علائم کمبود عناصر غذایی

ازت : معمولا باعث ایجاد رنگ سبز روشن تا زرد می شود . به این ترتیب که ابتدا برگ های مسن پایینی تغییر رنگ به سبز روشن داده و سپس نوک برگ ها به رنگ زرد در می آیند .

فسفر : در ساختمان آدنوزین تری فسفات و آدنوزین دی فسفات قرار دارند که انرژی لازم را برای کار در گیاه انتقال می دهند . کمبودش باعث ضعف گیاه می شود .

پتاسیم : معمولا به صورت سوختگی برگ ظاهر می گردد .

منیزیم : باعث می شود سبزی پهنک برگ از بین برود .

کلسیم : کمبود کلسیم از روی تشکیل ناقص و از هم پاشیدگی قسمت انتهائی گیاه تشخیص داده می شود .

گوگرد : گیاهان دارای رشد ناقص و رنگ سبز روشن متمایل به زرد می باشند .

آهن : کمبودش بیشتر در خاک های آهکی و قلیایی مشاهده می شود . غالبا به صورت رنگ زرد روشن در برگ ها ، به ویژه در برگ های جوان ظاهر می گردد . در این حالت فاصله بین رگبرگ ها ، زرد روشن و رگبرگ ها تیره تر می مانند و اصطلاحا به آن کلروز آهن می گوییم .

منگنز : گوجه فرنگی ، حبوبات ، چاودار ، توتون و سایر گیاهان در صورت عدم وجود مقدار کافی منگنز دارای رشد ناقص و ارتفاع کوتاه می شوند ، علاوه بر آن نیز حالت کلروز در برگ های قسمت بالایی گیاه دیده می شود ، ولی رگبرگ ها هنوز سبز باقی مانده اند .

مس : تشکیل کیسه های صمغی زیر پوست ، خشک شدن سر شاخه ها در درختان میوه و خشک شدن نوک برگ های قدیمی در گیاهان دانه ریز از علائم کمبود مس  می باشند .

روی : در برخی موارد افزایش کود فسفره فراوان منجر به کمبود روی می گردد . زردی برگ های درختان گردو ، ایجاد لکه های رنگی در برگ های مرکبات و کوچک ماندن برگ های درختان همگی به کمبود روی نسبت داده شده اند .

بُر: در pH هفت دارای بیشترین قابلیت استفاده می باشند . بسیاری از امراض فیزیولوژیکی گیاهان از قبیل ؛ چوب پنبه ای شدن داخلی سیب ، رنگ زرد یونجه ، پوسیدگی قسمت های کهوایی توتون ، شکاف برداشتن ساقه کرفس ، پوسیدگی مغر و قسمت های داخلی در چغندر همگی مربوط به کمبود بُر می باشند .

کلر : نیاز بسیار کمی گیاهان به کلر دارند .

مولیبدن : در کشت های خاکی افزایش آهک باعث بر طرف شدن مسئله کمبود مولیبدن در گیاهان می شود . این عنصر جهت تثبیت ازت در خانواده لگومینوزه ضروری بوده و در نتیجه کمبود آن منجر به بروز اختلالات متابولیکی در گیاه می شود.

مشكلات درختان مركبات در تابستان

مشكلات درختان مركبات در تابستان

 درختان مركبات در فصل تابستان با برخي تنش هاي عوامل محيطي و آفات مواجه مي شوند. با وجود سازگاري خوب درختان مركبات به گرما ، اما مثل بيشتر گياهان قادر به تحمل حرارت شديد تابستان نيستند.

در طي اين فصل از سال ابتدا در برگهاي جوان يا برگهاي بيروني درختان علائم پيچيدگي يا لوله شدن برگ ديده مي شود. علت بروز اين مشكل مي تواند نرسيدن آب كافي به برگها يا تغذيه حشره باشد. اگر پيچيدگي برگها در قسمت جنوب يا غرب درختان بيشتر ديده شود پس عامل اين مشكل احتمالا" مربوط به كمبود آب است و اگر پيچيدگي برگ در قسمت هاي مختلف درخت ظاهر گردد عامل احتمالي اين مشكل خسارت حشره مي باشد.

 

تغذيه حشرات مكنده مانند شته ها و تريپس سبب پيچيدگي برگها مي شود. شته ها با ترشح ماده چسبنده ظاهر برگها را براق مي سازند . آفت تريپس با تغذيه از شيره گياهي اندام جوانه برگ و گل سبب پارگي برگ و اندام گياه مي شود. در نتيجه برگها ظاهر قاشق مانند يا پيچ خورده دارند و لكه ها يا خطوط مايل به سفيد روي برگها قابل مشاهده است.

 

گاهي برگهاي درختان مركبات در گرماي شديد تابستان دچار آفتاب سوختگي مي شوند و در صورت مشاهده لكه هاي زرد يا سفيد روي برگها و ظاهر پيچ خوردگي مي تواند علائم وقوع آفتاب سوختگي باشد. براي كاهش شدت آفتاب سوختگي دفعات آبياري را افزايش دهيد.

 

گاهي در تابستان برگهاي درختان مركبات زرد مي شوند. علت بروز اين عارضه مي تواند كمبود عناصر غذايي از قبيل ازت ، آهن يا روي باشد. كمبود آهن و روي بيشتر در برگهاي جوان و بيروني درختان مركبات ديده مي شود.

چگونگي تشخيص كمبود عناصر غذايي در گندم

چگونگي تشخيص كمبود عناصر غذايي در گندم

 رنگ ، شكل ، رشد و نمو برگ و ساير اندام هوايي گندم در شرايط كمبود عناصر علايم مخصوص به خود را دارد و علايم كمبود خود را در چند اندام گياه و مراحل مختلف رشد و نمو نشان مي دهند. بنابراين با بررسي مجموعه علائم كمبود عنصر غذايي مي توان با اطمينان بيشتر كمبود عنصر غذايي را تشخيص داد. در اين بررسي كمبود عناصر غذايي روي اندام هاي مختلف گندم و مراحل مختلف رشد و نمو آن مورد ارزيابي قرار مي گيرد.



علايم كلروز يا زردي

 1-     علايم كمبود روي برگهاي جوان ظاهر مي گردد در حاليكه برگهاي پير سبز و سالم هستند.

نشانه كمبود كلسيم يا ، مس ، يا آهن ، يا گوگرد مي باشد.

 2-     علايم كمبود روي برگهاي پير ظاهر مي گردد در حاليكه برگهاي جوان سبز و سالم هستند.

نشانه كمبود ازت ، فسفر ، پتاسيم مي باشند.

 3-     در برگهاي جوان در مراحل اوليه كلروز يا زردي ظاهر مي شود.

نشانه كمبود ، كلسيم يا ، مس ، يا آهن ، منگنز مي باشد.

 4-     علايم كلروز يا زردي در برگهاي مياني بوته گندم مشاهده مي شود.

نشانه كمبود روي مي باشد.

 5-     در اوايل رويش كلروز يا زردي در برگهاي پير ظاهر مي شود.

نشانه كمبود منيزيم ، يا ازت يا ، فسفر يا ، پتاسيم است.

 6-     ظهور كلروز يا زردي بين رگبرگ هاي برگ گندم

نشانه كمبود منيزيم ، يا آهن يا ، روي است.

 7-     مشاهده كلروز يا زردي در حاشيه برگ نشانه كمبود پتاسيم مي باشد. 8-     كلروز يا زردي از نوك برگ شروع مي شود.

نشانه كمبود پتاسيم ، يا فسفر و يا ازت مي باشد.

 9-     كلروز يا زردي تمام سطح برگ كامل را فرا مي گيرد.

نشانه كمبود گوگرد است.

 10- در اوايل ظهور كلروز يا زردي رگبرگ ها سبز و برجسته هستند.

نشانه كمبود آهن ، يا منيزيم و يا پتاسيم مي باشد.

 11- كلروز به رنگ سبز كم رنگ مايل به زرد است.

نشانه كمبود مس يا ، منيزيم ، يا منگنز ، ازت يا ، فسفر و يا روي مي باشد.

 12- كلروز به رنگ قهوه اي ، نارنجي و زرد است.

نشانه كمبود پتاسيم است.

 13- كلروز به رنگ ارغواني ، نارنجي مي باشد.

نشانه كمبود فسفر است.

 

علائم كمبود عناصر غذايي در بافت هاي گياه

 1-     برگها سبز كم رنگ يا زرد هستند.

نشانه كمبود آهن يا ، منگنز ، يا گوگرد ، روي است.

 2-     برگها سبز تيره رنگ هستند.

نشانه كمبود كلسيم مي باشد.

 3-     برگهاي قرمز ، نارنجي هستند.

نشانه كمبود فسفر مي باشد.

 4-     رنگ ارغواني برگها را فرا گرفته است.

نشانه كمبود فسفر است.

 5-     برگ ها ترد و شكننده هستند.

نشانه كمبود كلسيم مي باشد.

 6-     نوك برگ بدليل مرگ نوك برگ چهار گوش و صاف است.

نشانه كمبود كلسيم مي باشد.

 7-     برگها كوچكتر يا كوتاهتر هستند.

نشانه كمبود منگنز و فسفر مي باشد.

 8-     برگها عمودي و راست قرار مي گيرند.

نشانه كمبود كلسيم ، يا ازت ، فسفر مي باشد.

 9-     برگها پژمرده هستند يا پژمردگي تمام بوته را فرا گرفته است.

نشانه كمبود مس ، يا منگنز و پتاسيم مي باشد.

 10- كاه گندم سياه رنگ مي شود.

نشانه كمبود مس است.

 11- ساقه ها باريك هستند.

نشانه كمبود پتاسيم و روي است.

 12- ساقه ها سخت و محكم هستند.

نشانه كمبود كلسيم ، يا مس ، منيزيم و يا منگنز و روي است.

 13- ساقه ها دراز و باريك هستند.

نشانه كمبود مس ، يا منيزيم ، منگنز ، يا ازت ، پتاسيم و روي است.

 14- ساقه ها به رنگ ارغواني مي باشند.

نشانه كمبود فسفر است.

 

علائم كمبود عناصر غذايي با توجه به نمو و الگوهاي رشد گياه

 1-     گندم رشد كوتاهي دارد.

نشانه كمبود گوگرد و پتاسيم است.

 2-     تعدادي بوته گندم رشد ضعيفي نسبت به گياهان سالم و مجاور خود دارند.

نشانه كمبود منگنز ، روي است.

 3-     عدم ظهور يا مشكل ظهور برگهاي جوان از غلاف

نشانه كمبود مس است.

 4-     ساقه هاي گندم به شكل پهن يا باد بزني هستند.

نشانه كمبود مس مي باشد.

 5-     رسيدن گندم به تاخير مي افتد.

نشانه كمبود مس يا پتاسيم است.

 علايم كمبود عناصر غذايي با توجه به توليد گل يا دانه

1-     كاهش توليد پنجه

نشانه كمبود آهن ، منگنز ، روي است.

 2-     توليد بيش از اندازه پنجه

نشانه كمبود مس و گوگرد است.

 3-     عقيم ماندن پنجه ها يا خشك شدن پنجه ها

نشانه كمبود مس ، يا آهن ، منيزيم ، يا منگنز ، ازت يا ، فسفر ، پتاسيم يا روي مي باشد.

 4-     عدم رشد لوله گرده ، كاهش توليد گرده ، گرده هاي مرده

نشانه كمبود مس مي باشد.

 5-      توليد خوشه هاي كوچكتر ، كمتر و با تعداد دانه كم

نشانه كمبود منيزيم يا فسفر يا پتاسيم يا گوگرد يا روي است.

 6-     تشكيل خوشه هاي سفيد و پوك

نشانه كمبود مس است.

 7-     توليد دانه هاي ابلقي و لكه دار

نشانه كمبود ازت است.

 8-     كاهش مقدار پروتئين دانه

نشانه كمبود ازت و گوگرد است.

 9-     كاهش عملكرد دانه گندم

نشانه كمبود اهن ، كلسيم ، يا منيزيم ، منگنز ، يا ازت و گوگرد است.

 علايم كمبود عناصر غذايي با توجه به تشكيل نكروز و مرگ بافت

1-     تشكيل زخم هاي نكروزه يا بافت مرده قهوه اي رنگ

نشانه كمبود روي است.

 2- تشكيل زخم هاي زرد – سفيد بين رگبرگ هاي برگهاي جوان

نشانه كمبود منگنز است.

 3-     تشكيل لكه هاي نكروزه يا بافت مردگي در برگهاي پير

نشانه كمبود منيزيم است.

 4-     تشكيل لكه هاي نكروزه يا بافت مردگي روي غلاف برگ

نشانه كمبود روي است.

 5-     زخم نكروزه يا بافت مردگي در بين رگبرگ هاي برگ

نشانه كمبود منيزيم است.

 6-     پيچ خوردن يا لوله شدن بافت هاي مرده برگ

نشانه كمبود مس يا كلسيم است.

 7-     مرگ جوانه مركزي در بوته هاي گندم

نشانه كمبود منگنز است.

 8-     مرگ جوان ترين برگ قبل از ظهور كامل از غلاف برگ

نشانه كمبود منگنز است.

 9-     مرگ بافت حاشيه برگ

نشانه كمبود پتاسيم است.

 10- مرگ بافت مياني برگ

نشانه كمبود روي است.

 11- مرگ بافت پايه برگ

نشانه كمبود منگنز است.

 12- مرگ گياه قبل از رسيدن آن

نشانه كمبود منگنز است.

 13- مرگ گياه قبل از افتادگي اندام هوايي

نشانه كمبود مس است.

 14- جمع شدن برگهاي مرده در اطراف پايه گندم

نشانه كمبود ازت يا فسفر مي باشد.

تحریک شدن درختان مرکبات برای شروع زود گلدهی و...

تحریک شدن درختان مرکبات برای شروع زود گلدهی
بهار نیست , اما تعدادی از درختان شروع به گلدهی می کنند در حالیکه هنوز زمان گلدهی آنها نیست. این گلدهی غیر منتظره میتواند به دلیل ترکیب غیر عادی شرایط آب وهوا باشد که از فصل پائیز شروع می شود.


در اوایل پائیز کاملا" خشک به میزان زیاد بارندگی داشته باشیم و پس از بارندگی در اوایل پائیز , هوای خنک و سرد فرارسد . گیاهان در واکنش به آن دوره خواب خود را شروع می کنند و در اوایل زمستان هوا غیر منتظره گرم شود , گیاهان شروع به بیدار شدن از حالت خواب می کنند. وقتی گیاهان با دما های گرم و رطوبت کافی در خاک مواجه شوند گیاهان فریب می خورند که فصل بهار می باشد. اگر بعد از شروع گلدهی در درختان , دما های سرد و یخ زدگی بوجود آید , گل های باز شده از بین می روند. اگر درختان مرکبات باغ شروع به گلدهی نمود نگران نباشید , چون مرکبات فقط قسمتی کوچکی از کل جوانه های گل خود را باز می کند. در حقیقت درختان مرکبات به تعداد خیلی زیاد بیش از توان خود برای تولید میوه گل تولید می کنند. تعدادی از این گل ها در اثر وقوع یخزدگی از بین میروند و راه عملی برای حفظ آنها وجود ندارد چون گل های باز شده خیلی حساس به سرما زدگی می باشند.درختان مرکبات و سایر گیاهان حساس به سرما را می توان در طی دوره های سرد پوشاند.مخصوصا" در مورد درخت های جوان این امر مهم است چون آنها به سرما حساس تر هستند. گیاهان را با پارچه کتانی , ورقه کاغذ یا روکش های ضد یخ می پوشانند. گیاهان را با پلاستیک نپوشانیده چون موجب هدایت مستقیم سرما به گیاهان می شود. پارچه و کاغذ بهترین کیفیت را در جداسازی برای نگهداری گرما دارند . روکش های ضد یخ از پلی پروپیلن درست شده اند که وزن بسیار سبکی دارند و می توان به مدت چند روز روی گیاهان نگه داشت بدون آنکه آسیبی به آنها بزنند. کرباس یا پارچه کیسه نیز خاصیت عایق سازی خوبی دارد.از روز نامه های کهنه می توان به عنوان روکش های ضد یخ استفاده نمود.ورقه های روز نامه را باید در چند لایه استفاده نمود تا حفاظت بهتر در برابر سرمابدست آید

مشکلات درختان مرکبات در تابستان های گرم

درختان مرکبات سازگاری خوبی با شرایط گرم دارند , اما مانند بیشتر گیاهان در شرایط گرمای شدید تابستان دچار مشکلاتی می شوند. متداول ترین مشکلی که در این زمان از سال مشاهده می شود پیچ خوردن یا لوله شدن برگ ها می باشد.این امر معمولا " ابتدا در برگ های جدیدتر یا برگ های بسیار بیرونی بوجود می آید.این مشکل می تواند در اثر کمبود آب , یا تغذیه حشره بوجود آید.اگر این پیچ خوردگی برگ ها به صورت متمرکز در قسمت جنوب یا غرب درخت ظاهر گردد پس مشکل احتمالا" مربوط به کمبود آب است.اگر پیچ خوردگی در برگ ها در قسمت های مختلف درخت مشاهد ه شود , پس احتمالا"مشکل مربوط به تغذیه حشره می باشد.


تغذیه حشرات مکنده نظیر شته ها و تریپس ها سبب پیچ خوردن برگ های مرکبات می شوند.ترشحات عسلک مانند در اثر تغذیه شته ها موجب سیاه و دوده ای شدن برگ های مرکبات می شوند.
پیچ خوردگی برگ در اثر کمبودآب را میتوان با آبیاری منظم و تامین آب کافی برای درختان این مشکل را رفع نمود.
گاهی برگ های مرکبات دچار آفتاب سوختگی می شوند. اگر برخی از برگها یپچ خوردگی داشته باشندو لکه های سفید و زرد روی برگ ها دیده شوند ,میتواند نشانه وقوع افتاب سوختگی باشد.سایه اندازی روی درختان و افزایش دفعات ابیاری می تواند به کاهش آفتاب سوختگی کمک نماید.
زرد شدن برگ های مرکبات در تابستان می تواند در اثر کمبود برخی عناصر غذایی بوجود آید.برگ ها ممکن است در اثر ناکافی بودن مقدار ازت , آهن یا روی زرد شوند. کمبود ازت موجب زردی عمومی در برگ های مرکبات می شود. کمبود آهن بیشتر موجب زرد شدن برگ های جوان می گردد.
درختان مرکبات کشت شده در خاک های دارای زهکشی ضعیف به بیماری قارچی پوسیدگی طوقه به نام فیتوفترا حساس است . این بیماری با ایجاد پوسیدگی در طوقه درخت در ابتدا موجب زرد شدن برگ ها و در نهایت سبب مرگ درخت می شود.ازتماس خاک با قسمت تنه وپایه درخت دراثر کشت عمیق یا خاک دهی یا انتقال خاک با آب آبیاری یا بارندگی جلوگیری نمود.

انواع کود های شیمیایی
کود های شیمیایی موجب تقویت رشد گیاه می شوند و از طریق فرایند های شیمیایی این کود ها تولید می گردند.کود های شیمیایی در مقایسه با کود های آلی حجم کمتری دارند. انواع زیادی کود های شیمیایی وجود دارند که به شکل های پودی , گرانوله , مایع و گاز تولید می شوند.



نیترات سدیم
این کود 16 در صد ازت دارد و برای خاک های اسیدی مفید هستند.
نیترات کلسیم
این کود 16 درصد ازت دارد و به تلفات از طریق آب شویی و نیترات زدایی بسیار حساس است. به عنوان منبع کلسیم قابل حل در برخی زراعت ها کاربرد دارد.
سولفات آمونیوم
این کود به شکل بلور سفید و شبیه به نمک است. این کود 20 درصد ازت دارد و اثر اسید سازی در خاک ها دارد.
نیترات آمونیوم
این کود شبیه به کود سولفات آمونیوم می باشد و حدود 34 درصد ازت دارد. در خاک سریع عمل می کند اما به مدت طولانی درخاک دوام ندارد.
آمو نیاک
این کود به شکل گاز یا مایع می باشد و حدود 80 درصد ازت دارد. این کود گران می باشد.
کلرور آمونیوم
این کود به شکل بلور سفید است و حدود 26 درصد ازت داردو شبیه به کود سولفات آمونویم عمل می کند.
اوره
این کود هم به شکل بلور سفید است و ازت زیادی دارد. این کود سریع در خاک عمل می کند اما توسط آب دچار آبشویی می شودو به مدت طولانی در خاک دوام ندارد.
سوپرفسفات تریپل
این کود 46 در صد P2O5دارد .
فسفات دی آمونیوم
این کود 18 درصد ازت و 46 درصد P2O5دارد . این کود در آب بسیار قابل حل می باشد.این کود اثر اسید سازی روی خاک دارد.این کود به علت داشتن آمونیوم زیاد می تواند به جوانه زنی بذر در هنگام تماس با آن آسیب برساند.
کود های دارای پتاسیم
دو نوع از این نوع کود ها کاربرد وسیع دارند سولفات پتاسیم و کلرور پتاسیم می باشند.هر دو این کود ها در آب بسیار قابل حل هستندو به خاک قبل یا درحین کشت افزوده می شوند.کود های پتاسیمی برای خاک های شنی خوب هستند.این کود ها به بهبود کیفیت محصولات کشاورزی کمک می کنند

زمان کود دهی به مرکبات
با نزدیک شدن به بهار , درختان مرکبات بزودی به مرحله گلدهی کامل می رسند.برای تقویت گلدهی و نمو بعدی میوه , کود دهی به مرکبات اکنون مهم می باشد.
درختان مرکبات برای رشد مناسب به ازت و هم فسفر نیاز دارند. این عناصر را میتوان با استفاده از کود فسفات آمونیوم یا از فرمول های کود دارای فسفر و ازت برای درختان مرکبات تامین نمود.


درختان جوان ( یک تا دو ساله بعد از کاشت ) به حدود 220 گرم کود نیاز دارند.
درختان کوچک ( دو تا سه ساله بعد از کاشت ) به حدود 340 گرم کود نیاز دارند.
درختان کوچک با اندازه متوسط (3 تا 4 ساله بعد از کاشت )به حدود 680 گرم کود نیاز دارند.
درختان کوچک بالغ (4تا5 ساله بعد از کاشت ) به حدود 900 گرم کود نیاز دارند.
درختان بالغ با اندازه متوسط (5تا6 ساله بعد از کاشت ) به حدود 1125 گرم کود نیاز دارند.
درختان بالغ با اندازه بزرگ (بیش از 6 ساله بعد از کاشت ) به حدود 1350 گرم کود نیاز خواهند داشت.
کود به صورت یکنواخت در سایه انداز درخت پخش شود , این توزیع کود از نزدیک به تنه درخت شروع شده وتا چند سانتیمتر بعد از انتهای شاخه ها ادامه می یابد.
بعد از پخش کود ها , اختلاط کود ها با چند سانتی متر عمق خاک انجام شود. بعد , درختان را به آرامی آبیاری کنید.
به طور کلی درختان مرکبات در طول سال سه بار به کود دهی در ماه های اسفند , اردیبهشت و مرداد نیاز دارد. در هربار به یک اندازه کود مصرف می شود.احتیاط کنید که کود زیاد داده نشود. درختان مرکباتی که کود زیادی دریافت کرده باشند میوه هایی با پوست کلفت تولید می کنند. اگر درختان مرکبات رشد زیادی داشته باشند و رنگ برگ ها سبز تیره باشد ,مقادیر کود توصیه شده را کاهش دهید. یکی از دفعات کود دهی را می توان با توجه رشد خوب درختان مرکبات حذف نمود.
متداول ترین نگرانی در درختان مرکبات زرد و ریزش برگ های پیر می باشد.در ماه های زمستان ریزش برگ در همه درختان همیشه سبز یک امر عادی است. هرچه برگ ها پیرتر می شوند , ریزش برگ های پیر شروع می شود. در مرکبات , ریزش برگ های پیر درست قبل از شروع رشد جدید در بهار اتفاق می افتد.
مشاهده رنگ سبز مایل به زرد در برگ تازه تشکیل شده روی مرکبات یک امر عادی می باشد. اگر این برگ های جوان در طول زمان قادر به ایجاد رنگ سبز تیره نباشند در آن صورت به خاک ممکن است کود آهن افزوده شود. از کود آهن کلاته شده درخاک استفاده شود.
*(کود کامل آهن سلطان محصول شرکت گل سم گرگان ترکیبی پیشرفته برای رفع کمبود آهن و سایر عناصر از طریق محلول پاشی برگی و برای استفاده در سیستم آبیاری می باشد. این شرکت همچنین کود کلات آهن به نام های ژنو گلد , مارشال و فری پلکس جهت کاربرد از طریق خاک دارد.)
کود دهی صحیح به مرکبات باید به حفظ قدرت رویش و میوه دهی درختان کمک نماید. اگر درختان مرکبات قدرت رویش نداشته باشند , تولید میوه کاهش می یابد و مرگ سرشاخه ها بوجود می آید.

شرایط لازم برای کاشت نهال درختان
بازرسی نهال

قبل از خرید نهال با انجام امور ذیل ازسالم بودن گیاه مطمئن گردید.
1- ریشه ها : دچار پیچ خوردگی , تابخوردگی و گره خورده نباشند , ریشه ها را از نظر سوختگی , سرما زدگی , پوسیدگی و یا بیماری مورد بررسی قرار دهید.
2- اندام هوایی : پوست نهال درخت صدمه ندیده باشد ,آلوده به بیماری و حشرات نباشد و نهال ها سالم با الگو های رشد طبیعی , پربنیه و خوب باشد


نگهداری نهال ها قبل از کاشت
1- ریشه های نهال را مرطوب و خنک نگهدارید.
2- در خارج از فصل کاشت جهت جلوگیری از خسارت سرما زدگی در محیط مناسب قرار دهید.
3- قبل از کاشت در محل اصلی ,آن را نسیت به سرما عادت داده و مقاوم سازی انجام گیرد.
4- در محل کاشت آن را در برابر نور و گرمای شدید , خشکی و غیره حفظ نمائید.
تهیه چاله برای کاشت نهال
1- چاله نهال عمیق تر از توده ریشه کنده نشود , عرض چاله حداقل دو برابر عرض توده ریشه باشد.
2- خاک مناسب برای چاله فراهم کنید تا به گسترش یکنواخت ریشه ها کمک نماید.
3- ریشه ها , علف های هرز و خرده سنگ ها و سایر بقایای گیاهی را از چاله کاشت خارج نمائید.
4- گراول , کود های شیمیایی , ماده آلی و یا سایر مواد اصلاح کننده به چاله افزوده نشود.
5- خاک ته چاله را شل نکنید یا بهم زده نشود.
کاشت نهال
1- کاشت در پائیزه در اقلیم های معتدل به طور کلی بسیار خوب است , کاشت در بهار مستلزم ابیاری بیشتر می باشد.
2- حذف خاک موجود از ریشه ها برای جلوگیری از مشکلات حدفاصل خاک
3- حذف تمام مواد غیر ضروری مانند پارچه , پلاستیک و اتیکت و غیره
4- طوری نهال را بکارید که حدفاصل ریشه –اندام هوایی در سطح خاک یا کمی بالاتر از آن قرار گیرد.
5- ریشه های مرده , خشک شده یا بیماری را هرس کنید و ریشه ها ی زیاد طویل شده را کوتاه کنید.
6- شاخه های اسیب دیده , بیمار یا خشک شده را هرس کنید . سر شاخه را قطع نکنید.
7- ریشه ها را در چاله به طور یکنواخت پخش کنید و خاک فوقانی را در اطراف ریشه قرار دهید.
8- چاله را با خاک خود باغ پر کنید.
9- نهال را به خوبی ابیاری کنید تا خاک چاله نشست نماید . اگر چاله گود تر شد ان را با خاک خود باغ پر کنید.
10-برای حفظ رطوبت خاک و گرم نگه داشته خاک , مالچی از مواد الی را در اطراف درخت و دور تر از پایه درخت قرار دهید.
11-در صورت نیاز می توان از قیم استفاده نمود .
12- نهال های تازه کاشته شده را در فصول خشک سال ابیاری کنید تا به استقرار آنها کمک نماید.

 

ادامه نوشته

اهمیت مصرف کود درحاصلخیزی خاک



A : اهمیت مصرف کود درحاصلخیزی خاک

یکی از موجودات زنده ای که به خاک وابسته است گیاه است . گیاه برای رشد و ادامه زندگی خود ، جائی که هست بایستی باندازه کافی مواد غذائی وجود داشته باشد . در خاک بطور طبیعی عناصر متعددی وجود دارد . فقط میزان این عناصر در هر زمان بقدر کافی وجود ندارد . خاکی که روی آن کشت و زرع میشود بمرور زمان مواد غذائی درون خاک آن کاهش می یابد .
در اینجاست که اهمیت تغذیه گیاهی شروع میشود . درختان نیاز سالیانه مواد غذائی خود را از زمین جذب مینمایند چنانچه مواد غذائی جذب شده جایگزین نگردد در آن صورت کمبودهائی در عملکرد و یا کیفیت محصول بوجود خواهد آمد . برای جلوگیری از چنین وضعیتی عناصر مورد نیاز به حد کافی بایستی اضافه نموده و آنرا تقویت نمائیم .

B : جذب و انتقال مواد غذائی :

ریشه عامل اصلی جذب مواد غذائی است . در شرایط خیلی محدود سایر قسمتهای اندام گیاه که در بالای خاک وجود دارند نیز میتوانند مواد غذائی را جذب نمایند ولی هیچوقت باندازه مورد نیاز نمی توانند مواد غذائی را جذب نمایند .
برای جذب از راه ریشه به وجود یک سیستم ریشه مناسب و خوب نیاز است . گیاهان آب و مواد غذائی را توسط ریشه های موئی گرفته و به اندامها میرسانند . روی این اصل وجود یک ریشه افشان انبوه سبب جذب آسان و مناسبی برای گیاه بوجود خواهد آورد .

همچنین بافت خاک و رطوبت موجود در آن تاثیر زیادی در جذب مواد غذائی خواهد داشت . از طرفی ریشه در جستجوی مواد غذائی درون خاک دنبال عناصر میگردند که قابلیت جذب خوبی داشته باشند و یا قابلیت جذب آنها بالا باشد . ریشه عناصر مواد غذائی را با استفاده از خصوصیات فیزیکی و شیمیائی از روش اسمزی با تبادل یونی و تماسی جذب مینمایند که با استفاده از جذب سلولی انتقال می یابند . انتقال مواد غذائی از پایین بطرف بالا و بالعکس صورت میگیرد . یعنی مواد غذائی از سمت ریشه سمت برگ و میوه رفته که در اثر فتوسنتز مواد غذائی مجدداً به ریشه و سایر اندام گیاه نقل مکان می یابند.


C : چگونه مواد غذائی مورد نیاز درختان و گیاهان را تعیین مینماییم :


برای تعیین کودهای مورد نیاز روشهای فنی بکار گرفته میشود از جمله :

آزمایشات مزرعه ای
آزمایش خاک
آزمایش گیاه
آثار کمبود در گیاه
روشهای رادیو ایزوتوپها







1 - روش آزمایشات صحرائی و مزرعه ای

قدیمی ترین روش ، آزمایشات صحرائی و یا مزرعه ای میباشد . برای تعیین میزان کود مورد نیاز بهترین نتیجه را خواهد داد . ولی این روش زمان و هزینه زیادی را در بر خواهد داشت .در این روش قطعاتی را انتخاب و میزان و انواع مختلف کود را به زمین داده و بهترین آنها را انتخاب مینماید .

2- روش آزمایش خاک

امروزه برای تعیین حاصلخیزی بیشترین جایگاه را آنالیز خاک بخود اختصاص داده است . هدف از تجزیه خاک تعیین میزان مواد غذائی موجود درخاک و کمبود عناصر را بشرح زیر انجام میگردد :
نحوه نمونه برداری خاک .
عناصر غذائی قابل جذب در نمونه .
تفسیر نتایج نمونه خاک .
توصیه کودی.

- نحوه تهیه نمونه خاک

قبل از تهیه نمونه خاک ، اختلافات موجود در مزرعه نظیر شیب ، رنگ خاک ، تیپ خاک ، تپه ماهور و عوارض و آب زیرزمینی را بایستی در نظر داشته و در هر یک از این نقاط نمونه جداگانه ای تهیه نمود . چنانچه اراضی مورد نظر تماماً یکنواخت و با یک مدیریت اداره شده باشد برای هر دو هکتار یک نمونه بایستی تهیه نمود .

روی این اصل بطور تصادفی بصورت زیک زاک ( یا شکل N ) در مزرعه حرکت نموده 8-6 نقطه از زمین را توسط مته و یا بیل به عمق 25-0 نمونه برداشته و با هم مخلوط و یک نمونه مرکب تهیه و باندازه یک تا دو کیلوگرم آنرا جدا نموده و در کیسه پلاستکی میریزیم و سپس به آزمایشگاه ارسال میداریم . اگرخواستیم با بیل نمونه برداری کنیم بدواً زمین را به عمق 25 سانتیمتر بشکل v درآورده سپس از سمت صاف آن به ضخامت 3-2 سانتیمتر و به عمق 25 سانتیمتر نمونه ، برمیداریم . این عمل در 8-6 نقطه تکرار خواهد شد و از مخلوط کردن آنها یک نمونه مرکب باندازه یک تا دو کیلوگرم برمیداریم . و اگر منظور نمونه برداری در باغات مرکبات باشد بایستی نمونه برداری حدود 8 نقطه را بطور تصادفی در باغ انتخاب نمود و در محل آبچکان درختان ، چاله ای به عمق 60 سانتیمتر بشکل V تعبیه و از یک سمت به قطر 3-2 سانتیمتر به عمق 30-0 و 60-30 جداگانه نمونه خاک تهیه و در ظروف جداگانه آنها را خوب مخلوط و یک نمونه مرکب به وزن 2-1 کیلوگرم از خاک روئی به عمق 30- 0 و میزان 2-1 کیلوگرم از عمق 60-30 سانتیمتر تهیه و به آزمایشگاه ارسال نمود .











3 - نحوه نمونه برداری از برگ :

در این اواخر آنالیز برگ و سایر اندامهای گیاه عمومیت یافته و با استفاده از نتایج آن توصیه های حاصلخیزی توسط متخصصین ارائه میگردد . فقط باید توجه داشت برای استفاده بهتر از نتایج برگ در توصیه کودی لازم است خاک همان مزرعه نیز حد اقل یکبار تجزیه و تحلیل گردد .

در تهیه نمونه برگ :

نوع گیاه و واریته آن ، سن درخت و شاخه ای که نمونه از آن گرفته میشود ( با میوه بوده و یا بدون میوه ) سلامت درخت و غیره را بایستی دقت نمود . چنانچه آثار بیماری و یا کمبود شدید در بعضی از درختان مشاهد گردد نمونه های اینگونه درختان بایستی جداگانه تهیه گردند .

در باغات عموماً حدود 20 % درختان برای تهیه نمونه برگ بطورتصادفی و بشـکل زیک زاک ( N ) انتخاب مینماییم .
بهترین زمان نمونه برداری بطور کلی ( سیاه ریشه ها ) 12 - 8 هفته بعد از گلدهی میباشد که معمولاً در تیر خواهد بود . لذا نمونه های برگ را از ارتفاع صورت از وسط و شاخه هائیکه آفتاب خور هستند تهیه میگردند . نمونه را در داخل کیسه های پلاستیک که دارای سوراخ هستند میریزیم و فوراً به آزمایشگاه انتقال میدهیم .

D - مواردیکه در توصیه میزان کود بایستی مد نظر قرار گیرد .

1- شرایط اقلیمی :
- گرما
- نور
- باران

گرما :
در صورت یکسان بودن سایر شرایط و فاکتورها چنانچه مناطقی دارای روزهای گرم و شبهای سرد باشد مصرف کود بیشتر خواهد بود .
نور :
نور رابطه نزدیکی با مصرف کود دارد . بطوریکه در سایه بعلت کمبود و پایین بودن کربن هیدرات میزان مصرف کود کمتر خواهد بود بالعکس با افزایش نور کود بیشتری باید مصرف نمود .
باران
مصرف کود رابطه مهمی با فاکتور آب دارد . آب مواد غذایی را در خود حل کرده و بشکل قابل جذب توسط گیاه جذب و انتقال میدهد . روی این اصل در مواقع کمبود آب میزان مصرف کود نیز مناسب با آن خواهد بود در غیر اینصورت تولید اقتصادی نخواهیم داشت .








2- فاکتور خاک :


a - حاصلخیزی خاک
قبل از مصرف کود وضعیت حاصلخیزی خاک را بایستی مشخص نمود . سپس برحسب نیاز میزان و نوع کود تعیین و مصرف شود .
b - اسیدیته خاک
برای جذب مواد غذائی از سوی گیاه PH خاک از اهیمت بالائی برخوردار میباشد . برای جذب آسان این عناصر ، PH خاک باید بین 7-6 باشد .

c - ظرفیت نگهداری آب در خاک

فاکتور آب و یا باران در اینجا به بافت خاک بستگی دارد . یعنی میزان آبی که بافت خاک در داخل خود حبس و نگهداری مینماید .

بطور مثال به خاکهای شنی هر چقدر آب بدهیم خیلی اهیمت ندارد . از طرفی در خاکهای رسی بعلت جذب بالای آب در این نوع خاکها گیاه از آب موجود آنطوریکه باید شاید نمی تواند استفاده نماید .
درجدول زیر آب قابل استفاده در خاکهای مختلف نشان داده شده .

میزان آب در ارتفاع 150 برحسب میلیمتر(mm ) نقطه پژمردگی (گرم) آب قابل استفاده ظرفیت مزرعه
(گرم ) بافت خاک
105 30 100 S
180 80 200 S.L.
270 120 300 L.S.
300 150 350 L
216 220 400 CL
150 300 450 C

عملیات زراعی
وقتی باغی احداث میشود خاکهای آن باغ سالهای زیادی تحت اشغال در می آید . در سالهای اول برای دفع علفهای هرز با عملیات زراعی از جمله شخم انجام میشود ولی نبایستی شخم عمیق در باغات انجام شود چراکه سبب از بین رفتن ریشه های فرعی میگردد برای کود پاشی یا بصورت سرک روی زمین پاشیده سپس با عملیات زراعی زیر خاک نمود و یــا بصورت چالــکود مصرف کرد .










3- گیــاه

a : نوع گیاه و یا درخت :

درختان مختلف نیازهای غذائی متفاوتی دارند . در جدول زیر نیازهای غذائی بعضی از درختان سیاه ریشه مواد غذائی جذب شده در یک هکتار توسط درختانیکه در سال اول بارده هستند .

کلسیم پتاس فسفر ازت تعداد درختان در هکتار نوع درخت
9/63 7-61 7/15 8/57 86 سیب
6/42 37 8/7 1/33 296 گلابی
8-127 7/80 2/20 5/83 296 هلو
46 6/42 5/9 1/33 296 گوجه
8/73 9/63 4/17 51 593 به


b : پایه درخت
c : سن درخت
d : بزرگی درخت
e : فاصله کاشت

C : سن درخت
سن درخت متناسب با بزرگی درخت نیز میباشد . روی این اصل وقتی سن درخت افزایش یابد میزان کود مصرفی نیز افزایش می یابد . فقط این افزایش در پیک تولید متوقف میشود .

D : بزرگی درخت
بزرگی درخت رابطه نزدیکی با میزان مصرف کود دارد . معیار بزرگی درخت قطر ساقه است یعنی اگر قطر درخت افزایش یابد مصرف کود نیز اضافه میشود .

E : فاصله کاشت
با افزایش تعداد درخت در هکتار میزان مصرف کود نیز افزایش می یابد .

مینوز مرکبات

پروانه مینوز مرکبات


پروانه مینوز مرکبات Citrus leaf-miner

Phyllocnistis citrella

Lep: Gracillariidae

این حشره در مناطق گرمسیردر تمام فصول سال فعال است. هر کجا که سرمای زمستانه وجود داشته باشد زمستان را به صورت حشرات کامل در زیر برگهای خشک وپناهگاههای دیگر به سر می برد. حشرات کامل معمولاً تخم های خود را در سطح زیرین برگ و در داخل پارانشیم قرار می دهند. دوره جنینی تخم 2 تا 13روز به طول می انجامد . لاروها پس از خروج زیر کوتیکول برگ دالان های کج ومعکوج ایجاد می کنند.دوره لاروی بین 4.5 تا 23روز و شفیرگی 5 تا24 روز به طول می انجامد.طول دوره رشدی حشره متناسب با درجه حرارت واز2تا 8 هفته متغیرمی باشد و می تواند سالیانه 8 تا 11 نسل در سال داشه باشد. پروانه های مینوز بیشترین خسارت را در نهالستان های مرکبات ایجاد می کنند. روی درختان مسن وپارور اهمیت چندانی ندارد. گاهی برگهای جوان را مانند شته لوله می کنند ویا در بعضی از قسمتها خشکیدگی ایجاد می نمایند.




کنترل شیمیایی: مصرف سموم زیر برای نهالستانها پیشنهاد می شود.

