نکته 231 : در دمای 30 درجه نقطه بحرانی رطوبت هوا برای کودهای اوره و نیترات امونیوم به ترتیب 72.5 و 59.4 درصد است ولی هنگام اختلاط، نقطه بحرانی به 18.1 درصد کاهش پیدا می کند.
نکته 232 : کود اوره را نباید با سوپرفسفات معمولی مخلوط کرد چون آب ازاد می کنند و کود مرطوب می شود.
نکته 233 : از اختلاط کود دی امونیوم فسفات با سوپر فسفات باید پرهیز کرد. چون آمونیاک از دی امونیوم فسفات ازاد می گردد.
نکته 234 : تجزیه خاک یکی از ساده ترین و رایج ترین راه های ارزیابی باروری خاک است.
نکته 235 : روش های عمده برای تفسیر نتایج تجزیه برگی عبارتند از روش غلظت عناصر غذایی، روش حدکفایت و روش دریس (روش تلفیقی تشخیص و توصیه کودی)
نکته 236 : در روش غلظت بحرانی، زمان و محل نمونه برداری در تفسیر نتایج حاصل از تجزیه گیاهان اهمیت دارد. به طور مثال در ذرت، محل نمونه برداری برگ روبروی بلال و مناسب ترین زمان برای نمونه برداری، هنگام تشکیل گل آذین نر است.
نکته 237 : استفاده از روش حدبحرانی از دیدگاه اقتصادی (جلوگیری از مصرف بیش از اندازه کود) به روش حدکفایت برتری دارد.
نکته 238 : در روش دریس برخلاف روش های غلظت بحرانی و حدکفایت، تفسیر نتایج تجزیه برگی به سن فیزیولوژیک و محل نمونه برداری بستگی ندارد و از طریق در نظر گرفتن نسبت عناصر غذایی (N/P,P/K,…) به جای غلظت هر عنصر غذایی (N,P,K,…) امر تشخیص و توصیه کودی در هر مرحله از رشد در گیاهان یک و چند ساله امکانپذیر است و مزیت استفاده از نسبت ها، این است که این نسبت ها در اثر پدیده رقت تقریباً ثابت می مانند.
نکته 239 : محاسن روش دریس :
1- تشخیص در هر مرحله از رشد گیاه امکانپذیر است 2- عوامل تغذیه ای محدود کننده رشد را بترتیب اهمیت آنها مشخص می کند 3- هر چه مجموع ارقام شاخص های دریس صرفنظر از علایم آنها به صفر نزدیکتر باشد عملکرد حداکثر (حالت تعادل)، و بالعکس هر چه مجموع ارقام شاخص های دریس عدد بزرگتری باشد عدم تعادل فیمابین عناصر غذایی حاکمیت داشته و عملکرد نیز پایین خواهد آمد.
نکته 240 : ارقام مرجع (Norm) : مقادیر عناصر غذایی در جامعه ای با عملکرد بالا، یا حد مطلوب عناصر غذایی در جامعه ای که بیشترین عملکرد را داشته باشد.
نکته 241 : هرچه قدر مطلق شاخص های دریس بزرگتر باشد وضعیت تغذیه ای نا متعادل و عملکرد پایین خواهد بود.
نکته 242 : گیاهان زراعی نسبت به زیادی امونیوم بیش از فراوانی نیترات از خود حساسیت نشان می دهند.
نکته 243 : مس فراوان در خاک باعث کمبود جذب آهن و مولیبدن می شود.
نکته 244 : سمیت مس برای گیاهان دو برابر روی و سمیت نیکل هشت برابر روی است.
نکته 245 : رفتار آرسنیک و فسفر در خاک ها مشابه است.
نکته 246 : منشاء کادمیوم در خاکها عمدتاً فاضلاب شهری و کودهای فسفاتی است.
نکته 247 : کادمیوم برای گیاهان سمی نیست.
نکته 248 : نیترات برگها معمولاً کمتر از ساقه و دمبرگ است و برای امور تشخیصی دمبرگ را تجزیه می کنند.
نکته 249 : در شرایط نور کم و دمای زیاد انزیم کاهش دهنده نیترات کاهش و نیترات تجمع می یابد و غلظت نیترات در گیاهان روز کوتاه بیشتر است.
نکته 250 : استفاده از پتاسیم بدلیل نقش مثبت آن در افزایش بازیافت ازت، معمولاً منجر به تحرک و جذب بیشتر ازت گردیده و منجر به انباشته شدن نیترات می گردد.
نکته 251 : چون تجمع نیترات در سبزی ها اواسط شب حداکثر و در عصر ها حداقل است بنابراین بهتر است چیدن سبزی ها عصر انجام گیرد.
نکته 252 : در سبزی های ریشه ای مثل چغندر و هویج، بیشترین میزان نیترات در قسمت انتهای آنها تجمع می یابد و در سبزیجاتی مانند کاهو و کلم پیچ برگهای مسن خارجی نیترات بیشتری دارند.
