوندک از گزند سرما حفظ نمائید.

بالا رفتن شیره نباتی در درخت علل زیاد دارد که یکی از مهمترین آنها وجود شاخه یا جوانه فعال در انتهای فوقانی گیاه می باشد.این جوانه مانند تلمبه ای کرده شیر نباتی را بطرف خود می کشد و به همین جهت است که شاخه های فوقانی درخت همیشه شاداب تر و پررشد تر و قوی تر از شاخه هایی است که زیر شاخه انتهایی درخت قرار گرفته است.

حد مطلوب غلظت عناصر غذایی در برگ پرتقال

11- پرتقال: از 30 برگ با سن 5 تا 7 ماه قبل از میوه دهی برای تجزیه برگهای درختان مرکبات استفاده می شود.

جدول 20- حد مطلوب غلظت عناصر غذایی در برگ پرتقال*
 

 

عناصر پرنیاز
(درصد)

ازت
N))

فسفر
(P)

پتاسیم
(K)

کلسیم
(Ca)

منیزیم
(Mg)

گوگرد
(S)

0/3-5/2

2/0-1/0

0/3-2/2

0/2-2/2

5/0

3/0

‌عناصر کم‌نیاز
(میلی‌گرم در کیلوگرم)

آهن
(Fe)

منگنز
(Mn)

روی
(Zn)

مس
(Cu)

بور
(B)

مولیبدن
(Mo)

150-100

100-75

70-40

15-7

75-50

2-1

* حد مطلوب می‌تواند نسبت به رقم، موقعیت جغرافیایی محل، نحوه مدیریت، نحوه نمونه‌‌برداری و عملکرد متفاوت باشد،
لذا تفسیر نتایج و توصیه بهینه کودی بر عهده متخصصین امر خواهد بود.

جدول 21- حد مطلوب غلظت عناصر غذایی در میوه پرتقال*
 

 

ازت
(N)

فسفر
(P)

پتاسیم
(K)

کلسیم
(Ca)

منیزیم
(Mg)

آهن
(Fe)

منگنز
(Mn)

(میلی‌گرم در 100 گرم ماده خوراکی)

150

14

181

40

10

1/0

034/0

روی (Zn)

مس
(Cu)

ویتامین
C

ماده
خشک

قند کل

نیترات
(NO3)

(میلی‌گرم در 100 گرم ماده خوراکی)

(درصد)

(mg/kg FW)

01/0

05/0

53 >

2/13

0/10

100<

* اعداد حد مطلوب می‌تواند نسبت به رقم گیاه، موقعیت جغرافیایی محل، نحوه مدیریت، نحوه نمونه‌برداری و عملکرد متفاوت باشد، لذا تفسیر نتایج بر عهده متخصصین مربوطه است.

جدول 22- حد مطلوب غلظت عناصر غذایی در برگ نارنگی*
 

 

عناصر پرنیاز
(درصد)

ازت
N))

فسفر
(P)

پتاسیم
(K)

کلسیم
(Ca)

منیزیم
(Mg)

گوگرد
(S)

4/3-0/3

2/0-1/0

0/2-0/1

5/2-5/1

4/0-2/0

3/0-

‌عناصر کم‌نیاز
(میلی‌گرم در کیلوگرم)

آهن
(Fe)

منگنز
(Mn)

روی
(Zn)

مس
(Cu)

بور
(B)

مولیبدن
(Mo)

150-100

80-50

50-25

50-25

70-30

2-1

آزمایشات شیمیایی خاک

آزمایشات شیمیایی خاک

آزمایشگاه شیمی خاک از واحدﻫای بخش تحقیقات بهزراعی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند بوده که  شروع فعالیت آن حدوداً از سال 1365 می باشد. پرسنل  این آزمایشگاه در حال حاضر شامل یک نفر کارشناس ارشد در زمینه خاکشناسی (تغذیه و حاصلخیزی خاک)،  یک  نفر کارشناس کشاورزی عمومی و دو نفر تکنسین آزمایشگاهی می باشد.

 

 این آزمایشگاه در زمینهﻫای مختلف تجزیه صفات شیمیایی خاک، آب، گیاه و بذور و همچنین برخی صفات فیزیکی خاک به شرح ذیل فعالیت دارد:

1-      اندازه گیری فسفر، پتاسیم قابل جذب خاک و همچنین کربناتها و بی کربناتهای موجود در خاک

2-      اندازه گیری فسفر، سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم در گیاه و آب

  

3-      اندازه گیری اشکال مختلف نیتروژن موجود در آب، خاک و گیاه از جمله نیتروزن کل، نیترات و آمونیوم

  


 

  4-      اندازه گیری درصد موادآلی ( درصد کربن) موجود در خاک، همچنین درصد رطوبت موجود در خاک و در اندام مختلف گیاه شامل برگ، دمبرگ، غده و بذر

  4-      اندازه گیری درصد موادآلی ( درصد کربن) موجود در خاک، همچنین درصد رطوبت موجود در خاک و در اندام مختلف گیاه شامل برگ، دمبرگ، غده و بذر

5-      اندازه گیری اسیدیته (PH) و هدایت الکتریکی(EC) آب و خاک 

        

  6-      تعیین بافت، وزن مخصوص ظاهری و PF خاک ( تعیین درصد رطوبت خاک درنقاط مختلف، ظرفیت زراعی، نقطه پژمردگی موقت و دائم)

 7-      اندازه گیری سطح برگ(LA)

  8-      اندازه گیری رطوبت خاک در مزرعه با دستگاههای موجود شاملT.D.R و TRIM

 

 9-      اندازه گیری نور در مزرعه(Sun Scan)

10-   تعیین درصد اشباع خاک

11-   اندازه گیری  فشردگی لایه های مختلف خاک در مزرعه(Peneterometer)

 

 12-   تهیه و تآمین آب مقطر جهت مصارف آزمایشگاه شیمی خاک و سایر آزمایشگاهﻫا.

13-   اندازه گیری تبخیر و تعرق گیاه  با استفاده از دستگاه پرومتر

14-   اندازه گیری کارائی کوانتوم فتوسنتزی با استفاده از دستگاه  استرس متر 

از دیگر فعالیتﻫای این آزمایشگاه می توان به برگزاری دورهﻫای کارآموزی دانشجویان مقاطع  مختلف اشاره کرد که بطور متوسط سالانه بیش از ده نفر در این آزمایشگاه دوره کارآموزی خود را می گذرانند که بالغ بر 2500 ساعت می شود.

این آزمایشگاه با آزمایشگاهﻫای سایر مؤسسات در زمینهﻫای مختلف تجزیه همکاری مشترک داشته و علاوه بر تجزیهﻫای سالانه در مؤسسه تحقیقات چغندرقند که بالغ بر 6000 عدد است، تجزیه نمونهﻫای بخش های تحقیقات چغندرقند در شهرستانها نیز بر عهده این آزمایشگاه می باشد.

روش های توصیه کودی:

 عدم توجه به نتایج آزمون خاک باعث مصرف بیش از حد کود شده که این مصرف علاوه بر ضرر اقتصادی باعث کاهش کیفیت چغندرقند می گردد. در حال حاضر  کوددهی کلیه طرح های در دست اجراء  در ستاد موسسه تحقیقات چغندر قند اعم از بهنژادی، بهزراعی, گیاه پزشکی و تولید بذر (کرج و فیروزکوه)  بر اساس تجزیه خاک و گیاه انجام می گیرد . طبق آمار موجود در برخی از سالﻫا با وجود عدم مصرف هیچگونه کود شیمیایی،  بیش از 100 تن در هکتار ریشه چغندر قند برداشت شده است. بدین ترتیب می توان به اهمیت تجزیه خاک در میزان مصرف کودهای شیمیایی پی برد. از مهمترین عوامل موثر در توصیه مناسب کود های شیمیایی مورد نیاز، روش صحیح نمونه برداری خاک و گیاه  و آماده سازی آن می باشد که در ذیل به اختصار بیان شده است.

تجزیه خاک و گیاه:

مهمترین و مؤثرترین روش جهت دستیابی به کشاورزی پیشرفته از جنبه تغذیه گیاهی مصرف عناصر غذائی بر اساس تجزیه خاک و گیاه می باشد. یکی از قدیمی ترین روشهای برآورد عناصر غذائی مورد نیاز گیاهان از جمله چغندرقند استفاده از آزمایشات مزرعه ای و اعمال تیمارهای مختلف کودی بوده که در نهایت بهترین تیماری که از نظر عملکرد کمی و کیفی در حد مطلوبی بوده بعنوان فرمول غذائی منطقه معرفی شده است. اشکال اساسی روش فوق این است که: حاصلخیزی خاک بر اساس میزان مصرف کود در زراعتهای قبلی, نوع محصول ومدیریت از مزرعه ای به مزرعه دیگر و حتی در خاکهای مشابه بسیار متغیر می باشد. بنابراین کوددهی بر اساس نتایج چندین آزمایش مزرعه ای در یک مزرعه خاص صحیح نیست. یکی دیگر از روشهای ارزیابی حاصلخیزی خاک بر اساس آزمون خاک و گیاه می باشد. در حالیکه این روش به تنهایی کامل نبوده ولی بکارگیری آن وضعیت هریک از عناصر غذایی را در زمان دلخواه میسر می کند. آزمون خاک به منظور تعیین مقدار عنـاصر غذائی قابل استفاده گیاه در خاک انجام می گیرد و بر اساس نــتایج بدست آمــده می توان توصیه کودی مناسب را براساس اعداد و ارقام مبناء و مرجع که از قبل با انجام تحقیقات مختلف مشخص شده انجام داد. مهمترین مرحله در آزمون خاک تهیه و آماده سازی نمونه خاک می باشد. بطوریکه باید نمونه نماینده را انتخاب کرد. متاسفانه در کشاورزی ایران تاکنون توجه چندانی به تجزیه خاک جهت برآورد عناصر غذائی مورد نیاز گیاه نشده است. کشاورزان بخصوص جمعیت سنتی کار تنها بر حسب عادت آبا و اجدادی اقدام به مصرف کودهای شیمیائی بدون هیچگونه اطلاع فنی می نمایند. بخصوص اینکه مبادرت به مصرف بی رویه چند نوع عنصر غذایی محدود پر مصرف از جمله: نیتروژن، فسفر و شاید پتاسیم می کنند. در حال حاضر مصرف بی رویه کودهای شیمیائی صرفه نظر از ضرر اقتصادی باعث آلودگی محیط زیست و تخریب خاکهای کشاورزی شده است.

راههای متعددی جهت تشخیص کمبود مواد غذائی به شرح ذیل وجود دارد:

1-مشاهده وضعیت ظاهری رشد و وقوع علائم کمبود

2-تجزیه بافت گیاهی

3-روشهای بیولوژیکی

4-آزمایشهای کودی در مزرعه

5-آزمون خاک

در بین روشهای ذکر شده مطمئن ترین و واقعی ترین راه تعیین نیاز غذائی گیاه، روش آزمایش های کودی در مزرعه می باشد. این روش معیاری است جهت صحت و سقم سایر روشها البته این روش معایبی نیز دارد از جمله : فوق العاده گران بودن، نیاز به نیروی انسانی متخصص، امکان کمتر کنترل شرایط رشد و نمو و همچنین نیاز به تکرار آزمایش در چند مکان و یا زمان

توجه به تجزیه خاک جهت برآورد عناصر مورد نیاز گیاه قدمتی بیش از دو قرن دارد. بطوری که در سال 1813 سرهامفری داوی انگلیسی در کتاب اصول اساسی شیمی کشاورزی نوشت :

چون گیاهان عناصر غذائی را از خاک دریافت می کنند اطلاع از ترکیب خاک امری الزامی و ضروری است. در سال 1841 لیبگ آلمانی در کتاب شیمی آلی و کاربرد آن در کشاورزی و فیزیولوژی نوشت :

بعنوان یک اصل اساسی در زراعت باید بخاطر داشت که هرچه را از خاک برداشت می کنیم باید به آن برگردانیم. در حال حاضر نیز توجه زیادی به روشهای آزمون خاک و بافت گیاه جهت تعیین نیاز غذائی گیاه معطوف است که در ذیل به شرح آن پرداخته می شود .

 

1- آزمون خاک[1]

همانگونه که بیان شد یکی از روشهای ارزیابی حاصلخیزی خاک بر اساس آزمون خاک می باشد. بطورکلی به آزمایشهای شیمیائی سریع جهت ارزیابی قابلیت استفاده عناصر غذائی موجود در خاک برای گیاه و تعیین مقدار کود لازم به منظور دستیابی به حداکثر عملکرد آزمون خاک گفته می شود.

 

اهداف آزمون خاک

1-تشخیص خاکهای دارای کمبود قبل از کشت و یا در طول دوره رشد گیاه بطوریکه بتوان بر اساس آن مقدار کود لازم را توصیه و رفع کمبود نمود.

2-تعیین سرنوشت کودهای اضافه شده به خاک و ردیابی تغییرات حاصله در قابلیت استفاده عناصر غذائی این کودها پس از وارد شدن به خاک.

3-پیش آگاهی دادن درباره نقاطی که ممکن است در نتیجه مصرف بی رویه کودها، فاضلابها و فضولات در خاک باعث مسمومیت در گیاه، انسان و یا حیوانات شود.

4-تعیین نقاطی که خاک آنها از نظر غلظت عناصر به حد سمیت رسیده و باید از مصرف بیشتر عناصر در آنها به هر شکلی خودداری نمود.

 دو هدف اخیر در حفظ محیط زیست دارای اهمیت فوق العاده ای می باشند.

 

مراحل انجام آزمون خاک

یک برنامه آزمون خاک شامل سه مرحله اجرائی می باشد.

1-نمونه برداری و آماده سازی نمونه خاک.

2-انتخاب عصاره گیر و تجزیه صحیح خاک به منظور تعیین دقیق غلظت عناصر غذائی قابل استفاده گیاه.

3-تعیین نتایج آزمایشگاهی و انجام توصیه کودی جهت دستیابی به عملکرد حداکثر 

از بین سه مرحله فوق مهمترین مرحله آزمون خاک، مرحله نمونه برداری و آماده سازی نمونه خاک است.

بطوریکه باید نمونه نماینده[2] را انتخاب کرد. چنانچه نمونه برداری و آماده سازی آن صحیح انجام نگیرد، به کارگیری بهترین و دقیق ترین وسایل، دستگاهها و یا مجربترین افراد و با بهترین نوع مواد شیمیائی نتیجه ای نداشته و نهایتاً تفسیر آن غلط انجام خواهد شد.

توجه به این نکته ضروریست که تغییرات در نمونه ها حتی در مزرعه کود نخورده هم وجود دارد. بنابراین در برداشت نمونه می بایست دقت کامل را مبذول تا این خطاها به حداقل ممکن کاهش یابند.

ضمن اینکه تغییرات نمونه ها خطا نیست بلکه واقعی است بعنوان مثال در مزارعی که کود نواری داده شده نمونه خاک با فاصله چند سانتی متر ازیکدیگر نیز متفاوت می باشد. در اراضی کود نخورده تغییر در نمونه ها بدینگونه می باشد که نمونه خاک قسمتهای فرسوده شده و نشده (مانند آبشوئی در بعضی قسمتهای مزرعه) حتی تحت مدیریت واحد هم ممکن است متفاوت باشد. علت آن تغییر در میزان آب آبیاری داده شده در ابتدا و انتهای کرت، بافت و مواد آلی خاک می باشد.

بنابراین نمونه برداری صحیح از خاک کاری بسیار مهم و حساس بوده بطوریکه این مرحله از آزمون خاک تعیین کننده درجه دقت و صحت نتایج بدست آمده می باشد.

وزن یک هکتار خاک زراعی با عمق 30 سانتی متر و وزن مخصوص ظاهری 4/1 گرم بر سانتی متر مکعب بیش از چهـار میلیون کیلوگرم است. بنابرایـن نمونـه برداشت شده از یک هکتار زمین باید به گونه ای باشد که بتوان این نمونه حدود یک کیلوگرمی را نماینده این وزن زیاد خاک دانست. به اصطلاح، مشت نمونه خروار به معنی واقعی باشد.

ازطرفی تعداد نمونه مهم است. ابتدا می بایست زمین را از نظر وضعیت ظاهری رنگ، شیب، فرسایش و یا خصوصیات ذاتی مانند بافت، سابقه کشت قبلی، و در زمان داشت و وجود زراعت در زمین بر اساس وضعیت ظاهری همانند رنگ زراعت تقسیم بندی و سپس اقدام به نمونه برداری کرد. به ازاء هر هکتار می بایست حدود 15-10 نمونه برداشت و در نهایت با هم مخلوط و یک نمونه ترکیبی حدود یک کیلوگرم را به آزمایشگاه ارسال نمود.