نام عمومی سم
نام تجاری
فرمولاسیون
مقدار مصرف

1. دیفلوبنزورون
دیمیلین
wp25%
5/. درهزار+ 3/. درصد روغن

2. ایمیداکلوپراید
کونفیدور
SC35%
4/. درهزار + 3/. درصد روغن

 

ضدیخ گیاهان (برای جلوگیری از سرمازدگی)     

  ضدیخ گیاهان (برای جلوگیری از سرمازدگی)  
 
قیمت: لیتری 85000 تومان
دریافت بروشور کامل محصول
به دلیل جذب سریع این ماده توسط برگ ها، ساقه و ریشه درمدت کمی، گیاهان شروع به فعالیت شدید متابولیکی کرده و محتویات آمینو اسیدها، پروتئین ها، قند، روغن، ویتامین و مواد معدنی بویژه پروتئین های ضد یخ در پیکره گیاه افزایش می یابد. بنابر این محصول فوق چندین مزیت عمده را برای گیاهان دارد از جمله:

1- مقاومت گیاهان را در برابرسرما و یخ زدگی تا حد قابل قبولی افزایش می دهد. در حین فصل رشد، مقدار و زمان مصرف صحیح موجب می شود که گیاه تولید پروتئین ضدیخ (AFP) و آمینواسیدهای ضدیخ (AAA) کرده که همین امر سبب افزایش مقاومت گیاه دربرابر آسیب های ناشی از سرمازدگی و یخ زدگی می گردد. در صورتیکه در ابتدای شروع نمو جوانه های گل، شکوفه زدن و مراحل ابتدایی تشکیل میوه از این ماده استفاده شود، موجب مقاومت بیشتر گیاه در برابر سرمای احتمالی اواخر بهار می شود و می تواند نقطه خسارت حاصل از انجماد گیاهان را تا 7 درجه سانتیگراد بالا برد.
2- این ماده، مقاومت داخلی و خارجی گیاه در مقابل انواع تنش ها را افزایش می دهد.
3- اگر در فصل پاییز استفاده شود، این ماده مقاومت گیاه در برابر آسیب ناشی از سرمای زودرس پاییزی را افزایش می دهد.
4- در اثر استفاده از این ماده میوه ها بزرگتر، سنگین تر، براق تر و خوشمزه تر می شود.
5- این ماده توانایی انجام فتوسنتز بیشتری را به گیاهان می دهد بنابراین موجب افزایش فشار اسمزی و افزایش مکش آب و مواد غذایی از طریق ریشه گیاه خواهد شد و برگ ها نیز ضخیمتر و سالمتر می شوند و به این دلایل گیاه می تواند در برابر گرما و محیط خشک نیزاز خود مقاومت بیشتری را نشان دهد.
6- در صورت مخلوط شدن با خاک، می تواند PH خاک را پایین بیآورد. باکتری spp Thiobacillus نیتروژن آزاد را از هوا جذب کرده و وارد خاک می کند. مقدار نیتروژن خالص اضافه شده به خاک بر اثر استفاده ازاین ماده حدود kg 80-60 در هر هکتار در یک سال است.
7- در گلخانه ها، مقاومت گیاه در برابر تنش ناشی از گرما و سرما را افزایش می دهد. بنابراین تنش حرارتی در گیاهان توسط این فرآورده پایین آورده می شود و در برخی موارد نیاز به سیستم گرمایش در گلخانه کاملا رفع میشود.

ضد یخ گیاهی از چه ساخته شده است؟
این ماده شامل 3 نوع از انواع گوناگون باکتری تیوباسیلوس (Thiobacillus) است که در طبیعت نیز وجود دارند(T.Thiooxidans, T. Thioparus, T. Ferrooxidans)، همچنین حاوی حدود 60 نوع ماده معدنی به همراه اسید Piruvic، اسید Oxaloacetic و Rusticyanin تولید شده توسط باکتریها که طبیعی و بی خطر برای محیط زیست هستند می باشد.

روش مصرف، ملاحظات و احتیاطات:
1- با استفاده از سمپاش های مه پاش، مه پاشی را روی کل گیاه یا درخت انجام دهید تا حدی که محلول روی درخت یا بوته شروع به چکه کردن کند.
2- برای بهبود کمیت و کیفیت محصول ، این ماده را در ابتدای شروع باز شدن شکوفه ها استفاده کنید و برای اطمینان بیشتراین عمل را هر 15 روز یکبار (حداقل 3-2 بار) تکرار کنید.
3- برای حفاظت بهتر در مقابل سرمازدگی بهاره بر اساس پیش بینی هواشناسی این ماده را دو روز قبل از شروع هوای سرد و یخبندان بکار برید بنابراین استفاده از پیش بینی هواشناسی و محلول پاشی بموقع می تواند تاثیر بیشتری را سبب شود.
4- همیشه ضد یخ گیاهی را با آب (بدون کلر) رقیق کنید. به هیچ عنوان این ماده را با آبی که PH آن بالاتر از 7 است مخلوط نکنید. (برای تعدیل pH آب میتوانید از مقدار کمی اسید فسفریک استفاده کنید).
5- ضد یخ گیاهی دارای درجات تاثیر متفاوتی بر روی گیاهان مختلف ، (بر اساس سن گیاهان، خواص ژنتیکی ، محیط رشد،دما و شرایط خاک و کودهای مصرفی ) است.
6- این ماده را نباید با مواد شیمیایی و سموم آفت کش و قارچ کش ها مخلوط کرد.
7- از آنجا که این ماده پس از 6 ساعت عملکرد حفاظتی خود را آغاز می کند در تمام موارد، درهوای صاف محلول پاشی کنید و در صورت بارش باران در فاصله زمانی کمتر از 6 ساعت به احتمال زیاد اثراین ماده از بین خواهد رفت.
8- اگر گیاهان تحت تنش حاصل از سرما باشند این ماده تاثیرنخواهد کرد. توصیه می شود مواد را در ساعات 10 صبح تا 4 بعد از ظهر و دمای بالای 12 درجه برای گیاهان گلخانه ای و دمای بالای 9 درجه برای گیاهان فضای باز بکار ببرید.
9- میزان مصرف ضدیخ گیاهی بستگی به عوامل زیر دارد: الف) میزان پودر کردن اسپری، ب) اندازه گیاه، ج) سطح گیاه، و د) فواصل بین گیاهان.
10- این محصول به طور موقت می تواند به افزایش مقاومت به سرما دراکثرگیاهان تا 15 روز کمک کند.
11- مصرف ضد یخ گیاهی روی گیاهان سالمتر نتیجه بهتری می دهد.
12- این ماده آسیب های قبلی ناشی از تنش های محیطی که از قبل به گیاه وارد شده است را نمی تواند جبران کند.
13- به منظور افزایش مقاومت درختان در مقابل سرمای زمستانه ،عمل محلول پاشی را در پاییز و قبل از زرد شدن برگ ها انجام دهید. (موارد خاص)
14- مرکبات: بمنظور جلوگیری از آسیب سرما بر روی مرکبات بایستی محلول پاشی در دو نوبت یکبار یک ماه قبل از برداشت ونوبت دوم 5 روز قبل از برداشت میوه مرکبات انجام شود.
15- سیب زمینی: قبل از کشت، در نوبت اول غده های سیب زمینی را داخل محلول (NPA Cropaid رقیق شده) فرو برده یا روی غده ها را مه پاشی کنید و در نوبت دوم نیز پس از ظهور برگ ها و افزایش سطح آنها عمل مه پاشی تکرار شود . در هنگام خطر سرما یا یخ زدگی، هر 10-7 روز این کار را تکرار کنید.

مقدار مصرف: در تمام موارد 5 در هزار است.
شکل ظاهری: مایع
رنگ: زرد، زرد مایل به قهوه ای
خطرناکی: به عنوان خطرناک طبقه بندی نشده است.

مشکلات احتمالی و کمک های اولیه در صورت ایجاد هر گونه مشکل
- تنفس: در شرایط عادی اثرسوئی بر نحوه تنفس ندارد اما در دماهای بالا، بخارات آن ممکن است اثرات جزئی بر دستگاه تنفس بگذارد. دراین حالت با پزشک متخصص مشورت کنید.
- آشامیدن: سوزش آور است. مقدار زیادی سودا یا شیر بیاشامید. اقدام به تهوع کنید. دراین حالت با پزشک متخصص مشورت کنید. به شرط محلول پاشی با دوز صحیح، میوه ها و سبزیجاتی که آغشته به این ماده بوده به هنگام مصرف خطری ندارند.
- تماس با پوست: در موارد نادری ممکن است برای پوستهای حساس، خارش آور و سوزاننده باشد بنابراین هنگام کار با این مواد باید از دستکش استفاده شود و محلی از پوست که با محلول تماس پیدا کرده را بلافاصله با آب و صابون فراوان بشویید.
- تماس با چشم ها: درهنگام کار حتما از عینک استفاده شود. تماس محلول با چشم سوزش آور است و در این صورت با بلند کردن پلک ها، چشم ها را با آب زیاد بشویید. در صورت سوزش با پزشک متخصص مشورت کنید.
- قابلیت اشتعال: این ماده آتش زا نیست اما درصورت قرار گرفتن در معرض آتش سوزی ممکن است از خود دود مضر تولید کند. در صورت آتش سوزی از مواد آتش نشانی مناسب برای احاطه کردن آتش استفاده کنید. لباس محافظ و ماسک تنفسی فراموش نشود.
- روش پاکسازی هنگام ریزش (ماده خالص) به روی زمین: هنگام ریختن، خاک یا ماسه نرم را روی کف زمین پخش نمایید.
- احتیاط های مربوط به حمل و نقل: هنگام حمل و نقل، نباید ظروف حاوی Cropaid تحت فشار باشند. مواظب سوراخ شدن یا شکافته شدن ظروف باشید.
- احتیاط های نگهداری: دقیقا در 30-10 درجه سانتی گراد نگهداری شود. بالا تر یا پایین تر بودن دما مناسب نیست.

 کنترل و حفاظت افراد در تماس:
- تهویه: نیاز ندارد
- تجهیزات تنفسی: الزامی نیست
- استفاده از دستکش و عینک الزامی است
- سایر حفاظت ها: الزامی نیست
- مدت قابل نگهداری: 3 سال از تاریخ تولید

ساخت کشور: انگلستان
نام کارخانه سازنده: CROPAID LTD

کاربرد اکسین در باغبانی

 کاربرد هورمون اکسین در باغبانی


بیوسنتز اکسین

ساخت اکسین عمدتا در بخشهای مریستمی گیاه بخصوص ، جوانه های راسی و برگهای جوان صورت می*گیرد. در پژوهشهای اولیه در مورد اکسین گفته شده بود که چون اندول استیک اسید از نظر ساختمان شیمیایی شبیه اسید آمینه تریپتوفان است احتمالا از تریپتوفان ساخته می*شود. بعد از شناسایی عناصر رادیواکتیو و استفاده آنها در تحقیقات زیستی ، این نظر تائید شد.

با بکارگیری کربن رادیواکتیو (کربن 14) مسیر تشکیل اندول استیک اسید (iaa) در بسیاری از گیاهان شناخته شده است که شامل مسیر زیر می*باشد: اسید آمینه تریپتوفان بوسیله واکنش دآمیناسیون به اندول پیروویک اسید تبدیل می*شود. سپس این ماده بوسیله واکنش دکربوکسیلاسیون به اندول استالدوئید تبدیل می*گردد.اندول استالدئید تحت تاثیر واکنش دهیدروزناسیون به اندول استیک اسید تبدیل می*شود.


نقش اکسین*ها در گیاه


· طویل شدن سلولها و اندام: کلا طول شدن سلولها فقط در حضور اکسین روی می*دهد. اکسین در غلظتهای بالا اثر بازدارندگی روی این مرحله از رشد دارد مثلا غلظتی از اکسین که باعث ویل شدن ساقه می*شود، طویل شدن ریشه را کند می*سازد
.
· جلوگیری از ریزش برگ:

اکسین از ریزش برگها جلوگیری می*کند و ریزش میوه*های رسیده را به عقب می*اندازد.
·
تسریع در رسیدن میوه:


اکسین رسیدن کامل میوه*ها را تسریع می*کند.

پارتنوکارپی: این اصطلاح به میوه*های بدون دانه گفته می*شود که بطور طبیعی در برخی گونه*ها روی می*دهد و در بعضی گونه*ها هم می*توان آن را با بکارگیری هورمون اکسین تحریک کرد

اثرات سمی اکسین

استفاده از غلظتهای نسبتا زیاد اکسین باعث تغییر شکل برگ ، ساقه ، ریشه ، رنگ پریدگی برگها ، جلوگیری از طویل شدن ساقه و ریشه و جلوگیری از باز شدن گلها می*شود. از این خاصیت اکسین*ها در از بین بردن علفهای هرز و دیگر گیاهان مزاحم به عنوان علف کش استفاده می*شود.

نحوه انتقال اکسین

انتقال اکسین در اندامهای هوایی گیاه از بالا به پایین و در بافتهای پارانشیمی در داخل آوندهای آبکشی انجام می*گیرد. نحوه انتقال اکسین در ریشه هم از نوک ریشه به سمت بالای ریشه صورت می*گیرد.

نقش اکسین در باغبانی

تنک کردن

پایداری میوه*های در حال رشد و گلها و برگها بستگی به تعادل بین اکسین داخل آنها و مقدار اکسین ساقه دارد. هر وقت این تعادل بهم بخورد در محل اتصال دمبرگ با میوه یا دمگل به ساقه یک لایه چوب پنبه*ای بوجود می*آید و اندام مربوط از درخت جدا می*شود و ریزش می*کند. این امر در میوه کاری اهمیت زیادی دارد. چون درختان میوه زیادی تولید می*کنند اگر همه آنها روی درخت بماند ولی محصول از نظر کیفی نامرغوب می*شود ثانیا به علت کمبود مواد غذایی ریزش می*کنند ثالثا درخت ضعیف می*شود. برای جلوگیری از این موارد با استفاده به موقع از محلولهایی از انواع اکسین گلهای ضعیف را وادار به ریزش می*کنند یا به اصطلاح محل تنک کردن انجام می*دهند.



تولید بافت پینه*ای

هر وقت درخت به دلایلی از جمله هرس و قلمه*گیری زخم شود، سلولهای پارانشیمی ناحیه زخم با ایجاد بافت یکنواخت محل زخم را ترمیم می*کنند این بافت که پینه نام دارد دارای اکسین زیادی دارد.
جلوگیری از ریزش میوه قبل از برداشت

برای این منظور 4 - 3 هفته قبل از برداشت میوه از ترکیبات مختلف اکسینی به غلظت معینی استفاده می*شود


کاهش ترک خوردگی میوه گیلاس

میوه*های گیلاس بعد از بارندگی دچار ترک خوردگی می*شوند که با مصرف ترکیبی از اکسین با غلظت معین 35 روز قبل از برداشت می*توان از این پدیده جلوگیری کرد

ریشه*دار کردن قلمه*ها
ریشه*دار کردن قلمه*ها به کمک اکسین یکی از کاربردهای مهم این ماده در باغبانی است

جلوگیری از رشد نوکها و پا جوشها


پس از هرس شدید گیاهان ، تعدادی شاخه غیر بارور بنام نوک تولید می*شود که باید هرس شوند. اگر محل زخم هرس را با کمک اکسین محلول پاشی کنیم از رشد نوکها جلوگیری می*شود که این ماده برای جلوگیری از رشد پاجوشها (پاگیاه) نیز بکار می*رود.

رشد طولی شاخه

چون جوانه انتهایی شاخه دارای اکسین زیادی است و باعث رشد سریع طولی شاخه می*شود. __________________

کاربرد هورمون جیبرلین در باغبانی

مقدمه

بیماری باکان یا بیماری غشای احمق برنج برای اولین بار توسطژاپنی*ها کشف شد که ناشی ازآلودگی گیاه برنجبه قارچ جیبریلا فوجیکوریاست که گیاه آفت زده خیلی بلندتر از گیاه سالم بود. بعدها ماده*ای از عصاره اینقارچ بدست آمد که جیبرلین نامیده می*شد. تا به حال بیش از 50 نوع جیبرلین شناختهشده است که همگی از نظر شیمیایی به هم نزدیک هستند. جیبرلین*ها گروه مشخصی ازهورمونهای گیاهی هستند که معروفترین و مهمترین آنها CA3 می*باشد.

ماهیت شیمیایی جیبرلین

ساختمان همه جیبرلین*ها چهار حلقه است که بهم پیوندشده*اند و حلقه جیبرلین نامیده می*شود. ملکول هر جیبرلین از 19 تا 20 کربن و 28-22هیدروژنو از 9-4 اتم اکسیژن ساخته شده است.

مراکز عمده ساخته شدن جیبرلین

نواحی عمده ساخته شدن جیبرلین*ها در گیاهانبرگهای جوان ، میوه*ها و نوک ریشه می*باشد.

نحوه انتقالجیبرلین

انتقال این هورمون کاملا آزادانه در آوندهای آبکشی و چوبی صورت می*گیرد وتبادل بین این دو سیستم*هادی ممکن است از طریق اشعه آوند چوبی و اشعه آوند آبکشیانجام گیرد.



نقش جیبرلین*ها در گیاه
طویل شدن سلول*ها
پاشیدن جیبرلین روی گیاه باعث افزایش طول ساقه می*شود. طویل شدن ساقه در درجه اول نتیجه طویل شدن نواحی بین گره*ها است هر چند تقسیم سلولینیز تا حدودی ممکن است در این امر دخیل باشد.
گلدهی
بعضی درختان میوه فقط در روزهای بلند گل می*دهند و بیشترگونه*ها هم تحت اثر جیبرلین در روزهای کوتاه وادار به گلدهی می*شوند.
پارتنوکاپی
جیبرلین در بسیاری از میوه*ها ایجاد میوه پارتنوکارپ (میوه بدون دانه) می*کند.
طویل شدن ریشه
جیبرلین در بعضی گونه*های درختان میوه به طویل شدن ریشهکمک می*کند.
رشد برگ
طول موجهای کوتاهی از نور قرمز در رشد برگ موثر است. جیبرلین می*تواند در رشد برگ جایگزین نور قرمز شود.
سبز کردن بذوره
بذر برخی از گیاهان بعد از جذب آب برای اینکه سبز شودلازم است که قبلا در مقابل نور قرار گیرد جیبرلین در آن مورد می*تواند جایگزین نورقرمز قرار بگیرد و باعث سبز شدن بذور گردد.

کاربرد جیبرلین در باغبانی

مهمترین کاربرد این هورمون برای افزایش میزان محصول انگور است

·اگر هورمون پاشی قبل از عمل لقاح یعنی 10 روز قبل از ریزش گلبرگها صورت گیردباعث از بین رفتن مادگی و تولید حبه*های بدون هسته می*شود. این عمل با ریزش تعدادیاز حبه*ها همراه است بنابراین درانگور یاقوتیکه خوشه متراکم دارد باعث تنکشدن خوشه (ریزش گلهای خوشه) و بالا رفتن کیفیت محصول می*شود چون حبه*های باقی ماندهفضای زیادی برای رشد دارند.
·افزایش محصول انگور زمانی است که هورمون پاشی بعد از انجام عمل لقاح و تشکیلحبه انجام می*گیرد که باعث درشت شدن حبه*ها می*شود.

بزرگی و درشتی میوه

برای تولید میوه*های درشت*تر و بهتر و برای جلوگیری ازترک ناشی ازباراندرگیلاساز جیبرلین سه هفته قبل از برداشت روی این محصول هورمون پاشی می*شود.

کیفیت میوه

برای کیفیت میوه آلوده 5 - 4 هفته قبل از برداشت هورمون پاشیروی این میوه صورت می*گیرد.

به عقب انداختن رسیدن میوه*ها

میوه*هایی مثلخرمالوکه اگر پس از رسیدن چیده نشوند به سرعت نرم وفا سد می*شوند و یاپرتقالو لیمو زمانی روی درخت می*رسند که عرضه به بازار زیاد و قیمت پایین است. چنینمیوه*هایی را اگر موقعی هنوز سبز هستند یعنی حدود یکماه قبل از رسیدن با محولهاییاز جیبرلین محلول پاشی کنند در این صورت مدت نسبتا طولانی میوه سبز روی درخت باقیمی*ماند. در یکماه قبل از رسیدن با محلولهایی از جیبرلین محلول پاشی دوباره به حلتسبز بر می*گردند.

دیر برداشت کردن میوه*ها

در موردگیلاسسه هفته قبل از برداشت و برای گلابی چهار هفته قبل از برداشت محلول پاشی می*کنند.

پا بلند کردن گیاهان پا کوتاه

برای انجام این کار از این هورمون استفادهمی*شود که با بلند شدن میان گره*ها این امر ممکن است.

سایر کاربردها

·برای وادار کردن گیاهان روز بلند (گیاهانی که در روزهای بلند و طولانی گلدهیمی*کنند) به گلدهی در شرایط روز کوتاهی (گیاهانی که در روزهای کوتاه گلدهی می*کنند) از این هورمون استفاده می*شود.
·برای کاهش اثر ویروس زرد در میوهآلبالو 15-10 روز پس از ریزش گلبرگها استفاده می*شود.
·برای اصلاح شکل و اندازه میوه سیب در زمان اولین ریزش گلبرگها استفادهمی*شود.
·برای افزایش تولیدگل رزدرخیار گلخانه*ایازهورمون حیبرلیناستفاده می*کنند.
·برای افزایش جوانه زنی بذرهایسیب،گلابی،فندق،گیلاسقبل از جوانه زنی از هورمون جیبرلین استفاده می*شود.
·جیبرلین در انگور باعث افزایش اندازه حبه*ها می*شود و در سیب و گلابی باعث درازشدن اندازه این میوه*ها می*شود.

__________________
کاربرد هورمون سایتوکیتین در باغبانی




مقدمه

اولین بار دانشمندی به نام میلر موفق شد از اسپرم شاه ماهی اولین انگیزنده تقسیم سلولی را جدا کند که آنرا کینیتین نام نهاد. بعدها معلوم شد که این ماده مصنوعی است و در گیاه وجود ندارد و اولین ماده طبیعی استخراج شده از گیاه از بذور نارس ذرت بدست آمد که زآیتن نام گرفت و بعد به این ماده و دیگر مواد مشابه سایتوکینین نام گذاشتند و بالاخره بتدریج بوجود سایتوکنین در تخمدان میوه جات و ریشه*های پی*بردند. نقش اصلی همه سایتوکنین*ها در کنترل تقسیم سلولی است.


توضیحاتی در مورد سایتوکینین
ماهیت شیمیایی سایتوکینین
همه سایتوکینین*ها در ساختمان اساسی خود حلقه پورین (دو حلقه) دارند.
مراکز عمده ساخته شدن سایتوکینین
این هورمون به طور عمده در مریستم انتهای ریشه- گل آذین*ها- میوه*های در حال رشد ساخته می*شود.
نحوه انتقال سایتوکینین
سایتوکینین*های ساخته شده در نوک ریشه*ها توسط شیره خام و سایتوکینی*های ساخته شده در بخش بالایی گیاه توسط آوندهای آبکشی به سمت پایین انتقال می*یابد.






نقش سایتوکینین*ها در گیاه

· هورمون سایتوکینین تقسیم سلولی را در گیاه تحریک می*کند.
· سایتوکینین*ها در طویل شدن سلول و بزرگ شدن آن و رشد تاثیر می*گذارد.
· تشکیل ریشه: سایتوکینین با غلظت زیاد از تشکیل ریشه جلوگیری می*کند و با غلظت خیلی کم به تشکیل ریشه کمک می*کند.
· پیری و دیررسی: این هورمون پیری را در برگها به تاخیر می*اندازد و از ریزش گلها و برگها و میوه*ها جلوگیری می*کند.
· پارتنوکارپی (میوه بدون دانه): این هورمون در ایجاد پارتنوکارپی میوه موثر است مانند انجیر.
· تاثیر در گلدهی: سایتوکینین موجب افزایش گلدهی در گیاهان روز کوتاه در شرایط روز بلند و بر عکس می*شود.



کاربرد سایتوکینین*ها در باغبانی



· افزایش شاخه زایی: استفاده از این هورمون در اوایل تابستان می*تواند باعث شاخه زایی شود.
· افزایش طول میوه*های سیب: اگر سیبها با این هورمون از 10 روز بعد از اینکه گلها باز شدند هورمون پاشی شوند طول میوه*های سیب درازتر خواهد شد.
· افزایش جوانه زنی بذرها :اگر بذرها یک روز در مح کاربرد هورمون اکسین در باغبانی
بیوسنتز اکسین

ساخت اکسین عمدتا در بخشهای مریستمی گیاه بخصوص ، جوانه های راسی و برگهای جوان صورت می*گیرد. در پژوهشهای اولیه در مورد اکسین گفته شده بود که چون اندول استیک اسید از نظر ساختمان شیمیایی شبیه اسید آمینه تریپتوفان است احتمالا از تریپتوفان ساخته می*شود. بعد از شناسایی عناصر رادیواکتیو و استفاده آنها در تحقیقات زیستی ، این نظر تائید شد.

با بکارگیری کربن رادیواکتیو (کربن 14) مسیر تشکیل اندول استیک اسید (iaa) در بسیاری از گیاهان شناخته شده است که شامل مسیر زیر می*باشد: اسید آمینه تریپتوفان بوسیله واکنش دآمیناسیون به اندول پیروویک اسید تبدیل می*شود. سپس این ماده بوسیله واکنش دکربوکسیلاسیون به اندول استالدوئید تبدیل می*گردد.اندول استالدئید تحت تاثیر واکنش دهیدروزناسیون به اندول استیک اسید تبدیل می*شود.


نقش اکسین*ها در گیاه


· طویل شدن سلولها و اندام: کلا طول شدن سلولها فقط در حضور اکسین روی می*دهد. اکسین در غلظتهای بالا اثر بازدارندگی روی این مرحله از رشد دارد مثلا غلظتی از اکسین که باعث ویل شدن ساقه می*شود، طویل شدن ریشه را کند می*سازد
.
· جلوگیری از ریزش برگ:

اکسین از ریزش برگها جلوگیری می*کند و ریزش میوه*های رسیده را به عقب می*اندازد.
·
تسریع در رسیدن میوه:


اکسین رسیدن کامل میوه*ها را تسریع می*کند.

پارتنوکارپی: این اصطلاح به میوه*های بدون دانه گفته می*شود که بطور طبیعی در برخی گونه*ها روی می*دهد و در بعضی گونه*ها هم می*توان آن را با بکارگیری هورمون اکسین تحریک کرد

اثرات سمی اکسین

استفاده از غلظتهای نسبتا زیاد اکسین باعث تغییر شکل برگ ، ساقه ، ریشه ، رنگ پریدگی برگها ، جلوگیری از طویل شدن ساقه و ریشه و جلوگیری از باز شدن گلها می*شود. از این خاصیت اکسین*ها در از بین بردن علفهای هرز و دیگر گیاهان مزاحم به عنوان علف کش استفاده می*شود.

نحوه انتقال اکسین

انتقال اکسین در اندامهای هوایی گیاه از بالا به پایین و در بافتهای پارانشیمی در داخل آوندهای آبکشی انجام می*گیرد. نحوه انتقال اکسین در ریشه هم از نوک ریشه به سمت بالای ریشه صورت می*گیرد.

نقش اکسین در باغبانی

تنک کردن

پایداری میوه*های در حال رشد و گلها و برگها بستگی به تعادل بین اکسین داخل آنها و مقدار اکسین ساقه دارد. هر وقت این تعادل بهم بخورد در محل اتصال دمبرگ با میوه یا دمگل به ساقه یک لایه چوب پنبه*ای بوجود می*آید و اندام مربوط از درخت جدا می*شود و ریزش می*کند. این امر در میوه کاری اهمیت زیادی دارد. چون درختان میوه زیادی تولید می*کنند اگر همه آنها روی درخت بماند ولی محصول از نظر کیفی نامرغوب می*شود ثانیا به علت کمبود مواد غذایی ریزش می*کنند ثالثا درخت ضعیف می*شود. برای جلوگیری از این موارد با استفاده به موقع از محلولهایی از انواع اکسین گلهای ضعیف را وادار به ریزش می*کنند یا به اصطلاح محل تنک کردن انجام می*دهند.



تولید بافت پینه*ای

هر وقت درخت به دلایلی از جمله هرس و قلمه*گیری زخم شود، سلولهای پارانشیمی ناحیه زخم با ایجاد بافت یکنواخت محل زخم را ترمیم می*کنند این بافت که پینه نام دارد دارای اکسین زیادی دارد.
جلوگیری از ریزش میوه قبل از برداشت

برای این منظور 4 - 3 هفته قبل از برداشت میوه از ترکیبات مختلف اکسینی به غلظت معینی استفاده می*شود


کاهش ترک خوردگی میوه گیلاس

میوه*های گیلاس بعد از بارندگی دچار ترک خوردگی می*شوند که با مصرف ترکیبی از اکسین با غلظت معین 35 روز قبل از برداشت می*توان از این پدیده جلوگیری کرد

ریشه*دار کردن قلمه*ها
ریشه*دار کردن قلمه*ها به کمک اکسین یکی از کاربردهای مهم این ماده در باغبانی است

جلوگیری از رشد نوکها و پا جوشها


پس از هرس شدید گیاهان ، تعدادی شاخه غیر بارور بنام نوک تولید می*شود که باید هرس شوند. اگر محل زخم هرس را با کمک اکسین محلول پاشی کنیم از رشد نوکها جلوگیری می*شود که این ماده برای جلوگیری از رشد پاجوشها (پاگیاه) نیز بکار می*رود.

رشد طولی شاخه

چون جوانه انتهایی شاخه دارای اکسین زیادی است و باعث رشد سریع طولی شاخه می*شود. __________________

کاربرد هورمون جیبرلین در باغبانی

مقدمه

بیماری باکان یا بیماری غشای احمق برنج برای اولین بار توسطژاپنی*ها کشف شد که ناشی ازآلودگی گیاه برنجبه قارچ جیبریلا فوجیکوریاست که گیاه آفت زده خیلی بلندتر از گیاه سالم بود. بعدها ماده*ای از عصاره اینقارچ بدست آمد که جیبرلین نامیده می*شد. تا به حال بیش از 50 نوع جیبرلین شناختهشده است که همگی از نظر شیمیایی به هم نزدیک هستند. جیبرلین*ها گروه مشخصی ازهورمونهای گیاهی هستند که معروفترین و مهمترین آنها CA3 می*باشد.

ماهیت شیمیایی جیبرلین

ساختمان همه جیبرلین*ها چهار حلقه است که بهم پیوندشده*اند و حلقه جیبرلین نامیده می*شود. ملکول هر جیبرلین از 19 تا 20 کربن و 28-22هیدروژنو از 9-4 اتم اکسیژن ساخته شده است.

مراکز عمده ساخته شدن جیبرلین

نواحی عمده ساخته شدن جیبرلین*ها در گیاهانبرگهای جوان ، میوه*ها و نوک ریشه می*باشد.

نحوه انتقالجیبرلین

انتقال این هورمون کاملا آزادانه در آوندهای آبکشی و چوبی صورت می*گیرد وتبادل بین این دو سیستم*هادی ممکن است از طریق اشعه آوند چوبی و اشعه آوند آبکشیانجام گیرد.



نقش جیبرلین*ها در گیاه
طویل شدن سلول*ها
پاشیدن جیبرلین روی گیاه باعث افزایش طول ساقه می*شود. طویل شدن ساقه در درجه اول نتیجه طویل شدن نواحی بین گره*ها است هر چند تقسیم سلولینیز تا حدودی ممکن است در این امر دخیل باشد.
گلدهی
بعضی درختان میوه فقط در روزهای بلند گل می*دهند و بیشترگونه*ها هم تحت اثر جیبرلین در روزهای کوتاه وادار به گلدهی می*شوند.
پارتنوکاپی
جیبرلین در بسیاری از میوه*ها ایجاد میوه پارتنوکارپ (میوه بدون دانه) می*کند.
طویل شدن ریشه
جیبرلین در بعضی گونه*های درختان میوه به طویل شدن ریشهکمک می*کند.
رشد برگ
طول موجهای کوتاهی از نور قرمز در رشد برگ موثر است. جیبرلین می*تواند در رشد برگ جایگزین نور قرمز شود.
سبز کردن بذوره
بذر برخی از گیاهان بعد از جذب آب برای اینکه سبز شودلازم است که قبلا در مقابل نور قرار گیرد جیبرلین در آن مورد می*تواند جایگزین نورقرمز قرار بگیرد و باعث سبز شدن بذور گردد.

کاربرد جیبرلین در باغبانی

مهمترین کاربرد این هورمون برای افزایش میزان محصول انگور است

·اگر هورمون پاشی قبل از عمل لقاح یعنی 10 روز قبل از ریزش گلبرگها صورت گیردباعث از بین رفتن مادگی و تولید حبه*های بدون هسته می*شود. این عمل با ریزش تعدادیاز حبه*ها همراه است بنابراین درانگور یاقوتیکه خوشه متراکم دارد باعث تنکشدن خوشه (ریزش گلهای خوشه) و بالا رفتن کیفیت محصول می*شود چون حبه*های باقی ماندهفضای زیادی برای رشد دارند.
·افزایش محصول انگور زمانی است که هورمون پاشی بعد از انجام عمل لقاح و تشکیلحبه انجام می*گیرد که باعث درشت شدن حبه*ها می*شود.

بزرگی و درشتی میوه

برای تولید میوه*های درشت*تر و بهتر و برای جلوگیری ازترک ناشی ازباراندرگیلاساز جیبرلین سه هفته قبل از برداشت روی این محصول هورمون پاشی می*شود.

کیفیت میوه

برای کیفیت میوه آلوده 5 - 4 هفته قبل از برداشت هورمون پاشیروی این میوه صورت می*گیرد.

به عقب انداختن رسیدن میوه*ها

میوه*هایی مثلخرمالوکه اگر پس از رسیدن چیده نشوند به سرعت نرم وفا سد می*شوند و یاپرتقالو لیمو زمانی روی درخت می*رسند که عرضه به بازار زیاد و قیمت پایین است. چنینمیوه*هایی را اگر موقعی هنوز سبز هستند یعنی حدود یکماه قبل از رسیدن با محولهاییاز جیبرلین محلول پاشی کنند در این صورت مدت نسبتا طولانی میوه سبز روی درخت باقیمی*ماند. در یکماه قبل از رسیدن با محلولهایی از جیبرلین محلول پاشی دوباره به حلتسبز بر می*گردند.

دیر برداشت کردن میوه*ها

در موردگیلاسسه هفته قبل از برداشت و برای گلابی چهار هفته قبل از برداشت محلول پاشی می*کنند.

پا بلند کردن گیاهان پا کوتاه

برای انجام این کار از این هورمون استفادهمی*شود که با بلند شدن میان گره*ها این امر ممکن است.

سایر کاربردها

·برای وادار کردن گیاهان روز بلند (گیاهانی که در روزهای بلند و طولانی گلدهیمی*کنند) به گلدهی در شرایط روز کوتاهی (گیاهانی که در روزهای کوتاه گلدهی می*کنند) از این هورمون استفاده می*شود.
·برای کاهش اثر ویروس زرد در میوهآلبالو 15-10 روز پس از ریزش گلبرگها استفاده می*شود.
·برای اصلاح شکل و اندازه میوه سیب در زمان اولین ریزش گلبرگها استفادهمی*شود.
·برای افزایش تولیدگل رزدرخیار گلخانه*ایازهورمون حیبرلیناستفاده می*کنند.
·برای افزایش جوانه زنی بذرهایسیب،گلابی،فندق،گیلاسقبل از جوانه زنی از هورمون جیبرلین استفاده می*شود.
·جیبرلین در انگور باعث افزایش اندازه حبه*ها می*شود و در سیب و گلابی باعث درازشدن اندازه این میوه*ها می*شود.

__________________
کاربرد هورمون سایتوکیتین در باغبانی




مقدمه

اولین بار دانشمندی به نام میلر موفق شد از اسپرم شاه ماهی اولین انگیزنده تقسیم سلولی را جدا کند که آنرا کینیتین نام نهاد. بعدها معلوم شد که این ماده مصنوعی است و در گیاه وجود ندارد و اولین ماده طبیعی استخراج شده از گیاه از بذور نارس ذرت بدست آمد که زآیتن نام گرفت و بعد به این ماده و دیگر مواد مشابه سایتوکینین نام گذاشتند و بالاخره بتدریج بوجود سایتوکنین در تخمدان میوه جات و ریشه*های پی*بردند. نقش اصلی همه سایتوکنین*ها در کنترل تقسیم سلولی است.


توضیحاتی در مورد سایتوکینین
ماهیت شیمیایی سایتوکینین
همه سایتوکینین*ها در ساختمان اساسی خود حلقه پورین (دو حلقه) دارند.
مراکز عمده ساخته شدن سایتوکینین
این هورمون به طور عمده در مریستم انتهای ریشه- گل آذین*ها- میوه*های در حال رشد ساخته می*شود.
نحوه انتقال سایتوکینین
سایتوکینین*های ساخته شده در نوک ریشه*ها توسط شیره خام و سایتوکینی*های ساخته شده در بخش بالایی گیاه توسط آوندهای آبکشی به سمت پایین انتقال می*یابد.






نقش سایتوکینین*ها در گیاه

· هورمون سایتوکینین تقسیم سلولی را در گیاه تحریک می*کند.
· سایتوکینین*ها در طویل شدن سلول و بزرگ شدن آن و رشد تاثیر می*گذارد.
· تشکیل ریشه: سایتوکینین با غلظت زیاد از تشکیل ریشه جلوگیری می*کند و با غلظت خیلی کم به تشکیل ریشه کمک می*کند.
· پیری و دیررسی: این هورمون پیری را در برگها به تاخیر می*اندازد و از ریزش گلها و برگها و میوه*ها جلوگیری می*کند.
· پارتنوکارپی (میوه بدون دانه): این هورمون در ایجاد پارتنوکارپی میوه موثر است مانند انجیر.
· تاثیر در گلدهی: سایتوکینین موجب افزایش گلدهی در گیاهان روز کوتاه در شرایط روز بلند و بر عکس می*شود.



کاربرد سایتوکینین*ها در باغبانی



· افزایش شاخه زایی: استفاده از این هورمون در اوایل تابستان می*تواند باعث شاخه زایی شود.
· افزایش طول میوه*های سیب: اگر سیبها با این هورمون از 10 روز بعد از اینکه گلها باز شدند هورمون پاشی شوند طول میوه*های سیب درازتر خواهد شد.
· افزایش جوانه زنی بذرها :اگر بذرها یک روز در محلول سایتوکینین خیس بخورند جوانه زنی افزایش می*یابد.
· افزایش گیاهانی مانند گل داوودی و گل میخک از طریق کشت بافت به کمک این هورمون انجام می*گیرد.
· استفاده از هورمون سایتوکینین موجب افزایش طول عمر گلهای بریده و سبزیهای برگی در مرحله بعد از برداشت می*شود.
· کاهش ریشه دهی : محلول پاشی با سایتوکینین بر روی برگها نسبت رشد ریشه به شاخه را کاهش می*دهد در حالی که کاربرد آن روی ریشه این نسبت رشد را افزایش می*دهد.
· با محلول پاشی سایتوکینین می*توان شاخه دهی با زاویه باز را بوجود آورد.
· سرمادهی ریشه*های درختانی که در معرض سرما قرار نگرفته*اند : مصرف سایتوکینین می*تواند جایگزین سرمای مورد نیاز درختانی باشد که ریشه*هایشان در معرض سرما قرار نگرفته*اند.
· سایتوکینین رشد اولیه تخمدان را در میوه*ها باعث می*شود.
· سایتوکینین*ها در افزایش پر پشت کردن گیاهان در برابر گرما موثر هستند.
· ریزش میوه*ها در نهالهای جابجا شده به علت کمبود سایتوکینین است.
· از سایتوکینین*ها برای بوجود آوردن جوانه*های اتفاقی روی شاخه*های درختان میوه و همچنین تبدیل پیچک به خوشه در درخت انگور استفاده می*شود.
· سایتوکینین دوره نونهالی(صغیری) را در نهالهای درختان میوه کوتاه می*کند.
o سایتوکینین*ها فعالیت جوانه*های جانبی را در شاخه*ها افزایش داده و موجب ایجاد شاخه*های فرعی در درختان میوه شده و غالبیت جوانه انتهایی را می****د و موجب کاهش رشد طولی شاخه می*شود.
· هورمون سایتوکینین رقابت بین رشد مریستم انتهایی شاخه و رشد میوه را می****د و باعث رشد بهتر میوه*های می*شود
· شکستن دوره خواب بذور: انواع مختلف سایتوکینین*ها در شکستن دوره خواب تعدادی از بذرهایی که به نور هم حساس نیستند، موثر هستند.
· هورمون سایتوکینین در حرکت بخشیدن مواد غذایی موثر است بطوری که این ماده به عضوهای مانند میوه*ها و برگها و غده*های جوان که خود تولید کننده هورمون هستند، انتقال می*یابد.
لول سایتوکینین خیس بخورند جوانه زنی افزایش می*یابد.
· افزایش گیاهانی مانند گل داوودی و گل میخک از طریق کشت بافت به کمک این هورمون انجام می*گیرد.
· استفاده از هورمون سایتوکینین موجب افزایش طول عمر گلهای بریده و سبزیهای برگی در مرحله بعد از برداشت می*شود.
· کاهش ریشه دهی : محلول پاشی با سایتوکینین بر روی برگها نسبت رشد ریشه به شاخه را کاهش می*دهد در حالی که کاربرد آن روی ریشه این نسبت رشد را افزایش می*دهد.
· با محلول پاشی سایتوکینین می*توان شاخه دهی با زاویه باز را بوجود آورد.
· سرمادهی ریشه*های درختانی که در معرض سرما قرار نگرفته*اند : مصرف سایتوکینین می*تواند جایگزین سرمای مورد نیاز درختانی باشد که ریشه*هایشان در معرض سرما قرار نگرفته*اند.
· سایتوکینین رشد اولیه تخمدان را در میوه*ها باعث می*شود.
· سایتوکینین*ها در افزایش پر پشت کردن گیاهان در برابر گرما موثر هستند.
· ریزش میوه*ها در نهالهای جابجا شده به علت کمبود سایتوکینین است.
· از سایتوکینین*ها برای بوجود آوردن جوانه*های اتفاقی روی شاخه*های درختان میوه و همچنین تبدیل پیچک به خوشه در درخت انگور استفاده می*شود.
· سایتوکینین دوره نونهالی(صغیری) را در نهالهای درختان میوه کوتاه می*کند.
o سایتوکینین*ها فعالیت جوانه*های جانبی را در شاخه*ها افزایش داده و موجب ایجاد شاخه*های فرعی در درختان میوه شده و غالبیت جوانه انتهایی را می****د و موجب کاهش رشد طولی شاخه می*شود.
· هورمون سایتوکینین رقابت بین رشد مریستم انتهایی شاخه و رشد میوه را می****د و باعث رشد بهتر میوه*های می*شود
· شکستن دوره خواب بذور: انواع مختلف سایتوکینین*ها در شکستن دوره خواب تعدادی از بذرهایی که به نور هم حساس نیستند، موثر هستند.
· هورمون سایتوکینین در حرکت بخشیدن مواد غذایی موثر است بطوری که این ماده به عضوهای مانند میوه*ها و برگها و غده*های جوان که خود تولید کننده هورمون هستند، انتقال می*یابد.

مدیرت باغ مرکبات

 
 

 

مديريت باغ مرکبات - خصوصيات اکولوژيکي

 

مديريت باغ مرکبات

 

مقدمه :

وطن اصلي مرکبات چين ، آسيای شرقی ، هندوستان است . بطور  کلي در مناطق گرم و نيمه گرم در شرايطي که درجه حرارت کمتر از 4- برسد از لحاظ تجاري ميتوان پرورش داد .  باغ مرکبات در مملکت ما در استان مازندران ( سواحل درياي خزر ) و جنوب کشور درحد اقتصادی و تجاري مرکبات پرورش مي يابد .