نکته 253 : وجود فسفر در افزایش مقاومت گیاهان به بیماری ها نقش مثبت دارد.
نکته 254 : واحد بال : آن مقدار از ماده غذایی که بتواند حداکثر عملکرد (A) را 50 درصد افزایش دهد را می گویند. که برای ازت 260 کیلو گرم بر هکتار و برای P2O5 برابر است با 50 کیلو گرم بر هکتار و برای K2O برابر است با 85 کیلو گرم بر هکتار
نکته 255 : افزایش تراوایی غشا را می توان در ریشه هایی یافت که به کمبود فسفر و روی دچار هستند.
نکته 256 : Q10 برای واکنش های شیمیایی به میزان دو برابر افزایش و برای واکنش های انزیمی بیش از دو برابر است.
نکته 257 : سرعت جذب نیترات در مقایسه با امونیوم به مراتب نسبت به دما حساس تر است.
نکته 258 : کاهش PH از 7 به 4 باعث کاهش جذب کاتیون (NH4+) ولی افزایش جذب آنیون (NO3-) می شود.
نکته 259 : اثر ویتر : افزایش جذب پتاسیم بوسیله کلسیم با کاهش PH شدت می یابد و افزایش جذب پتاسیم بوسیله کلسیم نیز در PH های بالاتر کاهش می یابد و حتی کلسیم از جذب پتاسیم جلوگیری می کند.
نکته 260 : منحنی جذب فسفات مانند منحنی جذب پتاسیم است در صورتی که منحنی های جذب کلسیم و منیزیم مانند منحنی جذب سدیم است.
نکته 261 : پتاسیم بیشترین غلظت را در اوندهای آبکش دارد و پس از آن فسفر، منیزیم و گوگرد جا دارند.
نکته 262 : میزان جذب یون از طریق محلول پاشی برگها، معمولاً شب ها که روزنه ها بسته اند بیشتر از هنگام روز است که روزنه ها باز است.
نکته 263 : در هنگام تولید مثل چون فعالیت ریشه و جذب بوسیله ریشه کاهش می یابد محلول پاشی بهترین شیوه جبران کمبود عناصر غذایی است.
نکته 264 : بعلت تحرک محدود کلسیم در آوند آبکش، محلول پاشی آن زیاد موثر نیست و در هنگام فصل رشد باید چندین بار تکرار شود.
نکته 265 : آنزیم سوپر اکسید دسموتاز دارای مس و روی و احتمالاض منگنز نیز است و محصول واکنش سوپر اکسید دسموتاز آب اکسیژنه است.
نکته 266 : آنزیم های که مسئول تثبیت گاز کربنیک و ساختن قند هستند در درون استرومای کلروپلاست جا دارند.
نکته 267 : در اثر کمبود مس در غلات دانه تشکیل نمی شود که علت عمده آن جلوگیری از تشکیل بساک می باشد.
نکته 268 : در میان خانواده های گیاهان زراعی، نیاز به گوگرد به ترتیب زیر افزایش می یابد.
خانواده شب بو > خانواده لگومینوز > خانواده گندمیان
نکته 269 : بر خلاف نیترات و سولفات، فسفات در درون گیاهان احیا نمی شود.
نکته 270 : آنزیم های فسفاتاز ها، ATPase ها و کربوکسیلاز بوسیله منیزیم فعال می شوند.
نکته 271 : نا کافی بودن منیزیم در علوفه دام، عامل اصلی بیماری نبود هماهنگی ماهیچه ها (گیجی علف) Grass Tetany در حیوانات است.
نکته 272 : اکسین در جابجایی کلسیم در بافت گیاه دخالت دارد.
نکته 273 : در بافت های مبتلا به کمبود کلسیم، تنفس افزایش می یابد.
نکته 274 : نیاز به کلسیم برای رشد مطلوب در تک لپه ایها کمتر از دولپه ایها است.
نکته 275 : کمبود کلسیم می تواند منجر به اختلالاتی از قبیل، سوختگی انتهای برگهای کاهو، سیاه شدن بخش درونی کرفس، پوسیدگی و له شدن انتهای گلگاه میوه گوجه فرنگی و هندوانه و بروز لکه سیاه در سیب گردد.
نکته 276 : جذب پتاسیم بسیار انتخابی و با فعالیت سوخت و سازی بستگی نزدیک دارد.
نکته 277 : پتاسیم فراوانترین کاتیون موجود در سیتوپلاسم است.
نکته 278 : افزایش غلظت پتاسیم در سلول های روزنه، به جذب آب از سلول های پیرامون و به همراه آن، افزایش فشار تورژسانس سلول های روزنه و در نتیجه به باز شدن روزنه ها منجر می شود.