 آماده سازی نمونه خاک

پس از نمونه برداری آماده سازی نمونه خاک مهم است. چنانچه نمونه برداری به طرز صحیح انجام ولی آماده سازی نمونه به طرز صحیح انجام نگیرد، تغییرات ایجاد شده در نمونه باعث ایجاد خطا در نتایج واقعی خواهد شد. بعنوان مثال چنانچه نمونه برداری به منظور ارزیابی عناصری همانند نیتروژن و گوگرد که تحت تاثیر فعالیت میکروبهای خاک تغییر می کند انجام شود, رعایت نکات ذیل جهت متوقف نمودن فعالیت میکروبهای خاک ضروریست.

1-نمونه برداری در زمانی انجام شود که رطوبت زمین در حد گاو رو باشد.

2-نمونه های برداشت شده با دست کاملاً نرم و در پاکتهای کاغذی ریخته و تا پایان مدت نمونه برداری درب پاکتها، باز و در محیط خنک (مانند سایه بوته های موجود در مزرعه ویاظروف دو جداره یخی) نگهداری شوند.

3-پس از اتمام کار، نمونه های برداشت شده سریعاً به محیط آزمایشگاه حمل و در نازکترین قشر ممکن پهن تا در هوای آزاد خشک شوند (هوا خشک).

4-از ریختن نمونه ها در پاکتهای پلاستیکی و یا ظروف سر بسته که امکان تبادل هوا وجود ندارد و یا برداشت نمونه هایی با رطوبت بالا که امکان نرم کردن خاک وجود نداشته باشد باید خودداری کرد. زیرا بدلیل ایجاد محیط با اکسیژن کم باعث فعال شدن میکروبهای بی هوازی شده و این گروه از باکتریها باعث تبدیل سریع نیترات خاک به گازهای نیترو و نیتریت می شوند و جواب واقعی از تجزیه گرفته نخواهد شد.

 عمق نمونه برداری

عمق نمونه برداری بر حسب شرایط، و نوع و مرحله رشد گیاه (عمق توسعه ریشه) متغیر می باشد. به طوری که بر حسب شرایط خاک،  گاهی لایه های تشکیل دهنده به فواصل خیلی کم از یکدیگر قرار داشته و یا سطح آب زیر زمینی بالا می باشد. بنابراین در اینگونه خاکها می بایست با در نظر گرفتن این شرایط عمق نمونه برداری تعیین شود.

در ارتباط با نوع گیاه و شرایط مختلف دوره رشد بر حسب عمق توسعه ریشه عمق نمونه برداری متفاوت است. بعنوان مثال برای زراعت چغندرقند و در مرحله 6-4 برگی عمق 30-0 سانتی جهت برآورد نیتروژن مورد نیاز کافی بوده در حالیکه با پیشرفت مرحل رشدی گیاه و در مرحله 10-8 برگی عمق 60-30 سانتی متری نیز در تغذیه نیتروژنی گیاه دخیل و حدود 30% نیتروژن مورد نیاز گیاه چغندرقند را تامین می کند.

طبق تحقیقات مختلف بهترین عمق که گیاه چغندرقند بیشترین عناصر غذائی مورد نیاز خود را از آن تامین می کند عمق 30-0 سانتی متری می باشد و به دلیل اینکه در مراحل اولیه رشد نیز بیشترین جذب را انجام می دهد و با توجه به عمق توسعه ریشه که مراحل اولیه رشد حدود 30 سانتی متر می باشد, بنابراین عمق نمونه برداری در چغندرقند جهت برآورد عناصر غذائی مورد نیاز همان عمق 30-0 سانتی متری است, البته در شرایط خاص از جمله زیاد بودن مواد آلی در اعماق پایین تر از 30 سانتی متر و یا سبک بودن خاک باعث جذب عناصر غذائی توسط این گیاه از اعماق پایین تر نیز می شود. بطوریکه در تحقیقات مختلف عملکرد چغندرقند با میزان نیترات اعماق 60، 90، 120، 200 و 250 سانتی متری و در مراحل اولیه رشد چغندرقند همبستگی مثبت داشته است. ولی تحقیقات در ایران نشان داده است که نمونه برداری از اعماق 30-0 و 60-30 سانتی متری جهت برآورد عناصر غذائی مورد نیاز چغندرقند کفایت می کند.

 2- اندام هوایی چغندرقند بعنوان شاخصی جهت ارزیابی عناصر غذائی

تجزیه گیاه یکی از ساده ترین روشها جهت مطالعه ارتباط بین رشد و میزان عناصر غذائی موجود در گیاه است. استفاده از غلظت های مرجع عناصر غذائی, که در یک دوره رشد مشخص فیزیولوژی و از قسمت معینی از گیاه طبق تحقیقات و آزمایشات مختلف بدست آمده, راهنمای خوبی جهت ارزیابی وضعیت تغذیه گیاه می باشد. یک مفهوم اساسی که باید در تجزیه اندامهای گیاه به آن توجه داشت این است که غلظت عناصر غذائی موجود در هر بخش از گیاه در هر لحظه تحت تاثیر فاکتورهای رشد گیاه قرار می گیرند. بنابراین زمان نمونه برداری قابل توجه بوده و باید مد نظر قرار گیرد. با تجزیه گیاه می توان مستقیماً وضعیت تغذیه گیاه را بررسی نمود در حالیکه تجزیه خاک یک روش غیر مستقیم می باشد.

در ارتباط با چغندرقند آزمایشات و تحقیقات مختلف نشان داده اند که تجزیه گیاه راهنمای خوبی جهت تعیین میزان کود مورد نیاز گیاه می باشد.

مناسب ترین اندام چغندرقند جهت نمونه برداری, برگهایی که تازه تکامل یافته (جوانترین برگهائی که سطح برگ آنها به حداکثر رسیده است) است.

جهت ارزیابی عناصر فسفر، نیتروژن و کلر، دمبرگ برگهای مذکور و جهت بررسی سایر عناصر از جمله پتاسیم، سدیم، عناصر ریز مغذی و...، پهنک مناسب ترین بخش اندام هوائی می باشد.

  روش نمونه برداری

ترجیحاً چهار و یا دو نمونه مرکب با در نظر گرفتن یکنواختی هر مزرعه باید برداشت گردد. هر نمونه مرکب باید حداقل شامل 25 تا 50 برگ باشد. به منظور این کار ابتدا باید مزرعه را به چهار قسمت مساوی تقسیم کرد و نمونه بردار در هر قطعه از گوشه به طرف مرکز و یا از مرکز به طرف گوشه های مزرعه حرکت (مورب) داشته باشد بطوریکه با خطوط کشت نیز زاویه بسازد (شکل یک).

طرز حرکت در مزرعه چغندرقند جهت نمونه برداری از برگ

پس از برداشت نمونه های برگ و دمبرگ, نمونه ها باید کاملاً با آب معمولی حاوی سه دهم درصد شوینده ها شستشو و سپس با آب مقطر آب کشی گردند. در صورت زیاد بودن نمونه ها می توان پهنک ها را به قطعات حدود چهار سانتی متری برش داده و در نهایت حدود یکصدگرم (یک مشت پر) از نمونه ها را برداشت و در پاکت کاغذی با سایز مناسب ریخت و سریعاً در آون با دمای 80-75 درجه سانتیگراد خشک کرد. توجه به این نکته ضروری است که پس از برداشت از مزرعه، نمونهﻫا نباید بیش از 48 ساعت در دمای معمولی نگهداری شوند و اگر قرار است به هر دلیلی نمونه ها قبل از خشک کردن نگهداری شوند باید در دمای پنج درجه سانتیگراد این کار صورت گیرد. به هر حال پس از برداشت، نباید اندام هوائی را زیاد نگهداری کرد و لازم است بلافاصله در پاکتهای کاغذی و یا ظروفی که کاملاً هوا در آن جریان داشته باشد ریخت و در کوتاهترین زمان ممکن به آزمایشگاه منتقل، شسته و در آون خشک کرد. از حمل اندام هوائی جهت تجزیه عناصر غذائی با کیسه نایلون در بسته و یا هر ظرفی که هوا در آن جریان نیابد باید اکید خودداری نمود. زیرا باعث تنفس گیاه و تغییر غلظت عناصر غذائی مورد نظر می گردد. در ارتباط با برگهای چغندرقند نیز به علت آبدار بودن برگ و دمبرگ حتماً از آون تهویه دار استفاده، تا از پخته شدن نمونه ها جلوگیری شود. جهت جلوگیری از تغییر غلظت عناصر، از خشک کردن نمونه اندام هوائی در هوای آزاد باید پرهیز کرد

انواع مینوزها

مینوزهای برگ (Leaf miners)

چرخه زندگی

مینوز شمشاد: حشهر نر در بهار هنگام شکوفه کردن گیاهان ظاهر می‌شود و سپس حشره ماده شروع به تخمگذاری در سطح زیرین برگها می‌کند. بطوریکه هر تخم را بطور عمیق در بافت برگ قرار می‌دهد. بطور متوسط 29 عدد تخم می‌گذارد و ساعاتی پس از گذاشتن اولین تخمها می‌میرد. تخمها پس از حدو سه هفته باز می‌شوند و لاروهای جوان شروع به تغذیه از قسمتهای نرم از بافت پارانشیم می‌کنند.

معدنها یا تاولهای بزرگ از اواسط تابستان تا بهار بعدی قابل دیدن هستند. این حشرات زمستان را بصورت لارو درون برگها می‌گذارنند. در بهار مجدداً فعالیت خود را آغاز می‌کنند و بسرعت می‌رویند. جمعیتها در اواخر ماه آوریل دیده می‌شوند. در هر سال هم یک نسل دارند.

مینوز کیالک: حشره بالغ در ماه می (MAY) زمانیکه اولین برگها و شکوفه‌ها شروع به باز شدن می‌کنند، ظاهر می‌شوند. در هر برگ 5ـ1 تخم بصورت انفرادی و در لایه اپیدرم در سطح بالایی برگها می‌گذارند. لاروها بمدت 2 هفته بین دو سطح برگ تغذیه می‌کند. آنها بیشتر بسمت حاشیه برگها تونل می‌کنند. در اواسط جولای شاخ و برگ را ترک می‌کنند و به زمین می‌افتند و شروع به ساختن خانه‌های گلی جهت زمستانگذارنی می‌کنند. در هر سال یک نسل تولید می‌کنند.

مینوز بلوط: حشره ماده مینوز بلوط تخمهایش را بر روی سطح برگ می‌گذارد و هر لارو جوان برگ را سوراخ می‌کند و در درون آن اقدام به ایجاد تونل‌هایی در جهات مختلف می‌نماید. اگر تونلها در برگها بسیار زیاد ب اشند مرگ برگ را در پی خواهد داشت. عموماً بلوطهای سفید و قرمز مورد حمله قرا رمی‌گیرند. لاروها سپس درون برگها تبدیل به شفیره می‌شوند و سپس بهمان صورت در برگهای خشک شده در روی زمین زمستانگذرانی می‌کنند. بسته به منطقه و گونه مینوز از 5ـ2 نسل در سال تولید می‌کنند.

مینوز فان: حشره بالغ تخمها را بصورت انفرادی و در برگهای جوان می‌گذارد. فانهای خاکستری، کاغذی و سفید از میزبانهای مطلوب آن بشمار می‌روند. این مینوز بندرت از فانهای سیاه، زرد، سفید اروپایی یا رودخانه‌ای تغذیه می‌کند. لاروها از بین دو سطح بالایی و زیرین برگ تغ ذیه می‌کنند و یک تاول پوک را در آن ایجاد می‌کنند. دوره لاروی در 15ـ10 روز بطول می‌انجامد. زماینه لارو بالغ می‌شود سوراخی را سرتاسر برگ ایجاد می‌کند و به زمین می‌افتد. سپس خانه‌ای می‌سازد و تبدیل به شفیره می‌شود. سه هفته طول می‌کشد تا به حشره بالغ تبدیل شود. در هر سال 4ـ2 نسل تولید می‌کند.

مینوز راج: حشرات بالغ در حدود ماده می (MAY) پس از اینکه چندین برگ جدید تشکیل شدند ظاهر می‌گردند که ممکن است بیشتر از چند هفته ادامه پیدا کند. حشرات ماده تخمهایشان را در شکافهای سطح زیرین برگها می‌گذراند. لاروها بحض اینکه از تخم بیرون می‌آیند دالان‌های بلند و باریکی در برگها ایجاد می‌کنند. پس از تغذیه به شفیره تبدیل می‌شود و درون برگها زمستانگذارانی می‌کنند یک نسل در سال تولید می‌کنند.



خسارت

مینوها باعث ایجاد لکه‌های زرد در برگها و ریختن نابهنگام آنها می‌شوند. این گیاهان ضعیف می‌شوند و شاخ و برگ کم پشتی دارند. ادامه هجوم این آفات باعث خشکیدن سرشاخه‌ها و ضعیفی بیش از حد گیاهان می‌شود و همچنین باعث مستعد شدن آنها در مقابل بیماریها و از بین رفتن قسمتهای زرد گیاه در زمستان و سرما می‌شود. یمنوز کیالک می‌تواند آفت بسیار مهمی علیه دیگر گیاهان گونه Crataegus SP باشد. درختان مورد حمله شدید این آفت از دور به رنگ قهوه‌ای دیده می‌شوند و بنظر می‌رسند که بوسیله آتش سوزانده شده‌اند. خ سارت این درختان مدت زمان زیادی طول نمی‌کشد اما باعث کاهش زیبایی و بازار پسندی می شود. مینوز بلوط معمولاً باعث خسارت جدی در گیاهان نمی‌شود. اگر طول دوره خسارت زایی آفت بالا باشد باعث کاهش ارزش گیاهان زینتی می‌شود. مینوز فان بوسیله درختان قوی جذب می‌شود و این گیاهان معمولاً چندین سال در برابر هجوم این آفت مقاومت می‌کنند. خسارت عمده این گیاه باعث کاهش زیبایی و بازارپسندی گیاهان میزبان است مینوز راج در دو مرحله حشره بالغ و لاروی باعث خسارت درختان می‌شود. حشرات بالغ در اثر تغذیه باعث ایجاد زخهای گرد و کوچک در روی برگ می‌شوند و همچنین در اثر تغذیه نامنظم باعث بد شکل شدن برگها می‌شود. خسارت شدید می‌تواند ب اعث ریختن برگها می‌شود بخصوص اینکه درخت تا بهار سال آینده بدون برگ باقی می‌ماند. این خسارت می‌تواند مخرب باشد بخصوص زمان فروش راجهای کریسمس.

در جاهایی که این آفت بمقدار زیادی وجود دارد باعث کاهش قدرت رشد و نیرو و توان درختان می‌شود. در صورت حمله شدید آفت گیاهان بهیچ وجه قابل استفاده نیست.

مبارزه غیر شیمیایی

کنترل اکثر مینوزها بوسیله سوختن برگها در پاییز امکانپذیر است زیرا که لاروها یا شفیره‌ها درون برگها زمستانگذارنی می‌کنند.

مبارزه شیمیایی

سموم زیادی جهت مبارزه با مینوزهایی که در شاخ و برگهای ریخته شده روی زمین زمستانگذرانی می‌کنند قابل دسترس است و می‌بایست در مرحله تخم‌گذاری آفت در شاخ و برگها استفاده شود.


مینوز لکه گرد

Leucoptera scitella

(Lep: Lyontiidae)

این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، گرگان، منطقه شاهرود، خراسان، آذربایجان و اصفهان دیده شده است ولی احتمال دارد در سایر نقاط مهم میوه‌خیز کشور نیز فعالیتی داشته باشد. فعالیت این حشره تاکنون روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگیل و تمشک دیده می‌شود.


 


زیست‌شناسی
این آفت در نقاطی با ارتفاع حدود 2000 متر دارای سه نسل در ارتفاع 2200 متر دارای دو نسل و در نواحی مانند کرج چهار نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفیره داخل پله زرد پوستکهای تنه و شاخه‌های قطور درختان و داخل شکاف‌های موجود روی آنها، محل انشعاب شاخه‌ها، داخل علف‌ها، روی برگهای خشک ریخته شده درخت میزبان و داخل شکافهای موجود در خاک پای درختان به سر می‌برد. جفت‌گیری پروانه‌ها تقریباً بلافاصله بعد از خروج آنها از پیله‌های شفیرگی آغاز و تخمریزی نیز به فاصله کوتاهی صورت می‌گیرد.

تخم‌ها به صورت انفرادی و در سطح زیرین برگها قرار داده می‌شوند. تعداد تخم‌ها حداقل 33 و حداکثر 84 و متوسط 58 عدد می‌باشد. دوره جنینی در نسلهای مختلف متفاوت است. در نسلهای تابستانه این دوره در نقاط مرتفع (1950 متر) 12 تا 15 روز و در کرج 7 تا 10 روزم ی‌باشد.