با توجه سرما و یخ بندان اخیر در مازندران بی مناسب نبوده تا در خصوص این واقعه اطلاعاتی در این زمینه به باغداران محترم داده باشیم

 

خصوصيات اکولوژيکي

يکي از فاکتورهاي مهم و محدود کننده پرورش مرکبات درجه حرارت ميباشد . چه اين درجه حرارت زياد باشد و چه کم ، بهرحال به کميت و کيفيت تاثير خواهد گذاشت .

در بعضي مواقع در اراضي شيبدار با وجوديکه درجه حرارت به نقطه خطرناکي نرسيده است ولي خطر يخ زدگي در اين مناطق بچشم ميخورد . در سال جاری (دی ماه 1386 ) درجه حرارت هوا در منطقه ساری به زیرصفر رفته بطوریکه در بعضی از نقاط بمدت بیش از ده روز ادامه داشت . و به محصولات مرکبات لطمه شدید وارد نموده است .

درجه يخ زدگي در اندامهاي مختلف مرکبات متفاوت است بطوريکه :

-        نوع مرکبات

-        اندامهاي مختلف

-        بافت و ميزان آبيکه در خود جاي داده است .

-        مدت و زمان يخ زدگي

-        تغذيه و وضعيت آب درخت

-        عمليات زراعي

-        هرس

-        بيماري و آفات

-        دوره رشد و نمو شاخه ها و سرشاخه ها متغير است .

-        درختان مرکبات در 13-12 درجه شروع به رشد و نمو نموده و در 26-25 درجه حداکثر رشد را خواهند داشت و در درجه حرارت 32 به بعد رشد آن به آرامي صورت ميگيرد در 39 درجه رشد متوقف ميگردد .

-        غنچه ها و ميوه هاي ريز مي سوزند و در اثر گرماي شديد و از دست دادن آب برگها سوخته و ريزش ميوه ها شروع ميشود و باد و تبخیر شدید باعث سفتی  پوست ميوه ها ميشوند . قبل از غرس نهال در زمين اطراف زمين توسط درختان مقاوم ايجاد بادشکن مينماييم . چنانچه رطوبت و نم از حد معمول بيشتر باشد سبب افزايش بيماري و افات خواهد شد .

چنانچه رطوبت از حد معمول کمتر باشد در پرتقال ناف دار ( ناول ) ناف بسمت بيرون متمايل خواهد شد .

در حرارت زياد نارنگي نسبتاً مقاوم هستند .

 

مقاومت مرکبات باتوجه به نوع آنها به ترتیب بشرح زير هستند .

1-    سه برگها (Poncirus trifoliata)

2-    ماندارين ها ( نارنگي )

3-    نارنج

4-    پرتقال

5-    گرت فرود

6-    ليمو

 

مقاومت درختان  و  ميوه ها در مقابل سرما متفاوت ميباشد .

 

  درخت                   ميوه

  ليمو                       ليمو

 گرت فرود                نارنگي

 پرتقال                    پرتقال

 نارنگي                   گرت فرود

 

ليمو در 8- درجه و پرتقال 9- درجه و درختان نارنگي در 12- درجه تماماً ميميرند .

يخ زدگي با توجه به ميزان ميوه موجود در درختان متفاوت ميباشد . بطوريکه ميزان محصول زياد باشد مواد غذائي جذب شده زياد ميباشد مقاومت در مقابل يخ زدگي کاهش مي يابد . برعکس در سنوات سال زدگي و کاهش محصول مقاومت درختان در مقابل سرما زياد ميشود. درختان در زمان گلدهي به يخ زدگي خيلي حساس ميشوند . از هرس نمودن درختان در سرما زياد بايد پرهيز نمود .

چناچنه بقدر کافي آبياري نشده باشد و يا دير آبياري نموده باشند و يا بالا بودن آبهاي تحت اراضي از سرما متاثر ميشوند . سرما سبب ترک خوردگي پوست تنه درخت ميشود برگها جمع شده و سبزترو براق به نظر مي رسند .سرمازدگي در پوست ميوه سبب لکه شده و ريزش آنرا باعث ميشود . آب ميوه کم شده نسبت قند کم خواهد شد .  

 

تدابيري براي جلوگيري از سرمازدگي

براي افزايش درجه حرارت باغ با استفاده از سيستم آبياري باراني آبياري شوند . ماشين هاي ايجاد باد و بخاريهاي بزرگ نصب نمود با ايجاد مه و دود درجه حرارت بالاتر از 3- و4- نگهداريم .

 

توانايي عمليات داشت مركبات و انواع آن

2

3-1

آشنايي با روشهاي آبياري باغ مركبات

3-2

آشنايي با نياز غذايي انواع مركبات

3-3

آشنايي با زمان نحوه كود دهي باغ مركبات

3-4

شناسايي اصول آبياري باغ مركبات

3-5

شناسايي اصول نحوه كود دهي باغ مركبات

3-6

شناسايي اصول نحوة هرس باغ مركبات

3-7

آشنايي با آفات و بيماريهاي مهم مركبات

3-8

شناسايي اصول نحوة مبارزه و پيشگيري از آفات و بيماريهاي مهم انواع

مركبات

-

نحوة مبارزه و پيشگيري از آفات و بيماريهاي مهم انواع مركبات

روش کشت قارچ صدفی در کیسه پلاستیکی

 ۱- روش کشت قارچ صدفی در کیسه پلاستیکی

     مايه قارچ مورد نیاز برای یک بسته کمپوست حدوداً ۲۵۰ گرم بذر قارچ صدفي جهت تلقيح در ۸الي ۱۰ كيلوگرم ازكاه وكلش گياهان تيره غلات در نظر گرفته شده است وتا لحظه‏اي كه كمپوست شما آماده نشده است به هيچ عنوان درب بسته را باز نكنيد چون احتمال آلودگي آن خواهد بود.

۱- يك كيسه پلاستيكي به قطرcm ۵۰ و به طول ۱۰۰cm انتخاب كنيد. ( كيسه‏هاي بسته بندي میوه جات مانند خيار و... )

۲- طبق شكل A تعداد سه عددسوراخ به قطر يك سكه ۵۰ ريالي در ته كيسه و چندين سوراخ در بدنه كيسه در نقاط مختلف جهت خروج آب اضافي وتهويه بستر ايجاد كنيد(جمعا حدود ۳۰ سوراخ می‏شود).

۳- مقدارحدوداً ۸ الي۱۰كيلوگرم گاه یا كلش يكي ‏ازگياهان تيره غلات را تهيه نمائيد.(گندم ـ جو ـ چاودار ـ يولاف ـ برنج ـ ذرت ـ سورگوم و ... )

کلش = اگر محصول غلات را با دستگاه کمپاین برداشت نمایند( درو ) نتیجتا ساقه های غلات به طول ۸ الی ۱۴ سانتیمتر طول خواهند داشت که به آنها کلش کفته می‏شود . یعنی طول ساقه ها بزرگ خواهد بود

گاه = اگر محصول غلات را با دستگاه خرمن کوب خرمن نمایند ( جدا کردن دانه ها ار پوسته غلات ، کلوم وکلومل ) ساقه های حاصل کوچک خواهد بود که به آنها گاه گفته می‏شود .

۴ - كلش‏هاي تهيه شده را در يك ظرف بزرگي ( قابلمه ـ ديك ) ريخته و روي آنها آب معمولی ( سرد ) ریخته بطوری که گاه وگلشها در آب غرق آب شوندوبعدروی شعله گاز(یا هر نوع منبع حرارتي) قرار دهيد واز لحظه به جوش آمدن كامل آب حداقل به مدت ۳۰ دقيقه به كلش‏ها حرارت داده وكلش‏هاي در حال حرارت را گاهي زير و رو نمائيد.  

( جوشانیدن گاه ویا گلش‏ها به سه علت انجام می‏گیرد  A . اگر در داخل گاه ویا گلشها بذر غلات ویا هر بذر دیگری قرار گیرد در اثر حرارت که موقع جوشانیدن به آن داده می‏شود جنین آن از بین رفته و دیگر به هیچ عنوان اگر در محیط مرطوب قرار گیرد جوانه نخواهد زد  B . در اثر حرارتی که به آنها داده می‏شودهر گونه آلودگی داشته باشد از بین خواهد رفت   .Cبا توجه به اینکه دیواره گاه وکلشها در حالت خشک سفت وخشبی هستند لذا نفوذ ریسه های قارچ به دیواره آنها مشکل خواهد بود وبه خاطر اون اگر گاه وگلشها در آب جوشانیده شوند بهتر است . ) 

 

۵- بعد از پايان زمان قيد شده كلش‏ها را از يك آبكش ، آبكش نموده و آب اضافي آن را بگيريد.

 

۶ - بعد از آبكش نمودن چند دقيقه‏ائي اجازه دهيد تا كلش‏ها خنك شوند.

 

۷- كلش‏هاي خنك شده را به كيسه پلاستيكي تهيه شده به ارتفاع حدوداً ۱۰-۱۵ سانتيمتر پر نموده وبا كف دست به آنهاکمی فشار داده تا كيسه حالت استوانه بدهيد.

 

۸ -  دهانه بطري یا بسته حاوي مايه قارچ ( بذر قارچ ، اسپان قارچ ) را باز كرده وتوسط يك ميله‏اي تميز و آغشته به الكل،محتويات دروني را كه به حالت فشرده و چسبيده به هم هستند، را به هم زده، و از هم جدا نمائيد.

 

۹-مقدار ۲۰ الي ۲۵ گرم از مايه قارچ(بذر درون‏ بسته) را به كف دستتان(که قبلا حتما با آب وصابون شسته اید) ريخته وخوب از هم جدا نموده و بطور تصادفي بر روي كلش‏هاي پهن شده در ته كيسه پلاستيكي بپاشيد.

 

۱۰- مجدداً از كلش‏هاي سرد شده را به همان ارتفاع  و اندازه برداشته و به درون كيسه پر نمائيد تا روي بذور پوشيده شود و با دست روي آنها کمی فشار دهيد تا تماس كامل حاصل گردد.

 

۱۱- دوباره بذر پاشيده و روي آنها كلش اضافه نمائيد و اين كار را آنقدر ادامه دهيد تا اينكه هم كيسه پر شود وهم بذر و كلش‏تان تمام گردد.

 

۱۲- درب كيسه پلاستيكي را محكم بسته و زير آن يك ظرفي (بهتر است پلاستيكي باشد) قرار دهيد تا آب اضافي درون كيسه كه به مرور زمان خارج خواهد شد اطراف را خيس وكثيف نكندالبته اگر فقط ، یک بسته کشت داده ودر آشپزخانه یا راه پله قرار داده اید.

 

۱۳- كيسه را در يك  محيطي با دماي بين ۱۸ الي ۲۴ درجه سانتيگراد تا زماني‏ كه كيسه را ريسه‏هاي قارچ  پرنمايد كه معمولاً بين ۱۴ -۱۶ روز طول مي‏كشد قرار دهيدبطوري كه در معرض تابش نور مستقيم آفتاب نباشد.

 

۱۴- بذر قارچ كاشت داده شده تا مرحله ظاهر شدن اولين ته سنجاقي ها ( قارچ هاي اوليه ) نيازي به نور – رطوبت – آبياري ندارد و همان مقدار رطوبتي كه موقع جوشانيدن گاه ها در آب به خود جذب كرده اند كافي است ولي بعد از طي مراحل و زمان قيد شده (۱۴ – ۱۶ روز) كيسه سفيدي در اختيار داريد كه حاوي ميسيليومهاي قارچ است ، از اين لحظه به بعدكه اولين قارچها ظاهر مي‏شوند حتما بايد به محيط رطوبت ، نور و كمپوست را آبياري نمود.

 

ظاهر شدن ته سنجاقیها

         

 

 ۱۵- بعد از ظاهر شدن اندامهاي بارده قارچ ، روزي در دو نوبت و بسته به ميزان درجه حرارت منطقه پرورش و رطوبت محيط مقدار۴  -  ۵ ليتر آب بر روي بستر ريخته تا ضمن آبياري ، رطوبت زير پلاستيك نيز تامين گردد.

 

۱۶- جهت تامين رطوبت محيط وبستر در منزل كه بايد بين ۸۵ الي ۹۰% باشد مي‏توان طبق شكل B  يك چهار چوب تهيه نموده وبر روي آن پلاستيك  كشيده وبسترتان را زير آن قرار دهيد، و بعد از هر بار محصول دهي و برداشت محصول براي اينكه ته بستر در طي دوره خشك نشود بهتر است بستر را به صورت سروته ( وارونه ) قرار داده و آبياري نمائيد و تا برداشت محصول سري بعد به همان شكل باقي بماند وتا مدت حدود۴  ماه براي شما هر ۱۰ الي ۱۲ روز يك بار قارچ خواهد داد بطوري كه به ازاي هر كيلو گاه خشك كمپوست اگر خوب مراقبت گردد ۸۰۰ الي ۸۵۰گرم در طي دوره محصول قارچ خواهد داد.

 

۱۷- نظر هموطنان عزيز را به اين نكته معطوف مي‏داريم كه تا زماني كه قارچ بر روي بستر مشاهده نكرده‏اند به هيچ عنوان به كمپوست آب ندهيد. مگر اينكه ، كمپوست در حال خشك شدن باشد.

 

۱۸- در صورت مواجه شدن با هرگونه مشكلي در مراحل پرورش قارچ  با ما تماس حاصل نموده و رفع اشكال نمائيد.

توجه :

از همان لحظه اول كار در ته كيسه پلاستيكي،حدوداً سه عدد سوراخ به انداز يك سكه 50 ريالي ایجاد نموده تا آب جمع شده در ته بستر از آنجا خارج شده و باعث گنديدگي آن نشود. 

  

ادامه نوشته

روشهای کشت قارچ صدفی

روشهای کشت قارچ صدفی
کشت در کيسه: يکی از رايج ترين روش ها در کشت قارچ در اکثر نقاط جهان است. بعضی از مزايای آن به شرح
زير است.
١- ريسک کمتری نسبت به روشهای ديگر کشت دارد.
٢- کنترل آسان آٿات و بيماريها
٣- امکان کشت در تمام طول سال
۴- بازگشت سريع سرمايه
۵- سرمايه گذاری اوليه کم
۶- امکان کشت در خانه
روش کار : ابتدا بستر خود را انتخاب نماييد
اگر از کاه استٿاده می کنيد بهتر است ابتدا کاه ها را خرد کنيد ( کاه های خرد نشده نيز قابل کاشت می باشند). برای ضدعفونی
کردن کاه ها بايد آنها را بجوشانيد. برای اين کار بهتر است کاه ها را درون کيسه های پلاستيکی ريخته و آنها را به مدت ۴۵
دقيقه در آب جوش قرا دهيد ( ۴۵ دقيقه از زمانی که آب به جوش می آيد). کاه ها را به مکان تميز برده و ٢۴ ساعت منتظر
بمانيد تا آب اضاٿی آن خارج گردد .
رطوبت مطلوب به نحوی است که وقتی يک مشت کاه را در دست ٿشار می دهيد چند قطره آب از آن بچکد. قبل از ريختن کاه
ها (بستر ) در پلاستيک ( پلاستيک های خياری) بهتر است چند سوراخ در کٿ پلاستيک ايجاد نماييد.
٣٠ سانتيمتر در داخل کيسه های پلاستيکی ريخته و با دست خوب فشرده – کاههای ضد عفونی شده را تا ارتٿاع حدود ٢٠
نماييد، سپس بر روی آن يک لايه بذر بپاشيد و اين عمل را تا پر شدن کامل پلاستيک انجام دهيد. برای ٿشرده شدن کاه ها بهتر
است يک سوراخ در وسط کيسه ايجاد نماييم و در نهايت درب پلاستيک را ببنديد. ميزان بذر هر کيسه بستگی به مقدار کاه و
۵٠٠ گرم می باشد . ميزان رطوبت دما نور و ديگر شرايط در دوره های رشد بسيار مهم است . - اندازه کيسه حدود ٢٠٠
٣٠ درجه سانتيگراد برده .ميزان دما در هفته اول بسيار - کيسه های آماده شده را به مکانی تميز و ٿاقد آلودگی با حرارت ٢٠
مهم می باشد .
بعد از سفيد شدن کامل پلاستيکها با ميسليومها ( ٢٠ تا ٣٠ روز بعد از کاشت ) پلاستيکها را با تيغ برش دهيد و يا آنها را به
طور کامل از بسته جدا نماييد تا قارچها فضای مناسب برای رشد داشته باشند. تامين رطوبت در اين دوره بسيار اهميت دارد.
مناسبترين رطوبت هوا ٨۵ تا ٩٠ درصد می باشد .
حداکثر تا يک هٿته بعد از برش پلاستيکها قارچهای کوچک در بدنه بستر ظاهر و پس از چند روز بزرگ و قابل برداشت
خواهند شد. بهترين زمان برداشت زمانی است که لبه های قارچ به سمت بالا بر نگردد . برای برداشت قارچ می توانيد ساقه
قارچ را با دست گرٿته و بپيچانيد. در صورت رعايت کامل شرايط و حٿظ دما، نور، رطوبت و غيره با روش فوق می توانيد
۴ هٿته قارچ برداشت نماييد. فاصله کيسه ها از يکديگر حدود ٣٠ سانتيمتر بايد باشد تا از تداخل کلاهکهای قارچ با يکديگر -٣
جلوگيری گردد .
در مکان های کوچک برای حفظ رطوبت می توانيد با اسپری نمودن بدنه بستر از خشک شدن آن جلوگيری کنيد و اگر چنانچه
بدنه بستر خشک شد می توان نسبت به آبياری آن اقدام نمود. برای بالا بردن ميزان رطوبت می توانيد کف اطاق را دائما با آب
خيس نماييد، بهتر است از دستگاه بخار ساز يا در صورت امکان از کتری آب جوش استفاده کنيد. برای تشکيل کلاهک و تغيير
١٢
رنگ آن نور کافی لازم است. (مراجعه به درس قبل)
نور طبيعی اطاق، برای کشت کافی است. از ورود حشارت، بيماری ها و آلودگی ها به داخل مکان پرورش حتما ممانعت گردد
و در صورت مشاهده مگسهای ريز ( مگس سرکه ) نسبت به مبارزه با آنها اقدام گنيد.
در صورتی که بذر آماده استفاده می کنيد به چند نکته بايد توجه کنيد:
١- کيسه نايلونی حاوی بذر (اسپان) قارچ سالم بوده و فاقد پارگی يا چسب خوردگی می باشد.
٢- دانه های اسپان(بذر) قارچ فقط به رنگ قهوه ای(رنگ غلات) يا سفيد(ناشی از رشد ريسه ها يا ميسليوم قارچ خوراکی)
بوده و فاقد رنگ سبز يا سياه يا نارنجی( بيماری کپکی) می باشد.
٣- داخل نايلون بذر(اسپان) قارچ فاقد هرگونه قطرات آب می باشد.
۴- دانه های بذر (اسپان) قارچ حالت دانه بندی داشته و در صورت چسبيدگی با فشار دست به راحتی دانه دانه شود.
۵- پنبه درب نايلون بذر(اسپان) قارچ سالم بوده و آلوده و کثيف نباشد.
۶ درجه بالای صفر) تا ٢١ روز ميسر می - در صورت تهيه بذر (اسپان) قارچ مناسب، امکان نگهداری آن در يخچال (دمای ۴
باشد.
کشت در قفسه يا تاقچه: (کشت در قفسه در يک نگاه) مرحله قبل از تخمير و آماده کردن بستر، پاستوريزه و پر کردن، بذر
زنی، دوره نهفتگی، ميوه دهی، برداشت محصول، تخليه
١٨ درجه سانتی گراد - کشت در بطری: در اين روش بطری ها را از بستر پر کرده و آن را استرليزه کرده. آنها را در دمای ١٧
٢٠ روز طول می کشد که به مرحله ميوه دهی برسد. - ٧٠ درصد قرار می دهند. حدود ٢۵ - و رطوت ۶۵
کشت روی کنده درخت: (درمناطق معتدل) دو روش اساسی برای کشت قارچ روی قطعات درخت وجود دارد. کشت روی
قطعات بزرگ چوب، کشت روی قطعات کوچک چوب در اين روش اسپان را روی قطعات درخت می ريزند و در شرايط
مناسب رشد می دهند.

 

نا هنجاری ها و بیماری های غیر عفونی زنبور عسل

   نا هنجاری ها و بیماری های غیر عفونی زنبور عسل

زنبوران عسل احتمالاًنخستین بی مهرگانی هستند که بیماری های آنها گزارش شده است . عوامل محیطی و ژنتیکی در تندرستی زنبوران عسل موثر اند . باکتری ها، ویروس ها ، قارچ ها ، تک یاخته ای ها و.... از جمله عوامل محیطی هستند که باعث بروز بیماری های عفونی و مسری می شوند . سالانه در اکثر نقاط دنیا بیماری ها ، آفات و شکارچیان زنبور عسل صدمات جبران نا پذیری را به زنبورداران وارد می کنند . این در حالی است که با شناخت کامل بیماری ها و پیشگیری و درمان به موقع از بروز ضرر و زیان جلوگیری به عمل می آید . نا هنجاری های ژنتیکی و غیر عفونی زنبوران عسل حالات خفته ای هستند که به تدریج راندمان تولید را کاسته و در نهایت کلنی را به سوی نابودی پیش می برند . کاهش جمیت از پر جلوه ترین نتیجه های این ناهنجاری است .  با کاهش جمعیت ، انواع بیماری های عفونی ، آفات و شکارچیان به آسانی به سمت این کلنی ها هجوم می آورند  و به نابودی کلنی سرعت بخشیده و باعث آلودگی زنبورستان می شوند. احتمال وقوع این ناهنجاری پایین است و به آسانی قابل درمان می باشند . (مثلاًدر حد تغییر مکان و یا ورود زنبوران نر جوان غریبه به زنبورستان و منطقه) گاهی زنبور عسل (ملکه ، کارگران و نرها) به دلایلی جز آفات وبیماری ها ، دچار ناهنجاری ها یا حالات غیر طبیعی می شوند . این حالات عبارتند از مرگ ومیر ، بد شکل شدن و اختلالات فیزیو لوژیکی و ژنتیکی که ممکن است بر اثر شرایط محیطی نا مساعد، بدی تغذیه ، اختلالات عمومی و جهش ژنها به وجود آید. اطلاعات کنونی ما از بیماری های غیر عفونی و حالات غیر طبیعی زنبور عسل ناچیز است اکثر این ناهنجاری ها به طور سطحی و غالباً به عنوان نتایج بررسی هایی که برای مقاصد دیگر انجام می شود شناخته شده اند . ناهنجاری های زنبور عسل را نباید بر پایه کنجکاوی صرف مورد بازدید قرار داد بلکه منبع تحقیقی با ارزشی است که به ما کمک می کند تا حالات طبیعی و نیز رشد و تکامل و رفتارهای غیر طبیعی این حشره را شناسایی کنیم .                                                                                                                                                                                                                                          

لاروهای پراکنده

حفظ حالت تراکم و فشرده حجره های پرورش نوزادان امری ضروری است تا زنبورانی کارآمد به وجود آید . اما مکرر دیده می شود که قاب پرورشی نوزاد حالت تراکم خود را از دست می دهد . چنین حالتی را حالت لارو پراکنده می نامند .  ناهنجاری لارو پراکنده حالتی اغفال کننده است . این حالت می تواند نتیجه بیماری های عفونی و ناهنجاری های ژنتیکی باشد .

تشخیص سریع علل ناهنجاری لارو پراکنده بدون فراهم آوردن سایر مدارک می تواند غیر ممکن باشد . در نتیجه دقت در بازدید و بررسی سایر علائمی که طیف بیماری های لارو پراکنده را در بر می گیرند درتشخیص بیماری مفید خواهد بود در ادامه با چند علت شناخته شده ناهنجاری لاروهای پراکنده آشنا می شویم .  

 

تخم های عقیم

گاهی یک ملکه که به تازگی جفت گیری کرده است شروع به تخم گذاری کرده ظاهراً به طور طبیعی تخم گذاری را ادامه می دهد اما بیشتر این تخم ها تفریخ نمی شوند (باز نمی شوند) این تخم ها را اگر زنبوران کارگر بیرون نبرند عاقبت چروکیده می شوند . بعضی اوقات ملکه ای در خانه ای که تخم چروکیده دارد مجدداً تخم دیگری می گذارد . زنبوران پرستار گاهی غذای لارو را در تعدادی از خانه ها که تخم تفریخ نشده دارند ذخیره می کنند . باید دانست تخم های عقیم که در داخل حجره های مخصوص زنبوران نر گذاشته می شود بیشتر از تخم های موجود در حجره های مخصوص زنبوران کارگر دوام نخواهد آورد .                                                                

  به هر حال تعدادی از تخم ها تفریخ می شوند و به زنبورهای به ظاهر معمولی نر و کارگر تبدیل می شوند و یک ملکه نیز از چنین لاروهایی به وجود می آید.                                                                                      

 ناتوان بودن این گونه تخم ها برای زنده ماندن هنوز ناشناخته است ولی احتمالاً عوامل ژنتیکی در آن تاثیر دارند شاهدی که به این احتمال وجود دارد این است که مجموعه ای از این حالات در فرزندان ملکه ، یا فرزندان ملکه ای که از ملکه های   مادر مربوطه به وجود آمده اند دیده می شود .   بعضی از گزارش ها در مورد تخم های عقیم حاکی است که تعدادی از ملکه ها که تخم های طبیعی تولید می کرده اند بعد از مدتی تخم های عقیم گزارده اند . برای توضیح این حالت می توان گفت که احتمالاً گذاردن تخم عقیم به وسیله این نوع ملکه ها به تعویق افتاده است.  

**************************************************************


کریستاله شدن عسل (شکرک زدن ، Granulated )

 

 

 

ترکیبات عسل به نوع شهد گیاهی که توسط زنبوران عسل جمع آوری می شود بستگی دارد اما به طور معمول هر 100گرم عسل محتوی 20گرم آب و 80 گرم ماده جامد است.

95 تا 99 %  ماده جامد را قندها و مابقی شامل  مواد معدنی  ، آنزیم ها ، گرده گل ، اسید های آلی ، پروتئین ها ، ویتامین ها و.... می باشد. قند های فروکتوز وگلوکر  (85 تا 95 % کل قندها) به نسبت 38% و31% بیشترین نوع میانگین قند عسل  را تشکیل می دهند.

با توجه به موارد مذکور می توان گفت عسل  محلولی فوق اشباع از قند است . به عبارت دیگر مقدار قند بیشتری نسبت  به آنچه در محلول می تواند باقی بماند در عسل وجود دارد .

بسیاری از مصرف کنندگان در این باورند که عسل شکرک زده فاسد شده یا با افزودن شکر به آن ، تقلبی  صورت گرفته است .

برخی از انواع عسل ها مانندعسل آفتابگردان ، عسل کلزا ، عسل لیلکی (نوعی  اقاقیای وحشی ) ،  عسل مرکبات و.... با توجه به ترکیبات خاص شهد وعسل شان چند هفته پس از استخراج شکرک می زنند درمقابل  بعضی عسل ها مانند عسل اقاقیا تا چندین سال شکرک نمی زنند  .

همچنین عسل هایی که از گلوکز خالص تشکیل شده اند (عسل های صد درصد تقلبی ) هرگز شکرک نمی زنند در نتیجه تشکیل بلورهای شکر درون عسل معیاری مناسب برای تشخیص طبیعی بودن عسل نمی باشد. شکرک زدن وسفید شدن  عسل نتیجه تشکیل بلور گلوکز منو هیدروژنه است . هنگام شکرک زدن ، ملکول آب آزاد شده در نتیجه بر مقدار آب درونی عسل افزوده می شود و نیز خطر تخمیر افزایش می یابد .

 

عوامل مؤثر در  کریستاله شدن عسل

 

 

 

-         دما : مطلوبترین دما برای شکرک زدن عسل بین 5 تا25 درجه سانتیگراد است.

-         گلوکز : افزایش نسبت قند گلوکز  به قند فروکتوز .

-         رطوبت : رطوبت بالای 20% باعث تسریع در شکرک  زدن عسل می شود.

-     ناخالصی ها : اجسام خارجی چون گرده گل ها ، ذرات موم ، قطعات بدنی زنبوران عسل گرد وغبار و مواد کلوئیدی می توانند به عنوان هسته های تشکیل بلور مؤثر می باشند.

 

راههای جلوگیری از کریستاله شدن عسل

 

-         نگهداری عسل در دمای بالای 25 درجه سانتیگراد یا پایین تر از  5 درجه سانتیگراد

نگهداری عسل در دمای بالای 25 درجه سانتی گراد به تدریج باعث از بین رفتن مواد

معطر ، برخی آنزیم ها ، ویتامین ها ودیگر مواد فرار عسل در نتیجه افت کیفیت عسل می شود . نگهداری عسل در دمای کمتر از 5 درجه بهترین دما برای نگهداری عسل می باشد .

-         صاف کردن عسل : عبوردادن عسل استخراج شده از صافی هایی با سوراخ های 1/ تا 2/ میلیمتر.

طی این عمل اکثر ناخالصی های عسل حتی آنهایی که مثل گرده گل ها مفیدند و طی جمع آوری شهد توسط زنبور عسل با شهد و عسل مخلوط شده از عسل جدا می شوند . جدا کردن ذرات ریز گرده گل از اثرات تغذیه ای و درمانی عسل می کاهند.

-     حرارت دادن پس از عبور از صافی ها ، باعث از بین رفتن اجسام خارجی باقی مانده و کاهش  میزان رطوبت عسل می شود که طی آن کریستاله شدن وتخمیر عسل به میزان قابل توجهی کنترل می گردد . میزان حرارت دهی ومقدار زمان حرارت دهی در کیفیت نهایی عمل مؤثر خواهد بود  .  سرد کردن عسل بلافاصله پس از حرارت دهی ازکاهش افت کیفیت عسل میکاهد.

 

قراردادن عسل درون آب درحال جوش باعث خریب بسیاری از مواد مفید و مؤثر در عسل خواهد بود.

 

عسل کرمی  (Honey  cream)

 

 

 

 

عسل هایی که طی فرآوری ای ساده به عسل شکرک زده همگن ، با دانه های رس نرم (بلور های ریز کریستاله شده ) تبدیل می شوند . این نوع عسل ها که به عسل کرمی معروف است به علت عدم فراوری بیش از حد معمولاً مورد استقبال خوب مصرف کنندگان اروپایی  ،  امریکایی و ژاپنی  قرار می گیرد .

 

 

 

 اگرچه این نوع عسل هابرخی  خواص فیزیکی عسل های معمولی را ندارند اما در عوض بسیاری از خواص عسل که طی فرآوری و آماده سازی برای بسته بندی از بین می رود را دارا هستند.

***************************************************************************


آزمایشی ساده برای تشخیص تقلبی بودن عسل

 

انواع عسل های تقلبی :

1-    عسل هایی که بخشی از آن تقلبی است :

الف) با استفاده از زنبور : در این روش با تغذیه زنبور توسط شربت قند عسل تقلبی بوجود می آید

 ب) بدون استفاده از زنبور :  با مخلوط نمودن عسل طبیعی با مواد گلوکزی (شربت قند) وشیره های میوه عسل تقلبی بوجود می آید

2-    عسل هایی که صد درصد تقلبی اند :

دراین روش بدون دخالت زنبور ، توسط انسان ازشیره میوه یا مواد قندی ، موادنشاسته ای ، اسانس ها و .... عسل ساخته می شود.

تنها راه شناسایی دقیق عسل های طبیعی وتقلبی استفاده از روش های آزمایشگاهی است. بین عامه مردم متداول است  که به صورت تجربی با استفاده  از برخی خواص فیزیکی عسل مانند چسبندگی ، غلظت ، خاصیت جذب آب ، کشش سطحی ، خواص گرمایی ، رنگ عسل و کریستاله شدن ، طبیعی بودن عسل را تشخیص دهند.

استفاده از این روشها برای شناسایی عسل روشهای مطمئنی نیستند .

با استفاده از خاصیت چسبندگی عسل روشی ساده برای تشخیص احتمالی عسل طبیعی ذکر می گردد البته این آزمایش برای عسل ها ی مرکبات که درصد آب بالایی دارند  توصیه نمی گردد.

ریختن مقداری  عسل (در دمای محیط ) درون آب سرد و مشاهده ان  مقابل نور در زمینه ای تیره . 

 

 کاربر گرامی چنانچه در این مورد و سایر موارد مربوط به زنبور عسل سوالی دارید می توانید در نظر سنجی سوالتان را مطرح نمایید.

 

 

*************************************************************

 

بچه دهی (Swarming )

 

 

 

بچه دهی Swarming))صفتی ژنتیکی است که طی آن جمعیت کلنی به دو بخش مساوی تقسیم می گردد. این عمل زنبوران عسل از نظر اکثر پرورش دهندگان صفتی نا مطلوب بشمار می آید که مخصوصاً در زنبورستان های بزرگ زنبورداران هزینه و وقت زیادی را صرف کنترل آن می نمایند . اصولاً ازدیاد تعداد کلنی ها در مدیریت های موفق غیر ضروری است اما ازدیاد جمعیت کلنی ها امری موثر در افزایش تولیدات خواهد بود . جلوگیری کامل از بچه دهی کلنی تقریباً عملی نیست ولی در بعضی موارد می توان به مقدار قابل ملاحظه ای از میزان آن کاست .

 

 

 

جمعیت کلنی به دلایلی که بعداً ذکر خواهد شد اغلب در روز های گرم ماه های اردیبهشت ، خرداد و تیر ماه بین ساعات 10 صبح تا 3 بعد از ظهر به دو قسمت مساوی تقسیم خواهد شد . جمعیتی که قرار است از کندو خارج شود قبل از خروج با هجوم به سمت حجره های ذخیره عسل ، عسلدانهای خود را پر می کنند و به همراه ملکه مادر (ملکه پیر) از کندو خارج می گردند . این جمعیت پس از اینکه چند دقیقه در هوا به اطراف پرواز کردند عاقبت بر روی شاخه درخت ، بوته ، حصار ، ستون و یا حتی سیم های برق که در آن حوالی است فرود می آیند ، به یکدیگر متصل می شوند و تشکیل خوشه می دهند . ملکه چندین روز قبل از بچه دهی تخم گذاری را متوقف می کنددر نتیجه ، تخمدانهایش کوچک شده و ، وزنش نیز کاهش یافته ، می تواند مقداری پرواز نماید . ملکه معمولاً دورتر از سایر زنبوران اقدام به خروج می نماید . چنانچه به هر دلیلی ملکه از بین برود جمعیت بچه کندو دوباره به کندوی مادری باز خواهند گشت . در صورتی که بچه به حال خود رها گردد و توسط زنبوردار درون کندو اسکان داده نشود خود زنبوران پس از مدتی به پناهگاهی که برای ساخت لانه مناسب باشد نقل مکان می کند این پناهگاه می تواند شکاف درخت ، کندوها خالی ، شکاف صخره ،  درون غارها ، خانه های مخروبه و... باشد.

 

استقرار بچه

همانطور که ذکر شد بچه کندو پس از خروج از کندو و مدتی پرواز حوالی کندو بر روی شاخه درخت یا بوته ، حصار ، ستون و سیم برق تشکیل خوشه می دهد . در هر صورت جمعیت بچه باید درون کندویی با چند قاب همراه با پایه مومی منتقل شود . اگر جمعیت بچه برروی ساقه یا شاخه درخت تشکیل خوشه دهد ، چنانچه شاخه مورد نظر قابل برش باشد باید آنرا برید و درون کندو ، جمعیت را تکانید . چنانچه خوشه روی شاخه های بلند درخت مستقر شد با نردبان باید شاخه را برید و جمعیت را درون کندو تکانید . در صورتی که نردبان در دسترس نباشد می توان از چوب بلندی که در قسمت انتهایی آن سبدی متصل است استفاده کرد . بدین ترتیب که با تنظیم چوب و سبد زیر خوشه و ایجاد ضربه ای ناگهانی خوشه را درون سبد ریخت و سپس جمعیت درون سبد را روی پارچه سفید و یا روزنامه ای که جلوی درب ورودی کندو پهن شده تخلیه نمود تا خود زنبوران بتریج وارد کندو شوند . چنانچه بچه بر روی ساقه ضخیم درخت باشد قابی محتوی نوزاد سر باز یا قابی که عسل آن تخلیه شده باشد در نزدیکی جمعیت می گیریم و با برس یا دود زنبوران را روی قاب هدایت می کنیم و سپس قاب مورد نظر را به کندو انتقال می دهیم .

 

 

 

 چنانچه زنبوران روی دیوار یا روی زمین فرود آمدند با قرار دادن سبد و یا کندویی خالی روی خوشه موفق به گرفتن این نوع بچه نیز شده اید . در این مورد از قاب های محتوی نوزاد و برس یا دودی نیز می توان استفاده نمود .چنانچه بچه به بوته ای آویزان شود با قرار دادن کندویی با چند قاب زیر خوشه ، با تکان های آرام و متوالی خوشه را به کندو انتقال می دهیم . در صورتی که بچه کندو بر روی سیم ها خوشه تشکیل دهند با استفاده از چوبی بلند که در انتهای آن سبد وصل شده بچه را به کندو انتقال می دهیم . 2 الی 3 روز بعد از بچه دهی و استقرار آن درون کندو ، جمعیت باید تغذیه گردد .

 

دلایل بچه دهی 

همانطور که قبلاً ذکر شد بچه دهی صفتی ژنتیکی است . نژاد کارینولی ، نژادهای آفریقایی و نژاد ایرانی تمایل زیادی به بچه دهی دارند. در مقابل نژاد های  اروپایی ، قفقازی و ایتالیایی تمایلی ضعیف به بچه دهی دارند . علاوه بر ژن عوامل محیطی محرک دیگری نیز در بچه دهی موثر اند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :

-         تراکم زیاد زنبوران در کندویی که جمعیت بالایی دارند .

-         عدم جای کافی برای ذخیره عسل و پرورش نسل

-         ممکن است ملکه پیر شده باشد

-         ممکن است کندو غیر استاندارد باشد

-         افزایش دمای کندو

-         وجود نسل فراوان در کندو

-         وجود قاب های کهنه که حجرات آن در اثر کثرت استعمال تنگ شده است

-         عدم رضایت از عملکرد ملکه

-         افزایش تعداد بیش از حد زنبوران نر

-         عدم رعایت فاصله مناسب بین قاب ها (تهویه مشکل و فعالیت در تنگنا)

-         همخونی و....

 

راه های کنترل بچه دهی

عمل بچه دهی در طبیعت زنبوران عسل قرار داده شده تا در مواقعی که با برخی از مشکلات مواجه شد با اقدام به این کار مشکل خود را رفع کند  برای کنترل بچه دهی باید طوری عمل کرد تا حتی الامکان زنبوران با این مشکلات مواجه نشوند :

-     بیشترین عامل بچه دهی ملکه های پیر می باشند . به علت اینکه زنبوران به ضعف ملکه در توالد نسل پی برده اند با بچه دهی مقدمات اخراج ملکه را فراهم می سازند . با دوره تعویض مناسب ملکه می توان تا حدودی بچه دهی را کنترل نمود .

-     علاوه بر اینکه ملکه باید جوان باشد ، جای کافی برای تخم گذاری ملکه نیز باید فراهم گردد . در صورت کمبود جا برای پرورش نسل می توان با اضافه نمودن طبقه یا برداشت قاب نوزاد و جایگزینی آن با قاب خالی فضای کافی را برای تخم گذاری و توالد نسل  در اختیار ملکه جوان قرار داد .

-         باید کندو را در محلی قرار داد که زنبورها در تابستان از آسیب گرما محفوظ باشند .

-     در ساخت کندو و قاب ها استانداردهای رایج را رعایت نمود . فاصله قاب ها را طبق استاندارد تنظیم نمود و شان های سیاه را از کندو حذف نمود.

-     در برخی موارد با حبس کردن ملکه ، طی توقف چند روزه تخم گذاری ، تعدیل جمعیت صورت می پذیرد و جای کافی برای پرورش نسل های بعدی بوجود می آید . در برخی موارد بال های ملکه قیچی می شود تا اینکه ملکه نتواند پرواز نماید و بچه را همراهی نماید و برخی موارد هم حصار هایی جلوی درب ورودی کندو مستقر می گردد تا اینکه ملکه نتواند از کندو خارج شود . خراب کردن سلول های پرورش ملکه نیز بچه دهی را به تعویق می اندازد .(موارد مذکور در مواقع اضطراری توصیه می گردد و راه حل های مناسبی برای کنترل بچه دهی نمی باشند)

-     با توجه به اصل (افزایش جمعیت زنبوران آری ، تقسیم جمعیت نه) روشی متداول و مفید در پیشگیری از بچه دهی عبارت است از: اضافه کردن یک طبقه به کندو و انتقال تمام قاب ها به طبق بالا به جز قابی که حاوی ملکه است . قرار دادن شبکه جدا کننده ملکه بین دو طبقه . قرار دادن قابهای خالی در طبقه پایین برای تخم ریزی ملکه . در این روش پس از مدتی نسل طبقه بالا به زنبوران بالغ تبدیل شده و قابهای طبقه پایین دارای نسل می گردند و جمعیت به حد مطلوب افزایش می یابد و جای کافی برای ذخیره عسل نیز به وجود می آید .

-     پس از استقرار بچه کندو ، تعویض ملکه پیر از جمله اموری است که باید در صدر کار های مربوط به آن کلنی انجام پذیرد .

 

محلول سازی از محلول های غلیظ ازمایشگاه

«محلول سازی»

 

محلول سازی یکی از ابتدایی ترین کارهای در ازمایشگاه است که لازمه هر کار ازمایشگاهی است به همین جهت در این جا روش های ساده ومختصری در مورد محلول سازی در ازمایشگاه برای شما جمع اوری کرده ام و امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد.

محلول سازی از محلول های غلیظ ازمایشگاه

معمولا در ازمایشگاه محلول ها به صورت غلیظ و با درصد خلوص مشخص و استانداردی وجود دارد و برای تهیه محلول های رقیق تر باید از ان ها استفاده کرد.

برای این کار از روابط رقیق سازی استفاده می کنیم :

 

در رابطه بالا نیاز است که نرمالیته یا مولاریته محلول غلیظ موجود در ازمایشگاه را تعیین کنیم.

برای تعیین نرمالیته از فرمول زیر استفاده می کنیم : 

 

 


نرمالیته محلول غلیظ را بدست اوردیم. در رابطه اول فقط حجم محلول غلیظ (
v2 ) مجهول است که محاسبه می شود و فقط کافی است این مقدار (v1)را از محلول غلیظ برداشته و به حجم مورد نظر ( v2 ) برسانیم.

برای تعیین نرمالیته و مولاریته محلول های ازمایشگاهی می توانید از جدول زیر استفاده کنید. که در این صورت فقط به رابطه اول نیاز خواهید داشت.