نکته 279 : در لگوم ها کمبود منگنز بر روی لپه ها لکه باتلاقی Marsh Spot در نخود و یا به نام دانه شکاف دار Split Seed در لوپن ها نامیده می شود.
نکته 280 : سمیت منگنز اغلب می تواند با مصرف زیاد منیزیم خنثی شود. و از نشانه های سمیت منگنز می توان به افزایش در تولید شاخه های فرعی (جاروی جادوگران) اشاره کرد.
نکته 281 : در شرایط کمبود ازت زاویه شاخه ها با ساقه اصلی کمتر می شود. و در شرایط کمبود ازت در گیاهان، میوه ها حداکثر ازت را دارند.
نکته 282 : در خاک های شور که کلر زیاد است این کلر با نیترات موجود در خاک رقابت می کند و ممکن است نیترات کمتر جذب گیاه گردد.
نکته 283 : بیماری های سوختگی سرشاخه های سیب Apple Blight و زنگ سیاه گندم Puccina Graminis به علت افزایش کود های ازته بوجود می ایند.
نکته 284 : تجمع نیترات در گیاه باعث بیماری خفگی Anoxi می شود.
نکته 285 : اسیدهای آمینه گوگرد دار شامل سیستئن (%27 S) و متونین (%21 S) می باشند.
نکته 286 : گوگرد تبادلی در رسهای 1:1 بیشتر از 2:1 است.
نکته 287 : جذب گوگرد در خاک های که سلنات SeO42- وجود دارد با مشکل روبرو می شود.
نکته 288 : گوگرد و کلسیم از یون های Slow Aborbingion می باشد.
نکته 289 : بوی عطر سبزیجات و گیاهان مربوط به گوگرد است.
نکته 290 : عوامل موثر بر جذب سولفات توسط خاک عبارتند از :
1- نوع و مقدار رس : هر چه بافت خاک سنگین تر و مقدار رس 1:1 بیشتر، مقدار سولفات باقی مانده در خاک بیشتر است.
2- هیدروکسیدهای آهن و الومینیوم : بوهمیت - هماتیت - کائولینایت، به ترتیب کمترین قدرت جذب سولفات را دارند.
3- PH : قدرت جذب آنیون ها در PH کم، زیاد و در PH زیاد، کم می باشد
4- غلظت سولفات : افزایش غلظت سولفات در محلول خاک باعث افزایش جذب بوسیله گیاه می گردد.
5- اثر غلظت فسفات : افزایش فسفات قبل از سولفات به خاک، منجر به کاهش جذب سولفات توسط خاک می گردد.
نکته 291 : فسفر از جمله عناصری است که تند جذب گیاه می شود و در واقع Fast Aborbingion است. و از عناصر دیگر تند جذب می توان به ازت و پتاس اشاره کرد.
نکته 292 : غنی ترین بخش گیاه از نظر فسفر دانه ها می باشند.
نکته 293 : بر خلاف ازت، فسفر بلوغ گیاه را جلو می اندازد.
نکته 294 : فسفر با جذب عناصری مثل آهن، مس و روی رقابت می کند.
نکته 295 : پتاسیم راندمان مصرف آب را بهبود می بخشد و گیاهان دچار کمبود، پژمرده هستند.
نکته 296 : پتاسیم در انتقال مواد قندی از برگ ها به ریشه نقش دارد بدین دلیل 80 درصد پتاسیم موجود در گیاه در آوند های آبکشی است.
نکته 297 : پتاسیم در فرایند سوخت و ساز قند ها و تنفس گیاه نقش دارد.(در چرخه TCA و Glycolyses وجود دارد)
نکته 298 : یون های رقیب با پتاسیم شامل H+ ، NH4+ ، Ca2+ ، Mg2+ و در برخی شرایط Na+ می باشند. اما بیشترین رقابت را Ca2+ دارد.
نکته 299 : در اثر کمبود پتاسیم، گیاه تحمل کمتری را نسبت به خشکی، نسبت به اسیب سرما، نسبت به بیماری های قارچی، نشان می دهد و به شرایط شوری حساسیت بیشتری نشان می دهند. همچنین در اثر کمبود پتاسیم، تشکیل کلروپلاست و میتوکندری با مشکل روبرو شده و از نظر میکروسکوپی رشد بافت های گیاه غیر طبیعی می شوند و همینطور تشکیل آوند های چوب و آبکش با وقفه روبرو می شود.
نکته 300 : سفیدک گندم، پوسیدگی ریشه و مرگ زمستانی یونجه از اثار کمبود پتاسیم است.
نکته 301 : پتاسیم حساسترین عنصر به تهویه است و فشرده کردن خاک جذب پتاس را بیشتر از سایر عناصر کاهش می دهد.
نکته 302 : در گیاهان دچار کمبود کلسیم، پلی فنول ها به همراه پروتیین ها و ترکیبات ملانین اکسیده شده و ریشه سیاه رنگ می شود.