لاروها از محل اتصال تخم به برگ اپیدرم تحتانی برگ را سوراخ کرده و دخل پارانشیم شده و خود را به زیر اپیدرم فوقانی برگها می‌رسانند. دالان‌ها گهگاه و مخصوصاً در گلابی رنگی قهوه‌ای و تیره دارند. فضولات لاروی در مسیر حرکت لارو درد اخل دالان دیده می‌شوند. لاروها پس از رسیدن به نهایت رشد، پوسته دالان خود را در سطح روئی برگ پاره کرده و در خارج از آن در جستجوی محل مناسب برای شفیره شدن برمی‌آیند. در این زمان است که می‌توان تعداد زیادی از آنها را در حالتی آویزان از شاخ و برگ درختان دید که درصد رساند خود به قسمت‌های پایینی درختان و یا سطح خاک می‌باشند.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد.


سرشاخه خوار هلو ((Peach twig borer
Anarsia lineatelia

(Lep: Gelechiidae)
 


 


در اکثر استانهای کشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سیب و خرمالو می‌باشد. همچنین به قیسی، زالزالک و ازگیل نیز خسارت می‌زند. خسارت آن در درجه اول روی انواع زردآلو می‌باشد. لاروها این حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخه‌ها شده و باعث خشک شدن آنها و ایجاد سرشاخه‌های فرعی می‌گردند. در نسل بعد وارد میوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با کرم سیب و کرم آلو موجب از بین رفتن آنها می‌گردند.


زیست‌شناسی:
این حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانه‌های درختان می‌گذارند. لاروها در مرحله Pink یا صورتی شدن غنچه‌ها از محلهای زمستانی، خارج ابتدا از غنچه‌ها و سپس از گلها تغذیه می‌نمایند. بعد از ریزش گلبرگها وارد سرشاخه‌های جوان شده و از بالا به سمت پایین شروع به تغذیه می‌نمایند. لاروها هنگامی که به قسمت‌های سخت و خشبی رسیدند آن را ترک نموده و سرشاخه دیگری را مورد حمله قرار می‌دهند. لاروها سپس میوه‌های نارس را مورد حمله قرار می‌دهند. سوراخ ورودی لاروهای مزبور اکثراً در محل اتصال دم به میوه قرار دارد که این امر موجب ریزش میوه‌ها می‌گردد. لاروها پس از رشد کامل از میوه خارج می‌شوند و در شکاف کلوخه‌های سطح خاک، برگهای پوسیده و لابه‌لای علفهای هرز زیرد رختان پس از تنیدن پیله فوق‌العاده ظریف تبدیل به شفیره می‌شوند. گاهی شفیره در شکاف تنه و شاخه‌های قطور درختان تشکیل می‌گردد. در شرایط دماوند ظهور حشرات کامل نسل زمستانی از اواخر خردادماه شروع می‌گردد. پروانه‌ها پس از جفت‌گیری تخم‌های خود را به صورت انفرادی و بندرت در دسته‌های چندتایی می‌گذراند. پروانه‌های این نسل تقریباً کلیه تخمهای خود را بر روی میوه‌ها و بندرت روی قسمتهای انتهایی سرشاخه‌های جوان و سلولزی می‌گذراند. حشرات کاملی که از این نسل ایجاد می‌گردند مجدداً روی سرشاخه‌ها تخمریزی می‌کنند و لاروهای حاصله زمستان گذرانی می‌نمایند. این حشره در شرایط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.


کنترل:
1. مبارزه مکانیکی: جمع‌آوری میوه‌های آلوده ریخته شده و معدوم کردن آنها چه در نسل زمستانی و چه در نسل اول تابستانی، همچنین هرس بهاره درختان قبل از کامل شدن دوران تغذیه لاروهای داخل شاخه در کاهش جمعیت آفت بسیار مهم است.

2. پیش آگاهی: استفاده از فرمون جنسی (با نام تجارتی Anamone) برای تعیین تاریخ دقیق سم‌پاشی بسیار مفید است. بهترین زمان سم‌پاشی برای نسل اول در مرحله Pink و مرحله ریزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تیرماه است که در این موقع میوه‌های قیسی تازه شروع به تغییر رنگ نموده‌اند.

3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم


مینوز لکه مارپیچی برگ

Lyonetia clerkella

(Lep: Lyonetiidae)

 



این حشره در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، کردستان، باختران و اصفهان روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، زالزالک و ازگیل دیده شده است.

زیست‌شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه قبل می‌باشد. زمستان را به صورت حشره کامل در پناهگاههای مختلف از جمله زیر پوستک‌های تنه و شاخه‌ها، لابه‌لای برگهای ریخته، زیر بقایای گیاهی و داخل دالانهای خالی حشرات چوبخوار و پناهگاههای مختلف موجود در خاک می‌گذراند. خروج حشرات کامل در بهار با باز شدن جوانه‌های برگ هم زمان می‌باشد. در این زمان گلها هنوز نشکفته‌اند. به نظر می‌رسد که حشرات کامل به محض خروج بدون اینکه تغذیه‌ای بنمایند، جفت‌گیری می‌کنند.

تخمها به صورت انفرادی در سطح زیرین برگ گذاشته می‌شوند. حشره ماده تخم خود ار زیر اپیدرم می‌گذارد. اولین دالان‌های لاروی را می‌توان بلافاصله پس از گل دید. دالان لاروی باریک و بلند و مارپیچ است. طول این دالانها گهگاه از ده سانتی‌متر نیز تجاوز می‌نماید. خسارت ناشی از لاروهای این نسل ناچیز است که علت اصلی آن را باید تلفات شدید حشرات کامل در طول زمستان دانست.

شفیره خارج از دالان لاروی و داخل پیله سفید رنگی به شکل گهواره که در چهار گونه خود بوسیله تار به سطح برگ چسبیده است، تشکیل می‌شود. لارو برای شفیره شدن معمولاً برگهایی را انتخاب می‌کند که عاری از دالان لاروی باشند. لاروها معمولاً به صورت گروهی در یک مکان شفیره می‌شوند. شفیره‌ها در هر دو سطح برگ دیده می‌شوند. ولی در کل تعداد آنها در سطح زیرین برگها بیشتراز سطح روئی است.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار



مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد


مینوز لکه تاولی زیر برگ
Phyllonorycter blancardella

(Lep: Gracillariidae)
 




این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان، لرستان و همدان دیده شده است. گیاه میزبان آن در درجه اول سیب بوده و بعد از آن گوجه، آلو، ازگیل، گیلاس، آلبالو، گلابی، به و زالزالک قرار دارند.

زیست‌شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول و زسمتان را به صورت شفیره داخل دالانهای لاروی در برگهای ریخته شده درختان میزبان می‌گذارند. اوج پرواز پروانه‌های حاصل از شفیره‌های زمستان گذران در جریان شکوفایی گلها می‌باشد. تخمگذاری تقریباً بلافاصله پس از خروج حشرات کامل و جفت‌گیری آنها صورت می‌گیرد.

تخم‌ها روی سطح زیرین برگها به طور انفرادی گذاشته می‌شوند. دوره جنینی تخم در نسل اول از 11 تا 22 روز در نقاط مختلف متفاوت است. لاروها در موقع خروج پوسته تخم را در محل اتصال آن به اپیدرم تحتای برگ سوراخ کرده و از همانجا داخل نسج برگ می‌شوند. محل تغذیه لارو در تمام سنین بین دو اپیدرم می‌باشد. دالان لاروی بسیار مشخص است بدین معنی که در کل بیضوی بوده و طول آن 10 تا 12.5 و عرض آن 5 تا 7 میلیمتر می‌باشد. رنگ دالان در سطح زیرین برگ سبز است. دور تا دور دالان رنگی روشن‌تر از خود دالان دارد. اپیدرم تحتانی برگ در محل دالان قدری متورم شده در حالیکه در اپیدرم فوقانی چنین حالتی وجود ندارد و در عوض محل دالان که سبز کم رنگ است به علت تغذیه مخصوص لارو دارای نقاط تیره و روشن می‌باشد. بدین معنی که لاروها در ضخامت برگ تغذیه نقطه به نقطه کرده و در نتیجه اپیدرم فوقانی چنین حالتی را به خود می‌گیرد. لارو برای شفیره شدن از دالان خارج نمی‌شود ولی مقداری از آن از دهانه سوراخ خروجی بیرون می‌ماند به طوریکه پروانه بتواند به راحتی خارج گردد. در این حالت پوسته شفیرگی تا مدت‌ها در دهانه سوراخ خروجی به چشم می‌خورد.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد


مینوز لکه تاولی روی برگ

Phyllonorycter corylifoliella

(Lep: Gracillariidae)

این حشره در استان تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان و فارس روی سیب، به و گلابی دیده شده است و خسارت خفیف آن روی زالزالک و ازگیل در برخی نواحی کوهستانی شمال تهران نیز مشاهده شده است.


 


زیست شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول می‌باشد. زمستان را به صورت لاروهای سن آخر داخل دالان‌های لاروی در برگها ریخته شده پای درختان می‌گذارند. به محض مساعد شدن هوا این لاروها تبدیل به شفیره شده و پروانه‌ها خارج می‌گردند. در موقع خروج پروانه از پوسته شفیردگی حدود دو سوم از پوسته شفیرگی بیرون از سوراخ ایجاد شده روی دالان قرار می‌گیرد. اولین پروانه‌ها زمانی ظاهر می‌گردند که درختان سیب در گل هستند. جفت‌گیری و تخمریزی تقریباً بلافاصله انجام می‌شود. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذراد حدود 54 عدد می‌باشد.

تخمها انفرادی و در سطح رویی برگها قرارداده می‌شوند. محل تغذیه لاروی به شکل تاولی در سطح فوقان برگ جلب نظر می‌نماید که گهگاه این تاولها باعث تا شدن برگ و دوخته شدن دوپهنه آن بهممی‌گردند. این تاولها را در نقاط مختلف برگ می‌توان مشاهده نمود، اندازه آنها متغیر، به طول 17 تا 26 و عرض 12 تا 18 میلیمتر است. پوسته تاولها نازک بوده و فضولات لاروی داخل آنها دیده می‌شود. شفیرگی داخل دالانهای لاروی انجام می‌شود.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد

بیماریهای مهم مرکبات

سر خشکیدگی درختان مرکبات (ناتراسیا) Citrus dieback

در ایران علاوه بر مرکبات به سایر درختان منجمله بادام، زردآلو، گیلاس، اوکالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله می کند. ولی بیماری در همه گیاهان اهمیت ندارد، بیماری در خوزستان وسایر مناطق گرمسیری اهمیت دارد در فارس گاهی روی سیب نیز دیده شده است. در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله قرار میدهد (مهندس ایازپور). عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae است قارچ بیشتر از محلهای آفتاب سوخته و قسمتهایی از درخت که در معرض آفتاب وگرمای شدید است وارد می‌شود. علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست که زیر آن پودر سیاه رنگ (آرترو کنیدیم ) قارچ است دیده می‌شود، قارچ پیکنیدیم نیز تولید کرده که در بافت گیاه تشکیل شده و اهمیت چندانی ندارد، معمولاً قارچ در دمای زیر 30 درجه سانتیگراد خسارت نمی‌زند.
 


کنترل شیمیائی :

اکسی کلرور مس (کوپراویت ) WP35% به میزان 5 در هزار

توصیه:

1- تقویت درختان بخصوص در مقابل تنشهای آبی وآفتاب سوختگی

2- حذف شاخه‌های آلوده

3- در صورت امکان اجتناب از کشت ارقام پرتقال، لیمو، نارنگی گریپفروت و نارنج که حساسیت بیشتری دارد.

4- بهداشت باغ (خروج چوبهای آلوده )


بیماری مرگ گیاهچه مرکبات Citrus Damping off of seedlings

خسارت وشدت بیماری مرگ گیاهچه بیشتر در خزانه و نهالستانهاست. این بیماری وقتی در خزانه حرارت ورطوبت خاک زیاد باشد وحرارت برای قارچ عامل بیماری مناسب است خسارت شدید می‌شود. دو نوع از این بیماری تشخیص داده شده است یکی قبل از بیرون آمدن گیاهچه ودیگری پس از ظهور گیاهچه. قارچ عامل Rhizoctonia solani که عامل اصلی مرگ گیاهچه است همچنین قارچهای پیتیوم و فایتوفتورا نیز اگر درجة حرارت ورطوبت زیاد باشد به گیاه حمله می‌کند. بر اساس تحقیقات مهندس ایازپور در جهرم جنس پونسیروس نسبت به بیماری مقاوم و هیبریدهای آن حساس می‌باشد.



کنترل بیماری :

1- تهیه خزانه سالم با استفاده از خاک بکر

2- ضد عفونی خاک خزانه با متیل برو ماید و D-D و واپام


گموز‌‌ ‌‌مرکبات Citrus gummosis

بیماری گموزGummosis یا پوسیدگی طوقه‌ و ریشه Root-rot درختان مرکبات اولین بار در سال1834 ازآسور گزارش گردیده است. در ایران بیماری اولین بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالی و جنوبی کشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.




عامل بیماری در بیشتر مناطق ایران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica می‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهای کاذب Oomycetes است که فرم جنسی آن بصورت oospore است. قارچ دارای تیپهای متفاوت وهتروتالیک است. اما‌ زمستانگذرانی بوسیله ااسپور وکلامیدسپور می‌باشد.

علائم بیماری بروی طوقه در ابتدا به صورت لکه کوچک قهوه‌ای ظاهر شده که خیلی نامشخص است وبه تدریج گسترش یافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بیضی در می‌آید وآوندهای آبکش را از بین می‌برد. در محل آلودگی مرکبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد دیگر مورد حمله ریشه است؛ که اغلب لهیدگی وسیاه شدن ریشه را در پی دارد. در بارندگی شدید میوه نیز بر اثر حمله قارچ دچار آسیب می‌شود.

کنترل: شامل پیشگیری ومعالجه می‌باشد.

پیشگیری :

1- انتخاب پایه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگی، لیموترش، لیموشیرین، بکرائی و ترنج از جمله ارقام حساس می‌باشد. نارنج (به تریستیزا حساس) ونارنج پونسیروس تریفولیاتا (به اگزوکورتیس حساس) به بیماری گموز مقاومند.

2- محل پیوندک باید 30-15 سانتیمتر از خاک فاصله داشته باشد.

3- حذف علفهای هرز از دور طوقه

4- خوداری از ایجاد زخم اطراف طوقه

5- جلوگیری از جمع شدن آب دور طوقه درخت

6- ضدعفونی ریشه توسط محلول بردو 3 درهزار

7- خرید نهال سالم از خزانه

8- باید دقت شود در حین پیوندزنی قطراتی از آب یا ذره‌ای ازخاک باغ بین پایه وپیوندک قرار نگیرد.

9- فواصل بین درختان حفظ شود

10- اگر پوسیدگی بیشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد باید درخت آلوده را قطع کرد.

معالجه:

ابتدا خاک دور طوقه درخت مبتلا را کنار زده واز رسیدن آب به آن جلوگیری به عمل آورد. درخت مبتلا باید جداگانه آبیاری شود. نقطه پوسیده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اولیه پیشرفته است با یک چاقوی تیز پوست محل را تراشیده تا به بافت زنده برسیم آنگاه به وسیله محلول یک درصد پرمنگنات پتاسیم و یا مخلوط بردو و یا ارتوساید و کوپراویت به میزان یک در هزار ضدعفونی سطحی می‌کنیم وپس از دو هفته محل را با چسب باغبانی می‌پوشانیم.

طرز تهیه محلول بردو یک درصد:

کات کبود یا( سولفات مس) 200 گرم، آهک زنده200 گرم، آب20 لیتر

طرز تهیه محلول بردو برای ضدعفونی ریشه‌ها قبل از کاشت:



کات‌کبود 70 گرم، آهک زنده 70 گرم، آب 20 لیتر


لکه سبز مرکبات Citrus greening

بیماری ناشی از باکتریهای سخت کشت Liberobacter asiaticum (عامل لکه سبز آسیایی) و L.africanum (عامل لکه سبز آفریقایی) در مرکبات که نشانه‌های آن موزائیک در برگها، زردی شاخه‌ها، باقی ماندن لکه‌های سبز روی میوه و زوال درختان است. باکتریهای مزبور در بافت آبکشی درختان آلوده استقرار دارند و هر یک با گونه‌ای پسیل انتقال می‌یابند. یکی از پرخسارت ترین بیماریهای مرکبات درجنوب شرقی آسیا، شبه قاره هند، آفریقای جنوبی و شبه جزیره عربستان است.