 

مثال :
100
cc محلول اسید سولفوریک 2N تهیه کنید ؟

اطلاعاتی نظیر دانسیته , درصد خلوص , جرم مولکولی و ... را می توانید از برچسب روی ظرف محلول بدست اورید.

 

 

مقدار 5.43cc از محلول غلیظ اسید سولفوریک برداشته و به حجم 100cc برسانید. ( در بالون ژوژه 100cc )

تذکر : در مورد اسید های غلیظ و قوی مثل اسید سولفوریک همیشه اسید را به اب اضافه می کنیم. ( قبل از اضافه کردن اسید مقداری  اب مقطر در بالون بریزید و سپس اسید را اضافه کنید. )

 

محلول سازی از مواد جامد ازمایشگاه

برای محلول سازی از مواد جامد ازمایشگاه از رابطه زیر استفاده کنید :

 

 

فقط کافی است مقدار ماده جامد بدست امده را در مقداری اب مقطر حل کرده و به حجم مورد نظر برسانید.

 

مثال :

50cc محلول یک نرمال یدید پتاسیم تهیه کنید؟

(جرم مولکولی یدید پتاسیم : 166grگرم )

 

اگر دقیقا 3.32gr از یدید پتاسیم را در 50cc اب مقطر حل کنیم محلول یک نرمال بدست خواهد امد.

تذکر : در مورد برخی مواد جامد که رطوبت جذب می کنند باید دقت شود که از فرمول نوشته شده بر روی برچسب ظرف ماده جرم مولکولی محاسبه شود . مثلا BaCl2 . 2H2O به جرم مولکولی ان دو ملکول اب ( 36gr ) اضافه شده است که باید در محاسبات لحاظ شود.

تهیه چند محلول دیگر :

100cc محلول استات سدیم 10% ( وزنی - حجمی ) تهیه کنید؟

استات سدیم جامد است و در مورد جامدات فقط کافی است مقدار 10 گرم استات سرب را وزن کرده و به حجم 100cc برسانید.(واضح است که اگر 200ccمحلول بخواهیم باید 20gr گرم را در 200cc حل کنیم.)

محلول 2:1  ( دو به یک ) اتانول تهیه کنید؟

یعنی به ازای یک سی سی اتانول دو سی سی اب مقطر اضافه کنید.

 

منبع: وب شیمی www.WebShimi.ir

 

شناساگرها

 

 

در این بخش نحوه تهیه شناساگرهای معمول در آزمایشگاههای شیمی را به ترتیب حروف الفبا می توانید بیابید. همچنین این نکته نیز قابل ذکر است که برخی شناساگرها برای تیتراسیون EDTA استفاده میشوند و برخی دیگر برای تیتراسیونهای Redox و برخی تیتراسیونهای برجذب. که در داخل پرانتز پس از نام شناساگر به آن اشاره شده است.

A

Amido black 10 B (redox)
dissolve 0.2 g in 100 ml of water
color change = yellowish-brown to blue
Alizarin
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 95% ethanol.
pH =10.1 - 12.1; color change = red to purple
Alizarin yellow
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =10.0 - 12.1; color change = light yellow to brownish yellow
Alizarin sulphonic acid Na salt
Dissolve 0.1g. in 100 ml. water or in 100 ml 1:1 ethanol and water.
pH =4.3 - 6.3; color change = yellow to violet
Alkali blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 95% ethanol.
pH =9.4 - 14.0; color change = violet to pink

B

2.2'Bipyridin (iron(II) complex (redox)
dissolve 0.695 g of FeSO4.7H2O and 1.171 g of 2.2'-bipyridin in 100 ml of water
color change = pale blue to red
Brillant cresyl blue (redox)
dissolve 0.5 g in 100 ml of water or ethanol (96 %)
color change = blue to colorless
Brilliant green
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =0.0 - 2.6; color change = yellow to green
Bromochlorophenol blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.69 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
pH =3.0 - 4.6; color change = yellow to blue-violet
Bromocresol green
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.58 ml of 0.1Msodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
pH =3.8 - 5.4; color change = yellow to blue
Bromocresol purple
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.4g in 0.74 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =5.2 - 6.8; color change = yellow to purple
Bromophenol blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.6 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =3.0 - 4.6; color change = yellow to blue-violet
Bromophenol red
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.94 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =5.2 - 6.8; color change = orange yellow to purple
Bromothymol blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol.
Bromo-oxylenol blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 95% ethanol.
pH =5.7 - 7.5; color change = orange yellow to blue
C

Cacotheline
saturated
color change = yellow to red-violet
Calcon or Solochrome Dark Blue (metal-ion EDTA)
sodium 1-(2- hydroxy-1-naphthylazo)-2-naphthol-4-sulphonate, Colour I ndex No.202; also called Eriochrome Blue Black R.
Dissolve 0.2g of the dyestuff in 50ml. of methanol.
The colour change is from pink to pure blue.
Calmagite
1-(1-hydroxy-4-methyl-2-phenylazo)-2-naphthol-4-sulphonic acid (IX) (metal-ion EDTA)
Can be substituted for Eriochrome Black T without change in the experimental procedures for calcium and magnesium.It has same colour change, which is clearer and sharper, and aqueous solutions of the indicator are almost stable indefinitely.
Dissolve 0.05g of calmagiite in 100ml. of water. The indicator is stable for at least 12 months when stored in a polythene bottle and in the dark.
Chlorophenol red
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.94 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =4.8 - 6.4; color change = yellow to purple
Congo red
Dissolve 0.2g. in 100 ml. of water.
pH =3.0 - 5.2; color change = blue to orange-yellow
Cresol purple
Dissolve 0.04g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.86 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =7.4 - 9.0; color change = yellow to purple
Cresol red
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 50% ethanol, or dissolve 0.04g in 1.05 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =7.0 - 8.8; color change = yellow to purple
Cresol red
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 1.05 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =0.2 - 1.8; color change = red to yellow
m-Cresol purple
Dissolve 0.04g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 1.05 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =1.2 - 2.8; color change = red to yellow
Crystal violet
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 70% ethanol.
pH =0.8 - 2.6; color change = yellow to blue-violet
D

Dibromopyrogallol sulphone phthalein (VIII) (metal-ion EDTA) or Bromopyrogallol Red
Dissolve 0.05g of the reagent in 100ml. of 50% ethanol.
The indicator is coloured orange-yellow in strongly acid solutions,; claret red in nearly neutral solutions; and violet to blue in basic solutions.
Dichlorofluorescein: (adsorption)
Dissolve 0.1g in 60 - 70 % ethanol, or
Dissolve 0.1g of dichlorofluoroceinate in 100ml water.
2.6-Dichlorophenolin-dophenol sodiumsalt (dihydrate) (redox)
dissolve 0.02 g in 100 ml of water
color change = blue to colorless
Di-iododimethylfluorescein:
(adsorption) Dissolve 1g in 70 5 ethanol.
4-(Dimethylamino) azobenzene
Dissolve 0.1 to 1.5 g. in 100 ml. of 90% ethanol.
pH =2.9 - 4.0; color change = red to yellow-orange
3.3'-Dimethylnahthidine(4.4'-Diamino-3.3-dimethyl-1.1'-binaphthaline) (redox)
dissolve 1.0 g in 100 ml of glacial acetic acid
color change = purple-red to colorless
N,N-Dimethyl-1.4-phenylenediammonium dichloride (redox)
dissolve 0.02 g in 100 ml of water
color change = dark-blue to colorless
2,5-Dinitrophenol
Dissolve 0.05 to 0.1g. in 100 ml. of 70% ethanol.
pH =4.0 - 5.8; color change = colorless to yellow
2,4-Dinitrophenol
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 70% ethanol.
pH =2.8 - 4.7; color change = colorless to yellow
Diphenylamine:
Dissolve 1g in 100 ml conc. H2SO4
color change = blue-violet to colorless
Diphenylamine-4-sulfonic acid barium salt (redox)
Dissolve 0.2g in 100 ml water
color change = red-violet to colorless
Diphenylamine-p-sulphonic acid (Na salt):
(redox) Dissolve 0.2g in 100 ml water.
Diphenylbenzidine:
(redox) Dissolve 1g in 100 ml conc.H2SO4
color change = violet to colorless
Diphenylcarbazide: (adsorption)
Dissolve 0.1g in 100 ml ethanol.
Diphenylcarbazone: (adsorption)
Dissolve 0.1g in 100 ml ethanol or iso-propyl alcohol.
E

Eosin bluish
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =1.4 - 2.4; color change = colorless to pink fluorescence
Eosin: (adsorption)
Dssolve 0.1g in 100ml 70 % ethanol, or 0.1g of the sodium salt in 100 ml water.
Eosin yellowish
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =0.0 - 3.0; color change = yellow to green fluorescence
Epsilon blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =11.6 - 13.0; color change = orange to violet
Eriochrome Bkack T (metal-ion EDTA)
Sodium 1-(1-hydroxy-2-naphthalyzo)-6-nitro-2-naphthol-4-sulphonate (1); also known as Solochrome Black T or WDFA or No. 2 in the Colour Index. Not recommended for titration of solutions more acidic than Ph 6.5.
Dissolve 0.2 g of the dyestuff in 15ml. of ethanolamine and add 5ml of absolute ethanol to reduce the viscosity; the reagent is stable for several months.
A 0.4% solution of the pure dye in methanol may last for about a month.
Colour change is from blue to red.
Eriochrome Red B
sodium salt of 4-(2-hydroxy-4-sulpho-1-naphthylazo)-3-methyl-1-phenyl-2-pyrazolin-5-one (IX)---a pyrazolone azo-B-naphthol dyestuff. (metal-ion EDTA)
Dissolve 0.1g of the dyestuff in 50ml, ethanol. It is stable indefinitely.
The colour change from pink to pale yellow is almost instantaneous at about 80oC.
Erythrosin B
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =0.0 - 3.6; color change = orange to red
F G H I J K L

Fast Sulphon Black F (metal ion EDTA)
Sodium salt of 1-hydrovy-8-(2-hydroxynaphthylazo)-2-(solphonaphtylazo)-3,6-disulphonic acid (V)
The indicator solution is 0.5% solution in water.
Specific colour change for copper is from magenta to pale blue to bright green.
Ferric indicator: (adsorption)
Use a saturated Ammonium Ferric sulphate soln. (~ 40%), add a few drops of 6M nitric acid, and use 1 ml for each titration.
Ferroin: (redox)
Make a 0.025M in water. or Dissolve 0.7g FeSO4.7H2O and 1.5g 1,10 o-phenanthroline in 100 ml water. color change = blue to orange-red
Fluorescein: (adsorption)
Dissolve 0.2g in 100 ml 70 % alcohol, or
Dissolve 0.2g of sodium fluorocienate in 100 ml water.
HHSNNA (metal-ion EDTA)
See Patton and Reeder's
Indigo carmine
Dissolve 0.25g. in 100 ml. of 50% ethanol, or dissolve 1g in 100ml of water.
pH =11.5 - 13.0; color change = blue to yellow
Indigo carmine (Indigo disulfonate disodium salt) (redox)
Dissolve 0.5g in 100 ml water
color change = blue to yellowish
Litmus
Dissolve 4g. in 100 ml. of water.
pH =5.0 - 8.0; color change = red to blue
Note on Litmus:You can purify the commercial litmus as follows: Digest 10g. of the litmus with 35ml.of rectified spirit on a water bath for about 1 hr and decant the alcohol.; repeat this process twice. Extract the residue several times with water and allow to stand for several days. Decant or siphon off the clear extract. This is of suitable concentration for most purposes.
Bromo-cresol purple or Bromo-thymol blue are excellent substitutes for litmus.
Azolitmin is the pure litmus colouring matter. Dissolve 0.1g. in 100ml of water.
M

Malachite green oxalate
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =0.0 - 2.0; color change = yellow to green-blue
N-Methlydiphenylamine-p-solphonic acid, (Na salt): (redox)
Dissolve 0.1g in 100 ml water.
Methylene blue (redox)
Dissolve 0.1 to 0.5g in 100 ml water
Methyl green
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of water.
pH =0.1 - 2.3; color change = yellow to blue
Methyl orange
Dissolve 0.05g. of the sodium salt in 100 mls. of water, add 8 mls..of 0.1M hydrochloric acid, and filter if necessary, or
Dissolve 0.05g. of the free acid in 100 ml. water, and filter the solution if a precipitate forms.
pH =3.1 - 4.4; color change is pink/red towards yellow-orange
Screened methyl orange
Dissolve 1g. of methyl orange and 1.4g. of xylene cyanol FF in 200ml. water and make up to 500 ml. vol. with ethanol. The purpose of a screened or mixed indicator is to produce a more pronounced colour change at the end point. These types of indicators consist of either a mixture of two indicators or a mixture of an indicator and an inert dye. It changes colour at pH 3.8 -- 4.1 from violet to green.
Methyl red
Dissolve 0.1g. of the Na salt in 100ml. of water, or dissolve in 30ml. of alcohol and dilute to 100ml. vol. with water.
pH =4.4 - 6.2; color change = red to yellow-orange
Methyl violet
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol.
pH =0.1 - 2.7; color change = yellow to violet
Methyl yellow Dissolve 0.1g. of the indicator in 100 ml of alcohol.
Mixed indicator
Dissolve 0.2g of methyl red and 0.1g of methyl blue or bromocresol green in 100 ml 95% ethanol
pH =4.3 - 5.2; color change = green to pink(ph 4.5)
Murexide (metal-ion EDTA)
This is the Ammonium salt of purpuric acid.
Suspend 0.5g of the powdered dyestuff in water, shake thoroughly and allow to settle. The saturated supernatant is used as the indicator.
The colour change is towards a blue endpoint.
N

1-Naphtolphthalein
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 95% ethanol.
pH =7.1 - 8.3; color change = brownish to blue-green
Neutral red
Dissolve 0.3g. in 100 ml. of 70% ethanol.
pH =6.8 - 8.0; color change = blue-red to orange-yellow
Neutral red (redox)
Dissolve 0.5g in 100 ml of 95% ethanol
color change = violet-red to colorless
Nile blue (sulphate) (redox)
Dissolve 0.1g in 100 ml water
color change = blue-red to colorless
3-Nitrophenol
Dissolve 0.3g. in 100 ml. of 95% ethanol, or 0.08 g in 100 ml water.
pH =6.6 - 8.6; color change = colorless to yellow-orange
4-Nitrophenol
Dissolve 0.2g. in 100 ml. of 95% ethanol, or 0.08g in 100 ml water.
pH =5.4 - 6.8; color change = yellow to violet
O P

Patton and Reeders indicator (metal-ion EDTA)
2-hydroxy-1-(2-hydroxy-4-sulpho-1-naphthylazo)-3-naphthoic acid (111)
Also known by the abbreviated name HHSNNA.
The dyestuff is thoroughly mixed with 100 times its weight of sodium sulphate, and 1g of this mix is used for each titration.
Used in the direct titration of calcium, particularly in the presence of magnesium, pH range 12-14.
A sharp colour change is obtained from wine red to pure blue.Phenolphthalein
Dissolve 0.5 g. of the reagent in 50ml.of alcohol and add 50ml of water with stirring. Filter if a precipitate forms or
Dissolve 1g. of the dry indicator in 80 mls.ethylene glycol monoethyl ether (cellosolve) b.p.135oC, and dilute to 100ml. with distilled water.: the loss by evaporation is less by this preparation.
Phenolphetalein
Dissolve 1g. in 100 ml. of Ethanol.
Phenol red
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 1.13 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml.
pH =6.4 - 8.2; color change = yellow to red-violet
Pentamethoxytriphenyl carbinol
Dissolve 0.1 g in 100 ml of 95% ethanol
pH =1.2 - 3.2; color change = red to colorless
1.10-Phenanthroline (monohydrate) (redox)
Dissolve 0.695 g of FeSO4 x 7H2O and 1.487 g of 1.10-Phenanthroline in 100 ml of water
color change = pale-blue to red
N-Phenylanthranilic acid: (redox)
Dissolve 0.1 g in 5 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
color change = purple-red to colorless
Picric acid
Dissolve 0.1 g in 100 ml of 20% ethanol
pH =0.2 - 1.0; color change = colorlass to yellow
Pyrocatechol Violet
Pyrocatechol sulphone phthalein (VII); Catechol violet. (metal-ion EDTA)
Dissolve 0.1g of the dyestuyy in 100ml.of water. This solution is stable for several weeks.
Colour change is progressive, from yellow yo blue to green.
Q R S

Quinaldine red
Dissolve 0.1 g in 100 ml of 60% ethanol
pH =1.4 - 3.2; color change = colorless to pink
Rhodamine: (adsorption)
Dissolve 0.05 g in 100 ml water.
Safranin (redox)
Dissolve 0.5g in 100 ml water
color change = blue-violet(acidic),brown (alkaline) to colorless
T

4,5,6,7-Tetrabromo-phenolphthalein
Dissolve 0.1 g in 100 ml of 95% ethanol
pH =7.0 - 8.0; color change = colorless to purple
2.2':6.2"-Terpyridine (iron(II) complex) (redox)
Dissolve 0.232 g FeSO4 x 7H2O and 0.389 g of 2.2':6.2-terpyridine in 100 ml of water
color change = pale-blue to red
Tertrazine: (redox)
Dissolve 0.5g in water and use 4 drops per titration.
Thionine (redox)
Dissolve 0.5g in 100 ml of 95% ethanol
color change = violet to colorless
Titan yellow
Dissolve 0.1 g in 100 ml of 20% ethanol
pH =12.0 - 13.0; color change = yellow to red
Thymol blue
Dissolve 0.04g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.86 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
pH =8.0 - 9.6; color change = yellow to blue
Thymol blue
Dissolve 0.04g. in 100 ml. of 20% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.86 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
pH =1.2 - 2.8; color change = red to yellow
Thymolphthalein
Dissolve 0.1 g in 100 ml of 50% ethanol
pH =9.3 - 10.5; color change = yellow to red
Thymolphthalexone
Thymolphthalein complexone (metal-ion EDTA)
3,3-bis-[n,n-(carboxymethyl)aminomethyl] thymolphthalein (X)
Prepare a 0.5% solution in ethanol.alternatively, a finely ground mixture 1:100 with AR potassium nitrate may be used.
Blue to colourless or slight pink in alkaline medium.
Tropaeolin O
Dissolve 0.1g. of the solid in 100 ml of water.
Tropaeolin OO
Dissolve 0.1g. of the solid in 100 ml of water.
Universal indicator
Dissolve 0.04g of methyl red, 0.02g of methyl orange, 0.02g of phenolphthalein, 0.10g of thymol blue and 0.08g of bromothymol blue in 100 ml of 95% ethanol. Color change is red-orange-yellow-green (ph 7) –blue-indigo-violet.
U V W X Y Z

Variamine Blue B (metal-ion EDTA)
4-methoxy-4-amino-diphenylamine
The indicator solution is a 1% solution of the base in water. Ferric complex with EDTA - sharp change in redox potential - colourless to violet blue complex.
Variamine blue salt B (redox)
Dissolve 1.0 g in 100 ml of water or grind with sodium chloride or sodium sulfate anhydrous trituration
color change = blue-violet(acidic),yellow (alkaline) to colorless
p-Xylenol blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 50% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.98 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
pH =1.2 - 2.8; color change = red to yellow
p-Xylenol blue
Dissolve 0.1g. in 100 ml. of 50% ethanol, or dissolve 0.04g in 0.98 ml of 0.1M sodium hydroxide and make up to 100 ml with water.
pH =8.0 - 9.6; color change = yellow to blue
 



چسب نشاسته يا Starch : مقدار 1 گرم از نشاسته را با 10 ميلي گرم يديد جيوه قرمز مخلوط كرده و در حداقل آب سرد حل كنيد تا حالت چسب مانند بخود بگيرد. بعد از آن 200 ميلي ليتر آب جوش به آن اضافه كرده و به مدت 1 دقيقه محلول را بجوشانيد و همزمان هم بزنيد سپس بگذاريد تا سرد شود. دقت كنيد كه هميشه از محلول رويي كه شفاف است استفاده كنيد. بهتر است چسب نشاسته هميشه تازه تهيه شود. اگر يديد جيوه قرمز نداشته باشيد زياد مشكلي بوجود نمي آورد. 

محلول های استاندارد

محلولی را استاندارد می گویند که در آن ، رابطه بین مقادیر ماده حل‌شده و محلول یا رابطه بین مقدار ماده حل‌شده و حلال بنحوی معلوم باشد. با معلوم بودن مقدار ماده حل‌شونده و مقدار محلولی را استاندارد می گویند که در آن ، رابطه بین مقادیر ماده حل‌شده و محلول یا رابطه بین مقدار ماده حل‌شده و حلال بنحوی معلوم باشد. با معلوم بودن مقدار ماده حل‌شونده و مقدار حلالتشکیل دهنده محلول ، غلظت محلول مشخص می‌گردد. بسیاری از واکنش‌هادر حالت محلول انجام می‌شوند و محاسبه‌های کمی برای این‌گونه واکنش‌ها بر مبنای غلظت آنها صورت می‌گیرد. برای بیان غلظت ، روش‌های گوناگونی وجود دارد و محلولهای استاندارد را براساس غلظت بیان می‌کند.

محلولهای استاندارد کاربردهای زیادی دارند، از جمله در تجزیه های تیترسنجی (تیتراسیون) ، واکنش‌های خنثی شدن و واکنش‌های اکسیداسیون-احیاو...

 

محلول‌های استاندارد مورد کاربرد

محلول درصد جرمی

محلولی است که در آن مقداری ماده حل‌شونده در 100 گرم محلول ، حل شده باشد.


100*جرم محلول/جرم ماده حل شونده = درصد جرمی


در صورت و مخرج باید از یک نوع یکای جرم استفاده شود. یعنی هر دو باید برحسب میلی‌گرم ، گرم یا کیلوگرم بیان شوند. مثلا ، بر روی بر چسب محلول شست وشوی دهان نوشته می شود: "محلول استریل سدیم کلرید 9/0 درصد برای شستشو". عبارت "سدیم کلرید 9/0 درصد" یعنی در 100 گرم از این محلول 9/0 گرم سدیم کلرید وجود دارد و بقیه آن آباست.

برای محلول‌های بسیار رقیق ، معمولا غلظت بر حسب قسمت در میلیون (ppm) بیان می‌شود.


106*جرم محلول/جرم ماده حل شونده=ppm


اگر حلال ، آب باشد و مقدار ماده حل‌شونده چنان کم باشد که چگالی محلول هم‌چنان g.mL-1 1,0 باقی بماند، در اینصورت رابطه به قرار زیر خواهد بود:


لیتر محلول/میلی گرم ماده حل شونده≈ppm


از ppm برای بیان مقادیر بسیار کم کاتیون‌ها و آنیون‌هادر آب دریا ، بدن جانداران ، بافت‌های گیاهی و میزان آلاینده‌های هوا و بطور کلی ، در مواردی که مقدار ماده حل‌شونده خیلی جزئی باشد، استفاده می‌شود.
 

محلول گرم در لیتر (غلظت معمولی-C)

در این محلول‌ها ، مقداری ماده حل‌شونده در یک لیتر محلول وجود دارد.


حجم محلول به لیتر/مقدار ماده حل شونده به گرم= C


برای مثال ، اگر در 200 میلی‌لیتر از محلولی به اندازه 4 گرم پتاسیم کلرید حل‌شده باشد، غلظت معمولی این محلول ، 20 گرم در لیتر خواهد بود.


200ml*1 L / 1000 ml=0,2 L لیتر محلول


 

C=4g / 0,2 L=20 g.L-1


 

محلول مول در لیتر (مولار CM)

غلظت مولار رایج‌ترین روش برای بیان غلظت است و محلول مولار ، محلولی است که در هر لیتر آن ، به اندازه یک مول ماده حل‌شونده ، حل شده باشد. مانند محلول یک مول بر لیتر لیتیم کلرید که در آن ، یک لیتر محلول دارای یک مول لیتیم کلرید است.


حجم محلول (لیتر)/مقدار ماده حل شونده (مول)=غلظت مولار (M)


 

محلول مولال (m)

محلولی که در آن یک مول ماده حل‌شونده در یک کیلوگرم حلال شده باشد، محلول مولال نامیده می‌شود. از غلظت مولال در مطالعه خواص کولیگاتیومحلول‌ها بکار می‌رود.


مقدار ماده حل شونده (مول)/کیلوگرم حلال= غلظت مولال (m)


برای مثال ، اگر در 200 گرم آب خالص ، 0,03 مول کلرید پتاسیم حل شده باشد، مولالیته محلول عبارت خواهد بود:


200g*1 Kg/1000 g=0,2 Kg کیلوگرم حلال


 

مولال m=0,03(mol)/0,2Kg=0,15


 

محلول نرمال (N)

محلول نرمال ، محلولی است که یک اکی والان گرم ماده حل‌شونده در یک لیتر آن و یا یک میلی‌اکی‌والان گرم در هر لیتر آن حل شده باشد.


  • مفهوم اکی والان گرم: مقدار وزن اکی والان مواد مختلف طبق رابطه زیر به دست می‌آید:

E=M/n

که M ، جرم مولکولی و n (ظرفیت) برای مواد مختلف به قرار زیر بدست می‌آید:
مقدار n برای اسیدها برابر تعداد هیدروژن‌های اسیدی و برای بازها ، برابر تعداد -OH ، برای نمک‌ها برابر ظرفیت فلز ضرب‌در تعداد فلز و برای واکنش‌های اکسایش- کاهشبرابر درجه کاهش یا اکسایش است.


با بدست آوردن مقدار E (وزن اکی والان) می‌توان تعداد اکی‌والان را از رابطه زیر حساب کرد:


وزن اکی والان/جرم ماده برحسب گرم= =m/E تعداد اکی والان


در نتیجه ، نرمالیته یک محلول بیانگر تعداد اکی‌والان‌ها در یک لیتر محلول یا تعداد میلی‌اکی‌والان در هر میلی‌لیتر محلول می‌باشد. پس ، یک محلول 0,2 N نقره نیترات ، 0,2 میلی اکی والان (meq) از نقره‌نیترات در هر میلی‌لیتر یا 0,2 اکی والان (eq) در هر لیتر محلول دارد.
 

روابط بین محلول های استاندارد

CM=C/M


 

C=NE


 

N=CM*n


در این روابط: CM مولاریته ، C غلظت گرم در لیتر ، N نرمالیته ، M جرم مولکولی ، E اکی والان گرم و n ظرفیت است

 

اندازه گيری سختی آب (1)

عنوان : اندازه گيری سختی آب (1)

هدف آزمایش :  اندازه گيري يون هاي كلسيم و منيزيم موجود در آب هاي قابل شرب شهري – آشنايي با انواع سختي آب

مقدمه و تئوري:

سختي آب : ناشي از املاح كلسيم و منيزيم و به ميزان كمتر ناشي از املاح آلومينيم ، روي ، منگنز، آهن و .. است.

اهمیت سختی آب

مقدار سختی آب ، علاوه بر اینکه در آبهای صنعتی اهمیت وافر دارد، از نظر بهداشت عمومی نیز اهمیت خاصی دارد. کلسیم که یکی از عوامل سختی آب است، در رشد استخوان و حفظ تعادل بدن دخالت داشته، ولی به همان اندازه ، سولفات کلسیم به علت کمی قابلیت هضم ، ناراحتی هایی در دستگاه هاضمه بوجود می‌آورد.

گاهی توصیه می‌شود که جهت تامین بهداشت و سلامت مصرف کنندگان ، آهک به آب آشامیدنی افزوده شود. بعضی دانشمندان معتقدند، بهتر است کلسیم و منیزیم لازم بدن توسط غذا تامین شود و حتی‌الامکان از آبهای سبک برای شرب استفاده شود. باید توجه داشت که بدن نسبت به سنگینی موجود در آب مورد مصرف خود حساسیت دارد، چنانچه این نوشیدنی تغییر یابد، ممکن است در دستگاه گوارش ایجاد اخلال نماید و این موضوع را به اصطلاح آب به آب شدن می‌گویند.

زیانهای سختی آب:

1- ایجاد سوء هاضمه.

2- کدر کردن آب جوش.

3- گوارایی آب را کم میکند.

4- دیر شدن پخت و پز به ویژه در مورد حبوبات و سبزیجات.

5- سختی آب در واکنش با صابون، رسوبهایی ایجاد میکند که در منافذ پوست باقی می‌ مانند و باعث زبری پوست میشوند

6- ایجاد رسوب و اتلاف انرژی در لوله و دستگاههایی که آب گرم دارند.

7- مصرف پاک کننده بیشتر برای شستشو.

سختي موقت : سختی موقت (Temporary Hardner) را سختی کربناتی (Carbonate Hardner) نیز می‌نامند. این سختی ، مولود بی‌کربنات کلسیم و منیزیم است که عمدتا به کمک حرارت و یا استفاده از كربنات كلسيم از بين ميرود.

در اينجا بي كربنات ها به شكل كربنات رسوب كرده و سختي از بين مي رود.

سختي دائم : سختی دائم (Permanent Hardner) را سختی غیرکربناتی (Noncarbonate Hardner) نیز می‌نامند. این سختی ، با حرارت دادن قابل حذف نیست.

مولود كلريد، سولفات ، نيترات، هيدروكسيد، منيزيم ، و كلسيم است. براي از بين بردن سختي دائم از نرم كننده هاي يوني ( تبادل كننده هاي يوني ) مثل فسفات سديم استفاده مي شود.

سختي آب را بر حسب ppm كربنات كلسيم ( ميلي گرم كربنات كلسيم در 1 ليتر آب ) گزارش مي دهند.

وسایل :

بورت 25 ml – بشر 150 ml – بشر 250 ml – ارلن ماير 250 ml – پيپت حجم سنجي

مواد :

محلول كلريدريك اسيد 0.1 M استاندارد – شناساگر متيل اورانژ – يك نمونه از آب سخت

روش کار :

1- ارلن را شسته و 25 ميلي ليتر آب شهر ( آب سخت؛ تيتر شونده ) را در ارلن ميريزيم.

2- دو قطره متيل اورانژ ( شناساگر ) را به آن اضافه ميكنيم. ( متيل اورنژ براي تشخيص نقطه ي پاياني مورد استفاده قرار ميگيرد. ) مشاهده مي شود كه محلول به رنگ زرد در خواهد آمد.

3- بورت را با كمي HCl شستشو داده  و سپس بورت را با حجمي دلخواه ، از HCl  با غلظت 0.1 M پر مي كنيم.

4- HCl ( تيترانت ) را با بورت قطره قطره به محلول ارلن اضافه ميكنيم. مشاهده مي گرد كه محلول به رنگ نارنجي در خواهد آمد.

متيل اورانژ در محلول بازي به رنگ زرد و در محلول اسيدي نارنجي مي شود.

محاسبه :

نتيجه : طبق جدول زير به دست آوردن عدد 800 براي سختي آب غير طبيعي است. در اين آزمايش به علت عدم شستشوي كامل بورت و در نتيجه وجود مقداري از محلولي ديگر در آن باعث اشتباه در اندازه گيري ها شد.

آب سخت

200-500 ppm

سختي متوسط

100-200 ppm

سختي كم

55-100 ppm

آب نرم

 

 

تیتراسیون های اكسایش كاهش (یدومتری)

عنوان : تیتراسیون های اكسایش كاهش (یدومتری)

هدف: یدومتری یک روش حجم سنجی شیمی تجزیه است که در تیتراسیون از ید به عنوان شناساگر نقطه پایانی استفاده میشود

تئوری:

روش شیمیایی وینکلر یا یدومتری :

یدومتری دقیق‌ترین و قابل اعتمادترین روش اندازه گیری  می‌باشد.‌ این روش یک روش تیتراسیونی است که بر اساس خواص اکسیدکنندگی اکسیژن محلول انجام می‌گیرد.

با افزایش  به محلول قلیایی شده آب ، هیدروکسید منگنز با اکسیژن محلول آب ترکیب شده ، ایجاد  می‌کند. با مصرف تمام اکسیژن موجود ، محلول اسیدی می‌شود. با افزودن یدور ،  در محیط اسیدی با یون یدور ، وارد واکنش شده ، ید آزاد می‌کند.

مقدار ید آزاد شده توسط محلول تیوسولفات تعیین می‌شود و از روی مقدار تیوسولفات مصرفی ، مقدار اکسیژن موجود در آب محاسبه می‌شود.

عناصر زیادی را می توان به روش یدمتری تعیین نمود. یکی از این عناصر، مس است. در این روش از واکنش زیر جهت احیا و رسوب دادن مس استفاده می کنند.

 

حال مقدار ید آزاد شده توسط محلول تیوسولفات تعیین می‌شود و از روی مقدار تیوسولفات مصرفی (با استفاده از روابط استوکیومتری) ، به مقدار واکنش دهنده ی اولیه ی مورد نظر (در اینجا یون مس) دست می یابند. واکنش ید با تیوسولفات به وسیله ی معادله ی زیر داده شده است:

 

نقطه ی پایانی تیتراسیون به سادگی توسط محلول نشاسته مشخص می شود. لحظه ی مناسب برای اضافه کردن شناساگر وقتی است که رنگ محلول از قهوه ای به زرد کمرنگ تغییر می کند. پایان تیتراسیون هنگامی است که محلول بیرنگ می شود.
یون یدید

یون یدید یک عامل کاهنده ی نسبتاً موثری است که به طور وسیعی برای تجزیه ی اکسنده ها به کار می رود.
به طور کلی به واکنش هایی که در آن ید اکسید می گردد، یعنی ید از محلول یدیدها آزاد می گردد یدومتری گویند. روشهای زیادی بر اساس خواص کاهندگی یون یدید استوارند. ید که محصول واکنش است، معمولاً با محلول استاندارد تیوسولفات تیتر می شود.
عناصر زیادی را می توان به روش یدمتری تعیین نمود. یکی از این عناصر، مس است. در این روش از واکنش زیر جهت احیا و رسوب دادن مس استفاده می کنند.

‌ این روش یک روش تیتراسیونی است که بر اساس خواص اکسیدکنندگی اکسیژن محلول انجام می‌گیرد. با افزایش به محلول قلیایی شده آب ، هیدروکسید منگنز با اکسیژن محلول آب ترکیب شده ، ایجاد می‌کند. با مصرف تمام اکسیژن موجود ، محلول اسیدی می‌شود. با افزودن یدید ، در محیط اسیدی با یون یدید ، وارد واکنش شده ، ید آزاد می‌کند. مقدار ید آزاد شده توسط محلول تیوسولفات تعیین می‌شود و از روی مقدار تیوسولفات مصرفی (با استفاده از شناساگر نشاسته) ، مقدار اکسیژن موجود در آب محاسبه می‌شود.

روش کار :

·       مجهول را به حجم می رسانیم

·       مقدار مشخصی از آن بر می داریم ( 25 cc )

·        به آن اضافه می کنیم

·       محلول را صاف کرده و رسوب را با 5cc آب شستشو می دهیم

·       محلول را با تیوسولفات 0.1N تیتر می کنیم تا رنگ زرد کاهی نمایان شود

·       2ml چسب نشاسته 0.1% + 0.5gr KSCN را به آن اضافه می کنیم

·       تیتراسیون را تا تغییر رنگ مجدد ادامه می دهیم

محلول سازی

محلول سازی

محلول سازی یکی از ابتدایی ترین کارهای در ازمایشگاه است که لازمه هر کار ازمایشگاهی است به همین جهت در این جا روش های ساده ومختصری در مورد محلول سازی در ازمایشگاه برای شما جمع اوری کرده ام و امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد.

محلول سازی

محلول سازی یکی از ابتدایی ترین کارهای در ازمایشگاه است که لازمه هر کار ازمایشگاهی است به همین جهت در این جا روش های ساده ومختصری در مورد محلول سازی در ازمایشگاه برای شما جمع اوری کرده ام و امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

محلول سازی از محلول های غلیظ ازمایشگاه

معمولا در ازمایشگاه محلول ها به صورت غلیظ و با درصد خلوص مشخص و استانداردی وجود دارد و برای تهیه محلول های رقیق تر باید از ان ها استفاده کرد.

برای این کار از روابط رقیق سازی استفاده می کنیم :

 

 

 

 

در رابطه بالا نیاز است که نرمالیته یا مولاریته محلول غلیظ موجود در ازمایشگاه را تعیین کنیم.

برای تعیین نرمالیته از فرمول زیر استفاده می کنیم :

 

 

 

 

 
نرمالیته محلول غلیظ را بدست اوردیم. در رابطه اول فقط حجم محلول غلیظ ( v2 ) مجهول است که محاسبه می شود و فقط کافی است این مقدار (v1)را از محلول غلیظ برداشته و به حجم مورد نظر ( v2 ) برسانیم.

برای تعیین نرمالیته و مولاریته محلول های ازمایشگاهی می توانید از جدول زیر استفاده کنید. که در این صورت فقط به رابطه اول نیاز خواهید داشت.

 

 

 

 

مثال :

 


100cc محلول اسید سولفوریک 2N تهیه کنید ؟

اطلاعاتی نظیر دانسیته , درصد خلوص , جرم مولکولی و ... را می توانید از برچسب روی ظرف محلول بدست اورید.

 

 

 

 

مقدار 5.43cc از محلول غلیظ اسید سولفوریک برداشته و به حجم 100cc برسانید. ( در بالون ژوژه 100cc )

 

تذکر : در مورد اسید های غلیظ و قوی مثل اسید سولفوریک همیشه اسید را به اب اضافه می کنیم. ( قبل از اضافه کردن اسید مقداری  اب مقطر در بالون بریزید و سپس اسید را اضافه کنید. )

 

 

 

 

محلول سازی از مواد جامد ازمایشگاه

برای محلول سازی از مواد جامد ازمایشگاه از رابطه زیر استفاده کنید :

 

 

 

 

فقط کافی است مقدار ماده جامد بدست امده را در مقداری اب مقطر حل کرده و به حجم مورد نظر برسانید.

 

 

مثال :

 

50cc محلول یک نرمال یدید پتاسیم تهیه کنید؟

(جرم مولکولی یدید پتاسیم : 166grگرم )

 

 

 

 

 

 

اگر دقیقا 3.32gr از یدید پتاسیم را در 50cc اب مقطر حل کنیم محلول یک نرمال بدست خواهد امد.

 

 تذکر : در مورد برخی مواد جامد که رطوبت جذب می کنند باید دقت شود که از فرمول نوشته شده بر روی برچسب ظرف ماده جرم مولکولی محاسبه شود . مثلا BaCl2 . 2H2O به جرم مولکولی ان دو ملکول اب ( 36gr ) اضافه شده است که باید در محاسبات لحاظ شود.

 

 

 

 

تهیه چند محلول دیگر :

100cc محلول استات سدیم 10% ( وزنی - حجمی ) تهیه کنید؟

استات سدیم جامد است و در مورد جامدات فقط کافی است مقدار 10 گرم استات سرب را وزن کرده و به حجم 100cc برسانید.(واضح است که اگر 200ccمحلول بخواهیم باید 20gr گرم را در 200cc حل کنیم.)

 

 

 

 

محلول 2:1  ( دو به یک ) اتانول تهیه کنید؟

یعنی به ازای یک سی سی اتانول دو سی سی اب مقطر اضافه کنید.

منبع :www.4800.blogfa.com

محلول‌هاي استاندارد مورد کاربرد

محلول ، يعني مخلوط شدن همگن يا ناهمگن يک يا چند ماده در يک حلال.
معمولا براي کار در آزمايشگاه از محلولهاي استاندارد استفاده مي‌کنند. محلولي را استاندارد مي گويند که در آن ، رابطه بين مقادير ماده حل‌شده و محلول يا رابطه بين مقدار ماده حل‌شده و حلال بنحوي معلوم باشد. با معلوم بودن مقدار ماده حل‌شونده و مقدار حلال تشکيل دهنده محلول ، غلظت محلول مشخص مي‌گردد. بسياري از واکنش‌ها در حالت محلول انجام مي‌شوند و محاسبه‌هاي کمي براي اين‌گونه واکنش‌ها بر مبناي غلظت آنها صورت مي‌گيرد.


محلولي را استاندارد مي گويند که در آن ، رابطه بين مقادير ماده حل‌شده و محلول يا رابطه بين مقدار ماده حل‌شده و حلال بنحوي معلوم باشد. با معلوم بودن مقدار ماده حل‌شونده و مقدار حلال تشکيل دهنده محلول ، غلظت محلول مشخص مي‌گردد. بسياري از واکنش‌ها در حالت محلول انجام مي‌شوند و محاسبه‌هاي کمي براي اين‌گونه واکنش‌ها بر مبناي غلظت آنها صورت مي‌گيرد. براي بيان غلظت ، روش‌هاي گوناگوني وجود دارد و محلولهاي استاندارد را براساس غلظت بيان مي‌کند.

محلولهاي استاندارد کاربردهاي زيادي دارند، از جمله در تجزيه هاي تيترسنجي (تيتراسيون) ، واکنش‌هاي خنثي شدن و واکنش‌هاي اکسيداسيون-احيا و...




محلول‌هاي استاندارد مورد کاربرد
متداولترين اصطلاحات:
مولاليته به صورت تعداد مولهاي جسم حل شونده در كيلوگرم حلال بيان مي شود.

محلولي را كه شامل 1 مول جسم حل شونده در 1000 گرم حلال است، محلول 1 مولال ناميده مي شود.

مولاريته به صورت تعداد مولهاي جسم حل شونده در 1000 ميلي ليتر يا يك ليتر محلول تعريف مي شود.

محلول درصد جرمي
محلولي است که در آن مقداري ماده حل‌شونده در 100 گرم محلول ، حل شده باشد.



100*جرم محلول/جرم ماده حل شونده = درصد جرمي

در صورت و مخرج بايد از يک نوع يکاي جرم استفاده شود. يعني هر دو بايد برحسب ميلي‌گرم ، گرم يا کيلوگرم بيان شوند. مثلا ، بر روي بر چسب محلول شست وشوي دهان نوشته مي شود: "محلول استريل سديم کلريد 9/0 درصد براي شستشو". عبارت "سديم کلريد 9/0 درصد" يعني در 100 گرم از اين محلول 9/0 گرم سديم کلريد وجود دارد و بقيه آن آب است.

براي محلول‌هاي بسيار رقيق ، معمولا غلظت بر حسب قسمت در ميليون (ppm) بيان مي‌شود.