نکته 303 : کلروز توتون یا خفگی شنی مربوط به کمبود منیزیم است.
نکته 304 : مقدار آبی که برای آبشویی بور در خاک لازم است 4 برابر آبی است که برای نمک زدایی لازم است. چون بور به اشکال مختلف جذب هوموس و رس است و آزاد نیست.
نکته 305 : دامنه ضروری بودن و سمیت بور خیلی کوتاه است. حد کمبود و زیاد بود بور در برگهای جوان 1-5 PPM است.
نکته 306 : در اثر کمبود بور در چغندر پوسیدگی طوقه و مرکز ریشه رخ می دهد و در شلغم ریشه ها توخالی و شکننده می شوند و در کرفس ساقه ها ترک می خورند. به طور کلی در شرایط کمبود بور در گیاه، بیماری شانکر (چوب پنبه ای شدن) ایجاد می گردد.
نکته 307 : سرطان گیاهی Girdle یا Canker به علت کمبور بور بوجود می اید.
نکته 308 : بور هم به صورت مولکولی (H3BO3) و هم یون (H2BO3-) می تواند جذب گیاه شود.
نکته 309 : مقدار مولیبدن در خاک به PH خاک بستگی دارد و هرچه PH خاک به طرف قلیایی و خنثی برود مولیبدن کمتری جذب خاک می شود.
نکته 310 : در شرایط شدید کمبود مولیبدن در گیاه، سلول های بین رگبرگها اصلاً تشکیل نمی شود و فقط رگبرگها باقی می مانند که به این حالت دم شلاقی (Whip Tail) می گویند.
نکته 311 : هر چه شاخص نمک بیشتر، درصد عناصر غذایی کود کمتر است و حلالیت آن بیشتر و شوری آن نیز بیشتر است.
نکته 312 : اگر مقادیر جذب شده فسفر در خاک را در مقابل لگاریتم فسفر باقی مانده در خاک قرار دهیم همدماهای جذب فسفر بدست می اید.
نکته 313 : A-Value یکی از معیار های تشخیص مقدار مواد غذایی قابل استفاده در خاک است و عبارت است از مقدار ماده غذایی قابل استفاده در خاک (Kg/Ha) بر حسب واحد استاندارد کود (Kg/Ha)
نکته 314 : کود های بازی : کودهای هستند که پس از مصرف، اسیدیته باقی مانده خاک را کاهش و PH آنرا افزایش می دهند.مثل نیترات کلسیم
نکته 315 : ضریب شوری کود : نسبت کاهش پتانسیل اسمزی در محلولی که حاوی کود است به کاهش پتانسیل ایجاد شده بر اثر همان مقدار از نمک نیترات سدیم، ضربدر صد
نکته 316 : در تعریف عناصر سنگین می توان گفت که عناصری هستند که وزن مخصوص آنها بیش از پنج مگا گرم بر متر مکعب است.
نکته 317 : E-Value : فسفر قابل دسترس یا همان فسفر لبیل (مجموع فسفر محلول و تبادلی) را اندازه می گیرد.
نکته 318 : در خاک های سرد جذب عناصر غذایی توسط گیاه کم بوده و با افزایش درجه حرارت حذب عناصر غذایی افزایش می یابد
نکته 319 : بیشترین نیاز گیاه به ازت در مرحله پیش از به گل رفتن است.
نکته 320 : ذراتی که از 0.1 میکرون کوچکترند خاصیت کلوییدی دارند.
نکته 321 : کانی های اولیه، مستقیماً از طریق سرد شدن مواد مذاب درون زمین در داخل یا خارج زمین تشکیل می شوند. این کانیها منشاء تمام عناصر و کانی های ثانویه روی زمین هستند و در بخش شن و سیلت وجود دارند.
نکته 322 : انواع کانی های اولیه عبارتند از : کوارتز، فلدسپار، میکا، آمفیبول و پیروکسن، الیوین و آپاتیت
نکته 323 : فلدسپار ها منشاء تمام سدیم و بخش عمده کلسیم و پتاسیم موجود در خاک می باشند. که شامل ارتوکلازها و پلاژیوکلازها می باشند.
نکته 324 : در خاکهای جوان کانی های اولیه بیشتر است و در خاکهای اکسی سول یا خاکهای مناطق گرم و مرطوب، تنها کانی اولیه موجود در آنها کوارتز است.
نکته 325 : کانی های ثانویه به دو صورت در خاک تشکیل می شوند. یا از تغییر کانی های اولیه حاصل می ایند (مثل ایلایت که از تغییر میکا بوجود آمده است) و یا از طریق پدوژنیک، یعنی ترکیب عناصر موجود در خاک و بوجود آمدن کانی جدید (مثل کائو.لینایت، Fe2O3 یا CaCO3 ) و دیگر به کانی اولیه بر نمی گردد.