 



پســـوروز مرکبات(ویروس پوسه‌ی مرکبات) citrus psorosis virus

به گروهی از بیماریهای ویروسی گفته می‌شود که از نظر ظاهری کاملاً متفاوت می‌باشند. ولی یک صفت مشترک در نقوش کردن برگهای تازه روئیده دارند. این نقشها به دو صورت 1- Flecking pattern یا نقش میخی که بصورت خطوط کمرنگ و لکه‌های روشن بین رگبرگ‌ها و موازی با آنها می‌باشد. 2- Oak leaf pattern یا نقش برگ بلوطی ،لکه‌ها یا خطوط روشن که حاشیه مجموع آنها نقشی مانند برگ بلوط ایجاد می‌کند. از دیگر علائم پوسته پوسته شدن پوست درخت در ناحیه طوقه، گلدهی خارج فصل،فرورفتگی‌های عمودی باریک روی چوب و زیر پوست، تولید صمغ و زوال است که دراغلب نواحی مرکبات خیز به ویژه نواحی خنکتر وجود دارد. برای این ویروس و ویروس لکه حلقوی مرکبات نامهای جنس spirovirus و ophiovirus پیشنهاد شده است.

براثر عواملی چون حمله تریپسها، کنه‌ها، عنکبوت قرمز، دانه‌های تگرگ یا وزش بادهای شنی به سطح برگها علائمی شبیه پسوروز ایجاد می‌نمایند.

انتقال پسوروزها:

1- پیوند(بیماری پسوروز بوسیله پیوندک آلوده از درختان بیمار به درختان سالم منتقل می‌شود.)

2- بذر(چند مورد از بیماری crinkly leaf توسط بذر منتقل شده است)

3- مکانیکی(تنها ابلقی شدن برگها و میوه‌ها و برگ موجی crinkly leafبا عصاره منتقل شده است)

4- پیوند ریشه

5- سس cuscuta

کنترل:

1- انتخاب پیوندک سالم

2- انتخاب نهال‌ها و پیوندکهای جدید

3- تراشیدن پوسته‌ها قبل از توسعه شدید آنها

4- ترموتراپی: سه ماه نگهداری در درجه حرارت c40 به مدت 16 ساعت در روز وc30 به مدت 8 ساعت در شب موجب حذف پسوروز concave gum، in factions variegation، A تریستیزا، vein Enation شده است.

5- از بین بردن درختان آلوده
 


بیماری فوماژین مرکبات(دوده‌ی مرکبات) citrus sooty mold

بیماری در اثر وجود مواد قندی(عسلک) حاصل از حشرات مکنده بروی مرکبات در نواحی گرم و مرطوب عارض می‌شود.در طی این شرایط قارچهای ساپروفیت تکثیر و رشد پیدا می‌کنند. این قارچهای ساپروفیت به هیچوجه حالت انگلی نداشته و در نهایت باعث تجزیه عسلک می‌شود. بیماری از لحظه‌ای که عسلک حشرات درخت را خیس می‌کند شروع می‌شود. معمولا قارچ Capnodium citri روی شاخ و برگ و میوه مرکبات ایجاد کپک می‌کند.

مبارزه با این بیماری فقط از طریق کنترل حشرات ایجاد کننده عسلک(شته‌ها و شپشکها) می‌باشد
 


تریستیزای مرکبات(بیماری غم) Citruc Tristeza

Trieste به معنی غم و اندوه است. این بیماری اولین بار در اواخر سال 1890 در آفریقای جنوبی مشاهده شده است. در ابتدا تصور می‌شد که علت ناسازگاری بین پایه و پیوندک است. در ایرن بیماری در سال 1355 در ساری روی نارنگی ساتسوما satsuma مشاهده شده است. تریستیزا به انواع مرکبات حمله می‌کند. پایه‌های نارنگی و پرتقال حساسند و پایه‌های نارنج و لمون بسیار حساسند. روی پایه سلطانی مرکبات، توسرخ، توسبز مرگ ناگهانی ایجاد می‌کند.



عامل ویروس رشته‌ای به ابعاد 2000×12 نانومتر از گروه Closterovirus که با شته انتقال می‌یابد و دارای گسترش جهانی است. علائم تیپیک در درختان پیوند خورده با پایه‌های حساس بصورت زوال(decline) سریع یا مزمن بروز می‌نماید. اما در درختان پیوند نخورده زردی ظاهر می‌شود. در درختان جوان گل دهی به میزان بالایی است. در درختان مسن درخت میوه زیاد و ریزی تولید می‌کند. ازعلائم دیگر بیماری آبله‌ای شدن (stem pitting) ساقه‌های کمتر از یک سال است. بر اثر فعالیت ویروس در بافت آبکش مواد غذایی به ریشه نمی‌رسد و درخت دچار زوال می‌شود. در حالتهای شدید باعث زرد شدن برگهای انتهایی و توقف رشد آنها می‌شود. متداولترین روش تشخیص بیماری تریستیزا روش تست Elisa است.



تنها راه مبارزه و پیشگیری بیماری تهیه پیوندک عاری از ویروس و پیوند آن روی یک پایه مقاوم است. البته باید با ناقلین نیز به شدت مبارزه کرد. ازپایه‌های مقاوم نارنج poncirus trifoliata و راف لمون است. پایه‌های متحمل پرتقال، لیمو خارکی، نارنگی کلئوپاترا و ترنج است.


سبزردی ابلق مرکبات Citrus variegated chlorosis

بیماری ناشی از باکتری سخت کشت Xylella fastidiosa در مرکبات که نشانه‌های آن بطورعمده شبیه کمبود روی است. سبزردی (chlorosis) بیشتر دربرگهای مسن دیده می‌شود. در محل لکه‌ها ممکن است آسیبهای صمغ آلود درسطح زیرین برگ به وجود آید. از بیماریهای جدید و مهم مرکبات در امریکای جنوبی بشمار می‌آید.







بلاست مرکبات Citrus blast

بیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکه‌های نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه می‌نماید. لکه‌های تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شده‌اند. نشانه‌های بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانه‌های سرمازدگی است.

 


کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌های آلوده واقدامات قرنطینه‌ای


بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose

عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شده‌است. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمع‌آوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیده‌است.

 


آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانه‌های آن لکه‌های نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخه‌هاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکه‌های قهوه‌ای تا سیاه ظاهر می‌شود. آنتراکنوز میوه در میوه‌های رسیده مخصوصاً واریته‌های میان‌رس و زودرس گریپ‌فروت دیده می‌شود.

کنترل شیمیایی :

1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها


شاخه میری مرکبات Citrus blight

زوال درختان مرکبات با نشانه‌های پژمردگی و مرگ شاخه‌ها، تاخیر در رشد بهاره و نشانه‌های کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخه‌ها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست


 


شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker

نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.

عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکه‌های ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌ای کمی برجسته وروی شاخه‌های جوان زخمهای جرب مانند ایجاد می‌کند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویه‌A نسبت به سویه‌های دیگر قدرت بیماری‌زایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیع‌تری دارد

 


ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid

ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی
 


لکه سیاه مرکبات Citrus black spot

این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل می‌شود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر می‌شود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش می‌شوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکه‌های تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.
 


نماتد مرکبات citrus nematode





نماتد مرکبات Tylenchulus semipenetrans اولین بار در سال1912 توسط یک بازرس اداره باغبانی کالیفرنیا به نامR.Hdges در یکی از باغات لس‌آنجلس مشاهده شد. اولین نمونه‌برداری در ایران درشیراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، کازرون، برازجان، اندیمشک، اهواز، آبادان نیزنمونه‌برداری شده است.

مرفولوژی و بیولوژی

دارای دو شکل جنسی بوده و ماده‌ها تخم‌مرغی شکل و درخارج ریشه روی آن قرار می‌گیرد.نرها باریک می‌باشند. Bursa دیده نمی‌شود. ماده‌ها بروی ریشه‌های فرعی ضخیم که رشدشان متوقف شده ویک لایه از خاک روی آنها را پوشانده است قرار می‌گیرند.این توده خاک در اثر ترشح مخاطی ریشه باقی می‌ماند و نماتد را در مقابل شکارچی‌ها و دشمنان طبیعی محافظت می‌نماید.

طول بدن ماده‌ها بین 0.35 تا 0.40میلیمترمتغیر بوده و دارای بدنی کیسه‌ای شکل است،که معمولابه سمت شکم در ناحیه vulva درست در سمت جلو ودر فاصله کوتاهی از دم خم شده است. حفره دفعی خوب رشد یافته ودر جلو vulva قرار گرفته است. Ovary معمولا دارای دو خمیدگی بوده و به ناحیه مری می‌رسد.

اولین پوست اندازی درون تخم انجام می‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبدیل به نماتد نر می‌شود.مرحله دوم پورگی قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود می‌آید و طول آنها بین 0.28 تا0.34 میکرون تغییر می‌کند. مرحله دوم پورگی نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگی180 ساعت طول می‌کشد.معمولا نرها یک هفته پس از تفریخ به سن بلوغ می‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 میلیمتر می‌رسد و Testis و Spicule قابل رویت می‌باشد،اما stylet نامشخص باقی می‌ماند و مری باقی می‌ماند.

مرحله دوم پورگی ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهای ریشه تغذیه نماید و خود را برای پوست اندازی آماده نماید. در این مرحله وقتی خاک مورد مطاله قرارمی‌گیرد نماتد مشاهده می‌شود و در صورت نبود گیاه میزبان می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد.

Vulva بصورت یک شکاف عمیق وحفره‌ی دفعی خیلی برآمده است. دم نسبتا مخروطی و به سمت پشت برگشته است و به یک نوک کلفت خاتمه می‌یابد.anus و rectum مشاهده نمی‌شود.ماده‌های جوان وماده‌های سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل ریشه گیاه ظاهر می‌شوند. پس از یک هفته ماده‌های جوان به لایه pericycle ریشه نفوذ کرده و در حدودسه چهارم طویلتر می‌شوند.

برای تکمیل دوره‌ی ز‌ندگی از مرحله تخم تا خاتمه دوره بلوغ8-6 هفته طول می‌کشد. در اثر حمله این نماتد برگها وشاخه‌های مرکبات زرد شده و محصول کاهش می‌یابد. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذارد75-100 عدد می‌باشد. درجه حرارت مناسب برای آلودگی میزبان31-25 می‌باشد. تحت شرایط خشک لاروها ونرها پس از 9 روز که در آب فرو برده شوند مجددا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

علائم و نشانه‌های خسارت :

براثر حمله نماتد به ریشه مرکبات،درختان به تدریج روبه زوال می‌روند. برگها کم پشت وسبز مایل به خاکستری وکدر می‌شوند. سرشاخه‌ها خشک شده میوه‌ها کوچک و کم بوده و اغلب می‌ریزند.ریشه‌هارشد طبیعی نداشته، ضخیم به نظر می‌رسند. و یک لایه خاک روی آنها فرا گرفته است که به آسانی شسته نمی شود. این علائم موید آن است که نماتد ریشه مرکبات را آلوده کرده است. هیچگونه تورم یا گال روی ریشه‌ها دیده نمی‌شود. ولی ریشه‌های آلوده کلفتر هستند.

نرهای بالغ نماتد مرکبات انگل نبوده وتغذیه و خسارت به ماده‌ها ولاروهای نر وماده محدود می‌شود.تغذیه لاروها بطور پارازیت خارجی روی بافتهای پوست است. ماده‌های جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرورفته است. سرآنها داخل حفره‌ای که دریک ناحیه گیاهی ساخته شده به اطراف حرکت می‌کند. تغذیه از6-10 سلول مجاور این حفره که بنام یاخته‌های پرستار معروفند صورت می‌گیرد. درگیاهان مقاوم پس ازنفوذ لاروها به یاخته‌های پوستی این سلولها نکروز شده و درنتیجه تغذیه صورت نگرفته و نماتد از بین می‌رود. درشیره گیاهان مقاوم و غیر میزبان مواد مسموم کننده نماتد نیزدیده شده است. معمولا تاوقتی که جمعیت نماتد روی ریشه درخت به حد نصاب (40000 لارو ) نرسد درخت کاملاً از بین نمی‌رود. ازطرفی نشانه‌های بیماری روی اندامهای فوقانی 3-5 سال بعد از آلودگی ریشه ظاهر نخواهد شد. وسرانجام براثر فساد ریشه و عدم جریان شیره گیاهی به بالای درخت از بین خواهد رفت.

کنترل :

1- شناسایی باغهای آلوده و جلوگیری از انتقال خاک و نهال آلوده

2- استفاده از پایه های مقاوم از جمله نارنج سه برگ

3- فومیگاسیون خاک به صورت موضعی

4 - سم دایتراپکس SL100% قبل از کشت، ضدعفونی خاک

توصیه‌ها:

این سم دارای گیاه سوزی شدید می‌باشد و در ضد غفونی خاک کاربرد دارد. برای جلوگیری از گسترش بیشتر نماتد مرکبات باید اقداماتی در جهت تهیه نهالهای سالم و جلوگیری از کاشتن نهالهای آلوده انجام گیرد. استفاده از پایه‌های مقاوم از قبیل نارنج سه برگی نیز موثر است. برای ضد عفونی از متیل بروماید نیز استفاده می‌شود. اینکار بوسیله اپلیکاتور و در زیر پوشش پلاستیکی انجام می‌شود.

هورمون های گیاهی و کاربرد آن در گیاه و باغبانی

هورمون های گیاهی و کاربرد آن در گیاه و باغبانی

واژه هورمون به موادمعینی اطلاق می شود که در بخشی از موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثرات فیزیولوژیکی محسوسی در دیگر قسمتهای آن به جا می گذارد و در تراکم های بسیار کم فعالند.این تصور کلی در اصل در قلمرو فیزیولوژیکی حیوانی بوجود آمده و این واژه هورمون از ریشه یونانی به معنی تهیج کردن گرفته شده است. در گیاهان ترکیبات مترادف ولی از نظر شیمیایی کاملاً متفاوت یافت می شود و واژه هورمون بطور صحیح آنها را در بر می گیرد هورمون های گیاهی که اغلب فیتو هورمون خوانده می شود در بافتهای مریستمی و یا لااقل جوان از هر نوع ساخته می شوندو غالبا اثرخود را پس از انتقال می گذارندکه تا حدودی دورتر از بافتی که ساخته شده اند. هورمون ها با آنزیم ها و تیامین ها و DNA در این خاصیت مشترکند که به غلظت بسیار کم یا ناچیزباعث ایجاد اثرات فیزیولوژیکی عمیق می شوند. اصولاً واژه هورمون باید به ترکیباتی محدود شود که به طور طبیعی در درون موجود زنده ساخته می شود لذا در تعریف هورمون گیاهی می توان گفت مواد آلی می باشد که مواد غذایی نبوده و توسط گیاهان تولید می شود و در غلظت های کم فرآیند فیزیولوژیکی را تنظیم می کند .آنها در درون گیاه، از محل تولید به محل اثر، انتقال می یابد اما گاهاً موادی که معلوم نیست در گیاه وجود داشته باشد اثرات مشابه و بعضی اوقات عیناً نظییر یکی از هورمون های طبیعی گیاهی را دارندکه از نام نهادن هورمون گیاهی می بایست خود داری نمود بلکه واژه برتر برای این چنین ترکیباتی که اثر هورمون مانندروی گیاه دارند تنظیم کننده رشد می باشد و در تعریف آن می توان گفت ترکیبات سنتزشده یا هورمون های گیاهی هستند که فرآیند های فیزیولوژیکی را تغییر می دهد این مواد تقلید کردن از هورمون ها ، تاثیر روی (سنتزشدن) هورمون ها و از بین بردن و یا انتقال و یا (به احتمال) تغییر دادن محل تاثیر هورمونی رشد را تنظیم می کند . با این وصف برای متمایز کردن آنها می توان گفت تمام هورمون ها ، تنظیم کننده رشد هستند اما تمام تنظیم کننده های رشد هورمون نیستند.
در حال حاضر در دنیا پنج گروه مختلف هورمون های گیاهی شناخته شده که بسیاری از آنها دارای کاربرد های عملی متعددو مهمی در کشاورزی بویژه باغبانی هستند این گروه ها عبارتند از: آکسین ها ، جیبرلین ها ، سایتو کنین ها ، اتیلن . لگاماها( مواد بازدارنده).