106*جرم محلول/جرم ماده حل شونده=ppm

اگر حلال ، آب باشد و مقدار ماده حل‌شونده چنان کم باشد که چگالي محلول هم‌چنان g.mL-1 1,0 باقي بماند، در اينصورت رابطه به قرار زير خواهد بود:



ليتر محلول/ميلي گرم ماده حل شونده≈ppm

از ppm براي بيان مقادير بسيار کم کاتيون‌ها و آنيون‌ها در آب دريا ، بدن جانداران ، بافت‌هاي گياهي و ميزان آلاينده‌هاي هوا و بطور کلي ، در مواردي که مقدار ماده حل‌شونده خيلي جزئي باشد، استفاده مي‌شود.



محلول گرم در ليتر (غلظت معمولي-C)
در اين محلول‌ها ، مقداري ماده حل‌شونده در يک ليتر محلول وجود دارد.



حجم محلول به ليتر/مقدار ماده حل شونده به گرم= C

براي مثال ، اگر در 200 ميلي‌ليتر از محلولي به اندازه 4 گرم پتاسيم کلريد حل‌شده باشد، غلظت معمولي اين محلول ، 20 گرم در ليتر خواهد بود.



200ml*1 L / 1000 ml=0,2 L ليتر محلول


C=4g / 0,2 L=20 g.L-1


محلول مول در ليتر (مولار CM)
غلظت مولار رايج‌ترين روش براي بيان غلظت است و محلول مولار ، محلولي است که در هر ليتر آن ، به اندازه يک مول ماده حل‌شونده ، حل شده باشد. مانند محلول يک مول بر ليتر ليتيم کلريد که در آن ، يک ليتر محلول داراي يک مول ليتيم کلريد است.



حجم محلول (ليتر)/مقدار ماده حل شونده (مول)=غلظت مولار (M)


محلول مولال (m)
محلولي که در آن يک مول ماده حل‌شونده در يک کيلوگرم حلال شده باشد، محلول مولال ناميده مي‌شود. از غلظت مولال در مطالعه خواص کوليگاتيو محلول‌ها بکار مي‌رود.



مقدار ماده حل شونده (مول)/کيلوگرم حلال= غلظت مولال (m)

براي مثال ، اگر در 200 گرم آب خالص ، 0,03 مول کلريد پتاسيم حل شده باشد، مولاليته محلول عبارت خواهد بود:



200g*1 Kg/1000 g=0,2 Kg کيلوگرم حلال


مولال m=0,03(mol)/0,2Kg=0,15


محلول نرمال (N)
محلول نرمال ، محلولي است که يک اکي والان گرم ماده حل‌شونده در يک ليتر آن و يا يک ميلي‌اکي‌والان گرم در هر ليتر آن حل شده باشد.



مفهوم اکي والان گرم: مقدار وزن اکي والان مواد مختلف طبق رابطه زير به دست مي‌آيد:
E=M/n
که M ، جرم مولکولي و n (ظرفيت) براي مواد مختلف به قرار زير بدست مي‌آيد:
مقدار n براي اسيدها برابر تعداد هيدروژن‌هاي اسيدي و براي بازها ، برابر تعداد -OH ، براي نمک‌ها برابر ظرفيت فلز ضرب‌در تعداد فلز و براي واکنش‌هاي اکسايش- کاهش برابر درجه کاهش يا اکسايش است.


با بدست آوردن مقدار E (وزن اکي والان) مي‌توان تعداد اکي‌والان را از رابطه زير حساب کرد:



وزن اکي والان/جرم ماده برحسب گرم= =m/E تعداد اکي والان

در نتيجه ، نرماليته يک محلول بيانگر تعداد اکي‌والان‌ها در يک ليتر محلول يا تعداد ميلي‌اکي‌والان در هر ميلي‌ليتر محلول مي‌باشد. پس ، يک محلول 0,2 N نقره نيترات ، 0,2 ميلي اکي والان (meq) از نقره‌نيترات در هر ميلي‌ليتر يا 0,2 اکي والان (eq) در هر ليتر محلول دارد.



روابط بين محلول هاي استاندارد
CM=C/M


C=NE


N=CM*n

در اين روابط: CM مولاريته ، C غلظت گرم در ليتر ، N نرماليته ، M جرم مولکولي ، E اکي والان گرم و n ظرفيت است.

فرمولهاي فوق ممکن است کمي جابجا شده باشند. بهتر است به منبع آن مراجعه بفرماييد:

 

پتانسیل آب درخاک

مقدمه:

            پتانسیل آب نشان دهنده مقدار آب در گیاهان و نمایانگر مقدار آب موجود در اندام ها می باشد که عددی منفی است و هرچه میزان منفی بودن بیشتر باشد مقدار آب در آن کمتر است. پتانسیلی که در مورد آب به کار می رود همان فشار اسمزی است که در مورد محلول ها و سلول ها به کار برده می شود . برای درک پدیده فشار اسمزی هنگامی که ما یک بذر خشک را در آب قرار می دهیم آب وارد بذز می شود و بذر آب را جذب می کند . فشاری اسمزی از جایی که کمتر است به جایی که فشار اسمزی بیشتر است حرکت می کند

هرچه محلولی غلیظ تر باشد فشار اسمزی یا همان پتانسیل آبی کمتر است. و هر چه بذر خشک تر باشد پتانسیل آبی بیشتر است

به طور کلی فشار اسمزی و پتانسیل آب در گیاهان باعث ورود و خروج آب به گیاهان می شوند که می تواند چرخه ای بوجود آورد. خلاصه چرخه به صورت زیر است:

آب و دی‌اکسیدکربن به گیاه سبز وارد می‌شوند و تحت اثر عمل فتوسنتز به صورت مواد آلی درمی‌آیند. مواد آلی بوسیله موجودات مصرف کننده گرفته می‌شوند و از یکی به دیگری سیر می‌کنند. مواد در طبیعت دائما از موجود زنده به محیط و از محیطبه موجود زنده دور می‌زنند. این دور مواد را چرخه یا دور مواد آلی- کانی می‌نامند که چرخه آب از مهمترین آنها بوده و معمولا آب به صورت باران و یا برف به سطح زمین می‌رسد که ممکن است بطور مستقیم روی اقیانوسها ببارد یا این که روی خشکیها بریزد وبه صورت رودها و دریاچه‌ها و آبهای زیر زمینی درآید و سرانجام در اقیانوس واردشود.در همه این موارد بخشی از آب بخار می‌شود و به هوا باز می‌گردد وبنابراین آب چرخه وسیعی دارد که جریان آن از جو زمین به خشکیها و اقیانوسها می‌رودو بار دیگر به زمین برمی‌گردد جانوران وگیاهان خشکی هم آب را به هوا می‌دهند. بیشتر این آب در گیاهان از راهبرگها و در جانوراناز راهتنفس و تبخیر پوستی دفعمی‌شود. بیش از 90 درصد از آبی که وارد گیاه می‌شود به صورت بخار از طریق روزنه‌هایهوایی و کمتر از 5 درصد آن از طریق لایه کوتیکول گیاه بهاتمسفر برمی‌گردد.

آب خاک

پس از هر بارندگی یا آبیاری ، تمام فضای آزاد بینذراتخاک تا عمق معینی پر از آب می‌شود. مقداری از این آب تحت تاثیرنیروی جاذبه زمیندر مدت چند ساعت یا چندروز به عمق بیشتری از خاک نفوذ می‌کند و هوا جای آن را می‌گیرد. این مقدار آب رامعمولا آب گرانشی (جاذبه‌ای) می‌نامند. پس از خارج شدن آب گرانشی ، آبی در خاک باقیمی‌ماند که با نیرویی بیش از نیروی گرانش به ذرات خاک چسبیده است یا درون مجاریمویین قرار دارد.آبی که پیرامون ذرات یا درون مجاری مویین خاک باقی ماندهبه تدریج توسطریشهجذب و یا از سطح خاک تبخیر می‌شود تاآنجا که نیروی جاذبه بین مولکوهای آب و ذرات خاک بیش از حدی باشد که ریشه بتواند آبرا جذب کند این نقطه از رطوبت خاک رانقطه پژمردگیدایممی‌نامند زیرا معمولا هنگامی که رطوبت خاک به این حد می‌رسد گیاهپژمرده می‌شود.

جذب و انتقال آب در ریشه

گیاهان ساکن خشکی برای جذب و انتقال آب بهدستگاهی نیاز دارند. بیشتر این گیاهان تقریبا تمام آب مورد نیاز خود را بوسیله ریشه، بویژه تارهای کشنده ، از خاک جذب می‌کنند. آب پس از جذب شدن بوسیله تارهای کشنده، باید به ترتیب از لایه‌های پوست ، آندودرم ، دایره محیطیه و بخشی از یاخته‌هایاستوانه مرکزی بگذرد تا به آوندهای چوبی برسد. و چون پیرامون یاخته‌های لایهآندودرم نوار ضخیمی از جنسچوب پنبهیا کوتین به نام نوار کاسپاری قراردارد آب در نوار کاسپاری نفوذ نمی‌کند و به همین دلیل پس از رسیدن به لایه آندودرماجبارا باید به درون یاخته‌های این لایه نفوذ کند و از طریق پروتوپلاسم آنها بهلایه بعدی (لایه دایره محیطیه) برسد.لذا می‌توان نتیجه گرفت که پروتوپلاسمیاخته‌های لایه آندودرم جریان آب به درون استوانه مرکزی را کنترل می‌کنند. حال آنکه در یاخته‌های فاقد کاسپاری (یاخته‌های معبر) آب می‌تواند از فاصله بین یاخته‌اییا از منافذدیوارهسلولزی یاخته به راحتی و بدون مانع عبور کند و به یاخته‌های بعدی برسد. آب پساز رسیدن به آوندهای چوبی ریشه ، توسط آنها به ساقه و برگ منتقل و از راه روزنه برگبه صورتبخار آبخارج می‌شود.نظر عمومدانشمندانفیزیولوژیگیاهی بر این است که ورود آب به درون ریشه بر اساس پدیده اسمزی و در جهت شیباختلاف پتانسیل است. تا هنگامی که پتانسیل آب شیره یاخته‌های ریشه کمتر از پتانسیلآب خاک باشد آب در جهت شیب اختلاف پتانسیل از خاک به ریشه وارد می‌شود. هر نوعازدیاد تراکم شیره یاخته موجب پایین آمدن پتانسیل آب یاخته می‌گردد و در نتیجهاختلاف پتانسیل زیاد می‌شود و جریان ورود آب به درون ریشه سرعت می‌گیرد.

عوامل موثر در فرآیند جذب

مهمترین این عوامل عبارتند از: تهویه مناسب خاک، پتانسیل اسمزی مواد حل شده در آب خاک و میزان اکسیژن خاک. شرایط جوی مانند دما ورطوبت هوا نیز در جذب آب موثرند. هر قدر ریشه به حجم بیشتری از خاک دسترسی داشتهباشد، می‌تواند آب بیشتری را جذب کند.

جذب آب به وسیله برگ

آب جوی می‌تواند در بعضی مناطق که مه فراوان دارند توسط گیاه جذب شود. جذب مستقیم رطوبت مه بیشتر به وسیله برگها صورت می‌گیرد و آزمایش مربوط بر روی دو گونه گیاه ساحل صحرای نامیبا انجام شده است. یکی از این گونه‌ها به نامتریانتما هرروآنسیساز تیره ایزوآسه است. این گونه یکی از گیاهان غالب ماسه‌های ساحلی است که برگ آن با استفاده از آبی که دارای هیدروژن تریسیه است مجاور شده و پس از دو ساعت آب در ریشه گیاه مشاهد گردیده است. در بروملیاسه نیز جذب آب بوسیله برگها شناخته شده است. برگهای نهاندانگان متعددی ازتکه لپه‌ایها و دولپه‌ایها در شرایط خشکی هوا در مناطق خشک و نیمه خشک می‌توانند آب جوی را جذب کنند.

بالا رفتن شیره خام در گیاه

شیره خام پس از ورود به درونآوندهایچوبی به قسمتهای بالای گیاه ، یعنیساقه و شاخه‌ها و برگهابالا می‌رود. بدیهی است حرکت شیره خام در گیاه در جهتهای مخالف نیروی گرانش (نیرویجاذبه زمین) است، بنابراین به نیرویی نیاز دارد که از سویی نیروی گرانشی را خنثیکند و از سوی دیگر بر نیرویهای مقاومت ماننداصطکاک ،فایق آید. فشار ریشه و نیروی مویینگی و بالاخره اختلاف پتانسیل آب خاک و هوایپیرامون برگ از جمله عواملی هستند که در بالارفتن شیره خام موثرند. تعریق در نتیجهوجود فشار ریشه‌ای است.فشار ریشه‌ای تنها هنگامی پدید می‌آید که آبی که ازریشه جذب می‌شود بیش از مقداری باشد که گیاه از طریقتعریقاز دست می‌دهد. به علت خاصیت مویینگیآوندهای چوبی آب در آوندهای چوبی بالا می‌رود. شیب پتانسیل آب از خاک به گیاه و ازگیاه به اتمسفر باید در بالا رفتن شیره خام موثر باشد. پتانسیل آب اتمسفر که درمقایسه با پتانسیل آب خاک کم است نیروی لازم برای بالارفتن شیره خام را تا سطح برگتامین می‌کند. به عبارت دیگر بخار شدن آب در سطح برگ ، موجب کشیده شدن مولکولهای آببه طرف بالا می‌گردد.

خروج آب از گیاه

آبی را که گیاه توسط ریشه از خاک جذب می‌کند به صورت بخاراز راه روزنه‌های هوایی به خارج دفع می‌کند و این عمل راتعرق گویند. تعرق بیشتر در برگها که دارای روزنه‌هایی به نام روزنه‌های هوایی هستند صورتمی‌گیرد. در شرایط ویژه‌ای ، مقدار کمی آب به صورت مایع از روزنه‌های آبی واقع درحاشیه برگها خارج می‌شود و این عمل را تعریق گویند. روزنه‌ها از دو یاخته محافظتشکیل شده‌اند که دیواره آنها در سمت داخل یاخته مجاور دهانه روزنه بسیار ضخیمتر ازسمت دیگر آن است.این اختلاف ضخامت سبب می‌شود که در صورت تورژسانسیاخته‌های محافظ در بین آنها حفره یا سوراخی ایجاد شود که آن را دهانه روزنه (استیول) می‌نامند و تبادلات از راه آنصورت می‌گیرد. عوامل بیرونی ماننددما ،باد ،خشکی،نور ، CO2 و عواملساختاری مانند تعداد روزنه‌ها ، سطح برگی ، طرز قرار گرفتن روزنه‌ها و غیره تعرق را کنترل می‌کنند. مکانیسم باز و بسته شدن روزنه‌ها را به دلیل ایجاد حالت تورژسانس در یاخته‌های محافظ و از دست رفتن این حالت در آنها می‌دانند و علت تورژسانس پایین آمدن پتانسیل اسمزی این یاخته نسبت به یاخته‌های مجاور آن است.(1)¥مواد و وسایل:

1-      ميکروسکوپ نوری

 

2-      لام

 

3-      لامل

 

4-      پنس

 

5-      تيغ

 

6-      قطره چکان

 

7-      آب مقطر

 

8-       محلول های ساکارزو از 0.1 مولار تا 0.7 مولار

 

9-       تعداد 8 عدد پتری

 

10-تربچه

روش کار

            به طور کلی هدف از این آزمایش بدست آوردن مقدار کمیت محتوای آبی تربچه است . ابتدا بوسیله قطره چکام مقدار 3 سی سی از هریک از محلول ها را در یک پتری مشخص می ریزیم: ابتدا محلول شاهد (آب مقطر) که پتانسیل آن صفر در نظر گرفته می شود. سپس 0.1 مولار ، 0.2 مولار ، 0.3 مولار ، 0.4 مولار ، 0.5 مولار ،  0.6 مولار و 0.7 مولار را به ترتیب در پتری های مشخص شده می ریزیم. اکنون بوسیله تیغ از تربچه برش هایی مماسی گرفته در پتری ها می ریزیم. سعی می کنیم در هر محلول تهداد سه عدد برش مماسی نازک قرار دهیم. پس از انکه برش ها را در پتری ها و در محلول های مشخص قرار دادیم حدود 30 دقیقه (نیم ساعت) منتظر می مانیم. اکنون برش ها برای مشاهده آماده شده اند. برش های هر محلول با غلظت خاص را روی یک لام قرار داده و یک قطره از همان محلولی که در ان قرار داشته اند به انها می افزاییم و در حالی که لام را در دست چپ گرفته ایم لامل را با دست راست روی ان قرار می دهیم و نمونه حاصل را روی صفحه میکروسکوپ زیر عدسی های شیئی قرار داده و به مشاهده می پردازیم.

فشار اسمزی را با ∏ نمایش داده و دارای علامت مثبت + است و و پتانسیل آبی را با ψ نمایش داده که عددی منفی است و در حالت تعادل ∏=ψ

اگر ∏w  فشار اسمزی آب کمتر  از فشار اسمزی محلول s∏ باشد آب از پتانسیل کمتر به پتانشیل بیشتر یعنی به طرف محلول حرکت می کند. .محلول ها از نوع ساکاروز می باشند.

 ψ ظرفیت جذب و نگهداری آب را مشخص می کند.

تولید کمپوست2


تولید کمپوست
مقدمه
هدف از توليد کمپوست، ايجاد يك محيط غذايي يكنواخت، حاوي خصوصيات لازم جهت رشد و نمو ميسليوم قارچ و عاري از هرگونه عوامل رقيب باكتريايي، ويروسي مي‌باشد. ميسليوم قارچ در انواع مختلفي از مواد گياهي و كودهاي حيواني، قادر به رشد و نمو مي‌باشد كه از تركيب متناسب اين گونه مواد با هم و گذراندن مراحل تجزيه و تخمير، تركيبي همگن بدست آمده كه مملو از حشرات و موجودات ذره‌بيني مي‌باشد. بسياري از اين موجودات بطور مستقيم با ميسليوم قارچ براي دستيابي به موادغذايي رقابت كرده و مانع رشد آن مي‌شوند. با توليد کمپوست، بسياري از مواد غذايي مطلوب عوامل رقيب به تدريج حذف شده اما مواد غذايي مورد نياز ميسليوم قارچ در يك منطقه خاص جمع‌آوري شده و به مرور زمان، بستر كاشت، آماده پرورش قارچ مي‌گردد. چنان كه ذيلاً مي‌بينيد، فرآيند توليد کمپوست را مي‌توان به دو مرحله تقسيم‌بندي نمود.
مرحله اول: اصطلاحاً آن را آماده‌سازي کمپوست در هوي آزاد ناميده و شامل مراحل اوليه از جمله مخلوط کردن و تجزيه اوليه مواد خام مي‌باشد (فاز یک).
مرحله دوم: در محيط‌ سرپوشيده و ويژه‌اي كه براي اين منظور طراحي شده‌اند (اطاق يا تونل پاستوريزاسيون) انجام مي‌شود. در اين مرحله، کمپوست حاصل از مرحله اول؛ با بخار يا مواد ضدعفوني كننده ديگر، بطور كامل پاستوريزه شده و آماده انتقال به بسترهاي كاشت مي‌گردد (فاز دو).
فاز یک - کمپوست سازی
مواد اوليه خام
اين مواد شامل كاه و كلش گندم، جو، يولاف، چاودار، برنج و باگاس نيشكر مي‌باشد. كه از اين بين، كاه گندم به علت انعطاف‌پذيرتر بودن نسبت به ديگر مواد، ترجيح داده مي‌شود، اين ويژگي كمك مهمي در تهيه ساختار كمپوست مي‌نمايد. كاه و كلش يولاف و جو نرم‌تر از گندم بوده و سريع خيس خورده اشباع از آب مي‌شوند كه درنهايت شرايط بي‌هوازي درتوده آنها ايجاد مي‌شود. با توجه به اين عوامل و با اعمال مديريت مناسب، مي‌توان از تمامي انواع كاه و كلش با موفقيت کمپوست تهيه نمود.
كاه و كلش؛ حاوي هيدرات كربن، سلولز و تمامی مواد غذايي مورد نياز قارچ میباشد. به عنوان مثال كاه گندم حاوي 36 درصد سلولز، 25 درصد پنتوسان و 16 درصد ليگنين مي‌باشد. سلولز و پنتوسان؛ هيدرات‌هاي كربني هستند كه از تجزيه آنها، قندهاي ساده بوجود مي‌آيند. اين گونه قندها انرژي مورد نياز رشد ميكروبي را فراهم مي‌نمايند. از طرفي ليگنين موجود در كاه و كلش و يا چوب درختان در طي مرحله اوليه کمپوست‌سازي به ماده‌اي موسوم به كمپلكس هوموس ليگنين غني از ازت كه منبع پروتئين است، تبديل مي‌شود. در مجموع، كاه ماده‌اي است با خصوصيات شيميايي و ساختاري مناسب كه به منظور توليد کمپوست قارچ از آن استفاده مي‌شود.
در صورت استفاده از كاه اصطبل اسب‌ها جهت توليد کمپوست؛ که اصطلاحاً به آن كود اسبي گويند، حاوي 90 درصد كاه و 10 درصد پهن اسب مي‌باشد. كيفيت اين ماده به مقدار اوره، مدفوع و مقدار عناصر پرمصرف ازت، فسفر و پتاسيم موجود در آن، بستگي دارد. از آن جا كه 40-30 درصد مدفوع اسب حاوي موجودات ذره‌بيني (باكتري‌ها) مفيد تسريع كننده فرآيند تخمير و کمپوست‌سازي مي‌باشد؛ باعث برتري اين ماده نسبت به ديگر مواد خام کمپوست شده است.
كود اسب مورد نياز را مي‌توان عموماً از ميادين اسب‌دواني تهيه نمود. چنانچه بجاي كاه از خاک ارّه در زير اسب‌ها استفاده گردد، در آن صورت آن را نبايد يك ماده اوليه محسوب كرد، بلكه بايستي آن را مكمل بدانيم.
در صورتي که ماده اوليه کمپوستي از كود اسب تشكيل شده باشد، آن را كمپوست طبيعي و چنانچه ماده اصلي و اوليه کمپوستي كاه وكلش يا مخلوطي از كاه و كلش و علوفه خشك بوده و به هيچ عنوان در ساخت آن از كود اسب استفاده نشود؛ به آن کمپوست مصنوعي مي‌گويند. به منظور جبران كمبود فسفر و پتاسيم موجود در كاه و كلش همواره مقداري كود مرغ به عنوان مكمل به كمپوست‌هاي مصنوعي مي‌افزايند.
با توجه به ارزش غذايي ناكافي كاه و يا كود اسب و نيز پائين بودن سرعت تجزيه و تخمير در آن، همواره بايد يك‌سري مواد بنام مكمل را به صورت فرموله با آنها تركيب نمود. بنا به روش جلدهال ؛ هر يك از فرمول‌ها بر اساس مجموع ازت موجود در هر جز تهيه و تنظيم مي‌شود. با استفاده از اين فرمول‌ها و رعايت اصول خاص کمپوست‌سازي؛ نسبت مطلوب جهت انجام فعاليت تجزيه ميكروبي مناسب بدست مي‌آيد كه در نتيجه؛ به حداكثر ارزش غذايي خواهيم رسيد.
مكمل‌هاي غذايي
توليد کمپوست، در اصل يك فرآيند تجزيه ميكروبي محسوب مي‌گردد. ميكروب‌ها در اجزاء تركيبي کمپوست به وفور يافت شده وبراي فعال‌سازي آنها كافيست مقداري آب اضافه نماييم. براي تحريك بيشتر فعاليت ميكروب‌ها و افزايش رشد آنها مي‌توان مقداري مكمل غذايي به عنوان تأمين كننده نياز پروتئيني (ازت) و هيدرات كربن جمعيت ميكروب‌ها به مواد اوليه اضافه نماييم. تا زماني كه هيدرات كربن كافي در اختيار ميكروب‌ها قرار دارد، مي‌توانند تقريباً از هر منبع ازت براي تأمين انرژي مورد نياز خود استفاده نمايند. به علت تجزيه مشكل سلولز، در اصل از هيدرات كربن كاه نمي‌توان استفاده كرد و بايد آن را از منبع ديگر- تأمين نمود. اين مكمل بايد حاوي ازت و مقداري ماده آلي باشد تا مقدار هيدرات كربن لازم را تأمين نمايد. به اين ترتيب، در توليد کمپوست بايد از مقادير مشخص كود حيواني و پودرهاي غذايي حيواني استفاده نمود.
در ادامه فهرستي از اجزاي تركيبي کمپوست به همراه مكمل‌هاي مجاز بر طبق درصد ازت موجود در آنها گروه‌بندي و ارائه مي‌گردد. قابليت دسترسي و هزينه هر يك از مواد موجود در فرمول‌ها، دو عامل مهم در انتخاب آنها مي‌باشد. اين فهرست قطعي و جامع نبوده و مي‌توان به دلخواه از مواد مشابه هر يك نيز استفاده نمود (به ضمائم مراجعه شود).

گروه 1: ازت بالا، فاقد ماده آلي
سولفات آمونيوم‌(21 درصد ازت)
اوره (46 درصد ازت)
نيترات آمونيوم (26 درصد ازت)
به مقدار حداكثر 11 كيلوگرم در هر تن کمپوست خشك

تمام اين مواد، معدني بوده و به سرعت گاز آمونياك توليد مي‌نمايند. از اين مواد اغلب براي نرم كردن كاه در کمپوست‌هاي مصنوعي استفاده مي‌شود. موقع استفاده بايد توجه كرد كه تمامي اين مواد را به طور كاملاً يكنواخت با هم تركيب نمود. در صورت استفاده از سولفات آمونيوم؛ بايد به اندازه سه برابر حجم آن از كربنات كلسيم (caco3) (کود اسبی) استفاده نمود تا محيط، خنثي گردد. از اين گروه در ساخت كمپوست‌هاي طبيعي نبايد استفاده گردد.

گروه 2: 10-14 درصد ازت
پودر خون (5/13 درصد ازت)پودر ماهي (5/10 درصد ازت)
اين مواد سرشار از پروتئين بوده اما به دليل قيمت بالا مصرف كمي دارند.

گروه 3: 3-7 درصد ازت
جوانه مالت (4 درصد ازت)
غلات (جو) (3-5 درصد ازت)
پودر پنبه دانه (5-6 درصد ازت)
كود مرغ (3-6 درصد ازت)
اين گروه جزو پرمصرفترین مواد در سطح تجاري بوده و نسبت مطلوبي از در آن برقرار است. كود مرغ خشك مخلوط با خاک ارّه يا كاه و كلش متداول بوده و طريقه‌ مصرف آن نيز آسان است.


گروه 4: ازت كم – هيدرات كربن بالا
تفاله انگور (5/1 درصد ازت)
تفاله چغندر قند(5/1 درصد ازت)
پوره سيب‌زميني (1 درصد ازت)
تفاله سيب درختي (7/0 درصد ازت)
ملاس چغندر قند (5/0 درصد ازت)
غوزه پنبه (1 درصد ازت)
تمامي اين مواد افزايش دهنده حرارت بسيار خوبي بوده و به اين دليل براي تمامي کمپوست‌ها توصيه مي‌گردد. مقدار مصرف آن 5/12 كيلو در هر تن از تركيبات خشك مي‌باشد.

گروه 5: كود حيواني (ازت خيلي كم)
كود گاوي (5/0 درصد ازت)
كود خوك (3/0 تا 8/0 درصد ازت)
از اين مواد تنها در مناطقي كه فاقد اسب يا مرغ مي‌باشد، استفاده مي‌گردد.

گروه 6: علوفه خشك
يونجه (2-5/2 درصد ازت)
شبدر (2 درصد ازت)
علوفه براي افزايش دماي اوليه (تحريك فعاليت ميكروبي) کمپوست‌هاي مصنوعي بسيار مفيد بوده و حاوي مقاديري هيدرات كربن است كه در افزايش جمعيت ميكروبي كمك فراواني مي‌كند. از اين مواد مي‌توان به مقدار 20 درصد ماده خشك مواد اوليه کمپوست استفاده نمود.

گروه 7: مواد معدني
7- الف: سولفات كلسيم (گچ: caco4 )
گچ ماده ضروري براي تمام کمپوست‌ها است و نقش اصلي آن، تسهيل فرآيند کمپوست‌سازي است و علاوه بر اين داراي اثرات مهم ذیل مي‌باشد:
1. با تجمع ذرات كلوئيدي باعث بهبود ساختمان فيزيكي كمپوست شده و در نتيجه باعث دانه‌بندي بيشتر و باز شدن ساختار کمپوست‌ گرديد كه اين امر در نهايت موجب تخلخل بيشتر و تهويه بهتر توده کمپوست مي‌گردد.
2. باعث افزايش ظرفيت نگهداري آب گرديده و از طرفي خطر رطوبت اضافي را از بين مي‌برد، زيرا آب سرگردان موجود در توده با ذرات كلوئيدي به كاه مي‌چسبند.
3. خنثي كردن اثر نامطلوب ناشي از غلظت بالاي عناصر، k ، Mg ، P ، Na كه در نتيجه مانع پيدايش حالت چرب در کمپوست مي‌گردد.
4. تأمين كلسيم ( Ca ) ضروري براي متابوليسم قارچ
5. كاهش اندك pH بالا و بهبود زه‌كشي کمپوست
مقدار مصرف گچ، برابر است با 5/22-50 كيلوگرم در هر تن کمپوست خشک كه در صورت استفاده از كود مرغ به جاي كود اسب، مقدار آن بايد بيشتر باشد.
7- ب: آهك نرم (کربنات کلسیم)
از آهك تنها درموردي استفاده مي‌شود كه در تركيب کمپوست يك يا دو ماده اسيدي (تفاله انگور:4=PH) بكار رفته باشد و نياز به خنثي‌سازي آن باشد. دو نوع آهك وجود دارد، كلسيتيك (CaCo3) و دولوميت (mgCo3 CaCo3). چنانچه با آزمايش کمپوست مقدار منيزيم پائين باشد (در اثر آبياري زياد کمپوست و اسيدي شدن آن) استفاده از دولوميت مؤثر است. هر چند ضريب آب‌شوئي منيزيم در کمپوست نسبت به كلسيم كمتر است. هر دو عنصر Ca و Mg در ثبات ساختمان کمپوست و تشكيل خاكدانه بسيار مؤثراند. منيزيم در فعاليت آنزيم‌هاي سوخت و ساز هيدراتهاي كربن و در جذب و انتقال فسفر نقش دارد و مقدار مورد نياز آن تا مقدار كلسيم است.

گروه 8: مواد اوليه
كود اسب (9/0-2/1 درصد ازت) كاملاً پوسيده
هر نوع كاه و كلش (5/0-7/0 درصد ازت)
فرمول‌هاي کمپوست
فرمول‌هايي كه در زير مي‌بينيد، از نظر تجاري اثبات شده مي‌باشند و چنانچه در محل خود به يكي از اجزاء هر فرمول دسترسي نداريد، مي‌توانيد از جايگزين‌هاي معادل آن استفاده نماييد. هدف از هر فرمول، دست‌يابي به حداقل 5/1-7/1 درصد ازت در مراحل اوليه ساخت کمپوست مي‌باشد.

 

تولید کمپوست

357
تولید کمپوست گامی در جهت توسعه سیستم مدیریت پسماندهای روستایی
مهیار صفا 1
لاله قفقازی 2
چکیده
با توجه به ارتباط مستقیم نحوه مدیریت پ سماندهای جامد در سطح روستاها با بهبود وضعیت سلامت و بهداشت
ساکنین روستایی و نیز با توجه به تأکید بر بهبود وضع زیست محیطی روستا به عنوا ن اولین و مهم ترین وظیفه
دهیاری ها، موضوع استفاده از کودهای آلی در قالب واحدهای کوچک تولید بیوکمپوست خانگی از اهمیت ویژه ای برخوردار
است.
از آنجا که بخش عمده ای از خاک های ایران جزو خاک های مناطق خشک و نیمه خشک محسوب شده و مقدار مواد
آلی آن ها کمتر از یک درصد است استفاده از کودهای آلی نه تنها باعث افزایش تولید محصولات کشاورزی خواهد شد
بلکه از فرسایش و تخریب خاک جلوگیری نموده و نیل به کشاورزی پایدار را ممکن می سازد. به طور کلی به کارگیری
انواع مختلف سیستم های کمپوست بستگی زیادی به شرایط محلی دارد . در این مقاله به مه م ترین فاکتورهای کنترل
فرآیند پردازش کمپوست در روستاها (هوادهی، درجه حرارت، مقدار رطوبت، اسیدیته و نسبت کربن به ازت ) پرداخته و
پارامترهای کلیدی برای تعیین محل مناسب جهت تولید کمپوست خانگی و ورمی کمپوست را نیز مورد بررسی قرار
م یدهد. در انتها رو شهای تولید بیوکمپوست خانگی و ورمی کمپوست در مقیاس خانگی مورد بحث قرار گرفت هاند.
واژگان کلیدی: کمپوست خانگی- ورمی کمپوست- پسماندهای روستایی- پسماندهای آلی
-1 کارشناس سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور
2 - کارشناس ارشد علوم محیط زیست
358
مقدمه
در حال حاضر یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی موجود در سطح روستاهای کشور تجمع پسماندها و پراکندگی آنها
در سطح حریم روستایی و نواحی پیرامون آنها م یباشد که لزوماً توجه به آن بسیار ضروری است.
در این میان پسماندهای کشاورزی عمده ترین اجزای پسماندهای روستایی را تشکیل می دهند . این پسماندها
براساس تعاریف ارایه شده در قانون مدیریت پسماندها؛ شامل فضولات ، لاش ه حیوانات ، محصولات کشاورزی فاسد یا
غیرقابل مصرف و ..... می شوند . براساس ماده هفت قانون مدیریت پسماندها، مدیریت اجرایی پسماندهای عادی وکشاورزی
در مناطق روستایی به عهده دهیاری ها ودرخارج از حریم شهرها وروستاها به عهده بخشداری ها می باشند.
مواد آلی به علت اثر سازنده ای که بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و حاصلخیزی خاک دارند، به عنوان یکی از ارکان
باروری خاکها شناخته شده اند . خاکهای مناطق خشک و نیمه خشک از نظر مواد آلی بسیار فقیر هستند . مقدار مواد آلی
در بیش از 60 درصد خاکهای زیر کشت در ایران کمتر از یک درصد و در بخش قابل توجهی از آنها کمتر از نیم درصد
است. با توجه به اینکه دستیابی به عملکرد بالقوه خاکهای تحت کشت بدون تأمین مواد آلی کافی در خاک امکان پذیر
نمی باشد، لذا مطالعه کلیه راههایی که بتوان مواد آلی را در خاک افزایش داده و یا مواد آلی موجود در آن را حفظ نمود ؛
از اولویت خاصی برخوردار می باشد.
از میان روش های مختلف مطرح در سیستم مدیریت پسماندهای روستایی، بازیافت این پسماندها درقالب فرآیند
تولیدکمپوست، یکی از مناسب ترین روش های دفع این ضایعات می باشد . تولید کمپوست در واقع یک فرآیند تجزیۀ
بیولوژیکی است که در طی آن م واد زائد آلی و فساد پذیر تحت شرایط هوازی یا بی هوازی به مواد آلی مفید برای گیاهان
تبدیل می شوند. در واقع نوعی از فرآیند تولیدکمپوست، به شکل ساده وسنتی، از قرنها پیش توسط کشاورزان و باغداران
در سراسرجهان مورد استفاده قرار می گرفته است . بدین صورت که پسماندها ی گیاهی و فضولات حیوانی به شکل توده
هایی برروی هم انباشته شده ویا دردرون حوضچه هایی ریخته می شدند تا دراثرفعالیت طبیعی میکروارگانیسمها تجزیه و
در نهایت برای کاربری های کشاورزی مورداستفاده واقع شوند.
مدت زمان لازم برای این فرآیندها معمولا بیش از شش ماه بوده وبطور سنتی، بجز پوشاندن توده ها با لایه ای نازک از
خاک و یا یکی دوبار زیرورو کردن در سال؛ هیچ کنترل ویژه ای برروی آنها صورت نمی پذیرد.
در مزارع و روستاها ی کشورمان باتوجه به آنکه نوع مواد قابل کمپوست در ارتباط با تعداد جمعیت، نوع روش
کشاورزی و دامداری، رژی م غذایی، آداب اجتماعی، اوضاع اقتصادی و شرایط اقلیمی هر منطقه متفاوت است ، باید مقوله
تولید کمپوست با دیدی علمی و کارشناسانه مورد توجه قرارگیرد.
359
کمپوست روستایی از فضولات حیوانی (دامی)،بقایای کشاورزی ودیگر مواد مشابه تهیه می گردد . نیروهای کارآموزش
دیده و ماهردرروستاها، کشاورزان را با مزایا وروش آماده سازی کمپوست آشنا می کنند.
با توجه به امکانات موجود در روستاهای کشور، توجیه فنی – اقتصادی و سهولت عملکرد، تولید بیوکمپوست به روش
خانگی یا به کمک کرم ها (ورمی کمپوست ) در بسیاری از این مناطق، مناسب و عملی م ی باشد . بیوکمپوست ( کود
کمپوستی که فقط از پسماندهای آلی منشاء می گیرد) شامل بخش آلی زباله ها (مواد زائد آلی خانگی جداسازی شده از
مبدأ) و پسماندهای با غها و مزارع (عمدتاً باقیماندۀ برگها و ضایعات کشاورزی) م یباشد.
از این رو و به منظور توسعه و بهبود سیستم های تولید ک مپوست درسطح روستاها، حوزه معاونت امور دهیاریهای
سازمان شهرداریها ودهیاریهای کشور؛ اقداماتی را جهت بازیافت ودفع پسماندهای آلی از طریق دهیاریها درمناطق
روستایی درقالب تولید بیوکمپوست خانگی، آغاز نموده است.
درمقاله حاضر، شرح مختصری از مشخصات کلی وانواع روش ها و مراحل ساخت کمپوست خانگی و ورمی کمپوست
درروستاها ارایه شده است.
اهمیت تولید بیوکمپوست در روستاها 􀂃
به طور کلی فواید اصلی استفاده از بیوکمپوست در روستاها را م یتوان به صورت زیر خلاصه نمود:
تهیۀ کمپوست به روش خانگی و نیز ورمی کمپوست نسبت به سایرروشها زمین بسیار کمی برای آماد ه سازی و
بازیافت نیاز دارد.
این روش تأثیر بسیار مثبتی برحفظ محیط زیست و بهداشت روستا و کاهش آلودگ یها خواهد داشت.
بیوکمپوست رطوبت ودرجه حرارت خاک را متعادل نموده، و همچنین از فرسایش خاک جلوگیری می کند.
محصول نهایی با ارزش بوده و برای اهالی روستا سوددهی خواهد داشت. بیوکمپوست حاصله رشد گلها، سبزیجات،
درختچ هها و گیاهان زراعی و باغی را تقویت نموده و بعنوان اصلاح کنندۀ خاک بکار م یرود.
انتخاب موادقابل کمپوست 􀂃
تجربیات نشان داده است که بهترین انتخاب برای مواد قابل کمپوست شامل : خرده های علف ، برگ، چمن وعلف
خشک، ضایعات کشاورزی ، پسماند سبزیجات، علفهای هرز غیرسمی، فضولات دامی (گاو وگوسفند)، بقایای هرس باغات ،
خاک اره و سایر ترکیبات مشابه می باشد و دراین بین بدترین انتخاب شامل موارد زیر است:
360
قطعات گوشت ،چربیها وروغن، گیاهان آفت دار، علفهای هرز سمی، گیاهان آغشته به قارچ کش و سموم شیمیایی (در
صورتی که کمتر از یک ماه از سم پاشی گذشته باشد) .
مواد افزودنی 􀂃
موادافزودنی به آن دسته موادی گفته می شود که به توده کمپوست جهت کمک به بهبود فرآیند کمپوست سازی
اضافه می شود . برای کمک به کمپوست سازی؛ مواداولیه با نیت روژن بالا همانند فضولات حیوانی و همچنین موادافزودنی
با کربن بالا همانند خاک اره، کاه، تراشه چوب موردنیاز است.
اندازه ذرات مسئله مهمی است که باید درنظرگرفته شود . موادافزودنی باید به اندازه کافی بزرگ باشند تا اجازه جریان
0 تا 2 اینچ / هوا را درداخل توده کمپوست بدهند البت ه نه آنقدر که توده راسردنمایند . محدوده اندازه ذرات این مواد از 25
با توجه به شرایط پیشنهاد می شود.
شرایط کلیدی در تولیدکمپوست روستایی 􀂃
معمولاً کمپوست سازی یک فرآیند هوازی کنترل شده است که در طی آن باکتریها ، قارچها وسایرمیکروارگانیسمها
مواد آلی را به یک ترکیب پایدار مشابه هوموس تبدیل میکنند . ازآنجائیکه میکروارگانیسمها نقش اصلی رابه عهده دارند،
بنابراین باید بهترین شرایط برای زندگی آنها فراهم شود.
پنج شرط اساسی زیر برای ایجاد بهترین زیستگاه برای میکروارگانیس مها ونهایتاً تولید کمپوست مرغوب موردنیاز است:
( C/N ) -1 نسبت مناسب کربن به نیتروژن
میکروارگانیسمها جهت فعالیت نیازمند منبع کربن برای تأمین انرژی وماده اولیه سلولهای جدید ونیز ،تأمین نیتروژن
برای پروتئین سازی خود هستند . از اینرو توجه خاص به نسبت کربن ونیتروژن در داخل مواداولیه کمپوست ودر طی
فرآیند تهیه آن ضروری است . با توجه به نوع مواداولیه وشرایط فرآیند معمولاً بهترین محدوده نسبت کربن به نیتروژن بین
25 به 1 تا 30 به 1 پیشنهاد می گردد.
-2 رطوبت مناسب
میکروارگانیسم ها جهت جابجایی دردرون توده کمپوست وانتقال موادمغذی به آب ورطوبت کافی نیازمندند . میز ان
رطوبت داخل توده از حد 40 تا 65 درصد قابل قبول است اما ترجیحاً محدوده 50 تا 60 درصد پیشنهاد می گردد.
361
-3 هوادهی خوب
هوادهی اولاً برای تأمین اکسیژن موردنیاز تجزیه موادآلی ثانیاً برای حذف آب ناشی از رطوبت بالای مواد اولیه وثالثاً
برای کاهش حرارت ناشی از تجزیه موادآلی، ضروری است.
سطح اکسیژن باید بالای 5 درصد نگهداری شود . محدوده نهایی حدود 5 تا 15 درصد است . درروشهای ساده تهیه
کمپوست که از جریان طبیعی هوا استفاده می شود، با کمک نیروی انسانی عمل زیروروکردن تودۀ مواد صورت می گیرد .
اضافه کردن مواد ترکیبی - ساختمانی همانند کاه، پوسته وبرگ درختان وبرگرداندن وهمزدن توده کمپوست در طی
فرآیند به هوادهی کمک می نماید.
-4 درجه حرارت کنترل شده
درجه حرارت درتوده کمپوست عامل بسیار مهمی درفعالیت میکروارگانیسمها به حساب می آید . دمای بین 43 تا 65
درجه سانتیگراد ( 110 تا 150 درجه ف ارنهایت) قابل قبول است اما دمای بالای 70 درجه سانتیگراد برای میکروارگانیسم ها
کشنده می باشد .ترجیحاً محدوده مناسب دمایی بین 54 تا 60 درجه سانتیگراد ( 130 تا 140 درجه فارنهایت ) پیشنهاد
م یشود. حفظ دما بالای 55 درجه سانتیگرادبه مدت 3 روز کلیه عوامل بیماری زای داخل توده را ازمیان می برد.
362
(PH) -5 اسیدیته
در حدود 7 ( محیط خنثی ) ،PH 5 تا 9 انجام پذیراست وبهترین / قلیایی بین 5 (PH) کمپوست سازی در حد
توصیه می شود.
(Site Selection) انتخاب محل 􀂃
بطور کلی برای تعیین محل مناسب برای جهت تولید کمپوست خانگی، ورمی کمپوست و یا حتی در مقیاس های
بزرگتر شرایط ذیل باید مورد توجه قرار بگیرند :
الف) محل تولید کمپوست با توجه به شرایط محل، فاصله مناسب ازمنابع آبی همانند رودخانه، چشمه ، چاه و ..... داشته
باشد ومحدوده مالکیت زمین کشاورزی نیز رعایت شود.
ب) پسماندهای آلی به طریقی کمپوست شوند که سبب آلودگی آبهای سطحی، آبهای زیرزمینی وخاک منطقه نگردند.
ج) واحدها وفرآیند تولید کمپوست مورد قبول وتأیید کارشناسان ذیصلاح قرارگرفته و یا منطبق بر مفاد دستورالعمل
ارسال شده از طرف حوزه معاونت امور دهیاریها باشند.
دیگرملاحظاتی که باید درنظر گرفته شوند عبارتند از:
شرایط خاک محل و زهکشی آن 􀀹
جهت باد 􀀹
توجه به زیبایی محل 􀀹
توسعه آینده ( عمدتاً در مورد واحدهای مقیاس بزرگ ) 􀀹
مکان گزینی تولید کمپوست با توجه به فاصله مناسب ازذخیره گاههای آبی ومرزمالکیت زمین
363
نمایشگر محل های مناسب توده کمپوست
نمایشگر محل های نامناسب توده کمپوست
رو شهای تولید کمپوست 􀂃
ساخت کمپوست ) Bin Composting علاوه بر روشهای معمول تولید کمپوست همانندتوده های ساکن، ویندرو و
در جایگاه های مناسب )، ساختارهای کمپوست سازی متعددی در دنیا د ر سطح روستاها مورد استفاده قرارمی گیرند که
در اشکال زیر نمونه ای از آنها معرفی می گردند.
الف) روش ویندرو
Windrow
ب) تولید کمپوست در
جایگاه های مناسب
Bin Composting
364
پ) روش توده ای
Hoop Structure
ت) استفاده از بسته های علوفه
Square Straw Bale
Structure
ث) کمپوست خانگی
در مقیاس کوچک
365
مراحل ساخت و تهیۀ کمپوست خانگی 􀂃
با استفاده از محفظه های مناسب می توان شرایط بهینه برا ی تبدیل زباله به کود آلی مانند رطوبت توده ، درجه حرارت
و تهویه مناسب برای فعالیت میکروارگانیسم های فعال کننده و یا حتی کرمهای خاکی را فراهم نمود . مراحل قدم به قدم
زیر برای تولید توده های کمپوست خانگی به منظور استحصال بهترین نتیجه ارائه م یگردد:
لایۀ اول 􀁺
7 الی 10 سانتیمتر بوته و چوب و خاشاک خرد شده یا سایر مواد خشک و سفت بر / در این لایه حدود 5
روی سطح خاک در کف محفظۀ تولید کمپوست ریخته می شود. این مواد به سیرکولاسیون و گردش هوا در
قاعدۀ توده بسیار کمک م یکند.
لایۀ دوم 􀁺
در این لایه حدود 15 الی 20 س انتیمتر ، تراشه های مخلوط، برگ، خرده های چمن، پسمانده های مواد غذایی
و … قرار داده م یشوند. این لایه به مانند یک اسفنج مرطوب عمل می کند.
لایۀ سوم 􀁺
حدود 1 سانتیمتر خاک، منبع خوبی جهت اضافه کردن میکروارگانیس مهای مورد نیاز به توده م یباشد.
لایۀ چهارم (اختیاری) 􀁺
7 سانتیمتر فضولات دامی جهت تأمین نیتروژن مورد نیاز میکروارگانیسم ها قرار / در این بخش حدود 5 الی 5
داده می شود. برای کاهش اسیدتیۀ توده می توان مقداری آهک، خاکستر چوب یا فسفات روی لایۀ فضولات
حیوانی پاشید. اگر فضولات دامی مورد نظر خشک باشند باید به آن آب اضافه شود.
لایۀ پنجم 􀁺
مراحل 1 الی 4 تا موقعی که ظرف پر شود بای د تکرار گردند. در شرایط هوای گرم و تابستانی بهتر است
که در بالای توده گودال کوچکی جهت جم عآوری آب باران در نظر گرفته شود.
درجۀ حرارت یک تودۀ مناسب در مدت چهار الی پنج روز به حدو د 60 درجۀ سانتیگراد خواهد رسید . در طی این
مدت، تودۀ کمپوست به میزان قابل ملاحظ های نشست م ییابد. این امر نشانۀ خوبی از عملکرد صحیح توده م یباشد. پس از
حدود دو هفته توده را به مدت چند ثانیه بهم زده و در صورت نیاز بای د به آن آب اضافه شود . کمپوست حاصله پس از دو
الی سه ماه آمادۀ مصرف خواهد بود . توده ای که در اواخر بهار تهیه شده باشد می تواند در فصل پاییز مورد استفاده قرار
366
گیرد و به همین ترتیب توده ای که در اواخر پاییز ساخته شده می تواند در بهار توسط کشاورزان و روستاییان استفاده شود .
با افزایش تعداد دفعات زیرورو کردن توده، سرعت فرآوری و رسیدن کمپوست نیز به همان نسبت افزایش م ییابد.
نمونه ای ازمحفظه مورد استفاده برای ساخت کمپوست خانگی
(Vermi Composting) مراحل ساخت و تهیۀ کمپوست به کمک کرمهای خاکی 􀂃
یکی از روشهای مهم تهیه کمپوست خانگی استفاده از کرمهای خاکی می باشد. در این روش کرم ها نقش اساسی را در
چرخۀ تبدیل مواد آلی به هوموس به عهده دارند.
-1 انتخاب کر مهای مناسب
هر کرمی دارای شرایط محیطی ویژه خود می باشد . برخی در
اعماق خاک و پاره ای دیگر در خاک باغچه و شماری نیز در زیر تنۀ
پوسیدۀ درختان زندگی می کنند. اما کرم مناسب کمپوس ت سازی،
کرم نوع قر مز می باشد . طول کرمهای قرمز بالغ بین 5 تا 10
سانتیمتر و وزن 600 تا 1200 تای آنها نزدیک به 500 گرم می باشد (این وزن بستگی به سن کرمها، مقدار رطوبت و مواد
مغذی موجود در خاک خواهد داشت).
367
برای تولید کمپوست از همه مناسب تر م یباشد. از آنجا که Eisenia Foetida از میان گون ههای متفاوت کرم ها، نوع
32 درجۀ سانتیگراد) مقاوم هستند و همچنین مقدار زیادی از مواد را در / 4 تا 2 / کر مهای قرمز در برابر تغییرات دما (بین 4
روز (هم وزن خود ) به کمپوست تبدیل می کنند، ا ز همین رو برای کمپوست سازی مناسب هستند . کرمهای قرمز در
شرایط گرم، مرطوب، تاریک و پر از مواد مغذی خیلی سریع تکثیر م یشوند.
-2 روش تهیۀ کمپوست به کمک کرمهای خاکی
در آغاز کار باید جعبه هایی مناسب کمپوست سازی تهیه نمود . ابعاد مناسب و مورد نیاز برای تهیۀ کم پوست سازی در
این روش به قرار زیر پیشنهاد می گردد :
1 متر - طول : 2
0 متر /7- عرض : 1
0 متر /35-0/ ارتفاع : 5
برای این جعبه ها باید شکا ف ها و سوراخ هایی در کف و بدنه در نظر گرفت تا هوا به آسانی عبور نماید . چنین
جعب ههایی، گنجایش حداقل تولید 3 کیلوگرم کود در هفته را خواهند داشت.
مناسب ترین نوع بستر برای کرمها نوع سلولز دار آن می باشد. بافت الیافی سلولز رطوبت و هوای کافی را در درون جعبه
نگاه می دارد. برای اینکه قسمت ته جعبه بعد از مدتی توسط کرمها از بین نرود، می توان از ورقه های رو زنامه و یا مقوا
استفاده نمود (بهتر است که روزنامه یا مقوا رنگی نباشند ). روی روزنامه ها را تا ارتفاع یک سانتیمتر خاک ریخته (ترجیحاً
خاک آمیخته با گیاهان پوسیده شده، رس و شن ) و حدود 2 برابر آن آب بدان اضافه گردد. در این صورت محیط به سبب
داشتن رطوبت نسبی 60 الی 80 درصد شرایط مناسبی برای فعالیت کرمها م یباشد.
کرمهای کمپوست ساز
ظرف
بستر مناسب
پسماندهای غذایی
368
سپس پسماندهای آلی (ضایعات کشاورزی یا دامداری ) را بایستی به صورت لایه لایه به بستر اضافه نمود . کر م های
خاکی با حرکت عمودی به سمت بالا و لایه های جدید حاوی مواد غذایی ساخت کود آلی را شروع م ی کنند. این کرمها با
عمل حفاری که به طور مداوم انجام می دهند به هوا اجازه می دهند تا به عمق بیشتری از بستر نفوذ نموده و در نتیجه با
فراهم آوردن شرایط مناسب هوازی، سرعت و جریان تبدیل ضایعات و زباله ها را بیشتر می نماید. در این روش مواد زاید
پس از حدود 45 روز آماده برداشت می باشد یعنی وقتیکه بیوهوموس تولید گردید، قابل سرند بوده و م ی توان محصول را
40 کرم خاکی به داخل محفظه - مورد استفاده قرار داد . برای ساخت بیوکمپوست در این روش نیاز به انتقال حداقل 100
تهیه کود م یباشد.
نمونه ای از محفظه های مورداستفاده جهت تهیه ورمی کمپوست
369
منابع
. -1 عمرانی، قاسم علی؛ " مواد زائد جامد"، انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، جلد اول، تهران، 1373
-2 جوادی ابهری، نیما؛ " بررسی فرآیندهای تولید کمپوست و ارائه روشهای مناسب برای ایران "، ویژه نامه مدیریت مواد
. زائد، شماره 6، آبان 1382
3- Michel, F.C; Heimlich, J.E and A.J.Hoitink; "Composting at Home", Ohio State
University, Extension Fact Sheet, 2002.
4- "Home Composting", University of Maine Cooperative Extension, Bulletin #1143,
2004.
5- http://www.enfo.ie/leaflets/
"Household Composting", Environment Protection Agency, Melbourne, Australia, 2002.
6- http://www.wasteonline.org.uk/resources/
"Compost information sheet", 2003.
7- http://www.arc.govt.nz/arc/library/j55818_2.pdf
" Household Composting Guide", Aukland Regional Council, 2002.
8- Misra R.V. and R. N. Roy " On-Farm Composting Methods" FAO, Rome, 2003.