نکته 326 : کانی های اولیه در دمای بالا تشکیل می شوند ولی کانی های ثانویه در دمای سطح زمین تشکیل می گردند.
نکته 327 : مینرال عبارتست از یک ماده معدنی هموژن با ترکیب شیمیایی معین و دارای خصوصیات فیزیکی مشخص از قبیل رنگ و شکل و...
نکته 328 : آهک از باز قوی و اسید ضعیف ایجاد شده پس نمکی قلیایی است. و سولفات کلسیم که از باز و اسید قوی تشکیل شده است، نمکی است خنثی
نکته 329 : خاکهای گچی - آهکی PH کمتری نسبت به خاک های آهکی دارند که گچ ندارند بدلیل وجود یون مشترک کلسیم
نکته 330 : Na2CO3 بدلیل حلالیت زیاد و رسوب دادن کلسیم، باعث دیسپرس شدن زیاد خاک می شوند .
نکته 331 : سولفات های سدیم و منیزیم بدلیل حلالیت زیاد باعث شوری خاک می شوند ولی سولفات کلسیم بدلیل حلالیت کمی که دارد، باعث شوری خاک نمی شود.
نکته 332 : آهک و گچ به اندازه سیلت هستند. و حلالیت گچ از آهک بیشتر و حدود دو گرم بر لیتر می باشد.
نکته 333 : برای جلوگیری از تشکیل خاکهای اسید سولفاته باید در خاکهای ماندابی، قبل از زهکشی کردن به آنها آهک اضافه کنیم.
نکته 334 : اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن به عنوان عامل تحکیم و استحکام خاکدانه ها عمل می کنند.
نکته 335 : در Fe3+ به ازای افزایش هر واحد PH ، هزار بار فعالیت Fe3+ کم می شود و در Fe2+ فعالیت صد بار کم می شود.
نکته 336 : گیاه حداقل 10-6 مولار آهن احتیاج دارد.
نکته 337 : تبادل فیمابین یک کاتیون از محلول خاک با کاتیونی در سطح مواد مبادله کننده فعال را تبادل کاتیونی می نامند.
نکته 338 : معمولاً ظرفیت تبادل کاتیونی خاک های محتوی رس سیلیکاته را بوسیله محلول های بافر در PH های 7 و 8.2 اندازه گیری می کنند. ولی در خاک های اسیدی اکسیدی که ظرفیت تبادل کاتیونی عمدتاً تابع PH است اندازه گیری بوسیله محلول های غیر بافر نظیر KCl و در PH طبیعی خاک صورت می گیرد. به این ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت تبادل کاتیونی موثر Effective CEC می گویند.
نکته 339 : نقطه صفر بار الکتریکی (ZPC) بای توصیف فراوانی نسبی بارهای الکتریکی مثبت و منفی بر کلویید های خاک استفاده می شود. و عبارت است از PH ی است که در آن بارهای الکتریکی مثبت و منفی کلویید های خاک با هم مساوی هستند.
نکته 340 : هر چه ZPC کانی بالاتر باشد در دامنه وسیع از PH دارای بار مثبت است.
نکته 341 : فراوانترین فرم الومینیوم آزاد در خاک گیبسایت AL2(OH)6 می باشد.
نکته 342 : ZPC گیبسایت بالاتر از اکسیدهای آهن است.
نکته 343 : تنوع اتصال در تتراهدرال بیشتر از اکتاهدرال است.
نکته 344 : کلسیم، پتاسیم و سدیم چون بزرگ هستند در ساختمان اکتاهدرال قرار نمی گیرند ولی لیتیم و منگنز می تواند در این ساختمان قرار بگیرند. و در مورد تتراهدرال عناصری مثل سیلیسیم، الومینیوم، مس و لیتیم می توانند در ساختمان آن قرار بگیرند.
نکته 345 : پیوند غالب در سیلیکات ها پیوند یونی می باشد. خصوصاً در درون آنها
نکته 346 : پیوند یونی جهت دار نبوده و قدر ت پیوند ها با هم براقر نیست برعکس پیوند کووالانسی
نکته 347 : خصوصیات فیزیکی کانی ها تابع ضعیف ترین پیوند (واندروالس) می باشد.
نکته 348 : جایگزینی هم شکل یا ایزومورفیک، فقط به اندازه یون بستگی دارد و ارتباطی با بار یون و غیره ندارد. این جانشینی در زمان تشکیل کانی به وقوع می پیوندد و بعد از تشکیل کانی دیگر ما جایگزینی هم شکل نداریم.
نکته 349 : Unit Cell یا واحد سلولی : کوچکترین واحد تکرار شونده در ابعاد A ، B و C ساختمان یک کریستال می باشد. که به نصف آن واحد فرمولی می گویند.