• آکسین:
اولین گروه هورمون گیاهی هستند که کشف شدند و مورد استفاده قرار گرفته. ماهیت هورمونی آنها بطور روشن در آزمایشی که برای اولین بار توسط وانت در سال 1928 انجام گرفت در کولئوپتیل یولاف از گیاهان تیره غلات نشان داده شده و در غلظت کمتر از 10*1مولار می توان به کار برد طبیعی ترین ترکیبی که در گیاهان شاخته شده است اسید ایندول -3- استیک (IAA) می باشد که احتمالاًدر گیاهان از اسید آمینه تریپتو فان ساخته می شود . مراکز عمده ساخته شدن آکسین بافت های مریستمی انتهایی از قبیل جوانه های در حال باز شدن ، برگهای جوان ، نوک ریشه ، گلها یا گل آذین روی ساقه گلدار می باشد و نحوه انتقال آکسین در اندامهای جوان از بالا به پایین و در اندامهای پارانشیمی در داخل آوند های آبکشی انجام می گیرد و در ریشه هم از نوک ریشه به سمت بالای ریشه صورت می گیرد. از آکسین های مصنوعی می توان به اسید -نفتالین- استیک، اسید ایندول -3- بوتیریک ، اسید 2-4-در کلرو فنواکسی استیک ، اسید نفتاکسی استیک و اسید تریو یدوبنزوئیک اشاره نمود . اسید ایندول استیک بعنوان هورمون طبیعی در اثر آنزیم هایی ازقبیل اکسیدازها و فنولاز ها تجزیه می شود.قابل ذکر است بکار بردن غلظت های نسبتاً زیاد آکسین ها همچنین منجر به نقایصی در گیاهان از قبیل تغییر شکل برگ، ساقه و ریشه، رنگ پریدگی برگها ٍ جلوگیری از طویل شدن ریشه ها یا باز شدن گلها و ایجاد ورم و آماس می شود.
نقش اکسین در گیاه:
1- طویل شدن سلولها و اندامها:

 اولین اثر آکسین ها می باشد که افزایش غلظت آکسین شدت طویل شدن سلولها را به همراه دارد.اما اثر بازدارندگی نیز دارد یعنی آکسین با همان غلظتی که سبب تشدید طویل شدن اندامها هوایی را دارد طویل شدن ریشه را کند می سازد.
2- نور گرایی(فتوتروپیسم):

این اثر که بیشتر بصورت خمیدگی در گیاه می باشد بعلت توزیع نامتقارن اکسین در اندام مربوط قابل ملاحظه می باشد خمیدگی مزبور ناشی از این است رشد در سمت نزدیک به نور تا حدودی کند و رشد سمتی که به دور از آن است شدید تر است.
3- زمین گرایی:

 در ریشه نظییر ساقه که رشد افقی دارد تجمع زیادتر اکسین در نیمه زیرین رشد ریشه را کند کرده و سبب خمیدگی می شود.
4- فعال ساختن لایه زاینده:

فعالیت لایه زاینده بوسیله آکسین ها که در درون ساقه از بالا به پایین و از جوانه های در حال رشد حرکت می کند تجدید می شود.
5- ایجادگل:

 آکسین گل دادن بعضی از گیاهان روز بلند به شرط آنکه دوره فتوپریود به اندازه کافی برای گلدهی گیاهان طولانی باشد تسریع می نماید.مانند سیلن و بذرالبنج از طرفی گلدهی در برخی گیاهان روز کوتاه در صورت استعمال آکسین در دوره تاریکی متوقف می نماید.
کاربرد آکسین در باغبانی:
1- تنک کردن و جلوگیری از ریزش گل و میوه:

پایدار ماندن میوه های در حال رشد ، گلها و برگهای جوان که از منابع مهم تولید آکسین به شمار می روند بر روی گیاه بستگی به تعادل بین میزان آکسین داخلی آنها و مقدار آکسین دارد.هر گاه به دلیلی این تعادل به بخورد در محل اتصال دمبرگ یا دمگل یا میوه به ساقه یک لایه چوب پنبه ای به نام لایه سواگر ایجاد می گرددو اندام مربوطه از گیاه جدا می شود و ریزش می کند این موضوع در باغبانی بویژه در میوه کاری دارای اهمیت می باشد. چرا که درختان میوه چندین برابر توانایی خود گل تولید می کنند و اگر همگی تبدیل به میوه شوند اولاً: میوه های ریز و نامرغوبی تولید می شود ثانیاً : درخت ضعیف می شودو نهایتاً نه تنها بسیاری از میوه ها بعلت عدم تغذیه کافی ریزش خواهند کرد. از طرفی امکان عدم تشکیل جوانه گا برای سال بعد وجود دارد لذا جهت جلوگیری از این امر استفاده به موقع از محلولهایی اکیسینی که گلها ی ضعیف تر را وادار به ریزش می کند مفید می باشد و به این عمل تنک کردن گفته می شود.
2- تولید بافت پینه ای :

اثبات شده است که قدرت تولید پینه در گیاهان مختلف رابطه مستقیمی با میزان اکسین یاخته های ناحیه زخم شده آنها دارد لذا زخم هایی که به دلیل مختلف مانند هرس ، قلمه گیری در گیاه بوجود می آید و استفاده از آکسین جهت تقسیم یاخته های پارانشیم ناحیه زخمی برای ایجاد بافتی یکنواخت و تر میم محل زخم موثر می باشد.
3- ریشه دار کردن قلمه ها:

 پژروهش ها حاکی از آن است که قدرت ریشه زایی آکسین با غلظت آکسینی که در یاخته ها ی بافت پینه ای ناحیه ته تیل یافت می شود ارتباط مستقیم دارد لذا استفاده از آکسین در ریشه زایی قلمه ها موثر می باشد اما دو نکته لازم تذکر است:
الف- اگر قلمه گرفته شده اصولاً قدرت ریشه زایی نداشته باشد نمی توان آن را با استفاده از هورمون وادار به این کارکرد.
ب- اثر آکسین صرفاً برای تولید سر آغازه های ریشه است و اگر این ماده مدت زیادی در محیط کشت باقی بماند از رشد ریشه ها ی تولید شده جلوگیری می کند.
4- جلوگیری از رشد نرک ها و پاجوش ها :

در گیاهان بعد از هرس شدید تعدادی شاخه غیر بارور به نام نرک تولید می شود که بعلت عدم میوه دهی می بایست هرس شوند لذا اگر محل زخم پیرایش را با محلول یک درصد اسید نفتالین استیک محلول پاشی شود از رشد نرک ها جلوگیری می شود قابل ذکر است که از آکسین برای جلوگیری از رشد پاجوش ها نیز بکار می رود.
5- گل انگیزی و تولید میوه: محلول پاشی گیاهان با آکسین قبل ازاینکه شرایط طول روز برای گل دادن مناسب شود باعث گل می شود مانند آناناس و از طرفی در تولید میوه برخی گیاهان بویژه فلفل و جالیز ها موثر می باشد.
6-پارتنوکارپی: در گیاهانی که میوه آنها هم ناشی از لقاح و هم ناشی از بکرباری (میوه های بدون هسته) در صورت گرده افشانی کافی می توان با کاربرد آکسین وادار به تولید میوه نمود.
7- رشد طولی شاخه و چیرگی انتهایی :

آغشته کردن جوانه انتهایی به آکسین چیرگی انتهایی را تشدید کرده و باعث ایجاد شاخه های بلند و ترکه ای می شود. برعکس موادی که کار آکسین را خنثی می سازند یا با از بین بردن جوانه های انتهایی می توان مانع تولید آکسین شد و گیاه را وادار به تولید شاخه فرعی متعدد و بوته ای شده کرد.
8- کاهش ترک خوردگی میوه گیلاس:

میوه های درخت گیلاس بعد از بارندگی اصولاً ترک خورده می شوند که با مصرف ترکیب مناسب از آکسین از این امر یا پدیده می توان جلوگیری کرد.
• جیبرلین :
علامت اولیه بیماری باکانا(Dakanae) یا نشاء احمق برنج که گیاهان آلوده از گیاهان سالم بلندتر بودند توسط متخصصان ژاپنی کشف شده که عامل آن را قارچ ژیبرلا فوجیکوری از گروه آسکومیستها (کیسه دار) بود و در سال 1938 ماده متبلوری از این عصاره بدون قارچ محیط کشتی که این قارچ در آن رشد کرده بوده کشف شد که اثر این محلول جیبرلین نامیده شد.
نواحی عمده ساخته شدن جیبرلین در گیاهان برگهای مریستمی ، نوک ریشه ، بذر های در حال رشد می باشد و انتقال این هورمون در گیاهان کاملاً بطور آزاد و هم در آوند آبکش و هم در آوند چوبی روی می دهد. جیبرلین ها گروه های مشخصی از هورمون های گیاهی است که بسیار به هم شبیهند و فرمول اسید جیبرلیک GA یکی از بهترین و معروفترین این گروه می باشد.
نقش جیبرلین در گیاه:
1- طویل شدن سلولها: جیبرلین ها همانند اکیسن در طویل شده اندامهای گیاهی نقش بازی می کنند
2- اثر روی گل دادن :برخی از جالبترین اثرات جیبرلین ها روی گل دادن گیاهان است بطوری که همانند اکسین ها در گیاهان روز بلند باعث تولید گل و از طرفی در روی گیاهان روز کوتاه باعث توقف گلدهی می شود.
3- طویل شده وتشکیل ریشه ها: برخی جیبرلین ها به غلظت مناسب لااقل در بعضی گونه ها به طویل شده ریشه کمک می کنند و از طرفی دیگر در اثر جیبرلین ها از تشکیل ریشه روی قلمه ها جلوگیری می کند که علت آن خنثی کردن اثر اکسین ها است.
4- رشد برگ: با توجه به اینکه طول موج های کوتاه ناحیه قرمز در ایجاد رشد برگ موثرترین است این هورمون می تواند جایگزین نور قرمز شود.
5- سبز کردن بذر: بذر تعدادی از انواع گیاهان بعد از جذب آن برای اینکه سبز شود قبلاً لازم است که در معرض نور قرار گیرد که در واقع نور قرمز طیف از این نظر موثرترین است که جیبرلین می تواند جایگزین خوبی برای آن باشد و به عبارت دیگردر شکستن دوره خواب بذور جیبرلین جایگزین نور قرمز می شود.
6- شکستن دوره خواب جوانه: شکستن دوره خواب بعضی از گونه های گیاهان چوبی مناطق معتدل تحت کنترل فتوپریود است لذا این هورمون می تواند جایگزین خوبی برای فتوپریود به طول کافی باشد.
7- افزایش طول میان گره ها: استفاده از این هورمون در گیاهان می تواند منجر به افزایش طول میان گره ها شود.
کابرد جیبرلین در باغبانی:
1- مهمترین کاربرد این هورمون در بالابردن میزان محصول انگور است که این عمل بسته به زمان کاربرد هورمون به دوصورت انجام می گیرد .
الف- هورمون پاشی پیش از عمل باروری یعنی حدود 10 روز قبل از ریزش گلبرگها یا کلاهک گل ها صورت می گیرد که این عمل باعث از بین بردن مادگی و تولید حبه های بدون دانه ناشی از بکرزایی می شود ضمناً این عمل با ریزش تعدادی از حبه ها همراه است و در انگورهای دارای تراکم زیاد است مانند یاقوتی باعث باز شدن خوشه و بالا رفتن کیفیت محصول می گردد.
ب- محلول پاشی پس از انجام عمل باروری و تشکیل حبه ها یعنی از زمان ریزش حدود 75 درصد کلاهک ها به بعد انجام می گیرد در این حالت تک حبه های درشت تر شده و محصول ازدیاد می یابد.
2- جیبرلین ها ایجاد میوه های ناشی از بکرزایی را روی گیاهان که بطور طبیعی توانایی این کار داشته باشند افزایش می دهد.
3- بزرگی درشتی میوه: برای تولید میوه های درشت و بهتر و برای جلوگیری از ترک ناشی از بارندگی در میوهای گیلاس استفاده از جیبرلین سه هفته قبل از برداشت موثر و مفیداست.
4- کیفیت میوه: استفاده از این هورمون 4 الی5 هفته قبل از براداشت برروی میوه های آلوده باعث بهبود کیفیت می شود.
5- تاخیر در رسیدن میوه ها: میوه های مانند خرمالو که اگر پیش از رسیدن چیده نشوند به سرعت نرم و فاسد می شوند و یا میوه های پرتقال و لیمو زمانی روی درخت می رسند که عرضه است به بازار زیاد و یا قیمت ها پایین است که غالبا ضرر اقتصادی را به همراه موارد استفاده از هورمون جیبرلین هنگامی که میوه ها هنوز سبز هستند یعنی حدود یکماه قبل از رسیدن مدتی نسبتا طولانی همانطور سبز روی درخت باقی خواهند ماندواز طرفی استفاده از این هومون در گیلاس حدود سه هفته قبل از برداشت و در گلابی چهار هفته قبل از برداشت در دیر برداشت کردن محصول موثر است.
6- جیبرلین در انگور باعث افزایش اندازه حبه می شود و در سیب و گلابی باعث دراز شدن اندازه میوه ها می شود.
7- افزایش گل در خیار گلخانه ای از هورمون جیبرلین استفاده می شود.
8- در افزایش جوانه زنی بذرهای سیب ، گلابی ، فندق ، گیلاس که قبل از جوانه زنی استفاده می شود .
9- برای اصلاح شکل و اندازه میوه سیب در زمان اولین ریزش گلها
10- برای کاهش اثر ویروس زرد در میوه ها مثل آلبالو که 15الی 15 روز پس از ریزش گلبرگها استفاده می شود.
11- برای وارد کردن گیاهان روزبلند به گلدهی در شرایط روز کوتاه و گیاهان روزکوتاه در روز بلند از این هورمون استفاده می شود.

• سایتو کنین:
در سال 1955 دانشمندی بنام میلر موفق شدکه از DNA تجزیه شده اسپرم شاه ماهی اولین انگیزننده تقسیم یاخته ای را جدا کندو آن را کنین نام نهاد و بعدها معلوم شد که این ماده مصنوعی در گیاه وجود ندارد و اولین ماده طبیعی استخراج شده از گیاه که در واقع سیتو کنین طبیعی می باشد از بذر ذرت به دست آمده که آن را زآتین نامیده شد. زآتین یکی از فعالترین سایتوکنین شناخته شده است که دارای اثرات رونق بخشی دارد که مهمترین آن تقسیم سلولی است . سایتوکنین ها بطور عمده در مریستم های انتهایی ریشه ، گل آذین ها ومیوه های در حال رشد ساخته می شود. . سایتوکنین ساخته شده در نوک ریشه بوسیله شیره خام آوند های چوبی و در بخش های بالایی گیاه توسط آوند های آبکشی بسمت پایین انتقال می یابد.
نقش سایتوکنین در گیاه:
1- بزرگ شدن و طویل شده سلولها: سیتوکنین ها در مرحله طویل شدن سلول یا بزرگ شده آن رشد تاثیر می گذارد ولی اینکه اثر رونق بخشی یا باز دارنده است بستگی به اندام مربوط نوع بخصوص سایتوکینین و غلطت آن دارد.
2- ایجاد جوانه گل و نمو آن: در برخی از گیاهان افزایش نسبت سایتوکنین به اکسین سبب پیدایش جوانه ها و در نتیجه شاخه های برگدار می شود.
3- تشکیل ریشه: سایتوکنین با غلظت خیلی کم به تشکیل ریشه کمک کرده ولیکن در غلظت زیاد از تشکیل آن جلو گیری می کند.
4- پیری دیر رس: این هورمون پیری را در برگها با غلظت نسبتاً کم به تاخیر می اندازد و از ریزش گلهای و برگه و میو ها جلوگیری می کند.
5- پارتنوکارپی: جیبرلین همانند هورمون های گروه آکسین و جیبرلین باعث پارتنوکارپی می شوند.
6- تاثیر روی گل دادن: سایتوکنین باعث تولید گل در گیاهان روز بلند شرایط روز کوتاه و برعکس می شود.
7- شکستن دوره خواب بذر: سایتوکنین ها در غلظت مناسب با جیبرلین ها و نور قرمز خاصیت شکستن دوره خواب بذور حساس به نور را دارد.