پرورش کرم خاکی

 

پرورش کرم خاکی

 

 

    به طور کلی برای پرورش کرم خاکی نیاز به وسایل زیر است :

 

جعبه نگهداری کرم خاکی :

 این جعبه (کرم دانی) بستگی به اهداف پرورش دهنده دارد . از یک جعبه کفش تا مخازن بزرگ پلاستیکی (یا سیمانی ) برای نگهداری کرمها استفاده می شود .

معمولا از جعبه هایی با ابعاد 30*30*90 استفاده می شود .

بیشینه خاک درون این جعبه ها 15 تا 20 سانتی متر است زیرا در غیر این صورت کرمها از جعبه خارج می شوند .

جعبه باید دارای در پوش باشد تا هم مانع نفوذ نور شود و هم از کاهش رطوبت خاک جلو گیری کند .

 

                                  

 

 

اگر از جعبه های پلاستیکی استفاده می کنید ، سوراخی برای خروج آب اضافی در مواقع لازم و همچنین سوراخی برای جریان هوا در آن ایجاد کنید .

جعبه های چوبی معمولا این مشکل را ندارند ولی بهتر است که قبل از خاک ریزی ، دیواره های آن را با پارافین یا موم در مقابل هدر رفتن رطوبت ، عایق کنید .

جعبه باید در جایی قرار بگیرد که رطوبت و دمای آن قابل کنترل باشد .

تا جایی که ممکن است باید از تابش مستقیم نور مهر به کرم دانی جلوگیری نمود .

نور شدید ، سرمای زیاد ، ضربه و ارتعاش ، کاهش رطوبت و .. از عواملی است که کرمها را وادار می کند که به عمق خاک بروند .

از لحاظ تراکم در هر متر مربع می توان حدود 100 عدد کرم خاکی را جا داد .

برخی منابع نیز عدد وزنی نیم تا یک کیلو گرم کرم خاکی در هر متر مربع را ذکر می کنند.

 

 

بستر پرورش کرم خاکی:

     معمولا بهترین گزینه برای یک تولید خانگی ، مخلوط خاک برگ و شن ریز است .

گاهی از مخلوط خاک و شن و برگ درختان اشاره می شود که تکرار همان جمله بالاست.

آنچه مسلم است مقدار رس در این بستر پرورشی یا Bed باید در کمترین مقدار ممکن باشد .

به بیان دیگر ؛ هرگز از رس استفاده نکنید !

خاک مورد استفاده باید نرم باشد تا کرم ها به آسانی بتوانند در آن رفت و آمد کنند و هوا نیز بتواند به سادگی به آن نفوذ کند .

برای تهیه چنین خاکی ، آن را الک می کنند .

یکی از نکات کلیدی در پرورش کرم خاکی ، مرطوب نگهداشتن خاک است .

 فراموش نکنید که اگر بیش از اندازه آب بکار ببرید ، کرم ها خفه می شوند .

می توانید از افشانه ها یا آب پاش ها برای مرطوب نگهداشتن خاک استفاده کنید .

 

رطوبت خاک باید حدود 25 تا 30 % باشد .

رطوبت بیش از 35% و کمتر از 13% باعث توقف تخم گذاری کرمها می شود .

p.H خاک هم در حد طبیعی و خنثی (6/5 تا 3/8 ) است .

بیشتر منابع اروپایی دمای مناسب پرورش کرم خاکی را 18 درجه سانتی گراد اعلام کرده اند اما اینجانب تا 26 درجه سانتی گراد هم بدون مشکل پرورش داده ام .

(در شهری که من زندگی می کنم ، دمای اتاق با کولر دو تکه هم در بهار و تابستان به 18 درجه نمی رسد .)

 

تغذیه کرم خاکی :

     گزارش شده که با خاک برگ و شن به تنهایی می توان برای چند ماه کرم ها را زنده نگه داشت . زیرا کرم ها مواد قابل استفاده خاک برگ را جذب می کنند .

کرم ها می توانند تقریبا از دور ریز آشپز خانه ای تمامی سبزیجات تغذیه کنند .

تکه های هندوانه ، تکه های پرتقال یا سایر مرکبات ، برگ های خارجی کلم یا کاهو ، تفاله چایی ، تکه های سیب زمینی پخته و سیب درختی ، چغندر ، هویج و لوبیا پخته و ... حتی پوسته تخم مرغ !

تمامی گیاهان و سبزیجات را می توان پس از حدود 35 دقیقه پختن به عنوان غذا به کرمها پیشکش نمود .

همچنین می توانید چند نوع گیاه و مواد مختلف را پخته و با هم مخلوط کنید و غذایی تر کیبی به کرمهای خاکی بدهید .

به عنوان سایر مواد غذایی می توان از انواع کودهای حیوانی (مثلا کود گاوی یا گوسفندی ) ، نان (بربری) خیس شده ، سویا ، آرد و مخمر  نیز سود جست .

یکی از بهترین غذا ها استفاده از غذای ماهی (پولکی یا پلت)  مرطوب شده است .

 

    نباید به کرمها زیاد غذا داد زیرا نخست اینکه غذای اضافی در خاک مانده و گند می کند و ضمن رشد قارچها ممکن است باعث ایجاد بوی بد هم بشود و اگر جعبه شما در باغچه باشد همین بو ممکن است باعث گرد آمدن بسیاری حیوانات بدجنس مثل زنبور ها و موش ها به آن دوروبر شود .

به خصوص از دادن گوشت به کرمهای خاکی باید پرهیز نمود زیرا هم مورد تغذیه کرم قرار نمی گیرد و هم بوی گند بیشتری تولید می کند .

دلیل دیگر که تربیتی است اینکه غذادادن زیاد باعث می شود کرم هایتان لوس بشوند .

 

                

 

 

    برای دادن غذا به کرمها شیار هایی در میان خاک جعبه ایجاد و غذا را به داخل آن شیار ها می ریزند .

اگر غذایتان پخته و مانند پوره شده است می توانید از وسایل مخصوصی که با آنها خامه را روی کیک می ریزند استفاده کنید .

 پس از این حتما باید روی غذا را با خاک پوشاند تا دیر تر فاسد شود .

کرم ها طی مدت 3 تا 4 روز دور غذا جمع می شوند و شروع به خوردن می کنند .

 

 

جفت گیری و تولید مثل کرم خاکی

 

 

    کرم های خاکی جاندارانی Hermaphrodit (یعنی الهه دو شاخه) یا نرماده هستند .

یعنی هر جاندار در بدن خود هم گامت نر (اسپرم) تولید می کند و هم گامت ماده (تخمک) .

از طرف دیگر اسپرم های یک کرم خاکی ، نمی تواند تخمک های خودش را بارور کند و برای باروری به فرد دیگری از گونه خود نیاز دارد .

برای همین به کرمهای خاکی از لحاظ تولید مثلی ، هرم آفرودیت دیگر لقاح یا نر ماده دگر بارور گفته می شود .

 

در سطح بدن کرم خاکی سوراخ هایی به غیر از دهان و مخرج وجود دارد که برخی از آنها در تولید مثل نقش دارند .

 

- چهار سوراخ کوچک مربوط به جایگاه اسپرمی یا جام نطفه ای که به طور جانبی در شیارهای میان حلقه 9-10 و 10-11 واقع است .

- سوراخهای تخم بر یا اوویدوکت به صورت زوج در سطح شکمی در حلقه 14 .

- سوراخهای مجاری اسپرمی زوج با لبه های متورم در سطح شکمی حلقه 15 .

 

همچنین هر کرم خاکی 2 جفت بیضه (کوچک و بزرگ) و یک جفت تخمدان دارد .

 

کرمهای خاکی در قسمت بیشتر سال تولید مثل می کنند ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است .

جفت گیری معمولا در شب صورت گرفته و به 2 یا 3 ساعت وقت نیازمند است .

دو کرم خاکی از سوراخ خود خارج شده و سطح شکمی قدامیشان را نزدیک هم می آورند به طوری که امتداد قرار گیری سر در آنها در جهت مخالف هم قرار داشته باشد .

یعنی اگر سر یک کرم به سمت مشرق است ، سر کرمی که می خواهد با او جفت گیری کند به سمت مغرب خواهد بود .

 

           

 

 

 

در این زمان ، کمربند تناسلی (حلقه 31 تا 37 ) هر کرم به حلقه های 7 تا 12 دیگری محکم می چسبد .

سپس هر کرم لوله گلی به دور خودش تولید می کند که حلقه های 9 تا 36 را می پوشاند .

سپس هر کرم از طریق یک جفت شیار اسپرمی که از حلقه 15 تا کمربند تناسلی کشیده می شود به کرم دیگر اسپرم منتقل می کند .

بعد از این کرم ها از هم جدا می شوند .

بعدا هر کرم پیله های (cocoons) محتوی تخم تولید می کند .

اندازه پیله ها در کرم خاکی معمولی 7 تا 5 میلی متر است و هر کدام دارای چندین تخم است که گویا فقط یکی از آنها به ثمر می رسد .

پیله ها به شکل قطره اشک و به رنگ نارنجی یا قهوه ای هستند .

 

                                 

 

 

معمولا 3 هفته تا یک ماه طول می کشد تا تخم به کرم تبدیل شود و این مدت وابسته به دما و رطوبت است .

همچنین حدودا 2 ماه طول می کشد تا کرم ها بالغ شوند .

پس از این مدت زمان برداشت کرم ها رسیده است .

 

 

برداشت کرم خاکی

 

 

    یک روش پیچیده برداشت کرم این است که خاک مو جود در جعبه ها را در یک ظرف فلزی بریزیم ، سپس از بالا به سطح خاک نور بتابانیم و حرارت بدهیم ( دما نباید بیش از 25 تا 29 درجه باشد زیرا تخم ها را از بین می برد) و از طرف دیگر زیر ظرف را سرد کنیم .

از آنجا که کرم ها از نور و گرمای زیاد فراری هستند به سمت ته ظرف آهنی می روند .

خاک رویی را بر می داریم و کرم ها را که در ته ظرف جمع شده اند را جدا می کنیم .

این کار را چند بار با خاک هر جعبه تکرار می کنیم تا مطمئن شویم که بیشتر کرمها را گرفته ایم .

 

    روش دوم این است که آستینها را بالا زده و از الک برای جدا کردن کرم از خاک استفاده کنیم . به همین سادگی .

 

نکته بسیار مهم در این قسمت این است که خاک اضافه را نباید دور ریخت زیرا پر از تخم و نوزاد کرم خاکی است و بهترین بستر برای شروع پرورش دوباره است !

 

 

 

 

فرآوری کرم خاکی

 

 

برای عمل آوری کرم های برداشت شده می توان چند پیشنهاد را مطرح نمود :

 

1 – یک راه این است که کرم ها را تمیز کرده و بشوییم و در لای پارچه تمیزی در دمای 3 تا 4 درجه (یخچال) نگهداری کنیم تا متابولیسم آنها پایین بیاید .

با این کار می توان کرمها را چند روزی تازه و زنده نگه داشت و به صورت درسته یا تکه شده به ماهیان خوراند .

 

2 – روش دیگر این است که کرمها را تکه کنیم و خشک کنیم . مثل گاماروس که در بازار است . (موجودات کوچک و میگو مانند که به رنگ قهوه ای روشن در پلاستیکهای کوچک به فروش می رسد ) .

 

3 – روش بعدی انجماد و خشک کردن کرمهاست . مانند همان کاری که با توبیفکس می کنند .

 

                     

 

4 – این روش که محصول آن بسیار با ارزش است تولید آرد کرم خاکی نام دارد .

در این روش باید کرم ها را خشک و سپس آسیاب نمود .

 

5 – روش آخر ؛ غنی سازی کرم خاکی زنده با آنتی بیوتیکها و مواد مفید دیگر است که خودم روی طرح غنی سازی کرم خاکی با امگا 3 کار می کنم .

اندازه گیری کربن آلی خاک

اندازه گیری کربن آلی خاک - فردوس عادلی مسبب

 نویسنده: Shivanada Tolanur  

 اندازه گیری کربن آلی خاک

مواد آلی خاک عبارت است از حضور بقایای گیاهان، جانوران و ریزاندامکان (میکروارگانیسم ها) در مراحل مختلف تجزیه محتویات آن در خاک میزان مرغوبیت آن را نشان می دهد. مواد آلی خاک و ظایف زیادی بر عهده دارد و به عنوان شاخص نیتروژن محسوب می گردد.

میزا مرغوبیت خاک                                 درصد کربن آلی

          پایین                                              کم تراز 0.5

         متوسط                                            0.75 – 0.5

           بالا                                               بیش تر از 0.75

 

معمولا به کربن آلی، ماده آلی گفته می شود. چون ماده آلی، در یک مقدار متوسط 58 درصدکربن آلی است، در صد ماده آلی را می توان با ضرب کردن کربن آلی در عامل وان-بنون لن  یا 1.724 به دست آورد.

دوروش برای اندازه گیری کربن آلی خاک وجود دارد: روش احتراقی خشک و اکسیداسیون مرطوب.

  روش اکسیداسیون مرطوب

کربن آلی خاک به وسیله K2Cr2O7 و اسید سولفوریک رقیق و حرارت به CO2 اکسید می شود. مقدار اضافی بی کرومات پتاسیم که در اکسیداسیون مصرف نشده با محلول فرّوآمونیوم سولفات استاندارد در مقابل شناساگر دی فنیل آمین حجم سنجی می گردد. در عمل حجم سنجی با استفاده از اسید فسفریک و سولفات نقره به ترتیب مزاحمت یون های Fe2+و Cl-از بین می رود. در نقطه پایانی، رنگ محلول از ارغوانی به آبی تا سبز روشن تغییر می کند.

واکنش

2K2Cr2O7 + 8H2O →2K2SO4 + 2Cr2(SO4) + 8H2O + 6(O)

                                                      3C + 6(O) → 3CO2

تهیه محلول های شیمیایی

1) محلول K2Cr2O7 نرمال: 49.04 گرم K2Cr2O7 خالص را در آب مقطر حل کرده و به حجم یک لیتر می رسانند.

2) اسید سولفوریک غلیظ: محتوی 15 گرم سولفات نقره در یک لیتر.

3) فرّو آمونیوم سولفات 0.5 نرمال (نمک مور): 196.1 گرم فرّوآمونیوم سولفات شش آبه را در آب مقطر حل کرده و 15 میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ اضافه نموده و حجم آن را با آب مقطر به یک لیتر می رسانند.

H3PO4 ( 4  85 درصد.

5) سدیم فلئوراید.

6) شناساگر دی فنیل آمین: 0.5 گرم دی فنیل آمین مخلوط با 100 میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ حل کرده و در 20 میلی لیتر آب مقطر حل کرده و در یک بطری تیره نگه داری می نمایند.

 روش کار

1)  گرم خاک با قطر کم تر از 0.2 میلی متری را وزن کرده، وارد یک بالن 500 میلی لیتری می نمایند.

2)  میلی لیتر محلول بیکرمات پتاسیم نرمال به آن اضافه کرده و به آرامی تکان می دهند.

3) 20 میلی لیتر اسیدسولفوریک غلیظ محتوی سولفات نقره را از دیواره بالن وارد کرده و به آرامی مخلوط می کنند.

4) برای انجام واکنش، مدت 30 دقیقه آن را برروی صفحه پنبه نسوز به منظور اجتناب از سوختن در اثر حرارت، قرار می دهند.

  (5200 میلی لیتر آب مقطر اضافه می کنند و مقدار 10 میلی لیتر H3PO4 یا یک قاشق چای خوری NaF (3 گرم) وارد بالن کرده و به آرامی حرارت می دهند.

 6)  10 قطره شناساگر دی فنیل آمین افزوده تا رنگ بنفش ظاهرشود.

7)  محتویات ارلن را با محلول فرّوآمونیوم سولفات 0.5 نرمال تا تغییر رنگ از بنفش به سبز(سبزبرلیانت) حجم سنجی می کنند و مقدار فرّوآمونیوم سولفات مصرف شده را یادداشت می نمایند.

8) تمام عملیات فوق را در یک نمونه بدون خاک انجام می دهند.

 

محاسبات

W:وزن نمونه خاک.

V1: حجم محلول فرّو آمونیوم سولفات مصرف شده برای بلانک.

V2: حجم فرّوآمونیوم سولفات 0.5 نرمال مصرف شده برای نمونه خاک.

N: نرمالیته فرّوآمونیوم سولفات.

 

    100 × 0.003 × N × (V1 – V2) × 10

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = درصد کربن آلی خاک

                         V1 × W

 

یک میلی اکیوالان گرم K2Cr2O7 = یک میلی اکیوالان گرم کربن آلی

  

                                      جرم اتم کربن                12

یک میلی اکیوالان کربن = ــــــــــــــــــــــــــــــــ = ـــــــــــــــــــــــ = 3 میلی گرم

                                       ظرفیت کربن                  4

 

کربن آلی = 0.003 گرم کربن آلی

 

درصد ماده آلی  = درصد کربن آلی   × 1.724

 

نیتروژن کل = در صد ماده آلی × 0.05

خاک

پیشفرض خاک

b]خاك (soil) : خاك يك ماده طبيعي، دائما در حال تغيير مي‌باشد كه از كانيها، مواد آلي و ارگانيم‌هاي زنده تشكيل شده است. گياهان در خاك رشد مي‌كنند .

افقهاي خاك (soil horizons) : خاك از لايه‌هاي افقي مجزا درست شده است. اين لايه‌ها افق ناميده مي‌شوند. آنها از لايه‌هاي آلي غني بالايي (گياخاك و خاك بالايي) تا لايه‌هاي سنگي زيرين (خاك زيرين)، سنگپوش (سنگ سبز) تغي
--------------------------------------------------------------------------------

خاك شناسي به دو قمت تقسيم مي شود
1 خاك شناسي كاربردي
كه به دو قسمت ژئوتكنيك : يعني استفاده از خاك براي مصالح ساختماني و سنگ بستر و پي ساختمان ها
و قسمت كشاورزي
2- ژئوپدولو‍ي
كه به دو بخش پدوژنز
و رده بندي تقسيم مي شود.
پدوژنز به بررسي شرايط و مكانيسم تشكيل خاك مي پردازد
رده بندي هم به دسته بندي انواع خاك بر اساس بافت و ساخت مي پردازد.
ير مي‌كنند.
هوموس:
توده اي از ذرات کانيايي به تنهايي يک خاک واقعي را تشکيل نمي دهد. خاک هاي واقعي بوسيله ارگانيزم هاي زنده تحت تاثير قرار گرفته، تغيير مي کنند و (Supplemented) افزوده ميشوند.
گياهان و جانوران در توسعه و گسترش خاک ها بوسيله ايجاد مواد آلي اضافي کمک مي کنند. قارچ ها و باکتري ها اين مواد آلي را به يک ترکيب شيميايي نيمه محلول که "هوموس" ناميده مي شود، تبديل مي کنند. ارگانيزم هاي بزرگتر موجود در خاک مانند کرم هاي خاکي، سوسک ها و موريانه ها، هوموس را با مواد معدني موجود در خاک در هم مي آميزند.
"هوموس" يک ماده بيوشيميايي است که در لايه هاي بالايي خاک که تيره است، تشکيل مي شود. خود هوموس به رنگ قهوه اي تيره تا سياه است. مطالعه هوموس بصورت مجزا بسيار مشکل است، چرا که هوموس با ذرات ريز مواد معدني به خوبي مخلوط شده است. هوموس از اسيدها(هوميک و فوليک)، قارچها، باکتريها، دياستازها و ترکيبات آلي ديگر که در مراحل گوناگون تجزيه مي باشند تشکيل يافته است و در تشکيل آن نقش ليگنين حائز اهميت فراوان است؛ زيرا مواد ازته و گلوسيدها بر روي ان تثبيت گشته، به اين ترتيب از يک طرف مولکولهاي بزرگ آلي را تشکيل ميدهد و از طرف ديگر به ذرات رس متصل مي گردد. خاکدانه هاي رسي- هوموسي که به اين ترتيب از آميزش تنگاتنگ مواد آلي و معدني پديد مي آيند ساختماني نرم و قابل تهويه با ظرفيت بالاي ذخيره آب و عناصر غذايي به خاک مي بخشد.
مواد پروتئيني موجود در هوموس که از کالبد موجودات زنده حاصل مي شود، توسط موجودات ذره بيني با منشاء گياهي و جانوري(گياوزيا) تجزيه مي يابند و به آهستگي معدني شده، به طور پيوسته غذاي گياهان را تامين مي نمايند. به بيان ديگر هوموس ماده غذايي بينابيني و ذخيره اي است که عامل اصلي حاصلخيزي خاک را تشکيل مي دهد.
هوموس فوايد زيادي را براي خاک فراهم مي آورد؛ از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود:
- هوموس توانايي خاک را براي نگهداري و ذخيره رطوبت افزايش ميدهد
- ته نشست مواد حمل شده توسط باد و باران
- هوموس منبع مهم مورد نياز تامين کربن و نيتروژن گياهان است
- هوموس باعث بهبود ساختمان خاک براي رشد گياهان مي شود
هوموس داراي انواع گوناگوني است که بستگي به کيفيت مواد آلي و نوع سنگ مادر دارد:
1- هوموس مول: پيوند تنگاتنگ با ذرات معدني دارد و غالبا در اقليم معتدل و مرطوب بر روي خاکهاي قليايي و رسي با خاک برگ فراوان و تجزيه پذير تشکيل مي شود.
2- هوموس مور: فشرده تر بوده، در اقيلم سردتر و بر روي خاک برگهايي که به دشواري تجزيه مي شوند(مانند برگهاي سوزني کاج) و بر روي خاکهاي ماسه اي و اسيدي که عملا فاقد کلوئيد رس مي باشند تشکيل مي شود.
3- هوموس مودر: نوع بينابيني دو قسم فوق مي باشد. نمونه هوموس اسيد در اطراف کوه هاي آلپ مشاهده مي شود.
فعاليت هاي آلي در خاک ها فراوان است. يک سانتي متر مکعب از خاک حاوي بيش از 1000000 باکتري است. 1 هکتار از چراگاه ها در يک آب و هواي مرطوب مي توانند حاوي بيش از 1000000 کرم خاکي و 25000000 حشره باشد. حشرات و کرم هاي خاکي در به هم آميختن و تهويه خاک ها نقش بسيار موثري دارند. اين ارگانيزم ها(موجودات زنده) مسئول ايجاد بخش مهمي از هوموس بوسيله گوارش ناقص مواد آلي هستند.


--------------------------------------------------------------------------------

پیدان (Pedon)
نیمرخی از خاک که یک ستون شش وجهی از خاک است که سطح آن روی زمین بین یک تا ده متر مربع وسعت دارد. در پیرامون این ستون شش وجهی ، لایه‌های مختلف خاک قابل روئیت است. بنابراین پیدان عبارت است از یک واحد نمونه برداری خاک که برای بررسی خاک بکار می‌رود.

افق خاک
هر لایه‌ای که در یک ستون شش وجهی خاک روئیت شود، افق خاک (Soil horizon) نامیده می شود. افق خاک تقریبا موازی سطح پیدان است و ویژگیهایی دارد که از افقی به افق پایین‌تر متفاوت است.


* اختلافات موجود بین افقهای خاک :

در صحرا و ضمن بررسیهای میدانی ، می‌توان به اختلافات موجود بین افقهای مختلف خاک پی برد. این اختلاف از ویژگیهایی نظیر رنگ ، بافت ، ساختار ، چسبندگی و حضور و عدم حضور مواد غیر آلی نظیر کانیها و نیز مواد آلی حاصل می‌شود.

* ارتباط بین پیدان و افق :

افقهای خاک ، اساس اولیه در طبقه بندی خاکها محسوب می‌شوند و به همین سبب ، انواع بسیار متنوع و گوناگونی از خاک در طبیعت یافت می‌شود. برای دست یافتن به طبقه بندی خاکها باید به بررسی پیدان به عنوان واحد طبقه بندی پرداخت.

* علت تشکیل افقهای مختلف خاک :

افقهای مختلف که لایه‌های خاک را تشکیل می‌دهند، در اثر واکنش بین سنگها و رسوبات با آب که وجود آن به شرایط اقلیمی بستگی دارد و نیز تاثیر ارگانیسمها ایجاد می‌شوند.

انواع افقهای مختلف خاک
افق O
بالاترین بخش نیمرخ در افق خاک O قرار دارد. این نامگذاری ، به سبب وجود مواد آلی (Organic) در این افق است که از گیاهان و نیز بقایای حیوانات بوجود می‌آید و پس از مدتی تشکیل هوموس را می‌دهد.

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/i.../7c/soils2.jpg

هوموس
هوموس تنها از یک ماده تشکیل نشده، بلکه مخلوطی از مواد آلی تجزیه شده است. ماده آلی حاصل از این تجزیه معمولا به رنگ تیره است. ارگانیسمهای میکروسکوپی به شدت در این بخش فعالند و نتیجه آنها ایجاد هوموس (Humification) می‌باشد.
تاثیر مواد آلی بر افق O
افق O در حدود 20 تا 30 درصد از ماده آلی تشکیل شده است. همین میزان قابلیت این افق را در نگهداری آب و مواد غذایی افزایش می‌دهد. این ویژگی ماده آلی با حضور کانیهای رسی افزایش بیشتری می‌یابد.
افق R
در تحتانی‌ترین بخش نیمرخ خاک افق R (سنگ _ Rock) قرار گرفته که شامل مواد متراکم سنگ و عمدتا سنگ بستر است. هنگامی که سنگ بستر هوازدگی و فرسایش شیمیایی می‌یابد، به سنگ پوشش (Regolith) تبدیل می‌شود. مواد حاصل از این فرایند برای تشکیل نیمرخ خاک به مصرف می‌رسد.
افقهای C ، B ، E ، A
این افقها لایه‌های مختلفی را از افق O تا افق R نشان می‌دهند. این لایه‌های میانی در نیمرخ خاک از شن ، سیلت و ماسه و رس تشکیل یافته‌اند و همگی محصولات هوازدگی فیزیکوشیمیایی هستند.
افق A
در این افق هوموس و ذرات رس از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. این مواد بین گیاهان و مواد غذایی موجود در خاک ، ارتباط برقرار می‌کنند. این افق دارای ماده آلی فراوان و در نتیجه رنگ تیره‌ای است. افق A به تدریج به افق E تبدیل می‌شود که از مواد دانه درشت‌تر تشکیل یافته است. این امر نمایانگر مقاومت در برابر تجزیه‌ها و هوازدگی سنگ به میزان کمتر است.
افقE
رس و اکسیدهای آهن و آلومینیوم توسط آب از افق E نشست کرده و افقهای زیرین در اثر نفوذ آب حمل می‌شوند. فرایند جابه‌جایی ذرات ریز دانه و کانیها توسط آب از افق E ، جابه‌جایی eluviation نام دارد. بنابراین دلیل نامگذاری این افق به افق E همین است. هر قدر میزان بارش در منطقه بیشتر باشد، نرخ جابه‌جایی بیشتر خواهد بود.
افق B
بر خلاف افقهای A و E ، افق B تجمع (Illuviation) رسها و اکسیدهای آهن و آلومینیوم است. افق B رنگهایی مایل به قرمز یا زرد به خود می‌گیرد، چون حاوی مواد آلی و اکسیدهای مختلفی از عناصر است. بعضی از موادی که در این خاک حضور دارند، به صورت درجا تشکیل گردیده‌اند. در مناطق بسیار مرطوب ، این افق در بخشهای بسیار عمیق خاک تشکیل می‌شود.
سولوم (Solum)
تر کیب افقهای A و E با موادی که از جابه‌جایی و نیز تجمع بعدی بوجود می‌آیند، روی‌هم‌رفته Solum نامیده می‌شوند که در حقیقت خاک واقعی را تشکیل می‌دهند.
افق C
این افق سنگ بستر تجزیه و فرسایش یافته است و در اثر عوامل فیزیکوشیمیایی و همچنین در اثر دخالت ریشه گیاهان تشکیل می‌شود. این افق در حقیقت سنگ بستر دست نخورده را از عوامل بیولوژیکی حفظ می‌کند و به عنوان سنگ پوشش (Regolith) محسوب می‌شود. این افق فاقد کانیهای رسی است و بیشتر از قطعات سنگی تشکیل یافته است. ضخامت لایه‌ها و افقهای منفرد خاک متغیر و به نحوه تشکیل خاک بستگی دارد

___________

شیمی و حاصلخیزی خاک 2

 

نکته 231 : در دمای 30 درجه نقطه بحرانی رطوبت هوا برای کودهای اوره و نیترات امونیوم به ترتیب 72.5 و 59.4 درصد است ولی هنگام اختلاط، نقطه بحرانی به 18.1 درصد کاهش پیدا می کند.

نکته 232 : کود اوره را نباید با سوپرفسفات معمولی مخلوط کرد چون آب ازاد می کنند و کود مرطوب می شود.

نکته 233 : از اختلاط کود دی امونیوم فسفات با سوپر فسفات باید پرهیز کرد. چون آمونیاک از دی امونیوم فسفات ازاد می گردد.

نکته 234 : تجزیه خاک یکی از ساده ترین و رایج ترین راه های ارزیابی باروری خاک است.

نکته 235 : روش های عمده برای تفسیر نتایج تجزیه برگی عبارتند از روش غلظت عناصر غذایی، روش حدکفایت و روش دریس (روش تلفیقی تشخیص و توصیه کودی)

نکته 236 : در روش غلظت بحرانی، زمان و محل نمونه برداری در تفسیر نتایج حاصل از تجزیه گیاهان اهمیت دارد. به طور مثال در ذرت، محل نمونه برداری برگ روبروی بلال و مناسب ترین زمان برای نمونه برداری، هنگام تشکیل گل آذین نر است.

نکته 237 : استفاده از روش حدبحرانی از دیدگاه اقتصادی (جلوگیری از مصرف بیش از اندازه کود) به روش حدکفایت برتری دارد.

نکته 238 : در روش دریس برخلاف روش های غلظت بحرانی و حدکفایت، تفسیر نتایج تجزیه برگی به سن فیزیولوژیک و محل نمونه برداری بستگی ندارد و از طریق در نظر گرفتن نسبت عناصر غذایی (N/P,P/K,…) به جای غلظت هر عنصر غذایی (N,P,K,…) امر تشخیص و توصیه کودی در هر مرحله از رشد در گیاهان یک و چند ساله امکانپذیر است و مزیت استفاده از نسبت ها، این است که این نسبت ها در اثر پدیده رقت تقریباً ثابت می مانند.

نکته 239 : محاسن روش دریس :

1- تشخیص در هر مرحله از رشد گیاه امکانپذیر است 2- عوامل تغذیه ای محدود کننده رشد را بترتیب اهمیت آنها مشخص می کند                  3- هر چه مجموع ارقام شاخص های دریس صرفنظر از علایم آنها به صفر نزدیکتر باشد عملکرد حداکثر (حالت تعادل)، و بالعکس هر چه مجموع ارقام شاخص های دریس عدد بزرگتری باشد عدم تعادل فیمابین عناصر غذایی حاکمیت داشته و عملکرد نیز پایین خواهد آمد.