نکته 350 : یکی از انواع کانی های سیلیکاته، کانی های فرم 1:1 می باشند. که ضخامت این نوع کانی ها در بعد C به اندازه قطر سه اکسیژن می باشد یعنی برابر است با 7.9 انگسترم، البته C.Spacing که بوسیله X ray اندازه گیری می شود در مورد این کانی ها برابر است با 7.2 انگسترم
نکته 351 : پیوند بین لایه ها در رس های 1:1 ازنوع پیوند قوی هیدروژنی است. این پیوند در رس های 1:1 سه خاصیت مهم را تحت تاثیر قرار می دهد.
1) اندازه ذره یا کانی : طبق یک قانون کلی، هرچه پیوند بین لایه ای قوی تر باشد در نتیجه اندازه رس بزرگتر خواهد بود. که در مورد رس های 1:1 این قانون ثابت بوده و اندازه آنها عموماً درشت می باشد.
2) سطح ویژه : به دلیل اندازه درشت، این رس ها سطح ویژه کمی دارند و همه آنها فاقد سطوح درونی هستند.
3) انبساط و انقباض : بدلیل پیوند بین لایه ای قوی در اینها، انبساط و انقباض را نداریم.
نکته 352 : هالوسایت که از نوع رس های 1:1 می باشد، فرمولی شبیه کائولینایت دارد بااین تفاوت که هیدراته شده و C.Spacing آن نیز بیشتر است.
نکته 353 : کانی های 1:1 فراوانترین و پایدارترین کانیهای سیلیکاتی ثانویه هستند.
نکته 354 : یکی دیگر از انواع کانی های سیلیکاته، کانی های فرم 2:1 می باشند که قطر این کانی ها به اندازه قطر چهار اکسیژن می باشد. در این رس ها هر چه منشا بار در تتراهدرال باشد پیوند بین لایه ای بهتر است و هرچه پیوند بین لایه ای بهتر باشد قدر تپیوند بیشتر است.
نکته 355 : طبقه بندی رس های 2:1 بر اساس بار لایه ای :
1) تالک : فاقد بار لایه ای و فاقد جانشینی هم شکل
1-1) پیروفیلایت Al2Si4O10(OH)2 : دی اکتاهدرال
2-1) تالک Mg3Si4O10(OH)2 : تری اکتاهدرال
2) اسمکتایت :
1-2) جایگزینی در تتراهدرال :
1-1-2) بیدلایت [Al2Si4-XAlxO10(OH)2] X ، بار بین لایه ای 0.25-0.6 می باشد
2-1-2) ساپونایت [Mg3Si4-xAlxO10(OH)2] X
2-2) جایکزینی در اکتاهدرال :
1-2-2) Dioctahedral : مونت موریلونایت [(Al2-xMgx)Si4O10(OH)2] X
2-2-2) Trioctahedral : هکتوریت [(Mg3-xLiX)Si4O10(OH)2] X ، بار لایه ای 0.6 دارد
3) ورمیکولایت : این کانی می تواند از هوادیدگی ایلایت که خود از هوادیدکی میکا حاصل شده است، بوجود اید. بار لایه ای در ورمیکولایت بین 0.6-0.9 می باشد و عمدتاً جایگزینی در تتراهدرال صورت می گیرد. خاکهای که عمده کانی آنها ورمیکولایت است حاصلخیزی خوبی دارند.
4) میکا : بار لایه ای آن یک است و جایگزینی آن عمدتاً در تتراهدرال صورت می گیرد. از نوع دی اکتاهدرال آن می توان به مسکوویت و نوع تری اکتاهدرال آن به بایوتایت اشاره کرد.
نکته 356 : با افزایش قدرت پیوند،ذرات درشت تر شده و سطح ویژه و CEC کاهش می یابد.
نکته 357 : هر چه قدرت پیوند بیشتر با شد، کانی راحت تر ورقه ورقه می شود.
نکته 358 : تئوری توزیع Helmotz : هر جا بار منفی در سطح باشد بار مثبت به شکل یک لایه قرار می گیرد و لایه ثابتی را درست می کند در این مدل ما لایه مضاعف داریم ولی پخشیده نیست. این توزیع کمترین انرژی را دارد.
نکته 359 : اگر غلظت برابر شود قطر لایه مضاعف برابر کمتر می شود پس قطر لایه مضاعف با جذر تغییر غلظت ارتباط معکوس دارد.
نکته 360 : قطر لایه مضاعف با ظرفیت نسبت عکس دارد. اگر ظرفیت دو برابر شود قطر لایه مضاعف دو برابر کمتر می شود.
نکته 361 : هر چه ظرفیت بیشتر و غلظت نیز بیشتر باشد در نتیجه قطر لایه مضاعف کمتر است.
نکته 362 : قطر لایه مضاعف با شعاع هیدراته نیز، نسبت مستقیم دارد و با اندازه خود یون (شعاع غیر هیدراته) نسبت عکس دارد.