کاربرد در باغبانی:
1- کاربرد سایتوکنین در کشت بافت جهت تولید گیاهانی مانند داودی، میخک که هم اکنون بطور تجاری در سطح بزرک انجام می گیرد.
2- بکار گیری جهت بی اثر کردن چیرگی اتنهایی در گلکاری مانندحسن یوسف ، فلفل زینتی، و تولید بوته های منشعب و متراکم و بازار پسند.
3- طولانی کردن عمر گلهای بریدنی و سبزیها برگی در مراحل بعد از برداشت.
4- استفاده از این هورمون در اوایل تابستان می تواند باعث شاخه زایی می شود.
5- بکارگیری این هورمون در سیب 10 روز بعد از اینکه باز شدند باعث تولید میو هایی دراز تر خواهد شد.
6- خیساندن بذور در محل سایتو کنین یک روز قبل باعث افزایش جوانه زنی می شود.
7- محلول پاشی با سایتوکنین روی برگها نسبت رشد ریشه به شاخه را کاهش می دهد در حالی که کاربرد آن روی ریشه این نسبت را افزایش می دهد.
8- جایگزین سرمای مورد نیاز درختانی باشد ریشه هایشان در معرض سرما قرار نگرفته اند.
9- رشد اولیه تخمدان در میوه ها را باعث می شود.
10- ریزش میوه در نهالهای جابجا شده می تواند به علت کمبود سایتوکنین باشد.
11- بوجود آوردن جوانه های اتفاقی روی شاخه های درختان میوه و همچنین وتبدیل پیچک به خوشه در درخت انگور.
12- سایتو کنین دوره نونهالی را را در در ختان میوه کو تاه می کند.
13- هورمون سایتو کنین رقابت بین رشد مریستم انتهایی شاخه و رشد میوه را می شکندوباعث رشد بهتر میوه ها می شود.
14- سایتو کنین ها فعالیت جوانه های جانبی را در شاخه ها را افزایش داده و باعث تولید و ایجاد شاخه های فرعی در درختان میوه شده که این ناشی از شکستن غالبیت انتهایی و نتیجتاً کاهش رشد طولی می باشد.
15- هومورن سایتوکنین در حرکت بخشیدن مواد غذایی موثر است بطوری که این ماده به عضوهایی میوه ها و برگها و غده های جوان که خود تولید کننده هورمون هستند انتقال می یابد.


• اتیلن:
این هورمون که هورمون پیری نام گرفته است معلوم شده است که بصورت گاز اتیلن در بافتهای گیاهی شاخه شده و مانع از رشد ریشه و ساقه گردیده و پیری و ریزش برگهای را تسریع می کند و از طرفی نمو جوانه های جانبی را به تاخیر انداخته و اصولا همه صفات خاص یک هورمون را دارا می باشد اتیلن در شرایط عادی یعنی درجه حرارتهای معمول بصورت گاز است و با توجه به اینکه خواص معینی از خودشان نشان می دهد اتیلن همچنین ممکن است از گیاه خارج شود و رشد و فعل انفعال های فیزیو لوژیکی گیاهان را مجاور را تحت تاثیر قرار دهد و برخلاف سایر هورمونهای گیاهی که در نقاط خاصی تولید می شود این هورمون به صورت موضعی در هر نقطه ای از گیاه ممکن است تولید شود و حرکت آن در داخل بافتها بصورت انتشار گاز می باشد و تحت تنش های فیزیکی در قسمتهای زیادی از گیاه ساخته می شود.
اثرات اتیلن در گیاه:
برگ بسیاری از گونه ها در معرض غلطت های بسیار کم اتیلن اپینایتی(گرایش به پایین) از خود نشان می دهد. اصولاً غلظت لازم برای ایجاد اپیناستی خیلی کمتر از غلظتی است که برای ریزش برگ می شود.
2- زمین گرایی افقی: استفاده از اتیلن در برخی گیاهان که شاخه های آنها معمولاً عمودی رشد می کند و زمین گرایی منفی دارد در جهت افقی رشد می کند.


کاربرد در باغبانی:
1- رسیدن کامل و توسعه رنگ میوه روی درخت و داخل انبار.
2- در غلظت بالا باعث تحریک و ریزش برگ و میوه می شود.
3- آغاز تشکیل جوانه گل را تحریک می نماید.
4- باعث تولید صمغ در بعضی از گونه ها و هم آهنگ با آکسین از نمو جوانه جانبی جلوگیری می نماید.
5- بکاربردن اتیلن در روی میوه هایی که هنوز به حد کامل نرسیده اند مانند خرمالو، موز و طالبی باعث تسریع در رسیده می شود و از طرفی باعث ترکیدن پوست میوه ها می شود و مصرف آن باعث رنگ پذیری بهتر در گوجه فرنگی، مرکبات ، هلو، انگور، گیلاس، آلوو آلبالو می شود.
6- استفاده از اتیلن حدود 10 روز قبل از برداشت در غلظت بالا باعث تحریک ریزش میوه می شود مانند میوه های سیب، گلابیٍ، گیلاس، آلو و هلو.
7- اتیلن در آناناس باعث تولید گلدهی وبروز جنسیت در خیاربصورت عکس هورمون جیبرلین باعث افزایش تولید گل ماده نسبت به گل نر می شود.
8- اتیلن در غلظت های کم باعث تحریک جوانه زنی و در غلظت های زیاد باعث جلوگیری از جوانه زنی می شود.
9- اتیلن بازار پسندی محصولات مختلف را افزایش داده ودر گوجه فرنگی از مرحله گرده افشانی تا زمانیکه سبز و بالغ می شود باعث افزایش محصول می شود.
10- نظر به اینکه صرفه جویی در نیروی کار لازم در برداشت مکانیزه و رسیدن همزمان محصول یک امر مهم و موثر می باشد استفاده از این هورمون مفید و حائز اهمیت می باشدمانندگردو، آلبالو، گیلاس و هلو
11-مصرف این هورمون در اوایل پائیز در میوه هایی هسته دار مانند هلو، گیلاس، شکفتن جوانه های را به تعویق انداخته و از سرمای بهاره محفوظ می دارد.
12- این هورمون می تواند جایگزین در طول روز باشد بطور مثال درپیاز خوراکی که جهت تولید پیاز نیاز به روز بلند دارد با مصرف این هورمون می توان آن را در شرایط روز کوتاه وادار به گلدهی کرد.
13- باتوجه به اینکه در صورت کمپوت سازی باید میوه های بدون دم باشند لذا استفاده از این هورمون در میوه هایی مانند گیلاس و آلبالو حائز اهمیت است.
سایر موارد:
• اتیلن باعث افزایش میزان شیرابه در ختان کائوچو که در صنایع لاستیک سازی اهمیت دارد.
• باعث کوتاهی دوره نونهالی در درختان میوه می شود.
• باعث افزایش مقاومت محصولات انباری می شود.
• باعث افزایش تعدادشاخه های گل دهنده در گل داودی می شود.


بازدارنده ها:
دسته ای ازهورمون های گیاهی هستند که به دو دسته طبیعی و مصنوعی تقسیم می گردند . گروه طبیعی تنها شامل اسید آبسیزیک است که در تمام گیاهان وجود دارد و گروه مصنوعی خود به چهار دسته گروه:

1- بازدارنده های رشد

2- موادکند کننده رشد

3- مورفکتین

4- مواد شاخه زا
1- اسید آبسیزیک :

حدود دهه 1960 دو ماده بنام های طور همزمان بنام های دورمین و آبسایزین از بافتهای مختلف گیاهی استخراج گشت بررسی های نشان داد که اولاً هر دو آنها در حقیقت یکی هستند که اسید آبسیزیک نامیده شد ثانیاً مهمترین قسمت بازدارنده های بتا را تشکیل می دهند. اسید آبسیزیک از سایر بازدارنده های طبیعی گیاهان حدود یکصد مرتبه قویتر است و فرآیند هایی مانند رکود بذرها، جوانه ها و نیز ریزش اندام ها را کنترل می کند . این اعمال مشخصاً به همراهی سایر هورمون ها انجام می پذیرد . بدین معنا که عوامل محیطی مانند کمبود مواد معدنی ، خشکی خاک ، روزهای کوتاه و سردی هوا که باعث ایجاد رکود می شوند باعث افزایش اسید آبسیزیک و کم شدن جیبرلین ها نیز می شوند و عواملی ماند روزهای بلند و سرمای زمستانه که رکود را از بین می برند عکس این عمل را انجام می دهند . (میزان اسید آبسیزیک در گیاه تحت تاثیر کمبود آب ، اکسیژن و مواد غذایی مورد نیاز گیاه می باشد.) تغییرات سریع غلظت از مشخصات خاص این بازدارنده است بدین معنی که وقتی گیاه تحت تاثیر کمبود های آب ، اکسیژن و مواد غذایی قرار بگیرد. میزان اسید آبسایزیک به سرعت بالا می رود و پس از برطرف شدن طی دو روز به حالت عادی بر می گردد. همانند اتیلن برای ساخته شدن آبسایزیک محل خاص در درون گیاه وجود ندارد و تمام اندامها می توانند برحسب نیاز به تولید این ماده بپردازند. نقل و انتقال نیز مانند جیبرلین و سایتو کنین در بافت های آوندی انجام می پذیرد . از این هورمون بنام هورمون تنش یاد شده است چرا که از آسیب خشکی جلوگیری می کندبدین صورت که باعث بسته شدن روزنه های گیاه می شود و در هنگام کم آبی مانع از دست رفتن آب گیاه می شود.
کاربرد آبسایزیک در گیاه
1 -کمک به ریزش: بررسی ها نشان داده است که هورمون های دیگر بخصوص IAA (اسید اندول استیک) و اتیلن در کنترل ریزش با ABA عکس العمل متقابل دارند.
2- کمک به خواب جوانه: اسید آبسیزیک عامل داخلی در ایجاد خواب جوانه های لااقل بعضی از گیاهان چوبی مناطق معتدل است.
3- جلوگیری از سبز شدن بذر: اسید آبسیزیک اثر هورمون های جیبرلین و سیتو کنین را در کمک به سبز شده بذر خنثی می کند.
4- کند ساختن رشد و پیری: اسید آبسیزیک رشد انواع بسیاری از بافتها و اندامهای گیاهی مانند برگها ، کولئپتیل ها، ساقه ها، محور زیرلپه ای و ریشه های را کند نموده. و پیری اندامهای گیاهی را به لحاظ تسریع و تجزیه کلرفیل به تاخیر اندازد.
5- تسریع در تشکیل ریشه: اسید آبسیزیک با خنثی کردن اثر اثر جیبرلین که مانع ریشه زایی می شود باعث تسریع در ریشه زایی می شود.
6- اثر درگل دادن: این هورمون در گیاهان روز بلند باعث توقف در گلدهی شده و در گیاهان روز کوتاه و دارای اثرات متفاوت می باشد.
کاربرد اسید آبسیزیک در باغبانی:
1- در ریزش برگ ها و میوه ها رابطه با آکسین ها وجود دارد.
2- خنثی کردن چیرگی انتهایی و جلوگیری از رشد جوانه های انتهایی در مواردی که بر اثر اسید آبسیزیک حاصل می گردد به دلیل اثر متقابل این ماده با آکسین می باشد.
3- اسید آبسیزیک در گیاهانی که در طول روز کوتاه غده های خود را گسترش می دهند اثر مفیدی در تحریک غده زایی ایفاد می نماید.
4- اسید آبسیزیک با سایتو کنین ها به دلیل اثر متقابل در یاخته های محافظ بسته شدن روزنه های را ایجاد می کند که هورمون تنش به هم دلیل به آن گفته می شود.
مواد بازدارنده رشد:
موادتشکیل دهنده این هورمون از رشد گیاهان بطور کامل جلوگیری نموده و باعث مرگ گیاه می شود به همین دلیل در حال حاضر اکثر آنها برای کنترل شیمیایی علفهای هرز و بعنوان علفکش به کاربرده می شوند. ولیکن اثر کشندگی علف کش ها معمولاً همراه با ایجاد تغییرات ظاهری در گیاه می باشد که از این نظر با کند کننده های رشد متفاوت می باشد.در این گروه علاوه بر علفکش ها ماده ای بنام مالئیک هیدرازید وجود داردکه هرچند در غلظت های بالا دارای خاصیت علف کشی می باشد دارای کاربرد های مهمی می باشد که عبارتند از:
1- جلوگیری از جوانه زدن پیاز، سیب زمینی در انبار یکماه قبل از برداشت با غلظت 5/2 در هزار یا 2500 قسمت در میلون
2- جلوگیری از پاجوش دادن توتون بدین صورت که زمانی که حدود 90 درصد بوته ها به گل نشست سر آنها را قطع کرده و یک الی هفت روز بعد محلول پاشی روی آنها صورت می گیرد.
3- کم کردن رشد چمن و درختان و درختچه های غیر مثمر زینتی که در روی درختان و درختچه های زینتی این ماده با غلظت 2 تا 8 قسمت در هزار بر روی گیاه پاشیده می شود و در چمن کاری پس از هر بار چمن کاری مصرف این ماده درغلظتی حدود 2 در هزار باعث کندی رشد مجدد چمن گردیده و در مصرف آب صرفه جویی می شود که در ایران می توان جهت کم کردن هزینه چمن زنی و پایین آوردن بهای آب مصرفی پارکها ، میدان های ورزشی از این محلول استفاده نمود.
مواد کند کننده رشد:

این مواد بدون اینکه تغییری در شکل ظاهری گیاه ایجاد نماید باعث کند شدن رشد گیاه می شود از مهمترین مواد این گروه که در باغبانی امروزه استفاده می شود آلار درجه اول، سایکوسل(ccc ) و فسفون- دی( phophon-D ) و آمو 1618 (Amo1618 ) در درجات بعدی قرار دارند.
این مواد تقسیم و رشد یاخته ای در ناحیه زیر مریستمی انتهای شاخه ها جلوگیری به عمل می آوردولی برروی خود مریستم تاثیر ندارد . که این امر باعث تولید طبیعی شاخه ها ، برگ و میوه ، کوتاه ماندن درخت و افزایش تولید گل در سال بعد مصرف و کاهش هرس می شود. آلار در غلطت های مختلف برحسب نوع گیاه متفاوت است ولی میتوان در غلظت 5/0 الی 8 در هزار از اواسط بهار تا اواسط تابستان بکار برد.
کاربرد آلار در باغبانی:
1- در درختانی مانند انجییر و گلابی و بعضی از سیب ها که میوه های نرم تولید می کند باعث تولید بافت محکمتر باقابلیت نگهداری و ترابری بیشتر می شود.
2- در میوه های هسته دار مانند هلو، گیلاس و آلبالو در اوایل تابستان باعث تسریع در رسیدن و یکنواختی می شود.
3- محلول پاشی بیدرنگ با آلار پیش یا پس از شکفتن گلها بر گیاهانی مانند گوجه فرنگی و انگور افزایش تعدادمیوه را موجب می شود.
4- بسیاری از گیاهان باغبانی و زراعی که با کند کننده های رشد محلول پاشی شده اند در برابر خشکی مقاومت نشان داده اند که در ایران کمبود آب از عوامل عمده محدود یت کشاورزی است می توان از این پدیده بهره جست.
مورفکتین ها:
این گروه از اوایل دهه 1960 که از مشتقات ماده به نام 9- کربوکسیک اسید فلورین می باشند . به خاطر خواص بیولوزیکی ویژه ای که داشته مورد توجه قرار گرفته مهمترین مورفکتین ها موجود آی تی 3456 ، آی تی3233 ، نام دارند که در غلظت های زیاد برای کشتن علف های هرز و جلوگیری از رشد گیاهان چوبی به کار می روند علاوه براین باعث اختلال در سوخت و ساز و ساختن شدن هورمون آکسین می شود و باعث نابسامانی در نورگرایی زمین گرایی می شود.
کاربرد مورفکتین ها در باغبانی:
1- انگیزش گلدهی و میوه دهی.
2- کمک و سهولت به برداشت مکانیکی میوه ها با سست کردن میوه ها رسیده روی شاخه های درخت .
3- ریزش حبه های اضافی و تنک شدن خوشه های متراکم انگور که این امر در بالا بردن کیفیت محصول مهم است.
4- در گیاهان چوبی زینتی موفکتین ها از طریق خثنی کردن چیرگی جوانه انتهایی باعث رشد جوانه های جانبی می شود.
مواد شاخه زا:
این مواد که بنام هرس کننده(pruning agants ) شناخته شده و متعلق به گروه های شیمیایی مختلف می باشند که از مهمترین آنها می توان بوترالین(Butralin ) ، استرهای متیل اسیدها و الکل های زنجیره ای طویل و مشتقات پیچیده اسید استیک را نام برد که اثر آنها بدین صورت است که با خشک کردن جوانه های انتهایی گیاه جوان ، مشابه هرس عمل می کنند و نهال را در همان سال وادار به تولید شاخه های فرعی می سازد و زمان کاربرد این مواد در اواخر بهار است.

منبع:

1- مبانی فیزیولوژی گیاهی – ترجمه حسین لسانی و مسعود مجتهدی- انتشارات دانشگاه تهران
2- اصول باغبانی – دکتر مرتضی خوشخوی- انتشارات دانشگاه شیراز
3- زندگی گیاه سبز- ترجمه حسین لسانی و مسعود مجتهدی- انتشارات دانشگاه تهران

آفات مهم مرکبات

کنه زرد شرقی مرکبات Eutetranychus orientalis

کنه قرمز مرکباتPanonychus citri

هر دو گونه از خانواده Tetranychidae می باشند. کنه زرد شرقی مرکبات اغلب در مناطق جنوبی کشور و کنه قرمز بیشتر در شمال دیده می شود.