نکته 240 : ارقام مرجع (Norm) : مقادیر عناصر غذایی در جامعه ای با عملکرد بالا، یا حد مطلوب عناصر غذایی در جامعه ای که بیشترین عملکرد را داشته باشد.

نکته 241 : هرچه قدر مطلق شاخص های دریس بزرگتر باشد وضعیت تغذیه ای نا متعادل و عملکرد پایین خواهد بود.

نکته 242 : گیاهان زراعی نسبت به زیادی امونیوم بیش از فراوانی نیترات از خود حساسیت نشان می دهند.

نکته 243 : مس فراوان در خاک باعث کمبود جذب آهن و مولیبدن می شود.

نکته 244 : سمیت مس برای گیاهان دو برابر روی و سمیت نیکل هشت برابر روی است.

نکته 245 : رفتار آرسنیک و فسفر در خاک ها مشابه است.

نکته 246 : منشاء کادمیوم در خاکها عمدتاً فاضلاب شهری و کودهای فسفاتی است.

نکته 247 : کادمیوم برای گیاهان سمی نیست.

نکته 248 : نیترات برگها معمولاً کمتر از ساقه و دمبرگ است و برای امور تشخیصی دمبرگ را تجزیه می کنند.

نکته 249 : در شرایط نور کم و دمای زیاد انزیم کاهش دهنده نیترات کاهش و نیترات تجمع می یابد و غلظت نیترات در گیاهان روز کوتاه بیشتر است.

نکته 250 : استفاده از پتاسیم بدلیل نقش مثبت آن در افزایش بازیافت ازت، معمولاً منجر به تحرک و جذب بیشتر ازت گردیده و منجر به انباشته شدن نیترات می گردد.

نکته 251 : چون تجمع نیترات در سبزی ها اواسط شب حداکثر و در عصر ها حداقل است بنابراین بهتر است چیدن سبزی ها عصر انجام گیرد.

نکته 252 : در سبزی های ریشه ای مثل چغندر و هویج، بیشترین میزان نیترات در قسمت انتهای آنها تجمع می یابد و در سبزیجاتی مانند کاهو و کلم پیچ برگهای مسن خارجی نیترات بیشتری دارند.

نکته 253 : وجود فسفر در افزایش مقاومت گیاهان به بیماری ها نقش مثبت دارد.

نکته 254 : واحد بال : آن مقدار از ماده غذایی که بتواند حداکثر عملکرد (A) را 50 درصد افزایش دهد را می گویند. که برای ازت 260 کیلو گرم بر هکتار و برای P2O5 برابر است با 50 کیلو گرم بر هکتار و برای K2O برابر است با 85 کیلو گرم بر هکتار

نکته 255 : افزایش تراوایی غشا را می توان در ریشه هایی یافت که به کمبود فسفر و روی دچار هستند.

نکته 256 : Q10 برای واکنش های شیمیایی به میزان دو برابر افزایش و برای واکنش های انزیمی بیش از دو برابر است.

نکته 257 : سرعت جذب نیترات در مقایسه با امونیوم به مراتب نسبت به دما حساس تر است.

نکته 258 : کاهش PH از 7 به 4 باعث کاهش جذب کاتیون (NH4+) ولی افزایش جذب آنیون (NO3-) می شود.

نکته 259 : اثر ویتر : افزایش جذب پتاسیم بوسیله کلسیم با کاهش PH شدت می یابد و افزایش جذب پتاسیم بوسیله کلسیم نیز در PH های بالاتر کاهش می یابد و حتی کلسیم از جذب پتاسیم جلوگیری می کند.

نکته 260 : منحنی جذب فسفات مانند منحنی جذب پتاسیم است در صورتی که منحنی های جذب کلسیم و منیزیم مانند منحنی جذب سدیم است.

نکته 261 : پتاسیم بیشترین غلظت را در اوندهای آبکش دارد و پس از آن فسفر، منیزیم و گوگرد جا دارند.

نکته 262 : میزان جذب یون از طریق محلول پاشی برگها، معمولاً شب ها که روزنه ها بسته اند بیشتر از هنگام روز است که روزنه ها باز است.

نکته 263 : در هنگام تولید مثل چون فعالیت ریشه و جذب بوسیله ریشه کاهش می یابد محلول پاشی بهترین شیوه جبران کمبود عناصر غذایی است.

نکته 264 : بعلت تحرک محدود کلسیم در آوند آبکش، محلول پاشی آن زیاد موثر نیست و در هنگام فصل رشد باید چندین بار تکرار شود.

نکته 265 : آنزیم سوپر اکسید دسموتاز دارای مس و روی و احتمالاض منگنز نیز است و محصول واکنش سوپر اکسید دسموتاز آب اکسیژنه است.

نکته 266 : آنزیم های که مسئول تثبیت گاز کربنیک و ساختن قند هستند در درون استرومای کلروپلاست جا دارند.

نکته 267 : در اثر کمبود مس در غلات دانه تشکیل نمی شود که علت عمده آن جلوگیری از تشکیل بساک می باشد.

نکته 268 : در میان خانواده های گیاهان زراعی، نیاز به گوگرد به ترتیب زیر افزایش می یابد.
خانواده شب بو > خانواده لگومینوز > خانواده گندمیان

نکته 269 : بر خلاف نیترات و سولفات، فسفات در درون گیاهان احیا نمی شود.

نکته 270 : آنزیم های فسفاتاز ها، ATPase ها و کربوکسیلاز بوسیله منیزیم فعال می شوند.

نکته 271 : نا کافی بودن منیزیم در علوفه دام، عامل اصلی بیماری نبود هماهنگی ماهیچه ها (گیجی علف) Grass Tetany در حیوانات است.

نکته 272 : اکسین در جابجایی کلسیم در بافت گیاه دخالت دارد.

نکته 273 : در بافت های مبتلا به کمبود کلسیم، تنفس افزایش می یابد.

نکته 274 : نیاز به کلسیم برای رشد مطلوب در تک لپه ایها کمتر از دولپه ایها است.

نکته 275 : کمبود کلسیم می تواند منجر به اختلالاتی از قبیل، سوختگی انتهای برگهای کاهو، سیاه شدن بخش درونی کرفس، پوسیدگی و له شدن انتهای گلگاه میوه گوجه فرنگی و هندوانه و بروز لکه سیاه در سیب گردد.

نکته 276 : جذب پتاسیم بسیار انتخابی و با فعالیت سوخت و سازی بستگی نزدیک دارد.

نکته 277 : پتاسیم فراوانترین کاتیون موجود در سیتوپلاسم است.

نکته 278 : افزایش غلظت پتاسیم در سلول های روزنه، به جذب آب از سلول های پیرامون و به همراه آن، افزایش فشار تورژسانس سلول های روزنه و در نتیجه به باز شدن روزنه ها منجر می شود.

نکته 279 : در لگوم ها کمبود منگنز بر روی لپه ها لکه باتلاقی Marsh Spot در نخود و یا به نام دانه شکاف دار Split Seed در لوپن ها نامیده می شود.

نکته 280 : سمیت منگنز اغلب می تواند با مصرف زیاد منیزیم خنثی شود. و از نشانه های سمیت منگنز می توان به افزایش در تولید شاخه های فرعی (جاروی جادوگران) اشاره کرد.

نکته 281 : در شرایط کمبود ازت زاویه شاخه ها با ساقه اصلی کمتر می شود. و در شرایط کمبود ازت در گیاهان، میوه ها حداکثر ازت را دارند.

نکته 282 : در خاک های شور که کلر زیاد است این کلر با نیترات موجود در خاک رقابت می کند و ممکن است نیترات کمتر جذب گیاه گردد.

نکته 283 : بیماری های سوختگی سرشاخه های سیب Apple Blight و زنگ سیاه گندم Puccina Graminis به علت افزایش کود های ازته بوجود می ایند.

نکته 284 : تجمع نیترات در گیاه باعث بیماری خفگی Anoxi می شود.

نکته 285 : اسیدهای آمینه گوگرد دار شامل سیستئن (%27 S) و متونین (%21 S) می باشند.

نکته 286 : گوگرد تبادلی در رسهای 1:1 بیشتر از 2:1 است.

نکته 287 : جذب گوگرد در خاک های که سلنات SeO42- وجود دارد با مشکل روبرو می شود.

نکته 288 : گوگرد و کلسیم از یون های Slow Aborbingion می باشد.

نکته 289 : بوی عطر سبزیجات و گیاهان مربوط به گوگرد است.

نکته 290 : عوامل موثر بر جذب سولفات توسط خاک عبارتند از :

1- نوع و مقدار رس : هر چه بافت خاک سنگین تر و مقدار رس 1:1 بیشتر، مقدار سولفات باقی مانده در خاک بیشتر است.

2- هیدروکسیدهای آهن و الومینیوم : بوهمیت - هماتیت - کائولینایت، به ترتیب کمترین قدرت جذب سولفات را دارند.

3- PH : قدرت جذب آنیون ها در PH کم، زیاد و در PH زیاد، کم می باشد

4- غلظت سولفات : افزایش غلظت سولفات در محلول خاک باعث افزایش جذب بوسیله گیاه می گردد.

5- اثر غلظت فسفات : افزایش فسفات قبل از سولفات به خاک، منجر به کاهش جذب سولفات توسط خاک می گردد.

نکته 291 : فسفر از جمله عناصری است که تند جذب گیاه می شود و در واقع Fast Aborbingion است. و از عناصر دیگر تند جذب می توان به ازت و پتاس اشاره کرد.

نکته 292 : غنی ترین بخش گیاه از نظر فسفر دانه ها می باشند.

نکته 293 : بر خلاف ازت، فسفر بلوغ گیاه را جلو می اندازد.

نکته 294 : فسفر با جذب عناصری مثل آهن، مس و روی رقابت می کند.

نکته 295 : پتاسیم راندمان مصرف آب را بهبود می بخشد و گیاهان دچار کمبود، پژمرده هستند.

نکته 296 : پتاسیم در انتقال مواد قندی از برگ ها به ریشه نقش دارد بدین دلیل 80 درصد پتاسیم موجود در گیاه در آوند های آبکشی است.

نکته 297 : پتاسیم در فرایند سوخت و ساز قند ها و تنفس گیاه نقش دارد.(در چرخه TCA و Glycolyses وجود دارد)

نکته 298 : یون های رقیب با پتاسیم شامل H+ ، NH4+ ، Ca2+ ، Mg2+ و در برخی شرایط Na+ می باشند. اما بیشترین رقابت را Ca2+ دارد.

نکته 299 : در اثر کمبود پتاسیم، گیاه تحمل کمتری را نسبت به خشکی، نسبت به اسیب سرما، نسبت به بیماری های قارچی، نشان می دهد و به شرایط شوری حساسیت بیشتری نشان می دهند. همچنین در اثر کمبود پتاسیم، تشکیل کلروپلاست و میتوکندری با مشکل روبرو شده و از نظر میکروسکوپی رشد بافت های گیاه غیر طبیعی می شوند و همینطور تشکیل آوند های چوب و آبکش با وقفه روبرو می شود.

نکته 300 : سفیدک گندم، پوسیدگی ریشه و مرگ زمستانی یونجه از اثار کمبود پتاسیم است.

نکته 301 : پتاسیم حساسترین عنصر به تهویه است و فشرده کردن خاک جذب پتاس را بیشتر از سایر عناصر کاهش می دهد.

نکته 302 : در گیاهان دچار کمبود کلسیم، پلی فنول ها به همراه پروتیین ها و ترکیبات ملانین اکسیده شده و ریشه سیاه رنگ می شود.

نکته 303 : کلروز توتون یا خفگی شنی مربوط به کمبود منیزیم است.

نکته 304 : مقدار آبی که برای آبشویی بور در خاک لازم است 4 برابر آبی است که برای نمک زدایی لازم است. چون بور به اشکال مختلف جذب هوموس و رس است و آزاد نیست.

نکته 305 : دامنه ضروری بودن و سمیت بور خیلی کوتاه است. حد کمبود و زیاد بود بور در برگهای جوان 1-5 PPM است.

نکته 306 : در اثر کمبود بور در چغندر پوسیدگی طوقه و مرکز ریشه رخ می دهد و در شلغم ریشه ها توخالی و شکننده می شوند و در کرفس ساقه ها ترک می خورند. به طور کلی در شرایط کمبود بور در گیاه، بیماری شانکر (چوب پنبه ای شدن) ایجاد می گردد.

نکته 307 : سرطان گیاهی Girdle یا Canker به علت کمبور بور بوجود می اید.

نکته 308 : بور هم به صورت مولکولی (H3BO3) و هم یون (H2BO3-) می تواند جذب گیاه شود.

نکته 309 : مقدار مولیبدن در خاک به PH خاک بستگی دارد و هرچه PH خاک به طرف قلیایی و خنثی برود مولیبدن کمتری جذب خاک می شود.

نکته 310 : در شرایط شدید کمبود مولیبدن در گیاه، سلول های بین رگبرگها اصلاً تشکیل نمی شود و فقط رگبرگها باقی می مانند که به این حالت دم شلاقی (Whip Tail) می گویند.

نکته 311 : هر چه شاخص نمک بیشتر، درصد عناصر غذایی کود کمتر است و حلالیت آن بیشتر و شوری آن نیز بیشتر است.

نکته 312 : اگر مقادیر جذب شده فسفر در خاک را در مقابل لگاریتم فسفر باقی مانده در خاک قرار دهیم همدماهای جذب فسفر بدست می اید.

نکته 313 : A-Value یکی از معیار های تشخیص مقدار مواد غذایی قابل استفاده در خاک است و عبارت است از مقدار ماده غذایی قابل استفاده در خاک (Kg/Ha) بر حسب واحد استاندارد کود (Kg/Ha)

نکته 314 : کود های بازی : کودهای هستند که پس از مصرف، اسیدیته باقی مانده خاک را کاهش و PH آنرا افزایش می دهند.مثل نیترات کلسیم

نکته 315 : ضریب شوری کود : نسبت کاهش پتانسیل اسمزی در محلولی که حاوی کود است به کاهش پتانسیل ایجاد شده بر اثر همان مقدار از نمک نیترات سدیم، ضربدر صد

نکته 316 : در تعریف عناصر سنگین می توان گفت که عناصری هستند که وزن مخصوص آنها بیش از پنج مگا گرم بر متر مکعب است.

نکته 317 : E-Value : فسفر قابل دسترس یا همان فسفر لبیل (مجموع فسفر محلول و تبادلی) را اندازه می گیرد.

نکته 318 : در خاک های سرد جذب عناصر غذایی توسط گیاه کم بوده و با افزایش درجه حرارت حذب عناصر غذایی افزایش می یابد

نکته 319 : بیشترین نیاز گیاه به ازت در مرحله پیش از به گل رفتن است.

نکته 320 : ذراتی که از 0.1 میکرون کوچکترند خاصیت کلوییدی دارند.

نکته 321 : کانی های اولیه، مستقیماً از طریق سرد شدن مواد مذاب درون زمین در داخل یا خارج زمین تشکیل می شوند. این کانیها منشاء تمام عناصر و کانی های ثانویه روی زمین هستند و در بخش شن و سیلت وجود دارند.

نکته 322 : انواع کانی های اولیه عبارتند از : کوارتز، فلدسپار، میکا، آمفیبول و پیروکسن، الیوین و آپاتیت

نکته 323 : فلدسپار ها منشاء تمام سدیم و بخش عمده کلسیم و پتاسیم موجود در خاک می باشند. که شامل ارتوکلازها و پلاژیوکلازها می باشند.

نکته 324 : در خاکهای جوان کانی های اولیه بیشتر است و در خاکهای اکسی سول یا خاکهای مناطق گرم و مرطوب، تنها کانی اولیه موجود در آنها کوارتز است.

نکته 325 : کانی های ثانویه به دو صورت در خاک تشکیل می شوند. یا از تغییر کانی های اولیه حاصل می ایند (مثل ایلایت که از تغییر میکا بوجود آمده است) و یا از طریق پدوژنیک، یعنی ترکیب عناصر موجود در خاک و بوجود آمدن کانی جدید (مثل کائو.لینایت، Fe2O3 یا CaCO3 ) و دیگر به کانی اولیه بر نمی گردد.

نکته 326 : کانی های اولیه در دمای بالا تشکیل می شوند ولی کانی های ثانویه در دمای سطح زمین تشکیل می گردند.

نکته 327 : مینرال عبارتست از یک ماده معدنی هموژن با ترکیب شیمیایی معین و دارای خصوصیات فیزیکی مشخص از قبیل رنگ و شکل و...

نکته 328 : آهک از باز قوی و اسید ضعیف ایجاد شده پس نمکی قلیایی است. و سولفات کلسیم که از باز و اسید قوی تشکیل شده است، نمکی است خنثی

نکته 329 : خاکهای گچی - آهکی PH کمتری نسبت به خاک های آهکی دارند که گچ ندارند بدلیل وجود یون مشترک کلسیم

نکته 330 : Na2CO3 بدلیل حلالیت زیاد و رسوب دادن کلسیم، باعث دیسپرس شدن زیاد خاک می شوند .

نکته 331 : سولفات های سدیم و منیزیم بدلیل حلالیت زیاد باعث شوری خاک می شوند ولی سولفات کلسیم بدلیل حلالیت کمی که دارد، باعث شوری خاک نمی شود.

نکته 332 : آهک و گچ به اندازه سیلت هستند. و حلالیت گچ از آهک بیشتر و حدود دو گرم بر لیتر می باشد.

نکته 333 : برای جلوگیری از تشکیل خاکهای اسید سولفاته باید در خاکهای ماندابی، قبل از زهکشی کردن به آنها آهک اضافه کنیم.

نکته 334 : اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن به عنوان عامل تحکیم و استحکام خاکدانه ها عمل می کنند.

نکته 335 : در Fe3+ به ازای افزایش هر واحد PH ، هزار بار فعالیت Fe3+ کم می شود و در Fe2+ فعالیت صد بار کم می شود.

نکته 336 : گیاه حداقل 10-6 مولار آهن احتیاج دارد.

نکته 337 : تبادل فیمابین یک کاتیون از محلول خاک با کاتیونی در سطح مواد مبادله کننده فعال را تبادل کاتیونی می نامند.

نکته 338 : معمولاً ظرفیت تبادل کاتیونی خاک های محتوی رس سیلیکاته را بوسیله محلول های بافر در PH های 7 و 8.2 اندازه گیری می کنند. ولی در خاک های اسیدی اکسیدی که ظرفیت تبادل کاتیونی عمدتاً تابع PH است اندازه گیری بوسیله محلول های غیر بافر نظیر KCl و در PH طبیعی خاک صورت می گیرد. به این ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت تبادل کاتیونی موثر Effective CEC می گویند.

نکته 339 : نقطه صفر بار الکتریکی (ZPC) بای توصیف فراوانی نسبی بارهای الکتریکی مثبت و منفی بر کلویید های خاک استفاده می شود. و عبارت است از PH ی است که در آن بارهای الکتریکی مثبت و منفی کلویید های خاک با هم مساوی هستند.

نکته 340 : هر چه ZPC کانی بالاتر باشد در دامنه وسیع از PH دارای بار مثبت است.

نکته 341 : فراوانترین فرم الومینیوم آزاد در خاک گیبسایت AL2(OH)6 می باشد.

نکته 342 : ZPC گیبسایت بالاتر از اکسیدهای آهن است.

نکته 343 : تنوع اتصال در تتراهدرال بیشتر از اکتاهدرال است.

نکته 344 : کلسیم، پتاسیم و سدیم چون بزرگ هستند در ساختمان اکتاهدرال قرار نمی گیرند ولی لیتیم و منگنز می تواند در این ساختمان قرار بگیرند. و در مورد تتراهدرال عناصری مثل سیلیسیم، الومینیوم، مس و لیتیم می توانند در ساختمان آن قرار بگیرند.

نکته 345 : پیوند غالب در سیلیکات ها پیوند یونی می باشد. خصوصاً در درون آنها

نکته 346 : پیوند یونی جهت دار نبوده و قدر ت پیوند ها با هم براقر نیست برعکس پیوند کووالانسی

نکته 347 : خصوصیات فیزیکی کانی ها تابع ضعیف ترین پیوند (واندروالس) می باشد.

نکته 348 : جایگزینی هم شکل یا ایزومورفیک، فقط به اندازه یون بستگی دارد و ارتباطی با بار یون و غیره ندارد. این جانشینی در زمان تشکیل کانی به وقوع می پیوندد و بعد از تشکیل کانی دیگر ما جایگزینی هم شکل نداریم.

نکته 349 : Unit Cell یا واحد سلولی : کوچکترین واحد تکرار شونده در ابعاد A ، B و C ساختمان یک کریستال می باشد. که به نصف آن واحد فرمولی می گویند.

نکته 350 : یکی از انواع کانی های سیلیکاته، کانی های فرم 1:1 می باشند. که ضخامت این نوع کانی ها در بعد C به اندازه قطر سه اکسیژن می باشد یعنی برابر است با 7.9 انگسترم، البته C.Spacing که بوسیله X ray اندازه گیری می شود در مورد این کانی ها برابر است با 7.2 انگسترم

نکته 351 : پیوند بین لایه ها در رس های 1:1 ازنوع پیوند قوی هیدروژنی است. این پیوند در رس های 1:1 سه خاصیت مهم را تحت تاثیر قرار می دهد.

1) اندازه ذره یا کانی : طبق یک قانون کلی، هرچه پیوند بین لایه ای قوی تر باشد در نتیجه اندازه رس بزرگتر خواهد بود. که در مورد رس های 1:1 این قانون ثابت بوده و اندازه آنها عموماً درشت می باشد.

2) سطح ویژه : به دلیل اندازه درشت، این رس ها سطح ویژه کمی دارند و همه آنها فاقد سطوح درونی هستند.

3) انبساط و انقباض : بدلیل پیوند بین لایه ای قوی در اینها، انبساط و انقباض را نداریم.

نکته 352 : هالوسایت که از نوع رس های 1:1 می باشد، فرمولی شبیه کائولینایت دارد بااین تفاوت که هیدراته شده و C.Spacing آن نیز بیشتر است.

نکته 353 : کانی های 1:1 فراوانترین و پایدارترین کانیهای سیلیکاتی ثانویه هستند.

نکته 354 : یکی دیگر از انواع کانی های سیلیکاته، کانی های فرم 2:1 می باشند که قطر این کانی ها به اندازه قطر چهار اکسیژن می باشد. در این رس ها هر چه منشا بار در تتراهدرال باشد پیوند بین لایه ای بهتر است و هرچه پیوند بین لایه ای بهتر باشد قدر تپیوند بیشتر است.

نکته 355 : طبقه بندی رس های 2:1 بر اساس بار لایه ای :

1) تالک : فاقد بار لایه ای و فاقد جانشینی هم شکل

1-1) پیروفیلایت Al2Si4O10(OH)2 : دی اکتاهدرال

2-1) تالک Mg3Si4O10(OH)2 : تری اکتاهدرال

2) اسمکتایت :

1-2) جایگزینی در تتراهدرال :

1-1-2) بیدلایت [Al2Si4-XAlxO10(OH)2] X ، بار بین لایه ای 0.25-0.6 می باشد

2-1-2) ساپونایت [Mg3Si4-xAlxO10(OH)2] X

2-2) جایکزینی در اکتاهدرال :

1-2-2) Dioctahedral : مونت موریلونایت [(Al2-xMgx)Si4O10(OH)2] X

2-2-2) Trioctahedral : هکتوریت [(Mg3-xLiX)Si4O10(OH)2] X ، بار لایه ای 0.6 دارد

3) ورمیکولایت : این کانی می تواند از هوادیدگی ایلایت که خود از هوادیدکی میکا حاصل شده است، بوجود اید. بار لایه ای در ورمیکولایت بین 0.6-0.9 می باشد و عمدتاً جایگزینی در تتراهدرال صورت می گیرد. خاکهای که عمده کانی آنها ورمیکولایت است حاصلخیزی خوبی دارند.

4) میکا : بار لایه ای آن یک است و جایگزینی آن عمدتاً در تتراهدرال صورت می گیرد. از نوع دی اکتاهدرال آن می توان به مسکوویت و نوع تری اکتاهدرال آن به بایوتایت اشاره کرد.

نکته 356 : با افزایش قدرت پیوند،ذرات درشت تر شده و سطح ویژه و CEC کاهش می یابد.

نکته 357 : هر چه قدرت پیوند بیشتر با شد، کانی راحت تر ورقه ورقه می شود.

نکته 358 : تئوری توزیع Helmotz : هر جا بار منفی در سطح باشد بار مثبت به شکل یک لایه قرار می گیرد و لایه ثابتی را درست می کند در این مدل ما لایه مضاعف داریم ولی پخشیده نیست. این توزیع کمترین انرژی را دارد.

نکته 359 : اگر غلظت  برابر شود قطر لایه مضاعف  برابر کمتر می شود پس قطر لایه مضاعف با جذر تغییر غلظت ارتباط معکوس دارد.

نکته 360 : قطر لایه مضاعف با ظرفیت نسبت عکس دارد. اگر ظرفیت دو برابر شود قطر لایه مضاعف دو برابر کمتر می شود.

نکته 361 : هر چه ظرفیت بیشتر و غلظت نیز بیشتر باشد در نتیجه قطر لایه مضاعف کمتر است.

نکته 362 : قطر لایه مضاعف با شعاع هیدراته نیز، نسبت مستقیم دارد و با اندازه خود یون (شعاع غیر هیدراته) نسبت عکس دارد.

نکته 363 : قدرت جایگزینی Ba و Ca تقریباً برابر است و اگر به محلول اشباع از کلسیم، Ba اضافه کنیم. فقط 50 درصد جایگزین می شود و 50 درصد دیگر آن کلسیم باقی خواهد ماند.

نکته 364 : وقتی یک کاتیون دو ظرفیتی می خواهد با کاتیون دو ظرفیتی دیگر تبادل کند دیگر اثر رقیق شدن را نداریم و فقط اثر رقیق سازی برای تبادل کاتیون های با ظرفیت متفاوت است.

نکته 365 : اثر ظرفیت در جذب خیلی بیشتر از غلظت است.(قانون بولتزمن)

نکته 366 : با افزایش شعاع کریستالی یا کاهش شعاع هیدراته جذب بیشتر می شود.

نکته 367 : سهولت آزاد شدن عناصر از کلوییدهای خاک در سری Lyotropic به صورت زیر است.

Li+~Na+>K+~NH4+>Rb+>CS+~Mg2+>Ca2+>Sr2+~Ba2+>La3+>Al3+>Th4+

نکته 368 : مهمترین جذب های اختصاصی عبارتند از :

1) جذب منیزیم بر روی کانی ورمیکولایت

2) جذب NH4+ ، K+ ، CS+ و Rb+ بر روی کانی ورمیکولایت و میکا

3) جذب اختصاصی یون H+ بر روی مواد الی

نکته 369 : تثبیت پتاسیم و آمونیوم در خاک های خنثی و قلیایی انجام می گیرد ولی در خاک های اسیدی پلی مر الومینیوم بین لایه های میکا قرار می گیرد و از کلپس شدن آنها جلوگیری می کند.

نکته 370 : اگر سه محلول با PH معین بسازیم و در یکی از آنها گیبسایت و در دیگری مونت موریلونایت و در سومی کائولینایت، که هر سه اشباع از سدیم هستند وارد کنیم و بهم بزنیم و PH نهایی را اندازه بگیریم می بینیم که PH نهایی در این سه محلول یکسان نیست. در محلولی که گیبسایت بود چون Al(OH)3 بیشترین مقدار هیدروژن را جذب کرده، در نتیجه PH محلول را بالا برده و بعد از آن کائولینایت قرار دارد و PH محلولی که در آن مونت موریلونایت است از همه کمتر است.

نکته 371 : از نکته مطرح شده در بالا باید چنین استنباط می کردید که :

جذب اختصاصی هیدروژن برای کانی های است که بار وابسته به PH زیاد دارند. یعنی در رس های 1:1 و در مواد الی و هیدروکسیدها جذب هیدروژن بیشتر است نسبت به رس های 2:1

نکته 372 : در خاکهای آهکی و قلیایی مقدار بار منفی نسبت به مثبت بیشتر است.

نکته 373 : در کلریت که جزء رس های 2:1:1 است، در PH اسیدی هم بار مثبت (بدلیل کروه عاملی) و هم بار منفی (بار دایمی) داریم.

نکته 374 : فراوانترین آنیون های خاک عبارتند از : Cl- ، SO42- و HCO3-

نکته 375 : جذب مولکول ها و آنیون ها پیچیده تر از کاتیون ها است.

نکته 376 : همدماهای جذب، مدل های هستند که جذب آنیون ها را به عنوان جذب در حال تعادل در دمای ثابت نشان می دهند.

نکته 377 : جذب آنیون ها درارای دو مکانیسم بنام جذب اختصاصی و غیر اختصاصی می باشد.

نکته 378 : جذب آنیون ها بر روی بارهای مثبت و بر اساس نیرو های الکترواستاتیک را جذب غیر اختصاصی می گویند. جذب غیر اختصاصی در مورد سه آنیونC l- ، NO3- و SO42- مطرح می باشد و از قوانین بولتزمن پیروی می کند.

نکته 379 : جذب غیر اختصاصی بستگی به PH ، نوع کانی و خصوصیات خود آنیون دارد.

نکته 380 : یک عامل مهم در جذب غیر اختصاصی، PH می باشد. که هر چه PH اسیدی تر باشد جذب آنیونی به صورت غیر اختصاصی بیشتر است.

نکته 381 : جذب غیر اختصاصی در رس های 1:1 و سزکوی اکسیدها خیلی بیشتر است نسبت به بقیه کانی ها، و اینها بیشتر آنیون جذب می کنند تا کاتیون

نکته 382 : جذب اختصاصی : جذبی است که علارقم وجود بارهای منفی در خاک، بعضی از آنیون ها با قدرت زیاد جذب می شوند (مثل : فسفات، فلوئور، آرسنات و کرومات) و جذب درخلاف گرادیان نیروی الکترواستاتیک است. که به این نوع جذب، جذب لیگاندی یا تبادل لیگاندی و  یا نفوذ آنیونی نیز می گویند. به این نوع جذب در خاک تثبیت نیز می گویند یعنی قابل برگشت نیست.

نکته 383 : بر خلاف جذب غیر اختصاصی که فقط بر روی بار های مثبت انجام می شود، جذب اختصاصی بر روی نقاط دارای بار های مثبت و نقاطی که اصلاً بار ندارند و یا بار منفی دارند نیز انجام می گیرد.

نکته 384 : جذب فلوئور اختصاصی و جذب کلر غیر اختصاصی است.

نکته 385 : جذب اختصاصی در PH برابر با PKa آن اسید بیشترین مقدار است .

نکته 386 : سلنات و مولیبدات هم جذب اختصاصی دارند اما خیلی کم است.

نکته 387 : اگر فسفر به خاک اضافه کنیم یک مرحله جذب تند یا سریع داریم (24-48 hr) و یک مرحله جذب کند (یک هفته تا یک ماه)، که جذب سریع همان جذب اختصاصی است و البته مقدار کمی هم غیر اختصاصی است.

نکته 388 : واریسایت [Al(OH)2 H2PO4] و استرنگایت [Fe(OH)2 H2PO4] در خاک های اسیدی به دلیل حلالیت کم پایدارند.

نکته 389 : به طور کلی فسفات های آهن و الومینیوم با افزایش PH حلالیت آنها زیاد و با کاهش PH حلالیت آنها کم می شود.

نکته 390 : مکانیسم های جذب مولکولی عبارتند از :

1) مولکولها با گرفتن پروتون، تبدیل به کاتیون شده و جذب بر روی بار های منفی می شوند.
2) با از دست دادن پروتون و یونیزه شدن و تبدیل شدن به آنیون

3) جذب از طریق پیوند های هیدروژنی

4) جذب از طریق پیوند های واندروالسی

نکته 391 : همدماهای جذب، روابط ریاضی هستند که مقدار جذب را به عنوان تابعی از غلظت در حال تعادل نشان می دهند.

نکته 392 : در خاکهای که PH اسیدی دارند تکامل خاک بیشتر و سریعتر است.

نکته 393 : ما در خاکهای اسیدی سمیت الومینیوم را داریم، نه سمیت هیدروژن!

نکته 394 : انواع اسیدیته خاک :

1) اسیدیته فعال : یعنی فعالیت یون هیدروژن در محلول خاک، و با PH متر اندازه گیری می شود

2) اسیدیته تبادلی : یعنی هیدروژنی که به صورت تبادلی بر روی کانیها و کلوئیدهای خاک جذب شده و بوسیله یک نمک خنثی و غیر بافر مثل کلرور پتاسیم قابل تبادل باشد

3) اسیدیته باقیمانده یا رزرو : آن اسیدیته ای است که بصورت بالقوه در خاک وجود دارد و در اثر آزاد شدن الومینیوم و آهن و هیدرولیز آنها در محیط و محلول بوجود می آید. و مقدار آن در خاک از بقیه بیشتر است.

نکته 395 : مجموعه این سه را (اسیدیته فعال، اسیدیته تبادلی و اسیدیته باقیمانده) اسیدیته کل می گویند که برای بدست آوردن آن باید با یک باز [Ca(OH)2] تیتراسیون انجام داد.

نکته 396 : با افزایش PH ، CEC نیز افزایش می یابد و با افزایش CEC درصد اشباع بازی (BS) کاهش می یابد.

نکته 397 : با ثابت ماندن درصد اشباع بازی، PH در سزکوی اکسیدها بیشترین و به ترتیب در رس های 1:1 و 2:1 کمترین مقدار می باشد. و بر عکس با ثابت نگاهداشتن PH ، درصد اشباع بازی در رس های 2:1 بیشترین و به ترتیب در رس های 1:1 و سزکوی اکسیدها کمترین مقدار می باشد.(برای فهم بهتر می توانید نمودار آنرا با توضیحات بالا رسم کنید)

نکته 398 : قدرت بافری در خاکهای اسیدی : مقاومت در برابر افزایش PH را گویند، ظرفیت بافری در این خاکها در اثر اسیدیته باقی مانده در خاک، که شامل پلی مرهای الومینیوم، منگنز و آهن می باشد ایجاد می شود.

نکته 399 : قدرت بافری در خاکهای آهکی یا قلیایی : یعنی مقاومت در برابر کاهش PH ، و در اثر نمک های قلیایی در خاک ایجاد می شود که نمک های قلیایی همان کربنات و بی کربناتها هستند. بیشترین قدرت بافری مربوط به خاکهای آهکی است.

نکته 400 : مهمترین دهنده الکترون در خاک مواد الی است و اصلی ترین گیرنده الکترون O2 است.

شیمی و حاصلخیزی خاک

 شیمی و حاصلخیزی خاک

 

نکته 41 : در روش حد کفایت، غلظت تک تک عناصر غذایی بصورت کمتر بیشتر و حد اپتیمم گزارش می شود.

نکته 42 : نرم: مقادیر عناصر غذایی در نمونه های با عملکرد بالا

نکته 43 : از اشکالات دیاگرام سه محوری دریس می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1- نمی توان تعادل یا عدم تعادل بین کلیه عناصر غذایی موثر در عملکرد را تعیی نمود

2- نتایج به روش عددی قابل بیان نیست

نکته 44 : حدود 0.9 درصد از خاک های دنیا الی یا هیستوسول هستند که در آنها ازت، فسفر و گوگرد تجمع می یابد و از نظر پتاسیم این خاکها فقیرند.

نکته 45 : ازت، گوگرد، منیزیم و کلسیم از طریق جریان توده ای در گیاه جذب می شوند و پتاسیم و فسفر از طریق انتشار جذب گیاه می گردند.

نکته 46 : کلسیم از راه اپوپلاستی (جریان غیرفعال) جذب ریشه می گردد.

نکته 47 : معمولاً جذب منیزیم توسط گیاه هنگام افزایش کود پتاسیمی و افزایش جذب پتاسیم، کاهش می یابد.

نکته 48 : ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) : یک بیان کمی از مقدار بارهای منفی به ازای واحد مقدار خاک خشک شده در اون یا ظرفیت جذب کاتیون ها از محلول می باشد.

خاکی که دارای ظرفیت تبادل کاتیونی یک میلی اکی والان در صد گرم خاک باشد یعنی دارای 1023×6.02 بار منفی در هر صد گرم خاک است و می تواند 1023×3.01 کاتیون دوظرفیتی را جذب کند

نکته 49 : بیشتر بارهای منفی مواد الی خاک مربوط به گروه کربوکسیل و فنول می باشد.

نکته 50 : خروج پتاسیم از خاک باعث افزایش CEC و تثبیت آن در خاک، موجب کاهش CEC می گردد.

نکته 51 : برای تشکیل رس های انبساط پذیر باید هوادیدگی به میزان کم تا متوسط اتفاق بیفتد و PH در حدود 6 و یا بیشتر باشدو آبشویی نیز اندک باشد.

نکته 52 : در یک محیط اسیدی، آبشویی باعث خروج بیشتر Si نسبت به Al می شود و رس کائولینایت تشکیل می گردد. به طور کلی در چنین محیط و شرایطی رس های 2:1 تبدیل به رس های 1:1 می گردند.

نکته 53 : CEC و وزن مخصوص ظاهری خاک ماک در مقایسه با پیت بیشتر است.

نکته 54 : CEC خاک را یا در PH=7 و یا در PH=8.2 تعیین می کنند. ولی اگر ظرفیت تبادل کاتیونی خاک در PH حاضر یا PH طبیعی آن تعیین گردید به آن CECموثر یا ECEC می گویند

نکته 55 : افزایش اهک موجب افزایش PH و افزایش CEC خاک می گردد.

نکته 56 : معمولاً واکنش های تبادل کاتیونی؛ سریع، قابل برگشت و استوکیومتریک بوده و از قانون اثر جرم تبعیت می کنند.

نکته 57 : در خاک های سرپانتینی، منیزیم یون غالب تبادلی است.

نکته 58 : هر چه خاک اسیدی تر باشد رس های کم فعالیت (LAC) در ان غالب می شوند و CEC کاهش و AEC افزایش می یابد.

نکته 59 : بارهای دایمی مثبت در رس های اکسیدی در اثر جانشینی همشکل Ti4+ به جای Fe3+ می باشد.

نکته 60 : دو عامل نسبت آب به خاک و وجود نمک ها در خاک در تعیین PH دخالت دارند.

نکته 61 : افزایش نسبت خاک به آب موجب کاهش PH می گردد.(با افزایش آب PH افزایش می یابد)

نکته 62 : برای حذف تاثیر نمک های خاک در PH از محلول های CaCl2 و KCl به جای آب مقطر استفاده می شود.

نکته 63 : ارزش خنثی سازی (Neutralizing) : تعیین کننده آن است که چه مقدار اسید بوسیله مقدار مشخصی از سنگ آهک خنثی می شود و بر اساس کربنات کلسیم معادل (CCE) بیان می گردد.

نکته 64 : بیشتر کودهای نیتروژنی اسیدیته خاک را کاهش می دهند.

نکته 65 : چای در خاکهای که حاوی PH=4.5 بوده و درصد اشباع الومینیوم بالای دارند، به خوبی رشد می کند.

نکته 66 : نیتروژن محدود کننده ترین عنصر غذایی می باشد.

نکته 67 : حدود 98 درصد نیتروژن جهان در لیتوسفر موجود است ولی منبع اصلی نیتروژن برای موجودات اتمسفر است.

نکته 68 : باکتریها، اکتینومیست ها و سیانوباکتریها از نظر نیتروژن خودکفا (همزیست) هستند که به آنها دیازوتروف می گویند.

نکته 69 : یکی از شناخته ترین تثبیت نیتروژن به صورت همزیست بین قارچ - جلبک سبز ابی است بنام گلسنگ، جلبک با تثبیت نیتروژن نیاز قارچ را براورده می کند و قارچ نیز با تولید بیوتین و تیامین نیاز جلبک را فراهم می کند.

نکته 70 : آمونیاک در خاک های اسیدی پایدار است ولی در خاک های قلیایی با افزایش PH خروج آمونیاک گازی افزایش می یابد.

نکته 71 : عوامل موثر بر معدنی شدن نیتروژن عبارتند از :

1- زهکشی مناسب (رطوبت بین 50 الی 85 درصد ظرفیت مزرعه)

2- خشک شدن خاک از معدنی شدن می کاهد

3- درجه حرارت بهینه معدنی شدن بین 40 الی 60 درجه سانتیگراد می باشد

نکته 72 : نیترات سازها به H+ حساس می باشند و فعالیت آنها در PH کمتر از 6 کاهش می یابد و PH بهینه آنها 8 - 6.6 یا بیشتر می باشد.

نکته 73 : تمام نیترات سازها به اکسیژن نیاز دارند و در غیاب اکسیژن، نیتریفیکاسیون متوقف می شود. در نتیجه ایستاب شدن و غرقاب شدن خاک باعث کاهش نیتریفیکاسیون می شود.

نکته 74 : مقدار رطوبت مطلوب برای نیتریفیکاسیون % 50-67 FC است.

نکته 75 : نیتریفیکاسیون نسبت به درجه حرارت نیز حساس است و اغلب در 40 - 5 درجه اتفاق می افتد و مقدار بهینه آن 35 - 30 درجه می باشد.

نکته 76 : نیترات شکل اصلی نیتروژن قابل جذب گیاه است.

نکته 77 : گیاهان جنگلی (خاک های اسیدی) بیشترین نیتروژن خود را به فرم NH4+ جذب می نمایند.

نکته 78 : دنیتریفیکاسیون، احیاء شیمیایی نیترات و نیتریت است.

نکته 79 : خشک و مرطوب شدن خاک باعث افزایش دنیتریفیکاسیون می شود.

نکته 80 : اسیدیته نیز بر دنیتریفیکاسیون تاثیر دارد و در PH=4.7 سریع انجام می پذیرد.

نکته 81 : در فرایند دنیتریفیکاسیون، در PH بیش از 6 گاز غالبی که تولید می شود. گاز N2 می باشد و در خاکهای اسیدی در نتیجه فرایند دنیتریفیکاسیون گاز غالب تولیدی، گاز N20 می باشد.

نکته 82 : دنیتریفیکاسیون در دمای 25 درجه یا بیشتر، به حداکثر خود می رسد.

نکته 83 : ترشحات ریشه به عنوان منبع کربن، باعث تشدید دنیتریفیکاسیون می شود.

نکته 84 : در برخی خاکها بدلیل حاکم بودن شرایط اسیدی یا بی هوازی، نیتریفیکاسیون صورت نگرفته و شکل غالب نیتروژن قابل استفاده NH4+ می باشد.