نکته 363 : قدرت جایگزینی Ba و Ca تقریباً برابر است و اگر به محلول اشباع از کلسیم، Ba اضافه کنیم. فقط 50 درصد جایگزین می شود و 50 درصد دیگر آن کلسیم باقی خواهد ماند.
نکته 364 : وقتی یک کاتیون دو ظرفیتی می خواهد با کاتیون دو ظرفیتی دیگر تبادل کند دیگر اثر رقیق شدن را نداریم و فقط اثر رقیق سازی برای تبادل کاتیون های با ظرفیت متفاوت است.
نکته 365 : اثر ظرفیت در جذب خیلی بیشتر از غلظت است.(قانون بولتزمن)
نکته 366 : با افزایش شعاع کریستالی یا کاهش شعاع هیدراته جذب بیشتر می شود.
نکته 367 : سهولت آزاد شدن عناصر از کلوییدهای خاک در سری Lyotropic به صورت زیر است.
Li+~Na+>K+~NH4+>Rb+>CS+~Mg2+>Ca2+>Sr2+~Ba2+>La3+>Al3+>Th4+
نکته 368 : مهمترین جذب های اختصاصی عبارتند از :
1) جذب منیزیم بر روی کانی ورمیکولایت
2) جذب NH4+ ، K+ ، CS+ و Rb+ بر روی کانی ورمیکولایت و میکا
3) جذب اختصاصی یون H+ بر روی مواد الی
نکته 369 : تثبیت پتاسیم و آمونیوم در خاک های خنثی و قلیایی انجام می گیرد ولی در خاک های اسیدی پلی مر الومینیوم بین لایه های میکا قرار می گیرد و از کلپس شدن آنها جلوگیری می کند.
نکته 370 : اگر سه محلول با PH معین بسازیم و در یکی از آنها گیبسایت و در دیگری مونت موریلونایت و در سومی کائولینایت، که هر سه اشباع از سدیم هستند وارد کنیم و بهم بزنیم و PH نهایی را اندازه بگیریم می بینیم که PH نهایی در این سه محلول یکسان نیست. در محلولی که گیبسایت بود چون Al(OH)3 بیشترین مقدار هیدروژن را جذب کرده، در نتیجه PH محلول را بالا برده و بعد از آن کائولینایت قرار دارد و PH محلولی که در آن مونت موریلونایت است از همه کمتر است.
نکته 371 : از نکته مطرح شده در بالا باید چنین استنباط می کردید که :
جذب اختصاصی هیدروژن برای کانی های است که بار وابسته به PH زیاد دارند. یعنی در رس های 1:1 و در مواد الی و هیدروکسیدها جذب هیدروژن بیشتر است نسبت به رس های 2:1
نکته 372 : در خاکهای آهکی و قلیایی مقدار بار منفی نسبت به مثبت بیشتر است.
نکته 373 : در کلریت که جزء رس های 2:1:1 است، در PH اسیدی هم بار مثبت (بدلیل کروه عاملی) و هم بار منفی (بار دایمی) داریم.
نکته 374 : فراوانترین آنیون های خاک عبارتند از : Cl- ، SO42- و HCO3-
نکته 375 : جذب مولکول ها و آنیون ها پیچیده تر از کاتیون ها است.
نکته 376 : همدماهای جذب، مدل های هستند که جذب آنیون ها را به عنوان جذب در حال تعادل در دمای ثابت نشان می دهند.
نکته 377 : جذب آنیون ها درارای دو مکانیسم بنام جذب اختصاصی و غیر اختصاصی می باشد.
نکته 378 : جذب آنیون ها بر روی بارهای مثبت و بر اساس نیرو های الکترواستاتیک را جذب غیر اختصاصی می گویند. جذب غیر اختصاصی در مورد سه آنیونC l- ، NO3- و SO42- مطرح می باشد و از قوانین بولتزمن پیروی می کند.
نکته 379 : جذب غیر اختصاصی بستگی به PH ، نوع کانی و خصوصیات خود آنیون دارد.
نکته 380 : یک عامل مهم در جذب غیر اختصاصی، PH می باشد. که هر چه PH اسیدی تر باشد جذب آنیونی به صورت غیر اختصاصی بیشتر است.
نکته 381 : جذب غیر اختصاصی در رس های 1:1 و سزکوی اکسیدها خیلی بیشتر است نسبت به بقیه کانی ها، و اینها بیشتر آنیون جذب می کنند تا کاتیون
نکته 382 : جذب اختصاصی : جذبی است که علارقم وجود بارهای منفی در خاک، بعضی از آنیون ها با قدرت زیاد جذب می شوند (مثل : فسفات، فلوئور، آرسنات و کرومات) و جذب درخلاف گرادیان نیروی الکترواستاتیک است. که به این نوع جذب، جذب لیگاندی یا تبادل لیگاندی و یا نفوذ آنیونی نیز می گویند. به این نوع جذب در خاک تثبیت نیز می گویند یعنی قابل برگشت نیست.