کنترل شیمیایی:

1. تترادیفون(تدیون) EC7.52%و 2در هزار

2. کلوفنترین(آپولو) SC50% و 5/.- 25/. در هزار

3. بروموپروپیلات EC25% و 1 در هزار

4. سیترازون EC20% و 1در هزار

5. هگزی تیازوکس EC10% و 75/.- 5/. در هزار(نیسورون)

6. فن پیروکسی میت SC5% و 5/. در هزار(ارتوس)


کنه زنگ(نقره ای) مرکبات

Phyllocoptruta oleivora

Acari: Eriophyidae

این آفت در باغات مرکبات شمال ایران(با نام مخملک) شایع است. معمولاً پوست میوه های آفت زده ضخیم است. میوه ها کوچکتر و ترش است. برگها و میوه های درختان لیمو در اثر حمله کنه، خاکستری مایل به نقره ای میشود و اطلاق نام کنه نقره ای بدین لحاظ است. کنه زنگار زمستان را به صورت کنه کامل می گذراند.




کنترل شیمیایی:

1. نئورون EC25% و 1.5 در هزار

2. پیریداین WP25% و 0.4- 0.5 در هزار

3. آبامکتین EC1.8% و 0.2 در هزار

4. نیسورون Ec10% و 2.5 درهزار

5. زینب WP80%و 2در هزار

6. مانکوزب WP80% و 2در هزار

کنترل شیمیایی:

1. تترادیفون(تدیون) EC7.52% و2در هزار

2. کلوفنترین(آپولو) SC50% و 5/.- 25/. در هزار

3. بروموپروپیلات EC25% و 1 در هزار

4. سیترازون EC20% و 1در هزار

5. هگزی تیازوکس EC10% و 75/.- 5/. در هزار(نیسورون)

6. فن پیروکسی میت SC5% و 5/. در هزار(ارتوس)


پروانه برگخوار مرکبات

Papilio demoleus

Lep: Papilionidae



زمستان را به صورت شفیره روی درختان مرکبات یا گیاهان مجاور آن به سر می برد. دربهارتبدیل به حشره کامل می گردد که پس از جفت گیری که معمولاًدرحالت پرواز انجام می گیرد تخمهای خود را به طورانفرادی یا جفت جفت در سطح برگها قرار می دهد. لاروها پس از خروج تخم شروع به تغذیه از برگ می کنند. دارای5 سن لاروی است و پس از آن روی شاخه ها تبدیل به شفیره(بدون پیله) می شود. درجهرم 4 تا 5 نسل در سال دارد.مبارزه شیمیایی ضرورت ندارد.زنبوری از خانواده pteromalidae با نام pteromalus puparum شفیره های این آفت را پارازیته می کنند.

کنترل: معمولاً نیاز به مبارزه ندارد. در مورد نهالها جمع آوری لاروها موثر است. در صورت لزوم از سموم گوارشی استفاده شود.


پروانه مینوز مرکبات Citrus leaf-miner

Phyllocnistis citrella

Lep: Gracillariidae

این حشره در مناطق گرمسیردر تمام فصول سال فعال است. هر کجا که سرمای زمستانه وجود داشته باشد زمستان را به صورت حشرات کامل در زیر برگهای خشک وپناهگاههای دیگر به سر می برد. حشرات کامل معمولاً تخم های خود را در سطح زیرین برگ و در داخل پارانشیم قرار می دهند. دوره جنینی تخم 2 تا 13روز به طول می انجامد . لاروها پس از خروج زیر کوتیکول برگ دالان های کج ومعکوج ایجاد می کنند.دوره لاروی بین 4.5 تا 23روز و شفیرگی 5 تا24 روز به طول می انجامد.طول دوره رشدی حشره متناسب با درجه حرارت واز2تا 8 هفته متغیرمی باشد و می تواند سالیانه 8 تا 11 نسل در سال داشه باشد. پروانه های مینوز بیشترین خسارت را در نهالستان های مرکبات ایجاد می کنند. روی درختان مسن وپارور اهمیت چندانی ندارد. گاهی برگهای جوان را مانند شته لوله می کنند ویا در بعضی از قسمتها خشکیدگی ایجاد می نمایند.




کنترل شیمیایی: مصرف سموم زیر برای نهالستانها پیشنهاد می شود.

 

نام عمومی سم دیفلوبنزورون ایمیداکلوپراید
فرمولاسیون دیمیلین کونفیدور
نام تجاری wp25% SC35%
مقدار مصرف 5/. درهزار+ 3/. درصد روغن 4/. درهزار + 3/. درصد روغن


عسلک مرکبات

Aleurolobus marlatii

(Hom: Aleyrodidae)

نام فوق تعیین نامی است که توسط مؤسسه بررسی و تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی تهران از نمونه‌های ارسالی از جهرم صورت گرفته است. دراکثر نشریات و کتب از گونه Aleurocanthus woglumi به عنوان مگس سیاه مرکبات نام برده می‌شود.

زیست‌شناسی
مگس‌های سفید اصولاً از نظر طرز زندگی و دگردیسی وضع به خصوصی دارند. پوره سن اول متحرک و فعال است و Crawler نام دارد. سنین بعدی (سن دوم و سن سوم) ثابت هستند و چهارمین سن این حشرات شفیره Pupa نامیده می‌شود که حشره کامل با ایجاد شکافی به شکل T از آن خارج می‌گردد. تخم‌گذاری این حشره حالت مخصوص خود را دارد و غالباً تخم‌ها روی خطوط فنری یا در دوایر متحدالمرکز گذاشته می‌شوند. ظاهراً حشره ماده در موقع تخمریزی در پشت برگ به شکل فنر ساعت حرکت می‌کند. تخم‌ها بیضوی و دارای یک ساقه خیلی کوتاه (Pedicel) می‌باشند. این حشره چند نسلی و در سال ممکن است 3 تا 6 نسل در سال داشته باشد.

کنترل:

1. رعایت فاصله کشت، هرس شاخه های متراکم

آمیتراز(مایتاک) 2 درهزارEC20% 2.


شپشک آرد آلود مرکبات: Planococcus Citri

شپشک آرد آلود دنبال دار (دم دراز) Pseudococcus longispinus

توضیحات

شپشک آردآلود مرکبات بدن نرم، بیضی شکل و حشراتی صورتی هستند که در هنگام بلوغ تقریباً اینچ طول دارند. بد ن پس از مرحله اول رشد از ماده مومی سفیدی پوشیده شده و زوایدی کوتاه از اطراف آن بیرون آمده. حشرات باغ کوچک و دارای دو بال کاذب هستند. پوره یا حشره نارس کاملاً شبیه به حشرات بالغ ماده است فقط مقداری کوچکترند.

چرخه زندگی

شپشک آرد آلود مرکبات یا شپشک دنباله کوتاه (دم کوتاه) معمولترین گونه‌ای است که روی گیاهان زینتی دیده می‌ِد. دامنه میزبانی زیادی د ارند و گیاهان آبدار و با ساقه نرم را مثل کرچک هندی، یاسمن، بگونیا، خرزهره، کلم، گل آویز، و کاکتوس ترجیح می‌دهند بقیه میزبانها شامل مرکبات، شمعدانی، ارکیده، بنت قنسول، پیچک، خون سیاوشان و داودی می‌باشد. حشره بالغ ماده بین 600ـ300 در کیسه کتانی، مومی و فشرده که در قسمت انتهایی و پشتی بدن قرار دارد می‌گذارد. تخمگذاری بین یک تا دو هفته ادامه پیدا می‌کند و بمحض پایان یافتن تخمگذاری، حشره ماده می‌میرد. کیسه تخم را می‌توان در محور اصلی ساقه و در برخی اوقات در قسمتهای مختلف گیاه یافت. پس از 10 روز تخمها باز می‌شوند و پوره‌ها یا خزنده‌ها شروع به یافتن قسمتهای جهت تغذیه می‌کنند. پوره‌های ماده‌ها در سه نسل کامل می‌شوند که ممکن است بسته به دمای محیط بین یک ماه تا بیش از یکسال بطول انجامد. در شرایط غیر طبیعی گلخانه‌ها این چرخه زندگی بین 2ـ1 ماه طول می‌کشد. در مدت کوتاهی پس از شروع تغذیه توسط پوره‌های خزنده بدنشان پوشیده از ماده مومی سفید می‌شود. پوره‌های خزنده در اطراف گیاه حرکت می‌کنند اما عموماً در فعالیتهایشان بسیار تنبل هستند. شپشک آرد آلود مرکبات شرایط مرطوب را ترجیح می‌دهند، اما در شرایطی قابلیت سازگاری با آب و هوای خشک را نیز دارد.

خسارت

شپشک‌های آرد آلود از شیره گیاه تغذیه می‌کنند که ب اعث بدشکلی، کوتولکی و زردی شاخ و برگ می‌شود. همچون بقیه حشرات تغذیه کننده از شیره گیاهی، شپشک‌های آرد آلود مقدار زیادی عسلک ترشح می‌کنند که باعث توسعه قارچ دوده و مورچه‌ها می‌شود.

کنترل غیر شیمیایی

کنترل زراعی شامل بیرون راندن حشرات بوسیله آب پاشی و استفاده از ارقامی که حشره آنها را کمتر ترجیح می‌دهد، می‌شود. رعایت کردن اصول بهداشت بوسیله چک کردن گیاهان جدید و هرس گیاهان آ‌لوده، مبارزه بیولوژیک شامل استفاده از شپشک استرالیایی بال توری سبز (شکارچی) و زنبورهای پارازیت، Leptomastix dactvlopii می‌شود.

زمان و نحوه‌ مصرف کود ها

 

زمان و نحوه‌ مصرف کود ها:

بيشترين نياز درخت به مواد غذائي زماني است که شکوفه‌ها مي‌خواهند ظاهر شوند ،بنابراين هميشه بايد اين نکته را در نظر داشته باشيم زماني که گياه فعاليت خود را شروع مي‌کند بايد مواد غذائي به اندازه کافي در اختيار داشته باشد و مواد غذائي در محل قرار گرفته باشد که ريشه براحتي بتواند آن را جذب نموده و به مصرف درخت برساند. بنابراين بهترين کار اين است که در بهمن ماه کود هاي مورد نياز درخت اعم از ماکرو و ميکرو را با کود حيواني مخلوط و در حد نهائي سايه انداز درخت در زير قطره چکانها در اطراف درخت و درست در محلي که ريشه‌هاي موئين فعاليت مي‌کنند بصورت چالکود دفن کرده و قطره چکانها را دقيقاً روي چالکود قرار داده تا کود به راحتي در آب حل شده و در اختيار ريشه قرار بگيرد. چنانچه عناصر ميکرو در اواخر زمستان به خاک داده نشود و گياه نياز به عناصر کم مصرف داشته باشد، توصيه مي‌شود که اين عناصر را به روش محلول‌پاشي و در صورت نياز به سمپاشي همراه با سموم شيميايي مصرف شود.

علایم کمبوددر درختان

مقدمه:

تمامی موجودات زنده اين کره خاکی از جمله گياهان برای رشد و نمو و ادامه حيات

خود، نياز به مواد غذايی دارند، البته مقدار آن عناصر برای انواع مختلف گياهان متفاوت

است. در بيشتر خاکها مقدار نسبی اين عناصر، برابر نيازهای طبيعی گياه نيست و از آن

گذشته زمين نم یتواند اين گونه مواد را به اندازه کافی توليد کند و آن مقداری هم که

در خاک وجود دارد، به مرور زمان به وسيله گياه جذب م یشود، پس برای بدست آوردن

محصول کافی، لازم است همه ساله مواد مورد نياز را بسته به نوع گياه به خاک اضافه

نمود.

هر چند که عناصر معدنی مقدار کمی از وزن يک گياه را تشکيل م یدهد ولی هر کدام

از اين عناصر وظايفی را در انجام فعاليتهای حياتی گياه و تعادل بين رشد رويشی و

زايشی بر عهده دارند و عدم وجود و يا وجود بيش از حد اين عناصر در خاک، اختلالاتی

را در گياه بوجود م یآورد که روی رشد و نمو گياه و در نهايت روی کمّيت و کيفيت محصول

تأثير خواهدگذاشت.

عناصر غذايی مورد نياز گياه:

بطور کلی تعداد عناصر مورد نياز گياه که درمحلول خاک موجود م یباشند، شامل 13

عنصر است که بر اساس ميزان مصرف گياه به دو دسته زير تقسيم م یشوند:

:(

Macroelements) -1 عناصر پر مصرف و يا بزرگ عناصر

عناصری از قبيل: نيتروژن، فسفر، پتاسيم، کلسيم، منيزيم وگوگرد که بيشتر مورد نياز

گياه م یباشند را عناصر پرمصرف م یگويند.

:(

Microelements) -2 عناصر کم مصرف و يا ريز عناصر

عناصری چون آهن، منگنز، روی، مس، بُر، موليبدن و کلر که به مقدار بسيار کم مورد

٦

علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه

نياز گياه م یباشند را عناصر کم مصرف يا ريزمغذی م یگويند.

البته سه عنصرکربن، اکسيژن و هيدروژن هم از عناصر مورد نياز گياهند ولی چون اين

عناصر به فراوانی در هوا و آب يافت م یشوند، به عنوان عناصر غذايی خاک محسوب

نم یشوند.

جدول شماره ۱

علائم شيميايی و ترکيب عناصر غذايی ضروری و قابل جذب

توسط ريشه گياهان

7

علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه

علائم ظاهری کمبود عناصر غذايي در درختان ميوه:

کمبودهای شديد عناصر غذايی در گياه به صورت علائمی مختلف قابل مشاهده است که

م یتوان به مواردی چون تغيير رنگ، سوختگی، توقف رشد جوان ههای انتهايی، تغيير شکل

ميوه ها، تفاوت در عملکرد، زودرسی، ديررسی، کوچک شدن ميوه ها، نارسايی در رشد،

کاهش گسترش ريشه و کاهش خاصيت انبارداری ميو هها اشاره نمود.

لازم به ذکر است که نشان ههای کمبود، گاهی مشابه هم بوده و همچنين عوامل ديگری

چون تغييرات دما، استفاده از سموم، حشرات، باد و ديگر عوامل طبيعی نشانه هايی را از

خود به جای م یگذارند که مشابه علائم کمبود است. به همين دليل، تشخيص و معالجه کمبود

عناصر غذايی از روی علائم ظاهری بايد با احتياط و به وسيله کارشناسان با تجربه انجام

گيرد.

معمولاً کمبود عناصر غذايی در گياهان ناشی از موارد زير است:

۱) کمبود واقعی:

کمبود عناصر غذايی در خاک و يا وجود ترکيب شيميايی غير قابل

جذب آن برای گياه.

۲) کمبود دروغين:

کمبود عناصر غذايی به علت ايجاد شرايط خاص در محيط کشت.

در اين حالت ريش هها قادر به جذب عناصر موجود در خاک نم يباشند مانند موارد زير:

الف) سرد بودن خاک:

در اين حالت پتاسيم موجود در خاک جذب ريشه نم یشود.

ب) غرقابی بودن خاک:

آهن، مس و کلسيم در خاک غرقابی جذب نم یشوند. به

عنوان مثال آبياری پی در پی در خاک، شرايط احياء و اکسيداسيون در خاک را فعال نموده و

عناصری مثل آهن و منگنز به خاطر اکسيده شدن غير قابل جذب م یگردند.

نامناسب:

در خاکهای خيلی اسيدی، منگنز و روی و در خاکهای (pH) ج) اسيديته

قليايی آهن، منيزيم و بُر جذب نم یشود.

د) اثر متقابل و منفی عناصر نسبت به يکديگر:

در اين حالت حضور يک عنصر

باعث عدم جذب عنصر ديگر م یشود. مثلاً حضور پتاسيم بيش از حد باعث کمبود منيزيم

م یشود و يا حضور بيش از حد ازت باعث رشد سبزينه ای گياه شده و تعادل مصرف برخی

عناصر مورد نياز در گياه را به هم م یزند.

8

علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه

از ديگر دلايل ظهور کمبود عناصر در گياه، م یتوان به موارد زير اشاره نمود:

شستشوی خاک بويژه در خاکهای سبک که باعث کمبود عناصر محلول در خاک مثل

ï

ازت و منيزيم م یشود.

در شرايط اسيدی خاک، اين حلاليت برای آهن و کلسيم بروز کرده و شسته م یشوند و

در شرايط قليايی شستشوی پتاسيم اتفاق م یافتد.

با فشرده شدن خاک و عدم تبادلات گازی در خاک، گاز دی اکسيد کربن محبوس

ï

شده و با کربنا تهای خاک تشکيل بی کربنات داده و رسوب کلسيم م یدهد و شرايط قليايی

ايجاد شده در خاک، منجر به کمبود برخی عناصر م یشود.