نکته 85 : عموماً گیاهان آهک گریز Calcifuge Plants، تحت شرایط اسیدی رشد می کنند و NH4+ را برای جذب ترجیح می دهند.

نکته 86 : گیاهان آهک دوست که دامنه وسیعی از PH را تحمل می کنند NO3- را ترجیح می دهند.

نکته 87 : هنگامی که گیاهان نیتروژن خود را به فرم NH4+ جذب نمایند جذب کاتیونی افزایش و PH ریزوسفر کاهش می یابد و در مورد جذب نیترات عکس حالت بالا اتفاق می افتد.

نکته 88 : گوانو Guano : فضولات پرندگان دریایی با 13 درصد ازت می باشد.

نکته 89 : آمونیاک بی آب، اوره و نیترات امونیوم در آب محلول می باشند و برای ساختن کود های محلول استفاده می شوند.

نکته 90 : فسقر عامل اوتروفیکاسیون شناخته شده است.

نکته 91 : مهمترین منبع فسفر خاک اپاتیت می باشد و عمدتاً رسوب معدنی فسفر به فرم فلور اپاتیت در خاکها غالب هستند.

نکته 92 : گیاهان گونه یون فسفر یک ظرفیتی (ارتوفسفات اولیه H2PO4-) را ترجیح می دهند در حالی که در محلول خاک HPO42- فراوانتر می باشد.

نکته 93 : بخشی از فسفر که جذب سطحی خاک می شود را به عنوان فسفر لبیل (Labile P) می شناسند و عبارت است از فسفری که با ایزوتوپ 32P تبادل شده و یا بوسیله برخی از عصاره گیری های شیمیایی عصاره گیری شده و یا بوسیله گیاه جذب شود و در کل فسفر لبیل یک بخش قابل اندازه گیری است.

نکته 94 : برای توصیف کمی توزیع فسفر بین فاز جامد سطحی و فاز محلول فرول های مشهور فرندلیچ و لانگ مویر وجود دارد.

نکته 95 : گیاهان انیون یک ظرفیتی فسفر را به انیون دو ظرفیتی آن به میزان ده برابر بیشتر ترجیح می دهند.

نکته 96 : روش اولسن برای آزمون فسفر قابل جذب در خاک های آهکی است که از بی کربنات سدیم استفاده می شود.

نکته 97 : در میان عناصر مورد نیاز گیاه، پتاسیم و کلسیم در پوسته زمین فراوانترین عناصر هستند.

نکته 98 : پتاسیم بر خلاف ازت به هیچ وجه به ترکیبات الی نمی پیوندد و تمام پتاسیم درگیر با بخش معدنی است.

نکته 99 : کانی های اولیه حاوی پتاسیم شامل فلدسپارها و میکاها می باشند که از فلدسپارها می توان به میکروکلین و ارتوکلاز و از میکاها می توان به مسکویت و بیوتیت اشاره کرد.

نکته 100 : خاکهای ریز بافت در مقابسه با درشت بافت ها دارای قدرت عرضه پتاسیم بیشتری می باشند.

نکته 101 : پتاسیم، کانی بیوتیت را زودتر از مسکویت ترک می کند چون بیوتیت سریعتر هوادیده می شود و در مقابل میکروکلین با کمترین سرعت هوادیدگی، پتاسیم کمتری عرضه می کند.

نکته 102 : خشک کردن خاک قبل از اندازه گیری پتاسیم قابل دسترس، بر روی نتایج تاثیر خواهد گذاشت و باعث افزایش پتاسیم تبادلی می شود.

نکته 103 : سنگ های بازالتی نسبت به سنگ های گرانیتی (اسیدی) پتاسیم کمتری دارند.

نکته 104 : در بین عناصری که از خاک تخلیه می شوند، پتاسیم پس از نیتروژن دومین رتبه را دارد.

نکته 105 : جذب نسبی پتاس در ابتدای فصل رویش معمولاً در مقایسه با نیتروژن و فسفر بیشتر است.

نکته 106 : ظرفیت بافری پتاسیم (KBC) : توانایی یک خاک جهت نگهداری غلظت پتاسیم در خلال فصل رشد، هنگامی که پتاسیم تبادلی تخلیه شده است را ظرفیت بافری پتاسیم می گویند. و یا به طور واضع تر، تغییرات پتاسیم تبادلی به تغییرات پتاسیم محلول در خاک را می گویند.

نکته 107 : سیلونیت مخلوط فیزیکی از بلورهای KCl و NaCl می باشد.

نکته 108 : انحلال پذیری NaCl با تغییر درجه حرارت کاملاً ثابت است در حالی که انحلال پذیری KCl با افزایش درجه حرارت شدیداً افزایش می یابد.

نکته 109 : لانکبینیت K2SO4 , 2MgSO4 ، به عنوان منبع پتاسیم، منیزیم و گوگرد استفاده می شود.

نکته 110 : میکا بخصوص بیوتیت، سریعتر از فلدسپارها هوادیده می شود و پتاسیم خود را آزاد می کند.

نکته 111 : خاکهای الی اسیدی از نظر پتاسیم فقیر هستند.

نکته 112 : 90 درصد پتاسیم از طریق پخشیدگی جذب می گردد.

نکته 113 : جذب پتاسیم بیش از عناصر ماکرو به تهویه خاک حساس است.

نکته 114 : پتاسیم باعث بالا رفتن قند در چغندر و نیشکر می شود. و پتاسیم اثر ازت زیاد را تعدیل می کند.

نکته 115 : گیاهان دانه ای در مقایسه با گیاهان علوفه ای گوگرد کمتری از خاک خارج می نمایند.

نکته 116 : در اراضی ماندابی و همینطور اقیانوس ها مقدار زیادی گوگرد به فرم دی متیل سولفید (DMS) به اتمسفر وارد می شود.

نکته 117 : اگر گوگرد در محلول خاک بیش از پنج پی پی ام گردد مکانیسم جریان توده ای غالب می گردد.

نکته 118 : نسبت N:S در خاک های سطحی تقریباض ثابت و در حدود 10:1.3 می باشد.

نکته 119 : پایدارترین بخش گوگرد الی مربوط به گوگرد پیوند یافته با کربن است.

نکته 120 : آبشویی سهم کمی در تخلیه عناصر کم مصرف از محلول خاک دارد.

نکته 121 : سنگ های آذرین حاوی کانی های مس و روی بیشتری نسبت به سنگ های رسوبی می باشند و همچنین در بازالت بیشتر از گرانیت است.

نکته 122 : وجود سطح زیاد فسفر در خاک باعث تشدید کمبود روی می شود و این رقابت در خاک های آهکی رخ می دهد.

نکته 123 : قابلیت استفاده از منگنز به شدت به اقلیم وابسته است.

نکته 124 : اصلاح کمبود آهن بسیار دشوار است زیرا بوسیله شرایط شیمیایی درون خاک ایجاد می شود و ارتباطی به اندک بودن آهن کل ندارد.

نکته 125 : بور و مولیبدن نسبت به سایر آنیون ها از قبیل کلر و نیترات با قدرت بیشتری جذب سطحی می شوند.

نکته 126 : آهک دادن به خاک می تواند کمبود مولیبدن را رفع کند.

نکته 127 : DTPA یک عامل کمپلکس کننده قوی عناصر سنگین از جمله روی و مس می باشد.

نکته 128 : تشخیص کمبود روی در مزرعه، در بین عناصر کم مصرف ساده ترین است این کمبود اغلب در خاکهای آهکی و خاکهای دارای مقدار زیاد فسفات بوجود می اید.

نکته 129 : غیر طبیعی شدن شکل برگها که در اثر کمبود روی بوجود می اید تنها راه تشخیص کمبود روی از کمبود منگنز است.

نکته 130 : کم تحرک ترین عنصر کم مصرف در گیاه آهن می باشد.

نکته 131 : درجه یک کود عبارت است از حداقل مقدار تضمین شده از عناصر غذایی کود که بر حسب ازت کل، P2O5 قابل استفاده و K2O محلول در آب است.

نکته 132 : رطوبت نسبی بحرانی : سطحی از رطوبت نسبی است که اگر درصد رطوبت نسبی از آن تجاوز کند، مواد از هوا رطوبت جذب می نمایند.

نکته 133 : مهمترین محدودیت کودهای مایع در مقایسه با کودهای جامد، پایین بودن درصد خلوص آنها است که همین محدودیت ممکن است باعث شکرک زدن این کودها در دمای پایین (معمولاً صفر درجه) گردد.

نکته 134 : روغن ها را نباید به NH4NO3 اضافه کرد زیرا مخلوط اینها ممکن است منفجر شود.

نکته 135 : پلی فسفات امونیوم به جز منگنز، تمام عناصر کم مصرف فلزی را کلات می کند.

نکته 136 : شاخص شوری کمیتی است که میزان افزایش پتانسیل اسمزی خاک بوسیله افزودن مواد کودی را نشان می دهد و یک کمیت نسبی بوده و در مقایسه با NaNO3 که شاخص آن صد است سنجیده می شود.

نکته 137 : عناصر فسفر، بور و سیلیسیم در واکنش های انتقال انرژی در سیستم های گیاهی دخالت دارند.

نکته 138 : عناصر آهن، مس، روی و مولیبدن در زنجیره انتقال الکترون نقش دارند.

نکته 139 : غلظت یون پتاسیم در آب شیرین کمتر از کاتیون های دیگر است.

نکته 140 : رایج ترین نسبت برای تهیه PH خاک، گل اشباع (1:1) است که PH گل اشباع، 0.2-0.3 بیشتر از عصاره اشباع است.

نکته 141 : در خاک های اسیدی با افزایش نسبت آب به خاک PH کاهش و در خاک های سدیمی PH افزایش می یابد ولی در خاک های آهکی ابتدا PH افزایش و بعد از مدتی کاهش می یابد.

نکته 142 : در یک دمای ثابت، میزان ازت با افزایش رطوبت خاک در لایه سطحی به صورت نمایی افزایش می یابد همچنین با ثابت بودن رطوبت، افزایش دما موجب کاهش نمایی ازت در لایه سطحی می شود.

نکته 143 : فاکتور ازت: عبارت است از مقدار ازتی که به صد واحد ماده الی اضافه می گردد تا از رقابت میان موجودات دیگر ساز و گیاه جلوگیری شود.

نکته 144 : در بقولات محل تثبیت ازت در داخل غده های روی ریشه است و در فرانکیا محل تثبیت ازت روی غده های ریشه است.

نکته 145 : جابجایی نیترات در محلول خاک در شرایط غیر اشباع، هنگامی که رطوبت کمتر از FC باشد از طریق پخشیدگی است ولی در حالت اشباع به طریق جریان توده ای انجام می گیرد که شدت جابجایی نیترات از طریق پخشیدگی نسبت به جریان توده ای بسیار ناچیز است.

نکته 146 : عمل نیترات زدایی بیوشیمیایی در خاکهای قلیایی بیشتر انجام می شود.

نکته 147 : میکروبهای که ازت خاک را زیاد می کنند مثل ازتوباکتر، حساسیت فوق العاده ای به مقدار کربن خاک دارند. هرچه مقدار کربن خاک بیشتر باشد فعالیت آنها نیز بیشتر است.

نکته 148 : کود اوره بر خلاف نیترات امونیوم، خورنده و جاذب الرطوبه نبوده و به راحتی با فسفات ها و پتاسیم خصوصاض در شکل دانه ای قابل اختلاط است.

نکته 149 : ماده سمی بیورت در کود اوره برای استفاده در خاک نباید از یک الی دو درصد بیشتر و برای برگ پاشی نباید بیش از نیم درصد باشد.

نکته 150 : در خاکهای شور و آهکی که PH خاک زیاد و ماده الی آن کم است فعالیت آنزیم اوره از کم می شود.

نکته 151 : نیترات امونیوم بر خلاف سولفات امونیوم، شدیداً آب دوست و جاذب الرطوبه می باشد.

نکته 152 : آزاد شدن اوره از کود اوره با پوشش گوگردی با افزایش دما تشدید می شود ولی شوری تاثیری ندارد.

نکته 153 : اندازه تلفات امونیاک حاصل از کودهای امونیومی در خاک های آهکی به مقدار کربنات کلسیم آنها وابسته است، هرگاه مقدار کربنات کلسیم در خاکها به ده درصد و یا بیشتر برسد میزان تلفات امونیاک نیز افزایش خواهد یافت. همچنین میزان تلفات امونیاک بستگی به نوع کود دارد اندازه این تلفات در کود نیترات امونیوم حداقل ده درصد، ولی در کودهای فسفات و سولفات امونیوم بیش از سی درصد است.

نکته 154 : دو روش برای اندازه گیری ازت کل خاک مرسوم است. یکی روش کجلدال، که اساساً یک روش اکسیده کردن مرطوب بوده و دیگری روش دوماس می باشد که یک روش اکسیده کردن خشک است.

نکته 155 : در روش کجلدال به منظور افزایش دما از سولفات سدیم و پتاسیم استفاده می شود و برای تسریع در اکسیده کردن مواد الی، از کاتالیزورهای سلنیم، جیوه و یا مس استفاده می شود.

نکته 156 : حد بحرانی : غلظتی از ماده غذایی در گیاه است که در کمتر از آن گیاه دچار کمبود می شود.

نکته 157 : آمونیاک خشک ارزانترین منبع کودی است.

نکته 158 : مقدار فسفر پوسته جامد زمین 0.12 درصد می باشد و مقدار فسفر خاک از 0.02 تا 0.5 درصد نوسان دارد.

نکته 159 : فسفر در تشکیل بذر نقش اساسی دارد و به مقدار زیاد در بذر و میوه یافت می شود و می تواند عامل زودرسی محصولات بویژه غلات شود.

نکته 160 : مقدار فسفر در خاکها همواره بیشتر از فسفر الی است. البته بجز خاکهای الی

نکته 161 : گیاه فسفر مورد نیاز خود را عمدتاً به صورت ارتوفسفات اولیه (H2PO4-) و مقدار کمی (0.1) را نیز به شکل ارتوفسفات ثانویه (HPO42-) جذب می کند.

نکته 162 : بدلیل تحرک اندک فسفر در خاک، ارتوفسفات ها عمدتاً از طریق پخشیدگی به ریشه گیاه می رسند و چون آب برای پخشیده شدن یون ها ضروری است با افزایش رطوبت خاک، شدت پخشیدگی نیز افزایش می یابد.

نکته 163 : فسفر قابل دسترس یا Labile : مقداری فسفری که ظرف 24 ساعت از سطوح قابل تبادل فاز جامد از طریق تبادل با یون های دیگر، وارد محلول خاک می شود.

نکته 164 : درصد فسفات های اینوزیتول در خاکهای زیر پوشش جنگل بیش از دیگر اراضی است و مقدار آن با افزایش PH خاک، کاهش می یابد.

نکته 165 : منوکلسیم فسفات و دی کلسیم فسفات بیشترین انحلال و فلوئور آپاتیت کمترین انحلال پذیری را دارد.

نکته 166 : اصولاً فسفر حساس ترین عنصر غذایی نسبت به تغییرات PH می باشد.

نکته 167 : با افزایش کود های ازته به خاک، جذب فسفر بوسیله گیاه افزایش می یابد جون کود ازته رشد ریشه را افزایش می دهند.

نکته 168 : مصرف زیاد کودهای فسفره در خاک می تواند موجب کمبود روی در گیاه گردد.

نکته 169 : آزاد شدن و قابل استفاده گردیدن فسفات در خاکهای آهکی اسانتر از خاکهای اسیدی است.

نکته 170 : رس اشباع شده با کلسیم بیش از موقعی که با سدیم اشباع شده باشد فسفات جذب می کند.

نکته 171 : در صورت اشباع رس مونت موریلونایت با منیزیم، هرچه غلظت کلرورمنیزیم در محلول بیشتر باشد (ضخامت لایه پخشیده کمتر باشد) از مقدار جذب آنیون ها کاسته می شود.

نکته 172 : هر چه نسبت AL به OH کوچکتر باشد، جذب فسفر بیشتر خواهد بود.

نکته 173 : فعالیت یون فسفات در محلول خاک های آهکی، عمدتاً تحت تاثیر سه عامل؛ فعالیت یون کلسیم، مقدار و اندازه ذرات کربنات کلسیم آزاد در خاک و مقدار رس می باشد.

نکته 174 : اسید فسفریک، مونو کلسیم فسفات، پلی فسفات و ارتوفسفات های امونیومی عمدتاً در اب محلول اند.

نکته 175 : دی و تری کلسیم فسفات چندان در آب محلول نبوده اما در سیترات امونیوم حل می شوند.

نکته 176 : آپاتیت که ماده اصلی سنگ فسفات را تشکیل می دهد حتی در سیترات امونیوم نیز نا محلول است.

نکته 177 : سوپر فسفات ها که شامل سوپر فسفات معمولی (%20 P2O5) و سوپر فسفات غلیظ (%46 P2O5) می باشند و ترکیب غالب هر دو کود از مونو کلسیم فسفات می باشد هردو در آب محلول می باشند.

نکته 178 : از ترکیب اسید سولفوریک و آپاتیت، اسید فسفریک حاصل می اید که این اسید فسفریک بسته به درجه پلی مریزه شدن به صورت ارتو و پلی فسفات طبقه بندی می شود.

نکته 179 : بالا بودن عیار درجه کودی، حلالیت بسیار در آب، امکان تولید به شکل دانه ای و نیز در دسترس بودن به صورت مایع و تعلیقی از محاسن عمده کودهای پلی فسفاتی می باشد.

نکته 180 : در نواحی سرد بدلیل پایین بودن سرعت تجزیه آبی، پلی فسفات ها نامرغوبتر از ارتوفسفات ها می باشند.

نکته 181 : استفاده از پلی فسفات ها بخصوص پلی فسفات امونیوم، میزان جذب عناصر کم مصرف (مس، آهن، منگنز و روی) را برای گیاهان افزایش می دهند.

نکته 182 : یکی از ویژگی های کودهای ازته، مخصوصاً سولفات امونیوم آن است که PH بعضی از محلول های فسفاتی را می کاهند در این شرایط، تمایل به تشکیل رسوب دی کلسیم فسفات کاهش یافته و غلظت فسفات قابل استفاده در محل پخش کود افزایش می یابد.

نکته 183 : هم دماهای جذب فسفر، مقدار فسفر جذب شده را به عنوان تابعی از غلظت فسفر تعادلی نشان داده و با استفاده از آن قدرت تثبیت فسفر در خاک ها را می توان تخمین زد.

نکته 184 : مناسبترین روش تعیین فسفر قابل استفاده در خاکهای آهکی روش اولسن می باشد که با محلول نیم نرمال بی کربنات سدیم با PH=8.5 ، عصاره خاک تهیه می شود. بی کربنات و هیدروکسیل به صورت دو رقیب، فسفات را از ذرات خاک جدا می کنند. حد بدست آمده فسفر در این روش بین 45- 5 پی پی ام می باشد.

نکته 185 : نقش پتاسیم در گیاه عمدتاً کاتالیزوری است و محصولاتی مثل ذرت و سیب زمینی از نظر پتاس پرتوقع می باشند.

نکته 186 : گاهی ممکن است عملکرد گیاه، بدون آنکه علامت کمبودی ظاهر شود کاهش یابد این عارضه را گرسنگی پنهان Hidden Hunger می نامند.

نکته 187 : کمبود پتاسیم، فعالیت آنورتاز، دیاستاز و کاتالاز را در نیشکر کاهش می دهد و با کمبود پتاسیم سوخت و ساز نوری (فتوسنتز) کاهش و تنفس افزایش می یابد.

نکته 188 : وجود پتاسیم در گیاه باعث افزایش بازده کودهای ازته می گردد و نیز پتاسیم اضافی از باتلاقی شدن شالیزلرها می کاهد.

نکته 189 : پتاسیم نقش مهمی در فعال کردن انزیم های احیاکننده گاز کربنیک دارد.

نکته 190 : PBCK معیاری از توانایی خاک برای نگهداری شدت پتاسیم در محلول خاک، و متناسب با ظرفیت تبادل کاتیونی آن است.

نکته 191 : عوامل موثر در تثبیت پتاسیم عبارتند از : نوع کانی رسی، PH خاک، غلظت پتایسم اضافه شده، تر و خشک شدن خاک

نکته 192 : تثبیت پتاسیم در رس های 2:1 بیشتر است و پتاسیم در رس های 1:1 تثبیت نمی شود.

نکته 193 : ظرفیت تثبیت پتاسیم در حضور AL3+ ، هیدروکسید الومینیوم و پلی مرهای آن، که معمولاً در شرایط اسیدی غلظت آنها زیاد است، کاهش می یابد.

نکته 194 : خشک شدن خاک در بعضی از خاک ها که پتاسیم قابل تبادل فراوانی دارند منجر به تثبیت و کاهش این گونه پتاسیم می گردد. از سوی دیگر، خشک شدن خاک های مرطوب که حاوی مقادیر کم تا متوسط پتاسیم می باشند بویزه خاکهای تحت الارض، موجب فزونی پتاسیم تبادلی می گردد.

نکته 195 : خشک کردن خاک در هوای آزاد برای اندازه گیری پتاسیم ممکن است مقدار پتاسیم خاک را بیش از حد واقعی نشان دهد.

نکته 196 : آنیون همراه پتاسیم در کودهای پتاسیمی نظیر سولفات پتاسیم و کلرید پتاسیم، در میزان حرکت پتاسیم نقش دارند و آنیون کلر در مقایسه با سولفات حرکت بیشتری را برای پتاسیم فراهم می کند.

نکته 197 : حلالیت کود کلرید پتاسیم در آب 35% است و حلالیت سولفات پتاسیم ذر آب 12% می باشد.

نکته 198 : بر خلاف کلیسم، منیزیم در گیاه نسبتاً پویا بوده بنابراین علایم کمبود کلسیم از برگهای جوان و منیزیم از برگ های مسن شروع می شود.

نکته 199 : منیزیم در چرخه اسید سیتریک در تنفس سلولی نقش دارد.

نکته 200 : کلسیم در تشکیل و افزایش پروتیین در درون میتوکندری دخالت دارد.

نکته 201 : حرکت کلسیم و منیزیم در خاک عمدتاً بصورت توده ای است ولی جذب آنها بوسیله گیاه به هر دو طریقه توده ای و پخشیدگی تحقق می یابد.

نکته 202 : مقدار کلسیم موجود در گیاه معمولا سه تا چهار برابر اندازه منیزیم است.

نکته 203 : کمبود پنهان منیزم به دلیل کمی ان نیست بلکه ناشی از زیادی پتاسیم می باشد.

نکته 204 : نسبت پتاسیم به منیزیم یکی از عوامل سهیم در رابطه با کیفیت علوفه بوده و اگر این نسبت از 15 درصد تجاوز کند دام دچار بیماری هیپومگنزیمیا می گردد.

نکته 205 : بیماری لکه تلخ Bitter Pit در اثر کمبود کلسیم بوجود می اید.

نکته 206 : غلظت کلسیم و منیزیم در گیاه برعکس ازت، فسفر و پتاسیم ؛ با افزایش سن گیاه بالا تر می رود.

نکته 207 : برای اندازه گیری منیزیم تنها در داخل خاک، کلسیم را به کمک تنگستن تهنشین می کنند.

نکته 208 : حرکت گوگرد در خاک عمدتا به صورت توده ای بوده و جذب آن بوسیله گیاهان به شکل آنیون سولفات تحقق می یابد.

نکته 209 : پیچ خوردگی برگ پنبه ناشی از سمیت منگنز می باشد.

نکته 210 : کمبود روی در خاکهای ایران عمدتاً در درختان میوه مانند سیب و هلو به صورت کچلی شاخه ها Rosetting رایج است.

نکته 211 : فسفر و روی در خاک بر هم اثری نداشته بلکه واکنش آنها بر روی هم در داخل گیاه رخ می دهد.

نکته 212 : غلظت آهن در طول موج 248.3 نانومتر، منگنز 279.6 نانومتر، روی 213.9 نانومتر و مس 324.8 نانومتر بوسیله دستگاه جذب اتمی تعیین می گردد.

نکته 213 : رایج ترین گونه معدنی بور، تورمالین می باشد که نوعی سیلیکات بور است.

نکته 214 : گیاهانی که ریشه آنها جنبه اقتصادی دارد نظیر جغندر قند، و گیاهان دیگری مانند سیب، مرکبات و حبوبات نسبت به کمبود بور حساسیت بیشتری دارند.

نکته 215 : کمبود بور باعث بیماری شانکر یا چوب پنبه ای شدن درخت سیب می شود.

نکته 216 : اگرچه غلظت بور در خاکهای آهکی بیش از خاکهای اسیدی است ولی میزان فعالیت آن در خاکهای آهکی کمتر است.

نکته 217 : زیادی مولبیدن باعث جذب کمتر مس و بیماری مولیبدنوسیس در دام ها می شود که برای برطرف شدن آن باید مس به جیره آنها افزود.

نکته 218 : علایم کمبود مولیبدن مشابه علایم کمبود ازت است.

نکته 219 : مناسبترین روش اندازه گیری بور در خاکها، روش کورکامین یا رنگ سنجی است.

نکته 220 : سیلیسیم رشد انتهای و تعداد ساقه ها را زیاد و عملکرد برنج را افزایش می دهد و باعث افزایش مقاومت گیاه به امراض قارچی می شود و افزایش فتوسنتز و کاهش سمیت منگنز در شالیزارها از دیگر تاثیرات سیلیسیم می باشد.

نکته 221 : کودهای فسفاتی و پتاسی کیفیت نشاسته را در محصول افزایش می دهند.

نکته 222 : کودهای فسفاتی اسیب پذیری ناشی از حمل و نقل سیب زمینی را کاهش داده و کودهای پتاسیمی سبب خوشرنگی سیب زمینی می گردند.

نکته 223 : شدت نور کم باعث افزایش نیترات در داخل گیاه می شود و برهمین اصل کودهای نیتراتی در پاییز پخش نمی شوند.

نکته 224 : بیماری سوختگی گلوگاه در میوه گوجه فرنگی بر اثر کمبود کلسیم عارض می گردد و زیادی پتاسیم می تواند این بیماری را تشدید کند.

نکته 225 : توام کردن ازت با فسفر در روش پخش نواری بازده جذب فسفات را به دلایل زیر افزایش می دهد.

1- توسعه ریشه   2- کاهش PH در محل پخش کود     3- افزایش ارتوفسفات اولیه به ارتوفسفات ثانویه

نکته 226 : رس پالی گورسکایت (اتاپولگایت) و پلی فسفات برای معلق نگه داشتن ذرات جامد داخل کودهای مایع استفاده می گردند.

نکته 227 : در بین منابع ازتی، اوره کمترین فشار اسمزی را برای هر واحد ازت تولید می کند.

نکته 228 : در فرایند معدنی شدن ازت، نیتراتی شدن نسبت به شوری خاک حساسیت بیشتری نشان می دهد در نتیجه ممکن است مقداری امونیوم در خاکهای شور تجمع پیدا کند. بنابراین تلفات امونیوم به صورت گاز با افزایش شوری فزونی می یابد.

نکته 229 : سوپرفسفات تریپل، اوره و فسفات امونیوم را نمی توان با هم مخلوط کرد.

نکته 230 : کودهای محتوی امونیوم را با کودهای دارای واکنش قلیایی نبایستی مخلوط کرد چون سبب تصعید گاز آمونیاک خواهد شد.

یونی گرین











• UNIGREEN مناسب برای کلیه محصولات باغی و زراعی
• UNIGREEN کاملاً محلول در آب
• UNIGREEN عاری از سدیم و کلر، مناسب برای خاک‌های شور
• UNIGREEN حاوی پتاسیم به صورت نیترات پتاسیم
• UNIGREEN حاوی آهن، منگنز، روی و مس بصورت کلات‌های EDTA
• UNIGREENقابل مصرف از طریق آبیاری و محلول پاشی برگی

معرفی
UNIGREEN از عناصر غذایی پرمصرف (مانند ازت، فسفر و پتاسیم) و عناصر غذایی کم مصرف (مانند آهن، روی، مس، منگنز و بر) تشکیل شده است. UNIGREEN با درصدهای مختلفی از عناصر غذایی تولید می‌شود، که هر کدام از آنها برای مرحله رشد معین یا برای برنامه‌های مدیریت ویژه‌ای توصیه می شوند:
12-3-43+Mg+TE فرمول مناسب برای مصرف در دوران رشد زایشی و هنگام تشکل میوه
20-20-20+TE فرمول مناسب برای مصرف در تمام مراحل رشد

روش و میزان مصرف
• برای مصرف در سطح کوچک UNIGREEN را با غلظت 5/2 در هزار (5/2 گرم در یک لیتر آب) به نحوی محلول پاشی نمایید که شاخ و برگ گیاه با لایه نازکی از محلول و با حداقل آبشویی کاملاً پوشیده شود.

•برای مصرف از طریق سیستم آبیاری تحت فشار مقدار لازم از کود UNIGREEN را در مخزن کود ریخته و در اواسط دوره آبیاری مصرف نمایید. در آبیاری سطحی بشکه شیرداری را در ابتدای مخزن در مسیر آب قرار دهید. آن را با بیش از نیمه پر کنید و مقدار مورد نظر از UNIGREEN را در آن حل کنید. شیر را به اندازه‌ای باز کنید که محلول کود به طور یکنواخت تا پایان آبیاری در آب آبیاری ریخته، در مزرعه توزیع شود.

قابلیت اختلاط‌پذیری
UNIGREEN با همه کلات‌های لیبرل، بسیاری از کودها و سموم دفع آفات نباتی کشاورزی قابل اختلاط است. با این وجود انجام تست اختلاط‌پذیری قبل از مصرف ضروری می‌باشد.

نکات مهم
- محلول پاشی باید در هوای آرام انجام پذیرد. بهترین زمان مصرف صبح زود و یا بعد از ظهر است.
- وقتی برگها جوان هستند از کمترین میزان و با مسن شدن برگها از بیشترین میزان مصرف استفاده گردد.
- تعداد محلول پاشی یا مصرف از طریق خاک به وضعیت گیاه و خاک بستگی دارد.
- UNIGREEN را می‌توان مخلوط با سموم (پس از انجام آزمایش در سطح محدود) مصرف نمود.
- UNIGREEN را در محل خشک و بدور از تابش نور خورشید و دسترس اطفال نگهداری نمایید.

توصیه مصرفی خاکی (آبکود)
محصول زمان مصرف میزان مصرف دفعات مصرف در طول دوره رشد
گیاهان زراعی پس از4برگی 5-10 کیلوگرم در هکتار برحسب نیاز
درختان میوه در طول دوره رشد 10-20 کیلوگرم در هکتار برحسب نیاز
مرکبات، درختان جوان
مرکبات، درختان مسن
از زمان ظهور برگهای جوان (در طول گلدهی مصرف نشود)

6-10 کیلوگرم در هکتار

10-30 کیلوگرم در هکتار
برحسب نیاز
توصیه مصرف از طریق محول پاشی 

میزان مصرف زمان مصرف مراحل کوددهی محصولات
3-5 کیلوگرم در هکتار در هر مرحله اوائل پنجه‌زنی پس از سرمای زمستانه
شروع ساقه رفتن

ظهور خوشه‌ها
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
گندم و جو
3-5 کیلوگرم در هکتار در هر مرحله مرحله روزت پس از سرمای زمستانه
شروع ساقه رفتن تا قبل از گلدهی
مرحله اول
مرحله دوم
کلزا
3-5 کیلوگرم در هکتار در هر مرحله 4-6 برگی
از یک ماه بعد تا ظهور اولین گل آذین‌های نر
مرحله اول
مرحله دوم
ذرات علوفه‌ای و دانه‌ای
3-5 کیلوگرم در هکتار در هر مرحله 6-8 برگی
یک ماه پس از مرحله اول
مرحله اول
مرحله دوم
چغندر قند
3-5 کیلوگرم در هکتار در هر مرحله تشکیل جوانه‌ها قبل از گلدهی
25 روز پس از مرحله اول
یک ماه پس از گلدهی قبل از باز شدن قوزه‌ها
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
پنبه
3-5 کیلوگرم در هکتار در هر مرحله پنجه زنی
شروع ساقه روی تا قبل از ظهور خوشه‌ها
مرحله اول
مرحله دوم
برنج
2-4 کیلوگرم در هکتار از5-7 برگی تا اواسط رشد بوته‌ها، در سبزیجات نشائی پر از استقرار نشاء
(تکرار بر حسب نیاز بفاصله حداقل 10 روز)
سبزیجات برگی
1/5 کیلوگرم در هکتار
2-5
کیلوگرم در هکتار
پس از استقرار نشاء و ظهور برگهای جدید
تکرار در صورت نیاز
مرحله اول
مرحله بعدی
توت فرنگی
1/5 کیلوگرم در هکتار در هر نوبت 5-6 برگی تا قبل از گلدهی
2-3
هفته پس از گلدهی
مرحله اول
مرحله دوم
دانه‌های روغنی و حبوبات
2 کیلوگرم در هکتار پس از هر مرحله از چین چای
2-3 کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
5-7 برگی
پیش از شروع گلدهی
تکرار بر حسب نیاز
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله بعدی
گوجه فرنگی
2-3 کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
5-7 برگی
10  روز قبل از گلدهی
دو هفته پس از گلدهی
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
سیب‌زمینی
2-3 کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
پس از کبوتری شدن و یا بعد از استقرار نشاء
شروع تشکیل غده
20-30
روز پس از مرحله دوم
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
سبزیجات غده‌ای
3-5 کیلوگرم در هکتار 20-30 سانتیمتری یا پس از سرمای زمستانه
دو ماه پس از مرحله اول
مرحله اول
مرحله دوم
نیشکر
2-3 کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
3-5
کیلوگرم در هکتار
30-50 روز پس از جوانه‌زنی
قبل از گلدهی
پس از تشکیل میوه
تکرار در صورت نیاز
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
مرحله بعدی
هندوانه، خربزه، طالبی
1-3 در هزار فندقی شدن میوه‌ها
یک ماه پس از مرحله اول
یک ماه پس از مرحله دوم
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
سیب درختی
1-3 در هزار قبل از گلدهی
پس از تشکیل میوه‌ها
شروع آبدار شدن غوره‌ها
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
انگور
1-3 در هزار قبل از گلدهی، تورم جوانه‌ها
فندقی شدن
یک ماه پس از مرحله دوم
ظهور برگ‌های جوان در پاییز
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
مرحله چهارم
مرکبات
1-3 در هزار پس از ارزنی شدن میوه‌ها
یک ماه پس از مرحله اول
هنگام پر شدن دانه‌ها
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
پسته
1-3 در هزار از مرحله فندقی شدن تا 30 روز قبل از برداشت سه مرحله گلابی
1-3 در هزار از فندقی شدن میوه تا 15 روز قبل از برداشت تکرار بر حسب نیاز درختان میوه هسته‌دار
1-3 در هزار نوبت اول قبل از شروع گلدهی تکرار هر 15-10 روز بر حسب نیاز محصولات گلخانه‌ای













































مسئولیت خسارات ناشی از عواملی که خارج از کنترل کارخانه سازنده‌ است متوجه مصرف کننده می‌باشد. با توجه به کلی بودن توصیه‌های فوق و همچنین نوع شرایط آب و هوائی و ارقام محصولات کشاورزی آزمایش در سطح محدود، قبل از مصرف در سطح وسیع توصیه می‌گردد. مقادیر توصیه شده کلی بوده و میزان دقیق مصرف بسته به سن گیاه، شدت کمبود عناصر (براساس آزمون خاک و برگ) و شرایط محیطی، با مشورت کارشناسان ذیصلاح تعیین می‌گردد.

ضد یخ گیاهی  * (Cropaid NPA )                               

                                              ضدیخ گیاهی  *(Cropaid NPA )                              

 

به دلیل جذب سریع این ماده توسط برگ ها،ساقه و ریشه درمدت کمی، گیاهان شروع به فعالیت شدید متابولیکی کرده و محتویات آمینو اسیدها ، پروتئین ها ، قند ، روغن ، ویتامین و مواد معدنی بویژه پروتئین های ضد یخ در پیکره گیاه افزایش می یابد. بنابر این محصول فوق چندین مزیت عمده را برای گیاهان دارد از جمله:

 

1- مقاومت گیاهان را در برابرسرما و یخزدگی تا حد قابل قبولی افزایش میدهد. در حین فصل رشد، مقداروزمان مصرف صحیح موجب می شود که گیاه تولید پروتئین ضد یخ(AFP) و آمینواسیدهای ضدیخ(AAA)  کرده که همین امرسبب افزایش مقاومت گیاه دربرابر آسیب های ناشی از سرمازدگی و یخزدگی می گردد.   درصورتیکه در ابتدای شروع نمو جوانه های گل ، شکوفه زدن و مراحل ابتدایی تشکیل میوه از این ماده استفاده شود،موجب مقاومت بیشتر گیاه دربرابرسرمای احتمالی اواخر بهار می شود و می تواند نقطه خسارت حاصل ازانجماد گیاهان را تا 7 درجه سانتیگراد بالا برد.

2-  این ماده ، مقاومت داخلی و خارجی گیاه در مقابل انواع تنش ها را افزایش می دهد.

3- اگردرفصل پاییز استفاده شود، این ماده مقاومت گیاه در برابر آسیب ناشی از سرمای زودرس پاییزی راافزایش می دهد.

4– دراثراستفاده از این ماده میوه ها بزرگتر، سنگین تر،براق تر و خوشمزه ترمی شود.

5- این ماده توانایی انجام فتوسنتز بیشتری را به گیاهان می دهد بنابراین  موجب افزایش فشار اسمزی و افزایش مکش آب و مواد غذایی ازطریق ریشه گیاه خواهد شد و برگ ها نیزضخیم ترو سالم ترمی شوند وبه این دلایل گیاه می تواند در برابر گرما و محیط خشک  نیزاز خود مقاومت بیشتری را نشان دهد.

6- در صورت مخلوط شدن با خاک، می تواندPH خاک را پایین بیآورد. باکتری sppThiobacillus نیتروژن آزاد را از هوا جذب کرده و وارد خاک می کند.مقدار نیتروژن خالص اضافه شده به خاک بر اثر استفاده ازاین ماده حدودkg 80-60  در هر هکتار در یک سال است.

7- در گلخانه ها، مقاومت گیاه در برابر تنش ناشی ازگرما و سرما را افزایش می دهد.  بنابر این تنش حرارتی در گیاهان توسط این فرآورده پایین آورده می شود  و در برخی موارد نیاز به سیستم گرمایش در گلخانه کاملا رفع میشود.

 

ضد یخ گیاهی از چه ساخته شده است؟

این ماده شامل 3 نوع از انواع گوناگون باکتری تیوباسیلوس( Thiobacillus )  است که در طبیعت نیز وجود دارند(T.Thiooxidans,   T. Thioparus, T. Ferrooxidans.)، همچنین  حاوی حدود 60 نوع ماده معدنی به همراه اسید Piruvic ، اسید Oxaloacetic  و Rusticyanin تولید شده توسط باکتریها که طبیعی و  بی خطر برای محیط زیست هستند می باشد.

 

روش مصرف ،ملاحظات و احتیاطات:

1- با استفاده از سمپاش های مه پاش، مه پاشی را روی کل گیاه یا درخت انجام دهید تا  حدی که محلول روی درخت یا بوته شروع به چکه کردن کند.

2- برای بهبود کمیت و کیفیت محصول ، این ماده را در ابتدای شروع باز شدن شکوفه ها استفاده کنید و برای اطمینان بیشتراین عمل را هر 15 روزیکبار(حداقل 3-2 بار) تکرار کنید.

3- برای حفاظت بهتر در مقابل سرمازدگی بهاره بر اساس پیش بینی هواشناسی این ماده را دو روز قبل از شروع هوای سرد و یخبندان  بکار برید بنابراین استفاده از پیش بینی هواشناسی و محلول پاشی بموقع می تواند تاثیربیشتری را سبب شود.

4- همیشهضد یخ گیاهی را با آب (بدون کلر) رقیق کنید. به هیچ عنوان این ماده را با آبی که  PH  آن بالاتراز 7 است مخلوط نکنید.( برای تعدیل pH آب میتوانید از مقدار کمی اسید فسفریک استفاده کنید).

5- ضد یخ گیاهی دارای  درجات تاثیر متفاوتی بر روی گیاهان مختلف ، (بر اساس سن گیاهان، خواص ژنتیکی ، محیط رشد،دما و شرایط خاک و کودهای مصرفی ) است.

6- این ماده را نباید با مواد شیمیایی و سموم آفت کش و قارچ کش ها مخلوط کرد.

7-  از آنجا که این ماده پس از 6 ساعت عملکرد حفاظتی خود را آغاز می کند در تمام موارد،

درهوای صاف محلول پاشی کنید ودر صورت بارش باران در فاصله زمانی کمتر از 6 ساعت به احتمال زیاد اثراین ماده از بین خواهد رفت.

8- اگر گیاهان تحت تنش حاصل از سرما باشند این ماده تاثیرنخواهد کرد. توصیه می شود  مواد را در ساعات 10 صبح تا 4 بعد از ظهر و دمای بالای 12 درجه برای گیاهان گلخانه ای و دمای بالای 9 درجه برای گیاهان فضای باز بکار ببرید.

9- میزان مصرف ضدیخ گیاهی بستگی به عوامل زیر دارد: الف) میزان پودر کردن اسپری ، ب) اندازه گیاه ، ج) سطح گیاه، و د) فواصل بین گیاهان.

10- این محصول به طور موقت می تواند به افزایش مقاومت به سرما دراکثرگیاهان تا 15 روزکمک کند.

11- مصرف ضد یخ گیاهیروی گیاهان سالمترنتیجه بهتری می دهد.

12- این ماده آسیب های قبلی ناشی از تنش های محیطی که از قبل به گیاه وارد شده است را نمی تواند جبران کند.

13- به منظور افزایش مقاومت درختان در مقابل سرمای زمستانه ،عمل محلول پاشی را در پاییز و قبل از زرد شدن برگ ها انجام دهید.

(موارد خاص)

14-مرکبات: بمنظور جلوگیری از آسیب سرما بر روی مرکبات بایستی محلول پاشی در دو نوبت یکبار یک ماه قبل از برداشت ونوبت دوم 5 روز قبل از برداشت میوه مرکبات انجام شود.

15- سیب زمینی: قبل از کشت، در نوبت اول غده های سیب زمینی را داخل محلول(NPA Cropaid رقیق شده ) فرو برده یا روی غده ها را مه پاشی کنید و در نوبت دوم نیز پس از ظهور برگ ها وافزایش سطح آنها عمل مه پاشی تکرار شود . در هنگام خطر سرما یا یخ زدگی،هر 10-7 روز این کار را تکرار کنید.