نکته 383 : بر خلاف جذب غیر اختصاصی که فقط بر روی بار های مثبت انجام می شود، جذب اختصاصی بر روی نقاط دارای بار های مثبت و نقاطی که اصلاً بار ندارند و یا بار منفی دارند نیز انجام می گیرد.
نکته 384 : جذب فلوئور اختصاصی و جذب کلر غیر اختصاصی است.
نکته 385 : جذب اختصاصی در PH برابر با PKa آن اسید بیشترین مقدار است .
نکته 386 : سلنات و مولیبدات هم جذب اختصاصی دارند اما خیلی کم است.
نکته 387 : اگر فسفر به خاک اضافه کنیم یک مرحله جذب تند یا سریع داریم (24-48 hr) و یک مرحله جذب کند (یک هفته تا یک ماه)، که جذب سریع همان جذب اختصاصی است و البته مقدار کمی هم غیر اختصاصی است.
نکته 388 : واریسایت [Al(OH)2 H2PO4] و استرنگایت [Fe(OH)2 H2PO4] در خاک های اسیدی به دلیل حلالیت کم پایدارند.
نکته 389 : به طور کلی فسفات های آهن و الومینیوم با افزایش PH حلالیت آنها زیاد و با کاهش PH حلالیت آنها کم می شود.
نکته 390 : مکانیسم های جذب مولکولی عبارتند از :
1) مولکولها با گرفتن پروتون، تبدیل به کاتیون شده و جذب بر روی بار های منفی می شوند.
2) با از دست دادن پروتون و یونیزه شدن و تبدیل شدن به آنیون
3) جذب از طریق پیوند های هیدروژنی
4) جذب از طریق پیوند های واندروالسی
نکته 391 : همدماهای جذب، روابط ریاضی هستند که مقدار جذب را به عنوان تابعی از غلظت در حال تعادل نشان می دهند.
نکته 392 : در خاکهای که PH اسیدی دارند تکامل خاک بیشتر و سریعتر است.
نکته 393 : ما در خاکهای اسیدی سمیت الومینیوم را داریم، نه سمیت هیدروژن!
نکته 394 : انواع اسیدیته خاک :
1) اسیدیته فعال : یعنی فعالیت یون هیدروژن در محلول خاک، و با PH متر اندازه گیری می شود
2) اسیدیته تبادلی : یعنی هیدروژنی که به صورت تبادلی بر روی کانیها و کلوئیدهای خاک جذب شده و بوسیله یک نمک خنثی و غیر بافر مثل کلرور پتاسیم قابل تبادل باشد
3) اسیدیته باقیمانده یا رزرو : آن اسیدیته ای است که بصورت بالقوه در خاک وجود دارد و در اثر آزاد شدن الومینیوم و آهن و هیدرولیز آنها در محیط و محلول بوجود می آید. و مقدار آن در خاک از بقیه بیشتر است.
نکته 395 : مجموعه این سه را (اسیدیته فعال، اسیدیته تبادلی و اسیدیته باقیمانده) اسیدیته کل می گویند که برای بدست آوردن آن باید با یک باز [Ca(OH)2] تیتراسیون انجام داد.
نکته 396 : با افزایش PH ، CEC نیز افزایش می یابد و با افزایش CEC درصد اشباع بازی (BS) کاهش می یابد.
نکته 397 : با ثابت ماندن درصد اشباع بازی، PH در سزکوی اکسیدها بیشترین و به ترتیب در رس های 1:1 و 2:1 کمترین مقدار می باشد. و بر عکس با ثابت نگاهداشتن PH ، درصد اشباع بازی در رس های 2:1 بیشترین و به ترتیب در رس های 1:1 و سزکوی اکسیدها کمترین مقدار می باشد.(برای فهم بهتر می توانید نمودار آنرا با توضیحات بالا رسم کنید)
نکته 398 : قدرت بافری در خاکهای اسیدی : مقاومت در برابر افزایش PH را گویند، ظرفیت بافری در این خاکها در اثر اسیدیته باقی مانده در خاک، که شامل پلی مرهای الومینیوم، منگنز و آهن می باشد ایجاد می شود.
نکته 399 : قدرت بافری در خاکهای آهکی یا قلیایی : یعنی مقاومت در برابر کاهش PH ، و در اثر نمک های قلیایی در خاک ایجاد می شود که نمک های قلیایی همان کربنات و بی کربناتها هستند. بیشترین قدرت بافری مربوط به خاکهای آهکی است.
نکته 400 : مهمترین دهنده الکترون در خاک مواد الی است و اصلی ترین گیرنده الکترون O2 است.