مصرف کود حيوانی نپوسيده در ابتدا باعث م یشود تا ازت موجود در خاک صرف

ï

پوسيدن کود شده و در نتيجه گياه با کمبود ازت مواجه شود و از طرفی با مصرف کود حيوانی،

ميزان بعضي از عناصر، در خاک چندين برابر افزايش يافته و منجر به کمبود جذب ديگر

عناصر موجود در خاک م یشود.

استفاده از کودهای شيميايی پر مصرف و عدم کاربرد کودهای شيميايی کم مصرف،

ï

منجر به کمبود آنها در خاک شده که لزوم يک مديريت صحيح در مصرف کودهای پر مصرف

و کم مصرف در خاک ضروری به نظر م یرسد.

در زمان خشکی و تبخير بيش از حد ازسطح خاک، برخی نم کهای محلول مثل کلرور

ï

پتاسيم و سديم و کمی هم کلسيم و منيزيم و يا ترکيبات نيترات به سطح خاک آمده و در

نتيجه جذب اين عناصر براي ريشه امکان پذير نم یباشد.

چند روش براي تعيين كمبود عناصر:

براي تعيين كمبود عناصر غذايي در گياهان روشهايي وجود دارد كه در اينجا به صورت

اختصار به معرفي آنها م يپردازيم:

۱) آناليز و تجزيه خاك:

اين آزمايش در آزمايشگاه هاي تجزيه آب و خاك بوسيله

كارشناسان مجرب صورت م يگيرد. بدين صورت كه از خاك مزرعه يا باغ نمونه گيري شده

و با مراجعه به آزمايشگاه، اسيديته، شوري و املاح محلول در خاك، ميزان عناصر موجود در

خاك تعيين م يشود.

9

علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه

۲) آناليز و تجزيه باف تهاي گياهي (برگ و دمبرگ):

اين آزمايش وقتي

گياه در حال رشد است انجام م يشود. كه اين آزمايش براي تأييد اختلالات ظاهري مورد

استفاده قرار م يگيرد. با تجزيه برگ، ميزان عناصر موجود درآن اندازه گيري م يشود و با

ميزان طبيعي (مستلزم وجود آزمايشگاه هاي استاندارد) كه بايستي در برگ وجود داشته

باشد مقايسه م يشود.

۳) تشخيص ظاهري از روي علائم:

گياهان با ايجاد علائم خاصي بر روي

اندا مهاي خود به خصوص بر گها به كمبود عناصر مختلف عكس العمل نشان م يدهند. اين

علائم م يتواند به عنوان محكي براي تشخيص استفاده شوند اما نم يتواند معيار دقيقي براي

تشخيص كمبود عناصر باشد، به عبارتي ديگر بعضي از عناصر كم مصرف علائمي شبيه به

يكديگر دارند و در مواردي نيز كمبود يك عنصر به صورت پنهان م يباشد و هيچگونه علائم

ظاهري بوجود نم يآورد ولي بر روي عملكرد نهايي گياه تأثير م يگذارد. با توجه به اينكه

برگها كارخانه توليد مواد غذايي براي ميو هها هستند كه اگر سالم نباشند عملكرد و كيفيت

ميوه نيز كاهش م ييابد، لذا با بروز اولين علائم بايد جهت رفع خسارت به درمان پرداخت .

رابطه علائم کمبود عناصر غذايی با تحرک آنها در گياه:

محل ظهور علائم کمبود عناصر غذايی در گياهان، به وسعت و ميزان انتقال عناصر

غذايی از برگهای پير به قسمتهای جوان گياه بستگی دارد كه م يتوان عناصر را بر اساس

جابه جايي در گياه به دو دسته تقسيم نمود:

1) عناصر متحرك (پويا يا موبايل):

علائم كمبود اين عناصر، ابتدا در برگهاي پير (برگهاي پاييني) اتفاق م يافتد زيرا اين

عناصر م يتوانند از برگهاي پير پاييني به سوي برگهاي جوان بالايي حركت كنند، كه اين

(

Mg) و منيزيم (K) پتاسيم ،(P) فسفر ،(N) عناصر عبارتند از: ازت

2) عناصر غيرمتحرك (ايستا يا ساكن):

علائم كمبود اين عناصر ابتدا در برگهاي جوان (برگهاي بالايي) اتفاق م يافتد زيرا اين عناصر

م يتوانند از برگهاي پير پاييني به سوي برگهاي جوان بالايي حركت كنند، كه اين عناصر عبارتند

(

B) و بُر (Mo) موليبدن ،(Mn) منگنز ،(Zn) روی ،(Cu) مس ،(Fe) آهن ،(Ca) از: کلسيم

علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه

عدم رسيدگي به وضعيت تغذي هاي گياه، سلامتي گياه، عملكرد و كيفيت محصول را به

ميزان قابل توجهي كاهش داده و در نتيجه توليدكننده متضرر م يگردد. فهم قواعد تغذيه

گياهان و تشخيص علائم كمبود و بيشبود عناصر غذايي و استفاده از كودهاي مناسب،

كليدهاي سلامت و سودآوري محصول م يباشند كه بايستي رعايت شوند.

(

Macroelements) نقش و علائم کمبود عناصر پر مصرف

در درختان ميوه:

همانطور که قبلاً اشاره شد عناصری از قبيل: نيتروژن، فسفر، پتاسيم، کلسيم، منيزيم

وگوگرد که بيشتر مورد نياز گياه م یباشند را عناصر پرمصرف ميگويند که کمبودشان در گياه

م یتواند باعث اختلالاتی در رشد و شکل ظاهری گياه شود كه به بررسي آنها م يپردازيم:

:(

N) -1 نقش و علائم کمبود نيتروژن

اين عنصر برای توليد اسيدهای آمينه و پروتئين لازم است و مهمترين عامل رشد

محسوب م یشود. به عبارتي چون ازت جزء مهمی از ملکول کلروفيل را تشکيل م یدهد،

بنابراين اولين علايم ظهور کمبود ازت، رنگ پريدگی برگها م يباشد. برگها معمولاً به رنگ

سبز مايل به زرد و زرد روشن در م يآيند كه به علت عدم تشکيل کلروفيل م يباشد. در اواخر

رشد رنگ زرد، قرمز و بنفش مايل به قرمز مشاهده م یشود که در نتيجه ي تشکيل رنگ

آنتوسيانين است. در کمبود ازت برگها کوچک، ساقه و شاخ هها لاغر م یشوند و معمولاً با

زاويه کوچکی نسبت به ساقه اصلی م یايستند و شاخ ههای جانبی کمی تشکيل م یشود،

زردی در بر گهای پير (پاييني) زودتر ظاهر م یشود.

در پسته (

N) شكل شماره ۱- علائم کمبود ازت

ادامه نوشته

بيماري ويروسي تريستيزا

اخيرا بيماري ويروسي تريستيزا و بيماري قارچي ريشه و طوقه گموز، نماتد ريشه مركبات، مركبات شمال را تهديد مي كند و هزاران درخت مركبات را تا به حال نابود كرده است. متاسفانه از طرف سازمان تحقيقات كشاورزي هيچ گونه اقدامي براي رفع اين مشكل صورت نگرفته است و باغداران، همچنان سرگردان و مايوس به فروشگاه هاي سموم مراجعه نموده و انواع قارچ كش ها، حشره كش ها، كنه كش ها و كودهاي تقويتي را كه هيچ اثري ندارند، و يا اثر موقتي داشته استفاده مي كنند. در نهايت باغداران مجبور به قطع درختان بيمار شده مجددا بدون مطالعه در رابطه با پايه مركبات يا نهال سالم اقدام به كشت آن نموده اند.
    در اين مقاله نگاهي به بيماري قارچي، طوقه و ريشه (گموز Gummosis) و بيماري تريستيزا Trisetza چرخه فعاليت، پيشگيري و نحوه مبارزه با آن داريم.
    علايم بيماري گموز
    ـ پوسيدگي طوقه (Foot-rot)
    در اين بيماري علايم اوليه روي طوقه به صورت لكه هاي قهوه اي رنگ ظاهر شده و سپس گسترش يافته و باعث قهوه اي شدن پوست و چوب مي گردد. از قسمت آلوده صمغ ترشح شده و ساير قسمت هاي درخت را آلوده نموده با قطع شدن آوند آبكش، درخت رفته رفته دچار ضعف عمومي شده و با زرد شدن برگ ها از بين مي رود.
    ـ پوسيدگي ريشه (Root-rot)
    در پوسيدگي ريشه قسمت عمده اي از سيستم ريشه قبل از اينكه علايم هوايي ديده شود، از بين مي رود. در اين حالت برگ هاي درخت علايمي شبيه علايم كمبود مواد غذايي را نشان مي دهند.
    رگ برگ هاي اصلي برگ زرد شده و قبل از موعد، ريزش مي كنند. وقتي پوسيدگي ريشه زياد شود. علايم ظاهري آن (اندام هوايي) به صورت سبز خشك نمايان مي شود.
    چرخه بيماري
    عامل اين بيماري خاكزي مي باشد و تقريبا در كليه باغات مركبات وجود دارد. در صورت وجود رطوبت و آب آزاد موجود در خاك، زئوپسورها به زخم ها و يا نوك منطقه رشد طولي ريشه چسبيده و در آن جا تبديل به كيست مي شوند. كيست ها بعدا توليد لوله تندش نموده و وارد ريشه مي شوند. عامل بيماري در قسمت هاي هوايي وارد برگ ها و ساقه هاي جوان و سبز مي گردد فرم بقاي قارچ به صورت اووپسور و كلاميدوسپور در خاك مي باشد.
    همچنين به صورت هيف والپورانره در ريشه هاي پوسيده و يا ساير مواد آلي باقي مي ماند.
    اسپورانژها توسط قطرات باران، حشرات، باد و آب آبياري منتقل مي شود و باغ را آلوده مي كند. بايد توجه كرد خاك هاي با بافت سنگين و فاقد زه كشي و رطوبت بالا براي توسعه بيماري مناسب هستند.
    پيشگيري و مبارزه
    الف: پيشگيري
    1- استفاده از پايه مقاوم نظير سيتروملو و نارنج (با در نظر گرفتن نوع PH خاك)
    2- محل پيوند بايد حداقل 25 تا 30 سانتي متر از سطح زمين بالاتر باشد.
    3- هرس زير درخت و حذف علف هاي هرز تا نور خورشيد به طوقه برسد.
    4- استفاده از آبياري قطره اي و اجتناب از آبياري غرقابي
    5- استفاده از كودهاي آلي و كودهاي شيميايي، پتاسيم و كلسيم و جلوگيري از مصرف بي رويه كود ازته
    6- استفاده از قارچ كش هايي كه قارچ هاي خاكزي را كنترل مي كنند. ريدوميل ام زد (Ridomilmz) و بنوميل 2 در هزار تا نيم متر اطراف تنه درخت روي سطح خاك محلول پاشي شود. و استفاده از كات كبود براي تنه درختان براي كنترل قارچ طوقه درخت و خزه حتي براي باغ هايي كه سيستم قطره اي نيست هر ساله انجام شود.
    7- براي احداث باغات جديد نهال ها بايد به صورت جوي پشته كاشته شوند و يا در باغات براي جايگزيني درختان آلوده، خاك اطراف طوقه تعويض شود. و نهال را بالاي سطح خاك كاشت.
    8- در هنگام كوددهي درختان، تا يك متر از طوقه درخت نبايد ريشه قطع شود. (بيل يا تراكتور زده نشود).
    9- براي جلوگيري از قارچ هاي ريشه، زماني كه نهال مركبات كاشته شده در هنگام آبياري ريشه نهال با قارچ كش بنوميل 3 تا 5/2 در هزار ضدعفوني شود.
     به فاصله هر 20 روز تا 3 مرحله با قارچ كش بنوميل با رورال تي اس يك ونيم در هزار همراه با كود تقويتي محلول پاشي شود. تا ريشه هاي زخمي ترميم شود.
    10ـ هنگام كاشت نهال جديد در محل نهال آلوده، بايستي دقت لازم معمول گردد كه طوقه نهال جديد در حدي كه در خزانه از خاك خارج بوده، به همان ميزان در محل جديد در خاك قرار گيرد، زيرا چنانچه بيشتر در خاك فرو رود بيم آلودگي بسيار زياد است.
    بيماري تريستيزا Tristeza Disease
    تريستيزا يكي از مخرب ترين بيماري هاي ويروسي مركبات است كه در بسياري از كشورهاي مركبات خيز جهان باعث خسارت فراوان به اين محصول گرديده است.
    اين بيماري همراه با نهال هاي پيوندي انشوي زودرس در كشور ژاپن وارد ايران گرديد و پس از گذشت سي سال، انتشار آن به وسيله شته سبز پنبه در شرق مازندران گزارش شده است.
    علايم بيماري
    رايج ترين علايم بيماري شامل توقف رشد، ضعف، زردي، گل دهي بي موقع و زوال تدريجي يا سريع درخت هاي آلوده روي پايه نارنج، و ساير پايه هاي حساس است.
    اين حالت در اثر تخريب آوندها و اختلال در رسيدن مواد غذايي به ريشه ايجاد مي گردد. با آغاز آلودگي، ريشه هاي كوچك تر به تدريج پوسيده و قدرت جذب آب و مواد غذايي در درخت كاهش مي يابد و در اثر انسداد آوندهاي آبكشي تجمع شيره پرورده در بخش بالايي گياه افزايش يافته و باعث توليد بيش از حد گل و ميوه مي گردد.
    گاهي نشانه هاي ديگري نظير نوارهاي زرد يا قهوه اي در محل پيوند و يا فرورفتگي هاي ريز زير پوست نارنج تحت عنوان علايم لانه زنبوري (Honey combing) با برداشتن نواري از پوست در محل پيوند درخت هاي آلوده مشاهده نمود. برخي از نژادهاي عامل بيماري در تعدادي از ارقام حساس مانند لايم و گريپ فروت ايجاد علايم ساقه «آبله اي stem pitting» مي نمايند. كه در آن فرورفتگي ها يا شيارهاي ريز يا طويل در روي چوب سرشاخه، شاخه و تنه درخت هاي آلوده به وجود مي آيد كه با برداشتن پوست اين قسمت ها قابل رويت است.
    شديدترين حالت بيماري در اثر هجوم نوعي از ويروس به نام زردي گياهچه ( (seedling yellows ايجاد مي گردد كه حتي مي تواند باعث واكنش زوال و ساقه آبله اي در ميزبان هاي آلوده شود.
    عامل نحوه انتقال و چرخه بيماري
    ويروس (citrus tristeza closterovirus) CTV عامل بيماري تريستيزا، ويروس رشته اي، بلند و قابل انعطاف، به ابعاد حدود 12×2000 نانومتر است. تنوع علايم در اين بيماري مربوط به نژادهاي مختلف اين ويروس است. معمولا در يك درخت آلوده مجموعه اي از نژادها وجود دارد و از اين رو تفكيك آنها براساس علايم ظاهري مشكل است. ويروس تريستيزا با پيوندك آلوده و چند گونه شته منتقل مي گردد. شته Aphis gossypil به عنوان ناقل بيماري در شمال كشور گزارش شده است.
    ويروس معمولا در زمستان و بخشي از تابستان فعال نيست و درخت در اين ايام مقداري قدرت ترميم كنندگي دارد. در بقيه فصول شرايط براي تكثير و خسارت ويروس مهيا است. و در صورت حساس بودن ارقام پايه و پيوندك باعث مرگ آني و يا تدريجي درخت هاي آلوده مي گردد.
    كنترل و پيشگيري
    1- رعايت مسايل قرنطينه نباتي از جمله تهيه پيوندك از درختان سالم و عاري از ويروس و نظارت بر روند توليد نهال.
    2- ريشه كني و از بين بردن كانون هاي آلودگي و رديابي مستمر بيماري با استفاده از روش هايي مانند تست الايزا Elisa.
    3- در صورت استقرار بيماري، كشت تركيب پايه و پيوندك مقاوم توصيه مي گردد. تعدادي از پايه ها از جمله پونسيروس، ستيرنج، ستروملو مقاوم بوده.
    4- استفاده از پيوند پكي (انيارچ) روي درختاني كه آلوده شده يا نشده باشند با پايه هاي مقاوم به تريستيزا (سيتروملو) توليد نهال سالم از طريق پيوند نوك شاخه (شوتينگ گرافتينك) كشت بافت كه تخصصي مي باشد.
    جاي عكس
    
    5- رعايت نكات بهداشتي: استفاده درست از ادوات باغباني و ماشين آلات.
    6- جلوگيري از تنش ها و استرس هاي خشكي و كمبود عناصر غذايي درختان، تغذيه درست و متعادل در باغات.
    7- استفاده از كودهاي تقويتي فوق تخصصي، شركت هاي معتبر كه درخت را در برابر عوامل محيطي، بيمارها مقاوم نمايد.